در بدن شما مکانیزمی وجود دارد که برای دفاع از شما دربرابر میلیونها باکتری، میکروب، ویروس، سم و انگل طراحی شده است.
مقدمه
در بدن شما مکانیزم محافظتی وجود دارد که سیستم ایمنی نامیده میشود. این سیستم برای دفاع از شما دربرابر میلیونها باکتری، میکروب، ویروس، سم و انگل که ممکن است به بدنتان حمله کنند، طراحی شده است. برای اینکه قدرت سیستم ایمنی بدن را درک کنید، ببینید وقتی چیزی میمیرد چه اتفاقی میافتد. شاید کار قشنگی به نظرتان نرسد اما یک چیز خیلی مهم درمورد سیستم ایمنی بدنتان به شما نشان میدهد.
وقتی کسی میمیرد، سیستم ایمنی (در کنار چیزهای دیگر) خاموش میشود. طی چند ساعت، بدن مورد حمله هر نوع باکتری، میکروب، انگل و … قرار میگیرد. وقتی سیستم ایمنی بدنتان کار میکند، هیچکدام از اینها جرات نمیکنند وارد بدنتان شوند اما وقتی غیرفعال میشود، همه درها باز میشود. وقتی میمیرید طی چند هفته همه این ارگانیسمها کل بدنتان را میگیرند تا جایی که تنها چیزی که از شما باقی میماند اسکلتتان است. مشخص است که سیستم ایمنی بدنتان کار فوقالعادهای انجام میدهد که جلو همه این اتفاقها را میگیرد.
سیستم ایمنی بسیار پیچیده و جالب است و دو دلیل وجود دارد که اطلاعاتتان را درمورد آن بیشتر کنید. اول اینکه خیلی جالب است که بفهمید چیزهایی مثل تب، التهاب، کهیر و امثال آن از کجا میآیند. احتمالاً خیلی در اخبار درمورد سیستم ایمنی میشنوید چون قسمتهای جدیدی از آن کشف شده و داروهای جدیدی هم به بازار آمده است و بالا رفتن اطلاعاتتان درمورد سیستم ایمنی باعث میشود این اخبار برایتان قابلدرکتر باشند. در این مقاله نگاهی به سیستم ایمنی و فعالیتهای آن میاندازیم.
فعالیت سیستم ایمنی بدنتان را ببینید
سیستم ایمنی بدن شما به هزاران طریق مختلف مثل ساعت کار میکند اما کسی متوجه کار آن نمیشود. یک چیز که باعث میشود واقعاً متوجه فعالیت آن شویم این است که به هر دلیلی دست از کار بکشد. وقتهایی هم که یکی از فعالیتهای آن عارضهجانبی روی ما داشته باشد متوجه فعالیت آن میشویم. به چند نمونه اشاره میکنیم:
وقتی دستتان را میبرید، هر نوع باکتری و ویروس از طریق شکاف ایجاد شده در پوست وارد بدنتان میشوند. سیستم ایمنی بدن شما واکنش داده و مهاجمان را از بین میبرد و در همین حین پوستتان کمکم خوب شده و شکاف ایجاد شده برطرف میشود. در موارد نادر، سیستم ایمنی بدن چیزی را یادش میرود و آن زخم عفونی میشود. به همین دلیل ملتهب شده و پر از چرک میشود. التهاب و چرک هر دو از عوارض جانبی این هستند که سیستم ایمنی کار خود را انجام میدهد.
وقتی پشهای نیشتان میزند، یک برآمدگی قرمز و خارشآور روی پوستتان ایجاد میشود. این هم یک نشانه مشخص از فعالیت سیستم ایمنی بدنتان است.
هر بار که تنفس میکنید، هزاران باکتری و ویروس که در هوا پراکنده هستند، وارد بدنتان میشوند. سیستم ایمنی بدن شما بدون کوچکترین مشکلی با آنها مقابله میکند. گاهی اوقات یک میکروب از سیستم ایمنی رد شده و باعث سرماخوردگی، آنفولانزا یا بدتر میشود. سرماخوردگی و آنفولانزا یک نشانه مشخص است که سیستم ایمنی بدنتان نتوانسته با میکروب مقابله کند. و اینکه به مرور زمان سرماخوردگیتان بهتر میشود نشان میدهد که سیستم ایمنی توانسته است این مهاجمان را از بین ببرد. اگر سیستم ایمنی بدن شما هیچ فعالیتی نداشت، هیچوقت سرماخوردگیتان خوب نمیشد.
هر روز صدها میکروب میخورید و باز هم بیشتر اینها در بزاق دهانتان یا اسید معدهتان کشته میشوند. اما گاهی یکی از آنها موفق میشود از اینها عبور کند و دچار اسهال و استفراغ میشوید که از علائم بارز ناتوانی سیستم ایمنیتان است.
بیماریهای انسانی مختلفی هستند که درنتیجه کارکرد نادرست یا غیرمنتظره سیستم ایمنی ایجاد میشوند. بعنوان مثال، بعضی افراد دچار حساسیست میشوند، حساسیت یا آلرژی واکنش بیش از اندازه سیستم ایمنی به بعضی محرکها است که افراد دیگر به آن واکنش نمیدهند. بعضی افراد دچار دیابت هستند که در آن سیستم ایمنی به طور نادرستی به سلولهای موجود در لوزالمعده حمله کرده و آنها را از بین میبرند. بعضیها هم دچار آرتریت روماتوئید میشوند که در آن سیستم ایمنی در مفصلها به طور نادرستی کار میکند. در بیماریهای مختلفی، مقصر اشتباهات سیستم ایمنی بدن است.
