روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها

گل به خودی آمریکا

باز هم بحث اعتراضات مردم در مخالفت با افزایش قیمت سوخت در کشوری از جهان سر و صدا بلند کرده، اعتراضاتی که هیچ ربطی به آمریکایی ها ندارد اما مشاهده می شود آنها تلاش دارند نهایت سوء استفاده را از این ماجرا انجام دهند.

گل به خودی آمریکا

نمی توان انکار کرد که تقریبا همه در ایران توقع داشتند که قیمت بنزین و سوخت در کل دیر یا زود تغییر یابد و همه روز شماری می کردند که کی این ماجرا شروع خواهد شد و به چه صورتی خواهد بود.

طبق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی دولت موظف بود بنزین را تا سقف قیمت فوب خلیج فارس عرضه کند و این اختیار را داشت که برای تعادل قیمت هر سال این افزایش قیمت را اعمال کند.

طی این شش سال ایران به صورت میانگین شاهد تورم بیش از 25 درصد بود که خوب طبیعتا می بایست روی نرخ کالای مختلف اعمال می شد اما دولت تلاش کرد قیمت ارز و طلا و ... را با فشار نگه دارد و خوب علیرغم اینکه در دوران دولت قبلی تلاش شده بود بحث پرداخت یارانه توسط دولت خاتمه یابد اما مشاهده می شد اینبار یارانه های پینهان وارد اقتصاد ایران شدند.

اما به دلایل سیاسی طی شش سال اخیر این کار انجام نشد و قیمت بنزین از زمانی که آقای روحانی به قدرت رسید تغییر نکرد.

یکی از اصلی ترین دلایل نیز این بود که دولت تلاش داشت در شرایط مختلف از مواجهه با اعتراضات احتمالی مردم پرهیز کند.

در برهه ای بحث انتخابات مجلس مطرح بود و دولت امیدوار بود همپیمانانش بتوانند کرسی های مجلس را کسب کنند و پس از آن بحث برجام بود که به دلیل حساسیت آن دولت تشخیص داده بود تا قبل از به توافق رسیدن شرایط داخلی کشور ثبات داشته باشد تا پشتوانه مذاکره کنندگان قویتر باشد و بعد از آن باز هم بحث انتخابات ریاست جمهوری مطرح بود.

طبیعتا این ماجرا نمی توانست ادامه یابد و خوب مشاهده کردیم در مرحله اول دولت فشار بر فنر قیمت ارز و طلا را برداشت تا قیمت این دو کالا که معیار اصلی قیمت گذاری بقیه کالا ها می باشد به قیمت واقعی خود افزایش یابد.

با توجه به افزایش قیمت ارز طبیعی بود که قیمت سوخت هم باید افزایش می یافت اما برای اینکه این شوک به یکباره به جامعه وارد نشود ظاهرا دولت تشخیص داد این کار را در مرحله بعدی انجام دهد.

اگر با مسئولین دولتی صحبت کنید به شما می گویند که دولت تلاش کرد راهکار های مختلف برای جبران بودجه خود را استفاده کند اما در همه موارد با مخالفت های سیاسی جناح های مختلف مواجه می شد و همه برنامه هایش با سد این مخالفت ها برخورد می کرد.

شاید یکی از دلایلی که دولت تلاش کرد این تصمیم را دور از اطلاع تعداد زیادی از نمایندگان مجلس انجام دهد و همه را در کار انجام شده قرار دهد هم همین مساله بود.

دولت باور داشت که اگر بخواهد این طرح را به مجلس ببرد قطعا نمایندگان مجلس، که سه ماه دیگر برای انتخابات باید پاسخگوی رای دهندگان باشند، با طرح مخالفت خواهند کرد، وتلاش خواهند داشت حد اقل ماجرا را تا بعد انتخابات به تاخیر بیاندازند؛  از سوی دیگری به قول آقای روحانی خزانه خالی است و دولت دیگر نمی تواند هزینه یارانه پنهان سوخت را تامین کند.

در این راستا دولت تصمیم گرفت فقط قیمت بنزین را افزایش دهد تا این افزایش قیمت روی هزینه حمل و نقل کالای بین شهری که عموما با استفاده از گازوییل انجام می شود تاثیر نگذارد.

به هر صورت شوک تغییر قیمت بسیار بالا بود و خوب طبیعتا مردم مخصوصا اقشار ضعیف جامعه را ناراضی کرد.

باید اینجا توجه داشت که وقتی در مورد اقشار ضعیف جامعه صحبت می کنیم یعنی پایگاه اجتماعی اصلی حامی نظام جمهوری اسلامی در ایران و قطعا این قشر برای مخالفت با نظام به خیابان نمی آیند بلکه برای مخالفت با تصمیم های دولتی.

نمی توان انکار کرد که تحریم ها در ماجرای خالی کردن خزانه دولت ایران بی تاثیر نبوده و اگر دولت ایران پول کافی در اختیار داشت شاید به پرداخت یارانه پنهان سوخت ادامه می داد، اما تصور اینکه آمریکایی ها توانسته اند کاری انجام دهند که مردم ایران را به خیابان ها بکشانند یک تصور اشتباه است چون شاید اگر دولت تصمیم می گرفت قیمت بنزین را به صورت مرحله ای یعنی طبق سابق چیزی حدود بیست درصد در سال افزایش دهد باز مردم چنین واکنشی را نشان نمی دادند.

