تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
خرید از آمازون
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
خرید از آمازون
خواندنی ها برچسب :

قاتل

شب حادثه ما با هم مواد مصرف کردیم. صبح حدود ساعت 10 بود که از خواب بیدار شدم و دیدم که شیما نفس نمی‌کشد. نبضش را گرفتم، اما نبض نداشت. فهمیدم که مرده است و خیلی ترسیده بودم.
سپس با ترفند و فریب، درخواست واردکردن کد‌هایی در دستگاه عابربانک را کرد و با لحظه‌ای غفلت متوجه انتقال پول از حسابم به میزان یک میلیارد ریال شدم
اما من عامل جراحت‌های او نبودم. فقط تیر شلیک کردم. ضمن اینکه من اصلا نمی‌دانستم سلاحی که دارم، مسلح است و به محض اینکه دستم روی ماشه برود، شلیک می‌شود. من اشتباه کردم و باید از قبل همه‌چیز را بررسی می‌کردم.
بعد هم منکر بدهی‌اش شد و شروع به فحاشی کرد، با چاقو به من حمله کرد و من از شدت عصبانیت با او درگیر شدم، پس از گرفتن چاقو چند ضربه به او زدم و فرار کردم.
در همین حال خودروی پژو 405 راننده جوان نیز در شانه خاکی جاده متوقف شده بود که یکی از مهاجمان مسلح، پیاده به سوی راننده مجروح رفت و تیر خلاص را به پیکر او شلیک کرد.
عامل قتل که در زمان وقوع حادثه 21 سال سن داشت تحت تعقیب پلیس آگاهی استان البرز قرار گرفت، اما مشخص شد که او به ارومیه گریخته و از آنجا به‌صورت قاچاقی از کشور خارج شده وبه ترکیه رفته است.
زن‌عمویم که با دیدن این صحنه ترسیده بود قصد فرار داشت، اما به او نیز گلوله‌ای شلیک کردم و بعد به‌سرعت از آن محل گریختم. متهم بعد از بازجویی‌ها و شرح جزئیات جنایت به بازسازی صحنه قتل پرداخت.
من هم از پشت سر دست‌های کبری را مهار کردم و او را نگه داشتم تا مادرم با چسب دست‌های او را بست، ولی بعد من از آن جا رفتم. وقتی فهمیدم که مادرم آن‌ها را به داخل چاه انداخته است و خانواده کبری به دنبالش می‌گردند.
وقتی من به لاله گفتم او زن و بچه دارد، حرفم را باور نکرد. متهم ادامه داد: روز حادثه با مقتول قرار گذاشتم تا با او صحبت کنم. وقتی وارد خانه‌اش شدم، جروبحث ما بالا گرفت و من به او گفتم موضوع را به زنش می‌گویم.
چون نیمه‌شب بود، از ترسم جنازه را در حاشیه شهر از ماشین بیرون انداختم. سپس از باک ماشین بنزین بیرون آوردم و آن را آتش زدم. در ادامه جنازه سوخته را داخل یک گودال دفن کردم و برای اینکه پلیس را گمراه کنم کیف پول و انگشتر او را برداشتم و یک روز بعد آن‌ها را بیرون انداختم.
پیشخوان