آخر اینکه، گاهی اوقات به این دلیل سیستمایمنی را میبینیم که جلو ما را برای انجام کارهایی که ممکن است برایمان فایده داشته باشد میگیرد. مثلاً پیوند اعضا به این دلیل اینقدر دشوار است که سیستم ایمنی معمولاً عضو پیوند خورده را پس میزند.
اجازه بدهید از اول شروع کنیم. وقتی کسی میگوید، «حس میکنم مریض شدم» یعنی چه؟ بیماری چیست؟ با شناختن انواع مختلف بیماری میتوانید بفهمید که سیستم ایمنی کمکتان میکند با چه نوع بیماریهایی مقابله کنید.
وقتی مریض میشوید، بدنتان نمیتواند خوب کار کند. راههای مختلفی برای مریض شدنتان وجود دارد که در زیر به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
تخریب مکانیکی – وقتی یکی از استخوانهایتان میشکند یا یکی از رباطهایتان پاره میشود، بیمار میشوید (یعنی بدنتان نمیتواند با تمام توانایی خود کار کند). دلیل مشکل چیزی است که قابل مشاهده است و میتوانید آن را درک کنید.
کمبود ویتامین و موادمعدنی – اگر ویتامین D کافی به بدنتان نرسد، بدنتان نمیتواند به خوبی کلسیم را هضم و جذب کند و آنوقت دچار بیماری به نام نرمی استخوان میشوید. کسانیکه دچار نرمی استخوان هستند، استخوانهایی ضعیف (که به راحتی میشکند) و بدشکلیهایی در استخوانهایشان دارند زیرا استخوانها نمیتوانند به درستی رشد کنند. اگر ویتامین C کافی به بدنتان نرسد، دچار بیماری میشوید که باعث التهاب و خونریزی لثهها و التهاب و کبودی مفاصلتان میشود. اگر آهن کافی به بدنتان نرسد، دچار کمخونی میشوید و از این قبیل.
تخریب اعضای بدن – در بعضی موارد یک عضو از بدن ضعیف شده یا تخریب میشود. بعنوان مثال، یک نوع بیماری قلبی با انسداد رگهای خونی که به عضله قلب میرسد ایجاد میشود و به همین دلیل خون کافی به قلب نمیرسد. یکی از انواع بیماریهای کبدی، به نام سیروز، با آسیب رسیدن به سلولهای کبدی (که نوشیدن مشروبات الکلی یکی از انواع آن است) ایجاد میشود.
بیماری ژنتیکی – بیماری ژنتیکی با یک خطای برنامهنویسی در DNA ایجاد میشود. خطای برنامهنویسی باعث میشود مقدار خیلی کم یا خیلی زیاد از یک پروتئین خاص تولید شود و این باعث مشکلاتی در سطح سلولی شود. بعنوان مثال، سفیدی پوست با کمبود آنزیمی به نام تیروسیناز ایجاد میشود. فقدان این آنزیم به این معنی است که بدن نمیتواند ملانونین تولید کند، رنگدانه طبیعی که به موها، چشم و پوست رنگ میدهد. افراد دچار این مشکل ژنتیکی بخاطر کمبود ملانین، شدیداً به اشعات UV خورشید حساس میشوند.
سرطان – گاهی اوقات سلولی به صورتی تغییر میکند که باعث میشود به طور غیرقابلکنترلی تولید شود. بعنوان مثال، وقتی سلولهای پوست که ملانوسیت نامیده میشوند با اشعات فرابنفش موجود در نور خورشید آسیب میبینند، طوری تغییر میکنند که سرطانی میشوند. سرطان دیدهشدنی که به شکل تومر روی پوست ایجاد میشود ملانوما نامیده میشود.
بدن شما یک ارگانیزم چندسلولی است که حداقل از 100 تریلیون سلول تشکیل شده است. سلولهای بدن شما ماشینهایی بسیار پیچیده هستند. هرکدام یک هسته، تجهیزات تولید انرژی و از این قبیل دارند. باکتریها ارگانیزمهای تکسلولی هستند که بسیار سادهترند. بعنوان مثال، هیچ هستهای ندارند. تقریباً یک صدم اندازه سلول انسانی هستند و یک میکرومتر طول دارند. باکتریها ارگانیزمهایی کاملاً مستقل هستند که قادر به خوردن و تولیدمثلاند، درست مثل ماهی که در اقیانوس بدن شما شنا میکنند. باکتریها در شرایط مناسب بسیار سریع تکثیر میشوند: یک باکتری هر 20 تا 30 دقیقه یکبار به دو باکتری مجزا تقسیم میشود. با این سرعت، یک باکتری طی فقط چند ساعت به میلیونها باکتری تبدیل میشود.
ویروس ارگانیزمی کاملاً متفاوت است. ویروس درواقع چندان زنده نیست. درواقع چیزی جز تکهای DNA در پوششی محافظ نیست. ویروس در معرض سلول قرار گرفته، خود را به دیواره سلول میچسباند و DNA خود (و احتمالاً چند آنزیم) را به درون سلول تزریق میکند. DNA از تشکیلات درون سلول زنده برای تولید ذرات ویروس جدید استفاده میکند. آن سلول در نهایت مرده و میترکد و ویروسهای جدید را بیرون میریزد. یا اینکه ذرات ویروس از سلول بیرون آمده و خود سلول زنده میماند. در هر دو حالت، سلول به ماشین ویروسها تبدیل میشود.
عفونتهای باکتریایی و ویروسی
وقتی یک ویروس یا باکتری که به طور کل میکروب نامیده میشوند، به بدنتان حمله کرده و تولیدمثل میکند، معمولاً ایجاد مشکل میکند. به طور کلی وجود میکروب عوارض جانبی ایجاد میکند که باعث بیماریتان میشود. بعنوان مثال، باکتری گلودرد (استرپتوکوک) سمی آزاد میکند که موجب ایجاد التهاب در گلو میشود. ویروس پولیو سمومی تولید میکند که سلولهای عصبی را از بین برده و موجب فلج میشوند. بعضی باکتریها خوشخیم و مفید هستند (مثلاً میلیونها باکتری که در روده وجود دارد و به هضم غذا کمک میکند) و خیلی از آنها وقتی وارد بدن یا جریانخون میشوند، برای ما مضر هستند.
عفونتهای باکتریایی و ویروسی ازجمله مهمترین علل بیماری در اکثر افراد است و موجب بروز سرماخوردگی، آنفولانزا، سرخک، گوشک، مالاریا، ایدز و از این قبیل میشود.
وظیفه سیستمایمنی محافظت از بدنتان دربرابر این عفونتهاست، سیستم ایمنی به سه طریق از بدن شما محافظت میکند:
1. سدی ایجاد میکند که از ورود باکتری و ویروس به بدن جلوگیری میکند.
2. وقتی باکتری و ویروسی وارد بدن میشود، سیستم ایمنی سعی میکند آن را تشخیص داده و قبل از اینکه بتواند ساکن شده و تکثیر کند آن را از بین ببرد.
3. اگر باکتری یا ویروسی موفق به تکثیر شده و ایجاد مشکل کند، سیستم ایمنی بدنتان آن را از بین خواهد برد.
سیستم ایمنی بدن وظایف مهم دیگری هم دارد. بعنوان مثال، میتواند سرطان را در مراحل ابتدایی آن تشخیص داده و در بسیاری موارد آن را از بین ببرد.
یک نکته خندهدار درمورد سیستمایمنی بدن این است که در کل زندگیتان داخل بدنتان فعالیت میکرده است اما شما هیچ چیز درمورد آن نمیدانستید. بعنوان مثال، احتمالاً میدانید که داخل سینهتان عضوی به نام قلب دارید. چه کسی نمیداند که در بدنش قلب دارد؟ احتمالاً این واقعیت را هم شنیدهاید که ریه و کبد و کلیه هم دارید. اما آیا درمورد غده تیموس چیزی شنیدهاید؟ احتمالاً اصلاً نمیدانید که تیموس چیست اما این عضو هم در سینهتان درست کنار قلبتان قرار دارد. اعضای بسیار مهم دیگری هم وجود دارد که به همان اندازه ناشناخته هستند، بنابراین بگذارید درمورد همه آنها اطلاعات پیدا کنیم.
مشخصترین بخش سیستمایمنی قسمتی است که میتوانید ببینید. بعنوان مثال، پوست قسمت مهمی از سیستمایمنی است و بعنوان مرز اصلی بین میکروبها و بدنتان عمل میکند. بخشی از کار پوستتان این است که بعنوان مانعی درست مثل یک پوشش پلاستیکی که از غذاها مراقبت میکند، عمل کند. پوست بسیار سخت و دربرابر باکتری و ویروسها غیرقابل نفوذ است. پوست بیرونی (اپیدرمیس) حاوی سلولهای خاصی است که سلولهای لانگرهانس نامیده میشوند که اجزای هشداردهنده بسیار مهمی در سیستمایمنی هستند. پوست همچنین مواد ضدعفونیکنندهای ترشح میکند. این مواد توضیح میدهد که چرا وقتی صبحها از خواب بیدار میشوید لایهای کپک روی پوستتان ایجاد نشده است – بیشتر باکتریها و هاگهایی که روی پوست مینشینند خیلی سریع میمیرند.
بینی، دهان و چشمهایتان هم قسمتهای قابلمشاهدهای برای ورود میکروبها هستند. اشک و مخاط حاوی آنزیمی به نام لیسوزیم هستند که دیواره سلولی بسیاری از باکتریها را میشکند. بزاق آنتیباکتریال است. ازآنجاکه مجرای بینی و ریهها با مخاط پوشیده شده است، میکروبهای بسیاری که فوراً کشته نشوند، در مخاط اسیر شد و خیلی زود بلعیده میشود. سلولهای ماستوسیت هم مجرای بینی، گلو، ریه و پوست را میپوشاند. هر باکتری یا ویروسی که بخواهد وارد بدن شود، اول باید از این استحکامات دفاعی بدن بگذرد.
وقتی میکروب وارد بدن میشود، در سطحی متفاوت با سیستم ایمنی برخورد میکند. اجزای اصلی سیستم ایمنی بدن عبارتند از:
تیموس، طحال، سیستم لنفاوی، مغز استخوان، گلوبولهای سفید خون، پادتنها، سیستم کمپلمان و هورمونها.