به این دلیل می توان گفت حضور مردم در خیابان ها به دلیل تصمیم شوک آور دولت بوده و نه به دلیل تشویق آمریکایی ها وتیم آقای ترامپ نباید امیدوار باشند از این ماجرا امتیازی به دست آورند.

باید توجه داشت که به دلیل تحریم های ظالمانه ای که ایالات متحده بر علیه مردم ایران اعمال می کند مردم ایران نفرت شدیدی نسبت به سیاسات مداران آمریکایی دارند و حمایت و یا تشویق آنها منجر می شود مردم ایران حتی در مورد اعتراضات به حق خود نیز تجدید نظر کنند.

در جریان این اعتراضات مشاهده می شود که سه گروه در میدان بودند.

یک گروهی که واقعا بابت ماجرای سوخت و مشکلات معیشتی خود ناراضی بودند و می خواستند صدای خود را به مسئولین برسانند که بخش بزرگ و اصلی اعتراض کنندگان را تشکیل می دادند.

گروه دوم گروهی از ارازل و اوباش که مانند دیگر کشورها از فرصت ها سوء استفاده می کنند و در بهبهه اعتراضات به دنبال سرقت اموال عمومی و تجارت خانه های مردم هستند.

گروه سوم آنهایی هستند که وابسته به گروه های مخالف نظام هستند که معمولا پایگاهی میان مردم ندارند ولی از هر فرصتی جهت موج سواری بر اعتراضات به حق مردمی سوء استفاده می کنند و تلاش می کنند این اعتراضات را به نام خود مصادره کنند تا بتوانند از حامیان مالی خود پول بیشتری دریافت کنند.

معمولا این گروه سوم تلاش می کنند چند نفر را به میان معترضان بفرستند و شعارهایی بر علیه نظام سر دهد و بعد از آنها تصویر تهیه کنند و توسط رسانه های مخالف منتشر کنند تا این ذهنیت را القا کنند که همه اعتراض کنندگان بر علیه نظام اعتراض می کنند، در حالی که با توجه به صبغه اجتماعی اعتراض کنندگان این ماجرا به هیچ وجه صحت ندارد.

تا به حال هر بار مردم در ایران خواسته اند تا به دنبال حقوق به حق خود باشند گروه های دوم و سوم اعتراضات مردمی را به بیراهه کشانده اند و در نهایت اعتراضات به هیچ جا نرسیده در حالی که اگر معترضین اجازه نمی دادند این گروه دوم و سوم میان آنها نفوذ کنند احتمالا می توانستند حد اقل مثلا دولت را متقاعد کنند اگر از تصمیم خود نمی تواند عقب نشینی کند حد اقل مثلا سهمیه بنزین ماشین ها را افزایش دهد.

نکته جالبی که اینبار در این اعتراضات وجود داشت این بود که شورای عالی امنیت ملی ایران این امکان را پیدا کرد تا دستور دهد اینترنت خارجی در کشور قطع شود و اینترانت ملی فعال شود.

شاید اگر تحریم های آمریکا نبود امکان اجرای طرح اینترانت ملی وجود نداشت.

به دلیل تحریم های ایالات متحده و خودداری شرکت های بین المللی از همکاری با شرکت های ایرانی اکثر این شرکت ها مجبور شدند سرور های خود را به داخل کشور منتقل کنند و امکان فراهم شدن زمینه برای ایجاد اینترانت ملی را ایجاد کنند.

اهمیت این ماجرا در این است که ایالات متحده و عربستان سعودی و اسراییل با ملیاردها دلار هزینه پایگاه هایی را ایجاد کرده اند تا در زمان مناسب بتوانند بر علیه دیگران مخصوصا ایران از آنها استفاده کنند و خوب مشاهده کردیم که این پایگاه ها در ماجراهای دیگر کشورها بسیار موثر بودند و قبلا هم در ایران نیز تاثیر گذار بودند وچون تعطیلی اینترنت می توانست روی فعالیت های اقتصادی مملکت تاثیر بگذارد امکان قطع کردن آن وجود نداشت.

حالا می توان گفت یکی گل به خودی های آمریکایی ها در این بود که آنها با تحریم های اشتباه خود این زمینه را فراهم کردند که حتی اگر ایران خطوط اینترنت بین المللی را قطع کند درون کشور مشکلی برای تجارتخانه ها و بانک ها و رسانه هایی که سرور های خود را به داخل کشور منتقل کرده اند ایجاد نشود وارتش مجازی ای را که با ملیاردها دلار هزینه برای جنگ مجازی با ایران آماده بودند همه بی کار بمانند.

یکی دیگر از گل هایی که آمریکایی ها در این زمینه خورده اند این است که با توجه به قطعی اینترنت دیگر امکان ارتباط میان عوامل آنها در داخل کشور میسر نیست، گو اینکه برخی شایعات مبنی بر اینکه عوامل آنها از سرویس های خطوط بین المللی مانند عوامل آنها در عراق استفاده می کنند وجود دارد، اما به هر حال با توجه به گستردگی سرزمینی امکانات ارتباطی آنها چه با عوامل بسیار مشکل است و خوب ابزار تحریک و تهییج مردم توسط رسانه های گروهی نیز از آنها سلب شده.

نکات مطرح شده در این مقاله، نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده بوده و الزاماً عقاید هیئت تحریریه اسپوتنیک را بازتاب نمی دهد.

نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر