برنامه «تیتر یک» امروز با نگاهی تحلیلی به مهمترین تحولات اقتصادی کشور، چهار محور کلیدی را بررسی میکند: تغییر ریل بودجه دولت از نفت به مالیات و سود شرکتهای دولتی، تبدیلشدن تأمین مالی به گلوگاه اصلی صنایع، تداوم ابهامها درباره ماهیت محدودیتهای اینترنت و تحولات کمسابقه بازار جهانی طلا در سال 2025. در کنار این محورها، دیدگاههای سیاستگذارانه ولیالله سیف درباره بازار ارز و گزارشی دادهمحور از تجارت صنعت لوازم آرایشی و بهداشتی، تصویر کاملتری از چالشهای ساختاری اقتصاد ایران ارائه میدهد.
منفعت بودجهای دولت از تورم
بررسی لایحه بودجه 1405 شرکتهای دولتی نشان میدهد لوکوموتیو درآمدی دولت بهطور بیسروصدا تغییر ریل داده است. برخلاف تصور رایج، افزایش اسمی سودآوری شرکتهای دولتی الزاماً به معنای بهبود عملکرد بخش واقعی اقتصاد نیست. دادههای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد حدود 95 درصد از سود ناخالص شرکتهای دولتی تنها در 13 شرکت متمرکز شده؛ تمرکزی که شکنندگی ساختار بودجه را بهشدت افزایش میدهد.
در این میان، بانک مرکزی با سهم 42 درصدی از کل سود شرکتهای دولتی، به مهمترین منبع درآمدی دولت تبدیل شده است؛ سودی که نه از تولید، بلکه عمدتاً از محل تسعیر داراییهای ارزی و مکانیسمهای تورمزا بهدست میآید. این وابستگی، تعارض منافع خطرناکی ایجاد میکند؛ چراکه دولت بهطور غیرمستقیم از تضعیف پول ملی منتفع میشود.
همزمان، صعود نهادهایی مانند ایمیدرو نشاندهنده اتکای فزاینده بودجه به خامفروشی معدنی است، در حالی که شرکتهای ملی نفت و گاز، ستونهای سنتی اقتصاد ایران، با سقوط سود و حتی زیان عملیاتی مواجه شدهاند. در مجموع، لایحه بودجه 1405 تصویری از گذار تدریجی دولت از اقتصاد تولیدمحور به اقتصادی مبتنی بر تورم، رانت منابع و مدیریت دارایی ترسیم میکند؛ گذاری که پیامدهای بلندمدت آن برای رشد و سرمایهگذاری نگرانکننده است.
تأمین مالی؛ گلوگاه جدید صنایع
تأمین مالی که ستون اصلی فعالیت هر بنگاه اقتصادی است، امروز به یکی از جدیترین معضلات صنایع ایران تبدیل شده است. بسیاری از صنایع برای گذران امور روزمره و تأمین سرمایه در گردش، ناچار به پذیرش نرخهای بالای تأمین مالی شدهاند؛ نرخهایی که در عمل بسیار فراتر از ارقام رسمی اعلامشده هستند. اگرچه نرخ سود تسهیلات بانکی بهصورت اسمی 23 درصد اعلام میشود، اما الزامات جانبی مانند بلوکه شدن بخشی از وام، نرخ مؤثر تأمین مالی را بهطور میانگین به حدود 36 درصد و در مواردی بالاتر از 40 درصد رسانده است.
در چنین شرایطی، صحبت از سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه یا پروژههای توسعهای برای بسیاری از صنایع به امری دور از واقعیت تبدیل شده است. کارشناسان معتقدند بخش بزرگی از تأمین مالی صنایع صرفاً برای جلوگیری از زیان عملیاتی و حفظ حداقل سطح فعالیت انجام میشود، نه برای افزایش سودآوری. همزمان، رکود اقتصادی، تورم داخلی صنایع، نوسانات ارزی و محدودیتهای صادراتی فشار مضاعفی بر حاشیه سود وارد کرده است.
افزایش نرخ تأمین مالی در بازار رسمی و غیررسمی، دسترسی محدود به منابع و فرسودگی سرمایه، چشمانداز فعالیت صنایع را با ابهام جدی مواجه کرده است. به باور کارشناسان، بدون اصلاحات ساختاری در اقتصاد و نظام تأمین مالی، سالهای آینده میتواند برای بخش قابل توجهی از صنایع، بهویژه بنگاههای فاقد مزیت نسبی، سالهایی بسیار دشوار و حتی همراه با خطر ورشکستگی باشد.
کنترل یا اختلال؟
پیش از آنکه وضعیت فعلی اینترنت ایران را «اختلال» بنامیم یا «کنترل»، باید به یک واقعیت توجه کرد: اینترنت ایران پیش از قطع کامل 18 دی نیز در شرایط عادی قرار نداشت. طبق گزارش انجمن تجارت الکترونیک تهران، ایران از نظر کیفیت اینترنت در میان 100 کشور رتبه 97 و از نظر محدودیت و فیلترینگ رتبه 99 را دارد؛ جایگاهی که ایران را پس از چین، به دومین کشور دارای بیشترین محدودیت اینترنتی تبدیل میکند.
پس از قطع کامل اینترنت در 18 دی، بازگشت شبکه برخلاف دفعات گذشته، نه سریع بود و نه کامل. دسترسیها بهصورت مرحلهای بازگشتند و الگوی اعمال محدودیتها تغییر کرد. بسیاری از کارشناسان معتقدند سیاست فیلترینگ از مدل «بلکلیست» به «وایتلیست» تغییر کرده؛ به این معنا که بهجای مسدودسازی چند سرویس مشخص، اغلب مسیرها بسته شده و تنها دسترسیهای تأییدشده فعالاند.
همزمان، هدفگیری پروتکلهای ارتباطی و محدودسازی IP دیتاسنترها باعث افت کیفیت، افزایش تأخیر و از کار افتادن بسیاری از ابزارهای دسترسی شده است. این تحولات نگرانیهایی جدی درباره آینده اینترنت ایران ایجاد کردهاند. برای بسیاری از ناظران، آنچه امروز میبینیم صرفاً یک اختلال موقتی نیست، بلکه نشانهای از تغییر ساختاری در سیاستگذاری اینترنت کشور است.
روند عرضه و تقاضای طلا در 2025
بازار جهانی طلا در سال 2025 وارد یکی از حساسترین و تاریخیترین دورههای خود شده است؛ دورهای که در آن نوسانهای شدید قیمتی، رفتار سرمایهگذاران و حتی بانکهای مرکزی را تحت تأثیر قرار داده است. گزارش جدید شورای جهانی طلا نشان میدهد تقاضای جهانی این فلز گرانبها برای نخستینبار از مرز 5 هزار تن عبور کرده و ارزش دلاری کل تقاضا به حدود 555 میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که بازتابی از افزایش نااطمینانی در اقتصاد جهانی است.
بخش عمده این رشد تقاضا از ناحیه سرمایهگذاریها بوده است. صندوقهای ETF طلا و همچنین بازار شمش و سکه، شاهد ورود گسترده نقدینگی بودهاند؛ موضوعی که بیانگر تمایل همزمان سرمایهگذاران نهادی و خانوارها به پناه بردن به داراییهای امن است. در این میان، بانکهای مرکزی همچنان به خرید طلا ادامه دادهاند، هرچند سرعت این خریدها نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته است.
در سمت مقابل، جهش قیمتها باعث افت محسوس تقاضای زیورآلات شده، اما حتی این کاهش نیز نتوانسته از رشد ارزش دلاری این بخش جلوگیری کند. از منظر عرضه نیز رشد استخراج و بازیافت طلا نتوانسته پاسخگوی موج تقاضا باشد. مجموعه این عوامل نشان میدهد طلا وارد دورهای شده که در آن کوچکترین تحولات اقتصادی و سیاسی میتواند مسیر قیمتها را بهسرعت تغییر دهد.
سیف: بازار ارز با دستور آرام نمیشود
ولی الله سیف رئیس پیشین بانک مرکزی درباره سیاست حذف ارزترجیحی به اکو ایران گفت: نرخ ارز واقعی در بازار و بر اساس عرضه و تقاضا کشف میشود و همه اقتصاد ناچار به تبعیت از آن است. به همین دلیل، شناورسازی مدیریتشده که در قانون هم پیشبینی شده، نسخه مناسبی برای اقتصاد کشور محسوب میشود. اما اجرای آن نیازمند زمانبندی، برنامهریزی و در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و اقتصادی است.
وی در ادامه گفت: تصمیمهای ناگهانی و اعلام یکسانسازی بدون فراهمبودن زیرساختها، فقط به بازار شوک وارد میکند و به نتیجه مطلوب نمیرسد. راه درست این است که با اجماع حاکمیتی و اجرای تدریجی، بهمرور تنوع نرخها کاهش یابد و اقتصاد به سمت یک نظام ارزی پایدار و قابل دفاع حرکت کند.
صادرات و واردات صنعت لوازم آرایشی
تجارت محصولات آرایشی و بهداشتی ایران با یک عدم تقارن استراتژیک مواجه است؛ واردات رسمی عمدتاً بر تکنولوژی، فرمولاسیون و مواد اولیه باکیفیت غربی برای تولید داخلی متمرکز است، در حالی که صادرات به فروش محصولات نهایی ارزان قیمت محدود شده است. نکته کلیدی این بازار آن است که آمار رسمی گمرک تنها نوک کوه یخ را نشان میدهد و بخش عمده نیاز بازار مصرفی، که برآوردی بین 2 تا 4 میلیارد دلار دارد، از مسیرهای غیررسمی و قاچاق تأمین میشود؛ واقعیتی که تحلیل دادهها بدون در نظر گرفتن آن گمراه کننده خواهد بود.
در 9 ماهه 2025، مجموع تجارت رسمی این گروه کالایی حدود 35.7 میلیون دلار ثبت شده است؛ شامل 8.9 میلیون دلار صادرات و 26.7 میلیون دلار واردات. تراز تجاری منفی است وحجم واردات تقریباً سه برابر صادرات برآورد میشود. شکاف ارزش هر تن نیز بسیار معنادار است: واردات کمحجم اما ارزشمند با میانگین 51 هزار دلار به ازای هر تن در مقابل صادرات پرحجم اما کم ارزش با میانگین 3,400 دلار به ازای هر تن، این ارقام بهخوبی عدمتوازن ارزشافزوده در زنجیره تجارت را نشان میدهد؛ تحلیلی که در شاخص های صادبرد بهصورت عمیقتر قابل بررسی است.
از نظر شرکای تجاری، واردات رسمی بیشتر از مناطق آزاد بهعنوان هاب پردازش و لجستیک انجام میشود و پس از آن ایتالیا به عنوان پیشتاز تکنولوژیک، فرانسه و امارات متحده عربی قرار دارند. در سمت صادرات، تمرکز شدید منطقهای دیده میشود؛ عراقبا سهم 40 درصدی بازار را در اختیار دارد و پس از آن افغانستان و پاکستان قرار میگیرند. اطلاعات دقیقتر، در https://sadboard.com در دسترس است.