اجازه بدهید آنها را تکتک بررسی کنیم:
سیستم لنفاوی یکی از آشناترین سیستمهای بدن است چون دکترها و مادرها معمولاً به دنبال ورم غدد لنفاوی هستند. غدد لنفاوی جزئی از سیستمی هستند که تقریباً شبیه به رگهای خونی در کل بدن پخش شدهاند. تفاوت اصلی بین خونی که در سیستم گردش خون در جریان است و لنفهایی که در سیستم لنفاوی این است که خون تحت فشار قلب است اما سیستم لنفاوی منفعل است. یعنی آنطور که پمپاژ خون وجود دارد، پمپاژ لنف وجود ندارد. درعوض، مایعات به داخل سیستم لنفاوی تراوش کرده و توسط حرکات طبیعی بدن و عضلات به غدد لنفی میرسند.
لنف مایعی پاککننده است که سلولها را با آب و موادمغذی شستشو میدهد. لنف پلاسمای خون است – مایعی که گلوبولهای سفید و قرمز منفی خون را تشکیل میدهد. به آن فکر کنید، هر سلول رگ خونی مخصوص خود را برای تغذیه ندارد اما به هر حال باید به آن غذا، آب و اکسیژن برسد تا زنده بماند. خون این مواد را از طریق دیوارههای مویرگی به لنف میرساند و لنف این مواد را جذب کرده و با خود میبرد. هر باکتری که به طور تصادفی وارد بدن میشود، راه خود را به داخل مایع درونسلولی پیدا میکند. یک وظیفه سیستم لنفاوی، خشک کردن و تصفیه این مایعات برای شناسایی و از بین بردن باکتریهاست. رگهای لنفی کوچک مایعات را جمع کرده و به سمت رگهای بزرگتر میکشاند تا از آنجا برای پردازش به غدد لنفی برسند.
غدد لنفی حاوی بافتهای تصفیه و تعداد بیشتری سلول لنفی هستند. در مقابله با عفونتهای باکتریایی خاص، غدد لنفی به همراه باکتری و سلولهایی که با باکتریها مقابله میکنند ورم میکنند تا جایی که میتوانید آن را حس کنید. تورم غدد لنفی علامت خوبی است که نشان میدهد در قسمتی از بدنتان عفونت وجود دارد.
وقتی لنف از طریق غدد لنفی تصفیه شد، دوباره به جریان خون برمیگردد.
تیموس در سینه، بین استخوان سینه و قلبتان قرار دارد. این عضو مسئول تولید سلولهای T است و در نوزادان تازه متولدشده اهمیت بسیار زیادی دارد – سیستم ایمنی بدن نوزادان بدون تیموس از فروپاشیده و نوزاد خواهد مرد. اما به نظر میرسد که تیموس در افراد بزرگسال اهمیت چندانی ندارد – بعنوان مثال، میتوانید بدون اینکه برای فرد اتفاقی بیفتد برداشته شود و سایر قسمتهای سیستمایمنی وظایف را انجام میدهند. اما تیموس، بخصوص برای بلوغ سلولهای T اهمیت زیادی دارد.
طحال خون را تصفیه میکند تا سلولهای خارجی را پیدا کند (همچنین گلوبولهای قرمز خون قدیمی را به منظور جایگزینی جستجو میکند). کسی که طحال خود را از دست میدهد بسیار زودتر از دیگران بیمار میشود.
مغز استخوان گلوبولهای خونی جدید، سفید و قرمز، تولید میکند. درمورد گلوبولهای قرمز باید بگویید که این گلوبولها به طور کامل در مغز استخوان شکل میگیرند و بعد وارد جریان خون میشوند. اما گلوبولهای سفید در جای دیگری از بدن رشد میکنند. مغز استخوان همه سلولهای خونی را از سلولهای بنیادین میسازد. آنها به این دلیل سلولهای بنیادین نام گرفتهاند که میتوانند تکثیر شده و اشکال مختلف سلول را بسازند.
گلوبولهای سفید خون در بخش بعدی با جزییات کامل بررسی میشوند.
پادتنها (که به آنها ایمونوگلوبولینها و گاماگلوبولینها هم میگویند) توسط گلوبولهای سفید خون تولید میشوند. آنها پروتئینهایی Y شکل هستند که هرکدام به یک آنتیژن خاص (باکتری، ویروس یا سم) واکنش میدهند. هر پادتن قسمت خاصی دارد که به آن آنتیژن خاص حساس بوده و به آن میچسبد. وقتی یک پادتن به سمی میچسبد به آن آنتیتاکسین گفته میشود. این پیوند معمولاً فعالیت شیمیایی آن سم را ناتوان میکند. وقتی یک پادتن به پوسته خارجی یک ویروس یا دیواره سلولی یک باکتری میچسبد، میتواند از طریق دیواره سلول، جلو حرکت آن را بگیرد. یا تعداد زیادی پادتن میتوانند به یک مهاجم بچسبد و به سیستم کمپلمان پیام برسانند که مهاجم باید حارج شود.
