هرگز ندیدم خواهشی کنند
هیچگاه دیده نشد که امام از کسی تقاضایی بکنند و یا منتی را بپذیرند. من در تمام مدتی که ایشان را می شناختم، هرگز ندیدم از کسی خواهشی بکنند. مثلا اگر فروشنده ای جنسی را گران می فروخت، برای ارزان خریدن آن هیچ نمی گفتند و می گذشتند. (1)
خدا ضامن روزی شماست
بعد از وفات آیت الله بروجردی عده ای از طلاب و محصلین نگران وضع آینده حوزه بودند. بعضی برای اصل حوزه و بعضی کوتاه نظرها برای وضع مادی حوزه. ایام مسافرت طلاب در ماه محرم فرا رسید. برخی از آقایان سفارش می کردند هنگامی که به شهرستانها رفتید به مردم گوشزد کنید که حوزه احتیاج به مادیات و پول دارد، اما امام در سخنرانی خودشان فرمودند : «مبادا به شهرستانها و بلاد که می روید آبروی حوزه را ببرید و دست گدایی برای حوزه دراز کنید. خداوند ضامن روزی شماست و این حوزه را حفظ می فرماید» . (2)
شما به راه خودتان بروید
یادم می آید هنگام رفتن به حرم، در اواسط راه و در کوچه به امام برخورد کردیم و چون دوست داشتیم که همراه ایشان باشیم، پشت سر ایشان به طرف حرم مطهر حرکت کردیم امام وقتی متوجه حضور ما شدند، ایستاده و فرمودند: «آقایان فرمایشی دارند؟» گفتیم: «نه! عرضی نداریم، فقط دوست داریم که همراه شما باشیم و از این کار لذت می بریم» فرمودند: «شکر الله سعیکم . من از این کار شما تشکر می کنم شما آقا هستید، طلبه هستید. محترم هستید، من دوست ندارم که شخصیت شما با دنبال من حرکت کردن کوچک شود. شما به راه خودتان بروید و من هم براه خود می روم» . (3)
این طور زیارت شایسته نیست
یک وقت بعضی از طلاب و اهل علم ایرانی از راه آبادان به طور غیر قانونی و بدون اخذ ویزا وارد عراق می شدند و از اینرو بعضا در مرز گرفتار مأمورین عراقی شده و روانه زندان می شدند، و چه بسا مورد اهانت قرار می گرفتند و سپس با وساطت و توصیه آقایان علما نجات پیدا می کردند و به زیارت کربلا و نجف می رفتند. یک شب که در نجف در محضر امام بودم معظم له در همین رابطه اظهار نگرانی کردند و فرمودند: «زیارت امام حسین (ع) به هیچ وجه شایسته نیست که با این ذلت و خواری توأم باشد» . (4)
بردار و برو!
یکی از تجار ایرانی مبلغی سنگین به عنوان وجوه شرعی به نجف خدمت امام آورده بود. ضمن تقدیم وجه از موضع کسی که از پول هنگفتی دل کنده و امتیاز آن را به دیگری اعطا کرده درخواست کرد که امام به اصطلاح تخفیفی بدهند و مثلا خمس اتومبیلش را از او نگیرند. امام تمام وجه را جلوی او گذاشته و فرمودند: بردار و برو! شما گمان می کنید حالا که این پول را اینجا آورده اید، منتی بر ما دارید؟ نخیر، این ما هستیم که بر شما منت داریم. چرا که با پرداخت آن و قبول ما، شما بری ء الذمه می شوید و تازه اول مسؤولیت ماست» . (5)
در تمام عمرم دنبال پول نرفتم
بارها کسانی بودند که خدمت امام می رسیدند و به ایشان عرض می کردند اینهایی که به مکه می آیند نوعا مقلد شما هستند و به شما علاقه مند هستند و می خواهند وجوهاتشان را به شما بدهند لازم است کسی را همه ساله به مکه بفرستید ولی ایشان قبول نمی کردند بعضیها می خواستند حاج آقا مصطفی را به مکه برای این کار بفرستند اما امام راضی نمی شدند تا اینکه یکسال حاج آقا مصطفی به من پیشنهاد کرد که از طرف امام به مکه بروم و به عنوان وکالت از طرف امام وجوهات مردم را جمع آوری کنم. وقتی خدمت امام رسیدم که با ایشان خداحافظی کنم مطلبی فرمودند که برای من نصیحت خیلی بزرگی شد. امام فرمودند: من هیچوقت دنبال پول نرفتم در تمام مدت عمرم دنبال پول نرفته ام، می خواهم رفقایم هم همین طور باشند. چون امام شنیده بود که وقتی یک تاجری می آید بعضی چطور دنبال او می روند یا می فرستند دنبال او که او را ببینند و وجوهاتشان را بگیرند بعد به من فرمودند هیچ وقت شما را داخل کاروانها نبینم اصلا به دیدن کسی هم در کاروانها لازم نیست بروید چون از طرف من وکالت دارید ممکن است بعضی خیال کنند که آمده اید حساب مردم را برسید و وجوهات بگیرید. فقط اگر کسی آمد و مسأله ای از شما سؤال کرد جواب بدهید اما اگر کسی خواست به شما پول بدهد بگیرید و رد نکنید. من هیچوقت راضی نیستم که تو برای پول آوردن برای من دست و پایی بکنی. بگذار مردم به روش خودشان هر طور می خواهند وجوهات بدهند. شما جای خودتان باشید هر کس خواست وجوهات بدهد خودش پیش شما بیاید. (6)
خودتان را از ذلت نجات دهید
بنده در همان لحظه اول برخورد (ورود امام از پاریس به تهران) در چهره اکثر این نیروهای انتظامی علاقه و عشق به امام را مشاهده کردم. امام در همان لحظات اول چند جمله برایشان صحبت کردند که: «این شاه و دربار شما را تحقیر کرده اند و شخصیت شما را لگدمال کرده اند، شما را در برابر آمریکاییها کوچک شمرده اند. شما باید همت کنید و خودتان را از آن ذلت و حقارت نجات دهید.» و بعد هم فرمودند که: «شما دیگر راحت باشید که شاه دیگر برنمی گردد و از کسی ترسی نداشته باشید، شاه دیگر قدرت اینکه برگردد و شما را اذیت کند ندارد.» (7)
پی نوشت ها:
.1 آیت الله جعفر سبحانی.
.2 حجة الاسلام و المسلمین توسلی پاسدار اسلام ش .13
.3 حجة الاسلام و المسلمین عبائی خراسانی گلهای باغ خاطره.
.4 حجة الاسلام و المسلمین سید مجتبی رودباری 15 خرداد ش 5 و .6
.5 حجة الاسلام و المسلمین رحیمیان.
.6 آیت الله خاتم یزدی سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی ج .2
.7 حجة الاسلام و المسلمین موسوی خوئینی ها مرزداران ش .29