ماهان شبکه ایرانیان
خواندنی ها برچسب :

شهدای-اقتدار-ایران

چون هر دو دخترمان در بچگی پدرشان را دیر به دیر می‌دیدند، هر وقت جعفر بچه‌ها را بغل می‌کرد آنها با دیدن پدرشان غریبی می‌کردند. یک روز دخترم زهرا که بغل داداشم بود و همسرم آمد بغلش کند، گریه کرد و برادرم با شوخی گفت: «نترس نترس آدم خوبیه باباته.» آنجا همگی زدیم زیرخنده و برای ما یک خاطره ماندگار شد
زمانی که جنگ با داعش و گروه‌های تروریستی در سوریه به اوج رسیده بود، شهید نعمتی چند بار به آنجا اعزام شد. او وصیتنامه خود را قبل از یکی از همین اعزام‌ها نوشته بود. ابتدا هم ذکر کرده بود قبل از «اعزام مجدد» این وصیتنامه را می‌نویسد؛ در سحرگاه روز پرفیض عرفه که شهید نعمتی به گرامیداشت این روز و شرکت در دعای عرفه توجه زیادی داشت
در حمله دوم جنگنده‌های دشمن آقای آین با من تماس گرفت و گفت بروم خانه داداشم تا خیالش راحت باشد. ممکن است دشمن پایگاه‌های مسکونی اینجا را بزند. هر دفعه که تماس می‌گرفت از ما حلالیت می‌گرفت و به من می‌گفت ببخشید که به خاطر کارم چند سال در بوشهر دور از زادگاهت با من زندگی کردی...
روایتی برگرفته از زندگی و زمانه شهیده نیلوفر قلعه‌وند از شهدای غیرنظامی حمله رژیم صهیونیستی به منطقه نوبنیاد تهران را مطالعه می‌کنید.
فرمانده شهید نیروی هوافضای سپاه در سخنانی به نحوه رشد و تقویت صنعت موشکی هوافضای سپاه اشاره کرده و به بیان خاطراتی پرداخت.
دوست و همراه سردار شهید محمود باقری گفت: هم و غم محمود منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی بود، وقتی آقا فرمودند که اگر تجاوزی صورت گیرد ده برابر پاسخ می‌دهیم، تمام تلاش شهیدان باقری و حاجی‌زاده این بود که چنین توانی را آماده کرده و به‌روز نگه دارند.
پدر شهید فرشید کریمی از روزی گفت که فرزندش را با ایمان و لبخند تقدیم راه انقلاب و ولایت کرد.
گفت‌وگو با همسر سرهنگ شهید محسن حسین‌زاده از شهدای نیروی پدافند هوایی ارتش که در حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
او کفن‌ شده بود، اما صورتش بیرون بود. مصطفی با چشمان بسته و با لبخند، این سی سال را از من حلالیت طلبید و من گفتم: نوش جانت. مادر.
سعیده سالاری، همسر شهید، از نحوه شهادت همسرش می‌ گوید: «یقین دارم پیش و پس از نماز، دست‌ها را بالا می‌برد و برای دیگران دعا می‌کرد. به همین‌خاطر دست حاج آقا چند روز بعد از شهادت‌شان پیدا شد.»
پیشخوان