پادتنها به پنج دسته تقسیم میشوند:
ایمونوگلوبولین A
ایمونوگلوبولین D
ایمونوگلوبولین E
ایمونوگلوبولین G
سیستم کمپلمان مثل پادتنها یکسری پروتئین هستند. میلیونها پادتن در جریان خون وجود دارد که هرکدام به یک نوع آنتیژن خاص حساس هستند. فقط چند نوع پروتئین در سیستم کمپلمان هستند و آزادانه در جریان خون شناورند. کمپلمانها در کبد ساخته میشوند. پروتئینهای کمپلمان فعال شده و با پادتنها عمل میکنند. آنها موجب ترکیدن سلولها شده و به فاگوسیتها پیام میدهند که سلول نیاز به خارج شدن از بدن دارد.
هورمونهای مختلفی توسط اجزای سیستمایمنی بدن تولید میشوند. این هورمونها به طور کلی لمفوکین نامیده میشوند. همچنین گفته میشود که بعضی هورمونهای خاص در بدن سیستمایمنی را سرکوب میکنند. استیروئیدها و کورتیکوستیروئیدها (اجزای آدرنالین) سیستمایمنی را سرکوب میکنند.
تیموسین (که گفته میشود تیموس آن را تولید میکند) هورمونی است که تولید لمفوسیت را تقویت میکند (لمفوسیت نوعی گلوبول سفید خون است). اینترلوکینها نوع دیگری هورمون هستند که توسط گلوبولهای سفید خون تولید میشوند. بعنوان مثال، اینترلوکین-1 توسط ماکروفاژها بعد از اینکه یک سلول خارجی را خوردند، تولید میشوند. آنها عارضه جانبی جالبی دارند: وقتی به هیپوتالاموس میرسند، ایجاد تب و خستگی میکنند. بالا رفتن دمای بدن در تب باعث کشتن بعضی باکتریها میشود.
عامل نکروز تومور (TNF) نیز توسط ماکروفاژها تولید میشوند. میتواند سلولهای تومور را کشته و کراتین رگهای خونی جدید را برای التیام افزایش دهد.
اینترفرون در ویروسها مداخله میکند و توسط اکثر سلولهای بدن ساخته میشود. اینترفرونها مثل پادتنها و کمپلمانها، پروتئین هستند و وظیفه آنها این است که اجازه دهند سلولها به هم پیام دهند. وقتی سلولی اینترفرون را از سلولهای دیگر تشخیص میدهد، پروتئینهایی تولید میکند که از تکثیر ویروس در سلول جلوگیری میکند.
احتمالاً میدانید که در بدن شما گلوبولهای «قرمز» و «سفید» وجود دارد. گلوبولهای سفید مهمترین جزء سیستمایمنی بدن هستند. آنها درواقع مجموعهای از سلولهای مختلف هستن که در کنار هم برای از بین بردن باکتریها و ویروسها عمل میکنند. در زیر به انواع مختلف گلوبولهای سفید، اسامی و دستهبندیهایشان اشاره میکنیم:
– لوکوسیتها
– لمفوسیتها
– مونوسیتها
– گرانولوسیتها
– سلولهای B
– سلولهای پلاسما
– سلولهای T
سلولهای T کمککننده
– سلولهای T کشنده
– سلولهای T سرکوبکننده
– سلولهای کشنده طبیعی
– نوتروفیلها
– ائوزینوفیلها
– بازوفیلها
– فاگوسیتها
– ماکروفاژها
یاد گرفتن همه این اسمها و عملکرد هر نوع سلول کمی سخت است ولی با یادگیری آن مقالات علمی را بهتر متوجه خواهید شد. به همین دلیل در زیر به خلاصهای از آن اشاره میکنیم.
به همه گلوبولهای سفید خون لوکوسیت میگویند. گلوبولهای سفید خون مثل بقیه سلولهای نرمال بدن نیستند – آنها مثل ارگانیزمهای تکسلولی زنده و مستقل عمل میکنند که میتوانند حرکت کرده و به تنهایی چیزهای مختلف را بگیرند. گلوبولهای سفید خون از نظر حرکت و گرفتن سلولهای دیگر و باکتریها، خیلی شبیه به آمیبها رفتار میکنند. بسیاری گلوبولهای سفید خون نمیتوانند به خودی خود تکثیر شوند اما کارخانهای در قسمتی از بدن وجود دارد که در آنها این گلوبولها تولید میشوند. این کارخانه مغز استخوان است.
لوکوسیتها به سه دسته تقسیمبندی میشوند:
گرانولوسیتها – گرانولوسیتها 50 تا 60 درصد از لوکوسیتها را تشکیل میدهند. آنها خودشان به سه دسته تقسیم میشوند: نوتروفیلها، ائوزینوفیلها و بازوفیلها. گرانولوسیتها به این دلیل این نام را گرفتهاند که حاوی گرانولهایی هستند و این گرانولها حاوی انواغ مختلفی موادشیمیایی میباشند.
لمفوسیتها – لمفوسیتها 30 تا 40 درصد از لوکوسیتها را تشکیل میدهند و به دو دسته تقسیم میشوند: سلولهای B (که در مغز استخوان رشد میکنند) و سلولهای T (که در تیموس رشد میکنند).
مونوسیتها – مونوسیتها 7 درصد لوکوسیتها را تشکیل میدهند و به کاکروفاژها تبدیل میشوند.
همه گلوبولهای سفید خون بعنوان سلول بنیادین در مغز استخوان شروع میکنند. سلولهای بنیادین سلولهای مولدی هستند که میتوانند به انواع مختلفی از لوکوسیتها تبدیل شوند. سلولهای بنیادین تکثیر شده و به انواع مختلف گلوبول سفید تبدیل میشود. پیوند مغز استخوان با تزریق سلولهای بنیادین از یک فرد اهداکننده به جریان خون ایجاد میشود. سلولهای بنیادین راه خود را پیدا کرده و به طرز معجزهآسایی به مغزاستخوان میرسند.
هر یک از انواع مختلف گلوبولهای سفید نقش خاصی در سیستمایمنی بدن ایفا میکنند و بسیاری از آنها میتوانند خودشان را به طرق مختلف تبدیل کنند. در زیر به نقشهای هرکدام از این سلولها میپردازیم:
نوتروفیلها متداولترین نوع گلوبولهای سفید هستند که در بدنتان وجود دارد. مغز استخوان شما میلیاردها از آن را در روز تولید کرده و وارد جریان خون میکند اما طول عمر آنها کوتاه است – تقریباً کمتر از یک روز. وقتی نوتروفیلها وارد جریان خون میشوند، از دیوارههای مویرگی عبور کرده و به بافت میرسند. نوتروفیلها به مواد خارجی، التهاب و باکتری میچسبند. وقتی دچار بریدگی پوست میشوید، نوتروفیلها از طریق فرایندی به نام کموتاکسی به آن طرف کشیده میشوند. بسیار ارگانیزمهای تکسلولی از همین فرایند استفاده میکنند – کموتاکسی به سلولهای جنبنده امکان میدهد به سمت موادشیمیایی متمرکزتر حرکت کنند. وقتی نوتروفیلی یک ذره خارجی یا باکتری را قورت میدهد، از گرانولهای خون آنزیم، پروکسید هیدروژن و موادشیمیایی دیگر تولید میکند تا باکتری را بکشد. در محل یک عفونت جدی (که باکتریهای زیادی در آن محل تکثیر شدهاند) کپک ایجاد میشود. کپک درواقع نوتروفیلهای مرده و سایر بقایای سلولی هستند.
ائوزینوفیلها و بازوفیلها کمتر از نوتروفیلها هستند. ائوزینوفیلها روی انگلهای پوست ریه متمرکز هستند و بازوفیلها هیستایمین با خود حمل میکنند و به همین دلیل برای ایجاد التهاب مهم هستند. از دیدگاه سیستمایمنی بدن التهاب چیز خوبی است چون خون بیشتری داخل میآورد و دیوارههای مویرگی را گشاد میکند تا سلولهای ایمنی بیشتری بتوانند به محل عفونت بروند.
ماکروفاژها بزرگترین سلولهای خونی هستند. مونوسیتها توسط مغزاستخوان تولید میشوند، در جریانخون شناور شده، وارد بافت میشوند و به ماکروفاژ تبدیل میشوند. بیشتر بافتهای مرزی ماکروفاژهای مخصوص خود دارند. بعنوان مثال، ماکروفاژهای حفرهدار در ریه زندگی میکنند و (با جذب ذرات خارجی مثل دود و گرد و خاک) آنها را تمیز و (با جذب باکتریها و میکروبها) سالم نگه میدارند. ماکروفاژهایی که در پوست زندگی میکنند، سلولهای لانگرهانس نامیده میشوند. آنها آزادانه شنا میکنند. یکی از کارهای اصلی آنها تمیز کردن نوتروفیلهای مرده است.
لمفوسیتها نقش عمدهای در عفونتهای باکتریایی و ویروسی که دچار میشویم دارند. لمفوسیتها در مغزاستخوان تولید میشوند. آنهایی که قرار بوده تبدیل به سلولهای B شوند قبل از وارد شدن به جریان خون در مغزاستخوان رشد میکنند. اما سلولهای T در مغزاستخوان تولید شده ولی از طریق جریان خون به تیموس رفته و در آنها رشد میکنند. سلولهای T و B معمولاً در جریان خون یافت میشوند اما بیشتر در بافتهای لنفی مثل غدد لنفاوی، تیموس و طحال جمع هستند. مقداری بافت لنفی هم در دستگاه گوارش وجود دارد. سلولهای B و T وظایف و عملکردهای مختلفی دارند.
سلولهای B وقتی تحریک شوند به سلولهای پلاسما تبدیل میشوند — اینها سلولهایی هستند که پادتن تولید میکند. یک نوع خاص سلول B به یک میکروب خاص تبدیل میشود و وقتی آن میکروب وارد بدن شود، خود را تکثیر کرده و میلیونها پادتن برای از بین بردن آن میکروب تولید میکند.
از طرف دیگر، سلولهای T معمولاً به سلولها چسبیده و آنها را میکشند. سلولهای T کشنده میتوانند سلولهای ویروسی را در بدنتان شناسایی کرده و آن را بکشد. دو نوع دیگر سلول T، که کمککننده و سرکوبکننده نامیده میشوند هم به سلول T کشنده برای کنترل واکنش ایمنی کمک میکنند.
سلولهای T کمککننده بسیار مهم و جالب هستند. آنها توسط اینترلوکین-1 فعال شده و توسط ماکروفاژها تولید میشوند. این سلولها وقتی فعال شوند، اینترلوکین-2، سپس اینترفرون و سایر موادشیمیایی تولید میکنند. این موادشیمیایی سلولهای B را فعال میکنند تا بتوانند پادتن تولید کنند. پیچیدگی و سطح ارتباط بین نوتروفیلها، ماکروفاژها، سلولهای T و سلولهای B واقعاً شگفتآور است.
ازآنجاکه گلوبولهای سفید خون اهمیت بسیار زیادی در سیستمایمنی بدن دارند، بعنوان معیاری برای سلامت سیستمایمنی استفاده میشوند. وقتی میشنوید که فردی یک سیستمایمنی بسیار قوی دارد، یک روش که قدرت سیستمایمنی او اندازهگیری شده است با شمارش تعداد گلوبولهای سفید مختلف در نمونه خون او بوده است. شمارش طبیعی گلوبولهای سفید خون باید بین 4000 تا 11000 سلول در هر میکرولیتر خون باشد. وجود 1/8 تا 2/0 سلول T کمککننده به ازای هر سلول کمککننده سرکوبکننده نرمال است. شمارش مطلق نوتروفیل طبیعی بین 1500 تا 8000 سلول در هر میکرولیتر است.
یک سوال خیلی مهم که درمورد گلوبولهای سفید خون میتوانید بپرسید این است که، «یک گلوبول سفید خون از کجا میفهمد که به چه چیزی حمله کند و به چه چیزی حمله نکند؟ چرا گلوبولهای سفید خون به همه سلولهای بدن حمله نمیکنند؟» سیستمی در همه سلولهای بدن شما وجود دارد که مجموعه سازگاری بافتی اصلی (MHC) (که آنتیژن لیکوسیت انسانی (HLA) هم خوانده میشود) نام دارد که روی سلولهای بدن شما علامت میزنند. هر چیزی که سیستم ایمنی پیدا کند که آن برچسب را نداشته باشد، متعلق به شما نیست و درنتیجه باید از بین برود. دانشنامه بریتانیکا مجموعه سازگاری بافتی اصلی را اینطور توضیح میدهد:
«به طور کلی دو نوع مولکول پروتئین MHC داریم – دسته I و دسته II – که غشای تقریباً همه سلولهای موجود در یک ارگانیزم را پوشش میدهد. در انسانها این مولکولها توسط انواع متعدد ژن که همه آنها در یک نقطه یکسان روی کروموزوم 6 جمع شدهاندو کدبندی شدهاند. هر ژن تعداد غیرطبیعی آلل (انواع دیگری از ژن) دارند. درنتیجه خیلی نادر است که دو نفر دسته یکسان مولکول MHC داشته باشند که به مجموع آنها بافت میگویند. مولکولهای MHC اجزای مهمی در واکنش ایمنی بدن هستند. آنها به سلولهایی که توسط ارگانیزم عفونی مورد حمله قرار گرفتهاند کمک میکنند که توسط سلولهای سیستمایمنی به نام لمفوسیتهای T یا سلولهای T شناسایی شوند. مولکول های MHC با ارائه ذرات پروتئین (پپتیدها) متعلق به مهاجم بر روی سلول این کار را انجام میدهند. سلول T پپتید خارجی که به مولکول MHC چسبیده است را شناخته، به آن میچسبد و این عمل باعث میشود یا آن را از بین برده و یا درمان کند.
بیماریهای متعددی وجود دارد که اگر یکبار به آن مبتلا شوید، دیگر مبتلا نخواهید شد. سرخک یکی از این بیماریهاست. اتفاقی که درمورد این بیماریها میافتد این است که وارد بدن شما شده و شروع به تکثیر میکنند. سیستمایمنی دست به کار میشود که آن را از بین ببرد. شما در بدنتان سلولهای B دارید که میتوانند ویروس را تشخیص داده و برای آن پادتن بسازند. اما فقط تعداد کمی از این سلولها برای هر پادتن هستند. وقتی یک بیماری خاص توسط این سلولهای B خاص شناسایی شوند، سلولهای B تبدیل به سلولهای پلاسما شده و شروع به تولید پادتن میکنند. این فرایند زمان میبرد اما بیماری روند خود را طی میکند و بالاخره از بین میرود. اما در حین از بین رفتن، سلولهای B دیگر برای بیماری تکثیر شده اما پادتن تولید نمیکنند. این دسته دوم سلولهای B سالها در بدن شما میماند و به همین دلیل اگر دوباره به همان بیماری دچار شوید، بدن بلافاصله آن را از بین خواهد برد.
واکسن نوع ضعیفشده بیماری است، یا نوع کشتهشده بیماری است و یا شبیه به آن اما با شدت کمتر است. وقتی سیستمایمنی داخل بدنتان همان حالت دفاعی را پیش میگیرد، اما چون این بیماری متفاوت و ضعیفتر است، دچار علائمی نمیشوید. بعد وقتی که بیماری واقعی به شما حمله کند، بدنتان خواهد توانست که با آن مقابله کند.
برای همه انواع بیماری، چه ویروسی و چه باکتریایی، واکسن وجود دارد: سرخک، گوشک، سرفه، سل، آبلهمرغان، فلج اطفال، حصبه و …
اما خیلی از بیماریها را نمیتوان با واکسن درمان کرد، سرماخوردگی و آنفولانزا دو نمونه خوب از این دسته بیماریها هستند. این بیماریها یا خیلی سریع تغییر میکنند و یا انواع بسیار متفاوتی دارند که دریافت همه آنها توسط بدن میسر نیست. هربار که دچارآنفولانزا میشوید، به یک نوع متفاوت آن مبتلا شدهاید.
ایدز (سندرم نقص ایمنی اکتسابی) بیماری است که با HIV (ویروس خودایمن انسانی) ایجاد میشود. این بیماری مشکلسازی برای سیستمایمنی است زیرا ویروس به سلولهای سیستمایمنی بدن آسیب میزند. به ویژه داخل سلولهای T کمککننده تکثیر شده و طی این فرایند آنها را از بین میبرند. بدون سلولهای T کمککننده برای هماهنگکردن همه چیز، سیستمایمنی در نهایت فرو ریخته و قربانی بخاطر یک نوع عفونت دیگر که سیستمایمنی به طور معمول میتوانست با آن مقابله کند، میمیرد.
گاهیاوقات سیستمایمنی بدن شما نمیتواند به خودی خود به اندازه کافی سریع فعال شود تا بتوند بر سرعت تکثیر یک نوع باکتری خاص غلبه کند یا اینکه باکتری آنقدر سریع سمی تولید میکند که قبل از اینکه سیستمایمنی بتواند باکتری را از بین ببرد، آسیب دائمی ایجاد میکند. در این موارد، خوب است که با کشتن باکتری آسیبرسان، به سیستمایمنی کمک کنیم.
آنتیبیوتیکها درمورد عفونتهای باکتریایی عمل میکنند. آنها موادشیمیایی هستند که سلولهای باکتری را کشته ولی بر سلولهای تشکیلدهنده بدن شما اثر نمیگذارند. بعنوان مثال، بسیری آنتیبیوتیکها تشکیلات داخل سلولهای باکتری که دیواره سلول را میسازند اخلال ایجاد میکند. سلولهای انسانی حاوی این تشکیلات نیستند به همین دلیل آسیبی به آنها نمیرسد. آنتیبیوتیکهای مختلف روی تشکیلات مختلف باکتریایی عمل میکنند به همین دلیل هرکدام درمورد نوع خاصی باکتری اثربخش هستند. و احتمالاً میدانید که ویروسها چون زنده نیستند، آنتیبیوتیکها اثری روی آنها ندارند.
یک مشکل آنتیبیوتیکها این است که به مرور زمان اثربخشی خود را از دست میدهند. وقتی آنتیبیوتیک مصرف میکنید، همه باکتریها را طی یک هفته یا 10 روز میکشد. خیلی سریع (طی یک تا دو روز) حالتان بهتر میشود چون آنتیبیوتیک اکثر باکتریهای هدف را خیلی سریع میکشد. اما وقتی یک باکتری شانس زنده ماندن پیدا کند، تکثیر شده و این بیماری دوباره برخواهد گشت. آنوقت دیگر آن آنتیبیوتیک قبلی اثری روی آن نخواهد داشت. این مسئله یکی از مشکلات موجود در جامعه پزشکی است.
گاهی اوقات سیستمایمنی اشتباهاتی مرتکب میشود. یک نوع از این اشتباهات، خودایمنی نامیده میشود: سیستم ایمنی به دلایلی درست همانطور که به میکروبها حمله میکند، به بدن خودتان حمله میکند. دو نوع متداول از این بیماری از اشتباه سیستمایمنی اتفاق میافتد. دیابت جوانی با جمله سیستمایمنی به سلولهای لوزالمعده که انسولین تولید میکنند و از بین بردن آنها ایجاد میشود. آرتریت روماتوئید هم با حمله سیستمایمنی به بافتهای داخل مفاصل ایجاد میشود.
آلرژیها نوع دیگر اشتباه سیستمایمنی بدن هستند. سیستمایمنی در بعضی افراد که دچار حساسیت هستند، به طور شدیدی به یک محرک آلرژیزا که باید نادیدهاش بگیرد، واکنش میدهد. این محرک میتواند یک مادهغذایی یا یک گرده یا یک نوع موی خاص حیوانات باشد. مثلاً شخصی که به یک گرده خاص آلرژی دارد، دچار آبریزش بینی و چشم، عطسه و علائمی از این قبیل میشود. این واکنش اصولاً توسط سلولهای ماست در مجرای بینی ایجاد میشوند. در واکنش به این گردهها، سلولهای ماست هیستامین تولید میکنند. هیستامین موجب التهاب میشود که باعث میشود مایعات در رگهای خونی جریان داشته باشند. هیستامین همچنین موجب خارش میشود. برای از بین بردن این علائم، داروی تجویزی مطمئناً آنتی-هیستامین است.
نمونه آخر اشتباه سیستم ایمنی بدن تاثیر آن بر بافتها پیوند خورده است. البته این واقعاً یک اشتباه نیست اما پیوند بافت یا عضو را تقریباً غیرممکن میسازد. وقتی بافت خارجی داخل بدن شما گذاشته میشود، سلولهای آن تعریف و هویت درست را ندارند و به همین علت سیستم ایمنی به آن بافت حمله میکند. این مشکل قابل پیشگیری نیست اما میتوان با هماهنگکردن دقیق بافت اهداکننده با گیرنده و استفاده از داروهای سرکوبکننده ایمنی از این واکنش جلوگیری کرد. البته این داروها با سرکوب کردن سیستمایمنی فرد را در معرض عفونتهای احتمالی قرار میدهند.