پماد درمان بواسیر
وردپرس 24
پماد درمان بواسیر
وردپرس 24

ایمان پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم

کلمه رب در آیه شریفه: «بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ » و اضافه شدنش به ضمیرى که به الرسول برمى گردد دریائى پرموج از معنا و مفهوم را نشان مى دهد.

ایمان پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم

 

کلمه رب در آیه شریفه: «بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ » و اضافه شدنش به ضمیرى که به الرسول برمى گردد دریائى پرموج از معنا و مفهوم را نشان مى دهد.

ربّ به معناى مالک، فرمانروا، مدبّر، و پرورش دهنده است، مالکى که به مملوکش از ابتدائى که آفریده مى شود نظر رحمت، لطف، احسان، و روزى دهى در دو جهت مادى و معنوى دارد، و همه وسائل رشد و تربیت و کمال را براى او بى دریغ فراهم مى آورد، و زحمات مثبت مملوک را به احسن وجه پاداش و جزا مى دهد، و وى را با قبول تربیت مدبّر به اوج رفعت و عظمت مى رساند.

قرآن که دربردارنده ى تمام مایه هاى سعادت دنیا و آخرت است، و جامع همه علوم کتاب هاى آسمانى، و معجزه جاوید نبوت آخرین سفیر، و از نظر ظاهر داراى ابتدا و از نظر باطن و مفهوم بى انتهاست، جلوه ى ربوبیت حضرت حق است بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ.

اضافه رب به ضمیرى که در آیه ى به الرَّسُولُ باز مى گردد اضافه ى تشریفیه است که این اضافه نشان دهنده جایگاه رفیع و مقام عالى و عظمت و شخصیت بى نظیر پیامبر بزرگوار اسلام است.

پروردگار مهربان رب العالمین است، ولى در آیه شریفه به طور ویژه به یک فرد اضافه شده: من ربه تا عقول جهانیان را به بزرگى و شرافت و کرامت پیامبر اسلام توجه دهد.

پیامبر بزرگ اسلام از نظر ظرفیت عقلى و گنجایش روحى و سعه ى صدر نمونه و مانند ندارد به همین خاطر به او عقل کل و روح هستى، و عرش معنوى الهى لقب داده شده است.

مظروف این ظرف و معدن با عظمت علمى سرشار و فراگیر، و ایمان و عشق به خداست، ایمانى که هم چون آن گوهرى در دریاى وجود یافت نمى شود، و عشقى که همانند کیفیتش در قلبى وجود ندارد.

او با چشم دل خدا را آن گونه که هست مى دید، و با این که در دنیا بود در قیامت زندگى مى کرد، و فرشتگان براى تبرک جستن به او بر او نازل مى شدند، و جبرئیل وحى دریافت شده از حق را به او هدیه مى کرد، و آسمان و زمین که سقفى بر سرش و فرشى زیر پایش بودند بر او مباهات و افتخار مى نمودند.

معرفت و آگاهى اش به خدا و صفات و اسماء او کامل بود، و در این زمینه بر همه اهل معرفت از فرشتگان و جن و انس برترى داشت و ایمانش به حق و دلبستگى اش به محبوب محصول این معرفت و آگاهى بود.

وقتى نتوانستیم یک نعمت بهشت که یک نعمت ابدى است مانند یک درخت، یک چشمه، یک مسکن طیب را از نظر قیمت ارزیابى کنیم کجا مى توانیم هشت بهشت را قیمت گذارى کنیم و چون نتوانیم رضوان الله را که اکبر از جنات است قیمت گذارى کنیم کجا قدرت داریم مایه ایمان و علم و معرفت پیامبر و عبادتش را که همه و همه ریشه جنات و سبب رضوان الهى است از نظر ارزش قیمت گذارى نمائیم، قیمت ایمان و بینش و بصیرت و عبادت او بى نهایت است و به تناسب این مظروف ها ظرف هم داراى قیمت بى نهایت است، او والاترین و بهترین و برترین مخلوق آفریده شده حق است، در همه جهان هستى مخلوقى نه این که هم وزن او نیست، بلکه نمى توان احدى را با او نسبت گیرى کرد، از امیرمؤمنان که خود گل سرسبد انسانیت و عین کمالات و محض حقایق است و جز خدا و پیامبر کسى او را نشناخت و پس از پیامبر احدى به وزن معنوى او نمى رسد روایت شده که مى فرمود:

«انا عبد من عبید محمد صلى الله علیه و آله»

