شاخص هموزن از تورم عقب ماند
محمد موذن، کارشناس بازار سرمایه با اشاره به تورم ماهانه دیماه این متغیر را معیاری روشن برای سنجش عملکرد واقعی بورس دانست و گفت: در چنین فضایی، شاخص کل با رشد 15 درصدی توانست بازده واقعی مثبتی در محدوده 7 درصد ثبت کند، اما شاخص هموزن با رشد حدود 4 درصدی عملا از تورم عقب ماند و بازده واقعی منفی را برای بخش بزرگی از بازار رقم زد.
او این واگرایی را نشانهای از ماهیت غیر فراگیر رشد دیماه ارزیابی کرد و افزود: شکاف معنادار میان شاخص کل و هموزن تاکید میکند که رشد بازار بیشتر حاصل تمرکز نقدینگی بر نمادها و صنایع بزرگ و خاص بوده و بدنه اصلی بازار از این رشد منتفع نشده است.
موذن در تشریح عملکرد صنایع توضیح داد: در سطح صنایع، فرآوردههای نفتی با رشد 31 درصدی در صدر بازدهی قرار گرفتند؛ رشدی که بیش از آنکه ناشی از بهبود متغیرهای بنیادی باشد، به افزایش نرخ دلار پایه از محدوده 70 هزار تومان، یعنی دلار توافقی، به سطوح نزدیک به دلار آزاد در حوالی 130 هزار تومان و تشدید انتظارات تورمی بازمیگردد. پس از این گروه، صنایع شیمیایی با 25 درصد، غذایی با 22 درصد، فلزات اساسی با 21 درصد و زراعت با 20 درصد رشد کردند؛ وضعیتی که نشان میدهد تنها گروههایی قادر به حفظ ارزش هستند که یا ماهیت دلاری دارند یا توان انتقال تورم به قیمت محصولات خود را پیدا کردهاند. صنعت قند و شکر نیز با رشد 15 درصدی صرفا همسطح شاخص کل حرکت کرد و مزیت معناداری ایجاد نشد.
این تحلیلگر بازار سرمایه نیمه دوم دیماه را نقطه تغییر فاز بازار دانست و گفت: با افزایش ابهامات سیاسی و اقتصادی، تشدید ریسکهای سیستماتیک و نااطمینانی نسبت به چشمانداز سیاستگذاری، از اواخر دی و در ادامه در اوایل بهمنماه نشانههای اصلاح قیمتی و رفتاری بهتدریج در بازار نمایان شد. به اعتقاد او، افزایش عرضه، کاهش تمایل به ریسک و افت شتاب ورود نقدینگی نشان میدهد بازار پس از یک دوره رشد سریع، وارد فاز اصلاح شده است.
موذن در جمعبندی تاکید کرد: دیماه هرچند با رشد قابلتوجه برخی صنایع همراه بود، اما هشدارهای جدی در روزهای پایانی آن دیده شد. در شرایط افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی، بورس احتمالا وارد دورهای از اصلاح و نوسان میشود و در این فضا، جهت بازار صرفا به عملکرد شرکتها وابسته نیست، بلکه واکنش سرمایهگذاران به سطح ریسکها و انتظارات اقتصادی نقش تعیینکنندهتری خواهد داشت.
صنایع دلارمحور سپر تورمی دی ماه بودند
هاتف شاملو، کارشناس بازار سرمایه به بررسی عملکرد بورس با توجه به تورم ماهانه پرداخت و گفت: در مورد تورم نقطهبهنقطه دیماه و مقایسه آن با عملکرد بازار سرمایه، باید گفت که در این ماه شاهد واگرایی قابل توجهی بین تورم و بازدهی بخشهای مختلف بازار بودیم. تورم حدود 8 درصدی دیماه فشار قابل توجهی بر اقتصاد وارد کرد، اما بازار سرمایه در برخی صنایع خاص توانست بازدهی بسیار بالاتری را ثبت کند. این بازدهی عمدتا در صنایع دلاریمحور متمرکز بود که با افزایش نرخ دلار پایه از محدوده 70 هزار تومان به سطوح نزدیک 130 هزار تومان مواجه شدند و همین عامل محرک اصلی رشد قیمت سهام این شرکتها بود.
صنعت فرآوردههای نفتی و پالایشی به همراه روانکاران حدود 30 تا 31 درصد رشد کردند، صنایع شیمیایی و پتروشیمی حدود 25 درصد رشد داشتند، صنایع غذایی 22 تا 23 درصد افزایش یافتند، فلزات اساسی 20 درصد رشد کردند و صنعت زراعت نیز با توجه به حذف ارز ترجیحی به ویژه در بخش روغنیها حدود 20 درصد رشد را تجربه کرد. حتی صنعت دارو با وجود رفتار اصلاحی در این ماه، بازدهی 9.5 درصدی داشت که نشان میدهد شرکتهای معتبر توانستند تورم را در خود حل کنند و بازدهی مناسبی داشته باشند.
اما نکته مهم این است که پس از انتشار گزارشهای مالی پاییز، مشخص شد بسیاری از این شرکتهای دلاریمحور نرخ دلار پایه افزایش یافته را در محاسبات سود خود اعمال نکردهاند. به دلایلی که هنوز کاملا شفاف نیست از جمله ابلاغ نشدن دستورالعمل یا ملاحظات دیگر، این شرکتها نرخ دلار پایه را تغییر ندادهاند و همین مساله باعث شد سودآوری مورد انتظار محقق نشود. حتی برخی شرکتهای فلزی و فولادی و نیز بخشی از پتروشیمیها با زیان مواجه شدند. تنها استثنا صنعت پالایشی بود که به دلیل رشد کرک اسپرد از حدود 10 دلار در سال گذشته به 18 دلار در فصل جاری، افزایش سودآوری قابل توجهی را نشان داد، هرچند حتی آنها نیز نرخ دلار پایه را بهطور کامل افزایش ندادند.
با این شرایط، پتانسیل اصلی سودآوری این صنایع به گزارشهای زمستان موکول شده است. اگر شرایط سیاسی و اقتصادی اجازه دهد و شاهد تشدید تنشهای بینالمللی نباشیم، احتمالا در پایان فروردین و با انتشار گزارشهای سالانه شاهد جهش قابل توجه سودآوری در این صنایع خواهیم بود. در کنار این، صنایعی که از حذف ارز ترجیحی منتفع شدند - مانند غذایی، زراعت و دارو - گزارشهای بسیار خوبی ارائه دادند و رشد سودآوری 20 تا 30 درصدی نسبت به سال گذشته را ثبت کردند، بهطوری که حتی اگر در فصل زمستان سودی کسب نکنند، باز هم عملکرد بهتری نسبت به کل سال گذشته خواهند داشت.
اما واقعیت این است که شرایط ریسکی فعلی مانع از تحقق کامل پتانسیل بازار شده است. افزایش تنشهای سیاسی، احتمال درگیری با آمریکا و حضور ناوهای آمریکایی در منطقه، ریسکهای سیستماتیک را افزایش داده و بازار را تحت فشار قرار داده است. در شرایط عادی، با توجه به بنیاد قوی صنایع اصلی، میتوانستیم شاخص بالای 6 میلیون و حتی در بلندمدت شاخص 10 میلیونی را پیشبینی کنیم، اما در حال حاضر محدوده مقاومتی 4.5میلیون واحدی به مانعی جدی تبدیل شده است. پیشبینی اصلاح 10 تا 15 درصدی که قبلا مطرح کرده بودم، حدود 10درصد آن محقق شده و به نظر میرسد 5 درصد دیگر نیز در راه باشد. اگر تنشهای فعلی ادامه یابد، حتی ممکن است شاهد اصلاح عمیقتری باشیم، زیرا بازار در شرایط ریسکی بالا نمیتواند رشد پایدار داشته باشد و حتی در صورت عدم وقوع جنگ، صرف وجود این ریسکها برای ایجاد فشار فروش و اصلاح قیمتها کافی است.