غلامرضا ظریفیان در پاسخ به پرسشی درباره ریشه اعتراضات دی ماه و دلایل به خشونت کشیده شدن آن گفت: به نظر میرسد اعتراض اخیر را میتوان بهعنوان پنجمین موج اعتراضی جامعه ایران در سالهای اخیر در نظر گرفت؛ موجی که نسبت به اعتراضات پیشین، از حیث دامنه، ترکیب اجتماعی و تنوع مطالبات، ویژگیهای متفاوت و پیچیدهتری دارد. در اعتراضات قبلی، هر کدام دارای یک وجه مشخصتر بودند؛ برای مثال، برخی اعتراضها در گذشته عمدتاً مبنای دانشجویی و سیاسی داشتند، سپس بهتدریج عمومیتر شدند
وی در گفتگو با ایرنا، افزود: در مقاطعی نیز اعتراضهای اقتصادی را تجربه کردیم؛ از جمله در سال 98 که اگرچه وجوه دیگری هم داشتند، اما منطق غالب آنها اقتصادی بود. همچنین اعتراضاتی با محوریت سبک زندگی و مسائل فرهنگی در سال 1401 شکل گرفت که در قالب موضوعاتی مانند ماجرای مهسا، بحث حجاب و سایر مؤلفههای فرهنگی بروز پیدا کرد. این موارد نشان میدهد که هر موج اعتراضی، گرچه دارای لایههای متعدد بوده، اما معمولاً یک محور مسلط و قابل تشخیص داشته است.
معاون امور دانشجویی وزارت علوم در دولت اصلاحات با بیان اینکه اعتراض اخیر از الگوی اعتراضات پیشین فاصله گرفته است، اظهار داشت: اگرچه زمینههای اقتصادی همچنان نقش مهمی در شکلگیری آن دارند، اما ترکیب اجتماعی معترضان، بهویژه حضور قابل توجه دانشآموزان، دانشجویان و نسلی که عمدتاً زیر 30 سال سن دارند، نشان میدهد که با دامنهای گسترده و متکثر مواجه هستیم. بررسی گفتوگوها و نحوه ابراز مطالبات در بخشهایی از این اعتراضات نشان میدهد که مسئله اقتصاد همچنان جدی است، اما اعتراض صرفاً اقتصادی نیست.
وقایع دی ماه به علت نادیده انگاشتن اعتراضات گذشته بود
این پژوهشگر تاریخ و تحلیلگر سیاسی ادامه داد: به همین دلیل، برخی تحلیلگران از تعبیر «اعتراض هیبریدی» یا «ترکیبی» درمورد اعتراضات و ناآرامی های اخیر استفاده میکنند؛ اعتراضی که مؤلفههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را بهطور همزمان در خود دارد. یکی از دلایل اصلی شکلگیری چنین اعتراض ترکیبی را میتوان در این واقعیت جستوجو کرد که اعتراضات گذشته بهصورت جدی و اساسی به سمت حل مسئله هدایت نشدند.
ظریفیان با اشاره به نادیده گرفته شدن ریشه اعتراضات ادوار گذشته و زمینهسازی این بیتوجهی ها برای شکل گیری اعتراضات اخیر اظهار داشت: در بسیاری از مقاطع، این تصور شکل گرفت که با فروکشکردن ظاهری اعتراضات، مسئله نیز پایان یافته است، در حالی که بنیانها و ریشههای نارضایتی همچنان باقی مانده بودند. در دو دهه اخیر، صدها سخنرانی، دهها پیمایش و پژوهشهای متعدد انجام شد که همگی نشان میداد جامعه ایران در آستانه یا درون یک مرحله اعتراضی قرار گرفته است؛ مرحلهای که اگر بهدرستی به آن پاسخ داده نشود، ظرفیت تشدید و پیچیدهتر شدن را دارد.
معاون امور دانشجویی وزارت علوم در دولت اصلاحات با بیان اینکه در این تحلیلها بارها هشدار داده بودند که در صورت بیپاسخ ماندن مطالبات، اعتراضات میتوانند از شکل مسالمتآمیز به سمت خشونت سوق پیدا کنند؛ گفت: تجربه نیز نشان داد که وقتی در بخشهایی اساساً پاسخی داده نمیشود و دغدغه های مردم نادیده گرفته می شود، اعتراض بهتدریج رادیکالتر و خشونتآمیزتر میشود. در این میان، اگرچه جانمایه اصلی اعتراضات ریشه در مسائل داخلی و بعضا اقتصادی و معیشتی دارد، اما به دلیل مشکلات و تعارضهایی که با بیرون از کشور وجود دارد، جریانهای خارجی نیز تلاش میکنند از این وضعیت حداکثر بهرهبرداری را برای تحقق اهداف خود داشته باشند.
وی افزود: پس از جنگ 12روزه نیز بهطور جدی این نکته مورد تاکید قرار گرفت که رژیم اسرائیل با تحلیلی که از وضعیت اجتماعی ایران داشت، تلاش کرد از طریق آن درگیری، زمینه شکلگیری اعتراضات داخلی را فراهم کند؛ هرچند در آن مقطع، به هر دلیلی این هدف محقق نشد. با این حال، اکنون این تلاشها در قالبهای دیگر دنبال میشود تا با شکلگیری یک حرکت اعتراضی، زمینه بازگشت یا تشدید اقدامات آمریکا و رژیم تحت فرمانش علیه ایران فراهم شود.
پس از اعتراضات هر دوره نوعی پایانیافتگی مسئله شکل گرفت در حالیکه مسئله باقی مانده بود
ظریفیان با اشاره به عدم ریشهیابی عملی و کارآمد پس از اعتراضات دهههای اخیر و پاسخگویی به آنها گفت: حاصل همه این روندها آن است که در هر دورهای پس از جمع شدن ظاهری اعتراضات، نوعی احساس بی نیازی از پاسخگویی و پایانیافتگی مسئله شکل گرفت؛ در حالیکه مسئله در بنیان خود همچنان باقی مانده بود. در شرایط کنونی نیز، دشمنان ایران تلاش کردهاند اعتراضات را به سمت خشونت سوق دهند، آن را به درگیریهای سخت، کشتهسازی و تشدید تنش بکشانند. در چنین فضایی، جامعه با گسترش خشونت مواجه شد و به نظر میرسد نظام حکمرانی نیز در فهم بهموقع و دقیق مسئله دچار غفلت بوده است.
این پژوهشگر فعال سیاسی ادامه داد: نتیجه این وضعیت، بر اساس گزارشهای رسمی کشور، مواجهه با تعداد قابل توجهی از جانباختگان است که بخش مهمی از آنها را جوانان تشکیل میدهند. امروز جامعه با نوعی شوک جمعی روبهرو است؛ این پرسش جدی مطرح است که چرا پیش از وقوع این حوادث، تدابیر لازم اندیشیده نشد، چرا با جامعه گفتوگوی مؤثر صورت نگرفت و چرا حرف مردم را نشنیدیم و به سمت حل مسئله حرکت نکردیم تا کار به این نقطه نرسد.
معاون امور دانشجویی وزارت علوم در دولت اصلاحات در پاسخ به پرسشی درباره نقش احزاب، نخبگان و حلقههای واسط میان حکومت و مردم برای پیشگیری از اعتراضات چندلایه تر و خشونت آمیزتر در آینده گفت: واقعیت این است که یکی از آسیبهای جدی در نحوه مدیریت و حکمرانی سیاسی در این سالها، تضعیف نقش احزاب، نخبگان و سازوکارهای میانجی بوده است که میتوانستند در انتقال مطالبات، تعدیل تنشها و تبدیل اعتراض به گفتوگوی سازنده نقش مؤثرتری ایفا کنند.
در سالهای اخیر از گروههای مرجع اعتبار زدایی شده است
وی افزود: گروههای مرجع، از جمله نخبگان ، دانشگاهیان، معلمان، پزشکان، هنرمندان و سایر اقشار اثرگذار، در هر جامعهای نقشهای میانجی و واسط ایفا میکنند؛ نقشهایی که میتوانند گفتوگو را تسهیل و میان جامعه و حاکمیت پل ارتباطی بسازند. متأسفانه ما در سالهای اخیر این نقشها را تضعیف کردهایم. امروز احزاب در جایگاه واقعی خود قرار ندارند، جریانهای سیاسی نیز تا حد زیادی از کارکرد اصلیشان فاصله گرفتهاند و حاصل این وضعیت، نوعی اعتبارزدایی از گروههای مرجع بوده و این اعتبارزدایی اکنون آثار خود را نشان میدهد.
ظریفیان با تاکید بر اینکه نمیخواهم بگویم این نقش بهکلی از بین رفته است بلکه همچنان اگر این گروهها به رسمیت شناخته شوند، میتوانند در کمک به فهم درست مسئله، رفع انسدادها و حرکت به سمت حل مسئله نقش مؤثری ایفا کنند، اظهار داشت: اما در هر صورت، طبیعی است که وقتی احزاب، سندیکاها و جریانهای صنفی تضعیف میشوند، یکی از کارکردهای اصلی آنها که کمک به شکلگیری عقل جمعی و ارتقای مشارکت جمعی است نیز آسیب ببیند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه داد: طبیعتاً یکی از ویژگیهای مهم این نهادها آن است که در شرایط بحرانی وارد عمل میشوند و کمک میکنند تا میان نقاط چالشی، شکافهای اجتماعی و گفتوگوی میان جامعه و حکمرانی، نوعی میانجیگری و مفاهمه شکل بگیرد. من عرض کردم که این نقش آسیب دیده است، اما به نظر من همچنان راهی وجود ندارد جز اینکه این گروهها را به کمک بگیریم، آنها را به رسمیت بشناسیم، هم در فهم مسئله از ظرفیتشان استفاده کنیم و هم در حل مسئله، آنها را شریک بدانیم.
این استاد دانشگاه با انتقاد از تکرار روشهای منسوخ و ناکارآمد در برخورد با اعتراضات، اظهار داشت: پس از هر موج اعتراضی، دستکم در حوزه آموزش عالی و بخشهای سیاسی جامعه، شاهد گفتوگوها و ارزیابیهای گستردهای بوده ایم. گروههای مرجع، احزاب، سندیکاها، انجمنهای علمی، هنرمندان و ورزشکاران در رسانهها بسیار سخن گفتند و تحلیل ارائه دادند اما این سخنان و دیدگاه ها به درستی مورد توجه قرار نگرفته است.
به جای حل مسئله به بایگانیکردن آن با شیوههای قدیمی عادت کردهایم
ظریفیان افزود: اما به نظر میرسد ما به نوعی عادت کردهایم که به این هشدارها و نظرات یا توجه نکنیم یا توجهی بسیار اندک داشته باشیم. بهجای حل مسئله به کنار گذاشتن و بایگانیکردن آن با شیوههای قدیمی عادت کردهایم. طبیعی است که با چنین رویکردی، نه مسئله را درست میفهمیم و نه میتوانیم آن را بهدرستی حل کنیم و این بحثها پیشتر هم مطرح شده است. من گاهی به شوخی در این گفتوگوها به شعر مولوی اشاره میکنم که میگوید: «نامه صد راه نشان دادم، یا راه نمیدانی، یا نامه نمیخوانی» که گویای این وضعیت است.
این فعال سیاسی و دانشگاهی با تاکید بر ضرورت پرهیز از مرزبندیهای خودی و غیر خودی در میان دلسوزان کشور تصریح کرد: اگر افرادی با دغدغه ایران، دغدغه ملی، مذهبی و سیاسی - حتی اگر نظرشان کاملاً منطبق با حکمرانی نباشد- سخن میگویند، این دلسوزی آنها میتواند باعث شود مسئله را شفافتر و حتی دقیقتر ببینند، این افراد به دلیل فاصلهای که دارند، گاه آزادانهتر مسائل را میبینند و میتوانند به حل آنها کمک کنند. اما متأسفانه از این ظرفیت استفاده نشد.
وی افزود: وقتی به فرآیند اعتراضها توجه نمیشود و تلاشی برای گفتوگوی مؤثر برای حل مشکلات صورت نمیگیرد، اعتراض میتواند به خشم و سپس خشونت تبدیل شود. در این شرایط، با توجه به نوع چالشهایی که نظام جمهوری اسلامی، بهویژه با رژیم اسرائیل دارد - رژیمی که همه ما میدانیم به هیچ قاعدهای پایبند نیست - طبیعی است که آنها با دقت بیشتری انباشت اعتراضها را رصد کنند و در بزنگاهها تلاش کنند اعتراضات مسالمتآمیز مردم را به سمت خشونتهای رادیکال، کشتهسازی و تخریب اموال عمومی سوق دهند. تحلیل آنها مبتنی بر شناخت دقیقتری از اعتراضاتی است که حل نشدهاند و در نتیجه با خشم و گاه نفرت، بهویژه در میان نسل جوان، همراه شدهاند.
ظریفیان در پایان تاکید کرد :در چنین فضایی، دشمنان که مترصد اجرای نقشه ها و توطئه های خود هستند تلاش میکنند از این اتمسفر ایجادشده برای ضربه زدن به تمامیت ایران و تضعیف جایگاه آن در منطقه استفاده کنند؛ چراکه ایران را مانعی جدی برای تحقق راهبردهای خود در خاورمیانه میدانند. به نظر من پارادوکس ماجرا اینجاست که آنها این روندها را دقیقتر رصد کردند، تا کسانی که باید در داخل با حساسیت بیشتری به این مسائل توجه میکردند و اجازه نمیدادند اعتراض به عرصه خشم و نفرت کشیده شده و به ابزاری در دست بیگانگان تبدیل شود.