وجود مقدسش با فرهنگ رسالت، و معرفت و آگاهى و عقلش معما رسانده بهشت براى همه جهانیان، و ارزش ها و کمالاتش زمینه ساز جذب رضوان الله اکبر براى همه انسان هاست، مگر نه این است که رب و مدبر و مربى اش پروردگار مهربان در رابطه با سرمایه عظیم وجودى اش در قرآن مجید فرموده:

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ: «1»

و ما تو را جز مهر و رحمت براى همه جهانیان نفرستادیم آرى وجودش رحمت خدا بر همه جهانیان از ابتدا تا انتهاست، اگر همه بدون استثناء از قرآن او و فرهنگ او و نبوت او و سنت و که جز رحمت براى همگان نیست در جهت رشد عقل و روح و بیدارى قلب و بکار گرفتن اعضا و جوارح در مسیر امور مثبت بهره مند شوند، به بهشت عنبر سرشت در آیند و لقمه اى براى معده دوزخ باقى نخواهد ماند.

گستردگى و حجم ظرفیت قلب مبارک او را با شناخت قرآن مجید بشناسید.

قرآن کتابى است که بنا به نقل شیعه و سنى از قول پیامبر:

«لا تحصى عجائبه و لا تبلى غرائبه:» «2»

شگفتى هایش شمرده نشود، و به عدد در نیاید، ارزش هایش کهنه نگردد.

کتابى است که پس از قرن ها از نزولش هنوز بر آن تفسیر جدید مى نویسند، و مطالب نو و تازه از آن کشف مى کنند، در حالى که پیشرفت علوم در همه رشته ها نتوانسته بر آن نقص و عیب بگیرد و آینده هم نخواهد توانست به آن کم ترین اشکال و ایرادى وارد کند، و چنانچه دانش بشر هزاران برابر امروز پیشرفت کند ذره اى از حقایق او را نمى تواند از میدان بیرون نماید. این قرآن که از افق علم حضرت طلوع کرده، و جلوه ربوبیت و حکمت و دانش و عدالت خداست و براى مفاهیم و معانى بلندش هرگز نمى توان نهایتى تصور کرد با بدرقه فرشته اعظم ملک مقرب جبرئیل امین با همه هویتش بر قلب مبارک محمد نازل شد وه چه قلبى و چه ظرفى با چه وسعت و گستردگى که توانسته مفاهیم بى نهایت را در خود جاى دهد.

وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعالَمِینَ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ، عَلى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ: «3»

و بدون تردید این کتاب نازل شده پروردگار جهانیان است، که روح الامین آن را از صقع علم ربوبى بر قلب تو نازل نموده است، تا از بیم دهندگان باشى.

از رسول اسلام روایت شده است:

«ان هذه القلوب اوعیة فخیرها اوعاها:» «4»

قطعاً این دل ها مانند ظروفند، پس بهتر از همه دلى است که گنجایش بیشتر است.

و دلى مانند دل او در همه آفرینش از نظر گنجایش و وسعت معنوى بالاتر و بهتر نبود، دلى که ظرف قرآن مجید شد و خورشید وحى از افقش طلوع بى غروب کرد.

شرح صدر یا به عبارت دیگر حوصله، آن چنان در باطن حضرت و سینه مبارکش شدت داشت که گوئى آن سینه پاک فضاى هستى را در خود جاى داده و مواقع نجوم بود، با همان شرح صدر سیزده سال در مکه و حدود ده سال در مدینه در برابر آن همه آزار و اذیت، تهمت و افترا، ظلم و ستم، جنایت و خیانت مشرکان و منافقان در راه هدفش که هدایت مردم و اعلاى کلمه توحید بود با کمال بزرگوارى و کرامت دوام آورد و لحظه اى از اداى تکلیف و اجراى مسئولیت باز نایستاد.

مقامات روحى و معنوى اش، کمالات باطنى و فضائلش در افقى است که هیچ ملک مقرب و نبى مرسلى به آن نمى رسد، و جایگاه شخصیتش جایگاهى است که پرواز عقول به آنجا امرى غیر ممکن و محال است.

این همه عظمت و جلالت، و شخصیت و کرامت که به راستى از دسترس افهام خارج است محصول ایمان آن حضرت به حقایقى بود که به عنوان قرآن به او وحى شده بود.

قلب مقدس و عرشى اش همه حقایق ما أُنْزِلَ إِلَیْهِ را باور قطعى داشت و در فضاى آن حقایق زندگى مى کرد و بر اساس آن باور انجام تکلیف مى نمود.

از شهر علم الیقین و عین الیقین عبور کرده و براى ابد ساکن سرزمین حق الیقین شد، و پس از آن به کوى من الخلق الى الحق و من الحق فى الحق وارد گشته و من الحق به سوى خلق به اذن حق آمد تا افتادگان در دوزخ ضلالت و گمراهى را خارج ساخته و پس از رشد عقلشان و تزکیه نفوسشان با تلاوت آیات و تعلیم حکمت به سعادت دنیا و به بهشت آخرت و جنت خاص رضوان الله برساند.

با این که در آیه ى شریفه آمَنَ الرَّسُولُ راه باز بود که ایمان او یک جا در فراز و المؤمنون کل بیان شود ولى سخن از ایمان آن حضرت به طور جداگانه و خاص به میان آمد تا نشان دهد که ایمان او برترین ایمان و بالاترین و والاترین ایمان است.

امیرمؤمنان (ع) در رابطه ى با شخصیت معنوى و عظمت روحى پیامبر اسلام مى فرماید:

«حَتَّى اءَفْضَتْ کَرَامَةُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إ لى مُحَمَّدٍ ص، فَاءَخْرَجَهُ مِنْ اءَفْضَلِ الْمَعَادِنِ مَنْبِتا، وَ اءَعَزِّ الْاءَرُوماتِ مَغْرِسا، مِنَ الشَّجَرَةِ الَّتِى صَدَعَ مِنْها اءَنْبِیَاءَهُ، وَ انْتَجَبَ مِنْهَا اءُمَنَاءَهُ، عِتْرَتُهُ خَیْرُ الْعِتَرِ، وَ اءُسْرَتُهُ خَیْرُ الْاءُسَرِ، وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ الشَّجَرِ، نَبَتَتْ فِى حَرَمٍ، وَ بَسَقَتْ فِى کَرَمٍ، لَها فُرُوعٌ طِوالٌ، وَ ثَمَرَهٌ لاتُنالُ، فَهُوَ إ مامُ مَنِ اتَّقى، وَ بَصِیرَةُ مَنِ اهْتَدى، سِرَاجٌ لَمَعَ ضَوْءُهُ، وَ شِهابٌ سَطَعَ نُورُهُ، وَ زَنْدٌ بَرَقَ لَمْعُهُ، سِیرَتُهُ الْقَصْدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ، وَ کَلَامُهُ الْفَصْلُ، وَ حُکْمُهُ الْعَدْلُ:» «5»

تا آن که کرامت خداوند سبحان منتهى به محمد (علیهما السلام) شد، او را از برترین معادن رویانید، و در عزیزترین سرزمین ها کاشت، از همان درختى که پیامبرانش را از آن آشکار ساخت، و امناى خود را از آن انتخاب نمود عترتش بهترین عترت ها، و دودمانش برترین دودمان ها و شجره اش بهترین شجره ها است، شجره اى که در حرم روئید، و در عرصه کرامت و مجد به رشد رسید، شجره اى که شاخه هاى بلند دارد، و میوه هائى که دور از دسترس است، به این جهت امام تقواپیشگان و وسیله بصیرت هدایت یافتگان است. چراغى است درخشان، ستاره اى فروزان، و آتش گیره اى با شعله هاى زبانه دار، روشش حد وسط و معتدل، طریقه اش رشد، کلامش جدا کننده حق از باطل و حکمش عدل محض است.

حقایقى که امام مؤمنان و محبوب عارفان، حضرت على (ع) در این فرازها بیان کرده، همه و همه از آثار ایمان پیامبر بزرگ اسلام بما انزل الیه من ربه است، قلمم یاراى نوشتن عظمتش را ندارد، فکرم در برابر بیان شخصیت او از حرکت بازمانده، خود را چون ذره اى معلق در هوا در برابر جوّ بى انتهاى کرامتش مى بینم، تنها نظرى که درباره ى او مى توانم داشته باشم یک جمله است که مى تواند عمق آن همه هویت الهى او را نشان دهد و آن این جمله است: آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- انبیاء 107.

(2)- کافى ج 2 باب فضل قرآن ص و کنزالعمال ج ص

(3)- شعراء 194- 192.

(4)- الجامع الصغیر ج 1 ص 386.

(5)- نهج البلاغه خطبه 93.

 

مطالب فوق برگرفته شده از:

کتاب   : تفسیر حکیم جلد هفتم

نوشته  : استاد انصاریان



نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر