کتاب وقتی نیچه گریست نوشته اروین یالوم، رمانی فلسفی و روان شناختی است که با ترکیب واقعیت تاریخی و تخیل ادبی، به بررسی مسائل عمیق انسانی می پردازد. این اثر از شناخته شده ترین آثار یالوم به شمار می رود و جایگاه ویژه ای در میان آثار تلفیقی فلسفه و روان درمانی دارد ،که کتاب وقتی نیچه گریست دارای جملات نابی است و می توانید در شبکه های اجتماعی نیز از آن ها استفاده کنید.
جملات ناب کتاب وقتی نیچه گریست
رمان وقتی نیچه گریست اثری تامل برانگیز است که مرز میان فلسفه و ادبیات را کمرنگ می کند و خواننده را به باز اندیشی در زندگی و انتخاب های شخصی دعوت می نماید. این رمان نه تنها برای علاقه مندان به فلسفه و روان شناسی، بلکه برای هر خواننده ای که به شناخت عمیق تر انسان و معنای زیستن علاقه مند است، اثری ارزشمند به شمار می آید و دارای جملات نابی است که می توانید در قالب کپشن یا استوری از آن استفاده نمایید.

متن ناب کتاب وقتی نیچه گریست
«تا زمانی که زنده هستی، زندگی کن! اگر زندگی را در حد کمال درک کنی، وحشت مرگ از بین میرود. اگر انسان در زمان مناسب زندگی نکند، در زمان مناسب هم نمیمیرد.»
******
شاید بتوانید افرادی را که دوست دارید، در نظر بیاورید، ولی با تفکر بیشتر میبینید که آنها را دوست ندارید، بلکه احساس مطبوعی را دوست دارید که از دوست داشتن آنها حاصل میشود. شما اشتیاق را دوست دارید، نه کسی که اشتیاق را ایجاد میکند
******
متن کتاب وقتی نیچه گریست با مفاهیم دلنشین
«مردن سخت است. به شدت اعتقاد داشتهام و دارم که آخرین پاداش یک مرده، این است که دیگر نخواهد مرد.»
******
نیچه با لحنی خشن پاسخ داد: «پیمان زناشویی امری مقدس است، ولی شکستن این پیمان، بهتر از شکسته شدن توسط آن است!»
******

متن کوتاه رمان وقتی نیچه گریست
سکوت شب هرچه عمیقتر، فرو افتادن شبنم، سنگینتر!
******
کسی باش که باید بشوی! انسان چگونه میتواند بدون در نظر گرفتن حقیقت، بفهمد کیست و چیست؟»
******
کسی باش که باید بشوی!
******
زندگی یعنی خطر کردن. باید قوی باشی. تو گاو نیستی. من هم نشخوار کردن را تبلیغ نمیکنم»
******
متن دلنشین رمان وقتی نیچه گریست
کتابی که ما را به ورای نوشتههای افراد دیگر هدایت نمیکند، چه سودی دارد؟
******
انسان، دوستان خود را سختتر از دشمنان میبخشد.»
******
بدترین مصیبت، امید است، چون عذاب را طولانی میکند.»
******
“سرنوشت خود را انتخاب کن، و تقدیر خود را دوست داشته باش.»
******
«پروفسور نیچه، شما پاداش رنج را رشد میدانید.»
*******

متن مفهومی رمان وقتی نیچه گریست
بچهدار شدن بدون برنامه، خطا و بچهدار شدن برای برطرف کردن تنهایی، اشتباه است. هدف بخشیدن به زندگی با تولید انسانی همانند خویشتن، درست نیست و اگر هدف از تولید مثل، به جاودانگی رسیدن و تنها دلیل آن نطفهای باشد که بخشی از آگاهی ما در آن قرار دارد، فرضیه صحیحی نیست.
******
آیا در همه مدت عمر، زیستهای یا فقط زنده بودهای؟ آیا آن را انتخاب کردهای؟ آیا زندگی، تو را انتخاب کرده؟ آیا زندگی را دوست داری؟ آیا از زندگی کردن پشیمان شدهای؟ مفهوم درک کردن زندگی در حد کمال، همین است.
******
جملات منتخب کتاب وقتی نیچه گریست
نمیدانم چرا ترس، شبها به سراغ انسان میآید. بیست سال نادان بودم، ولی امروز میدانم که ترس، در تاریکی ایجاد نمیشود، بلکه مانند ستارگان، همیشه حضور دارد، ولی در نور روز، به چشم نمیآید.»
******
اگر کسی نتواند بر خود فرمان بدهد، فرد دیگری به او فرمان خواهد داد. البته اطاعت از دیگران، بسیار آسانتر از اطاعت از خویشتن است.»
******
یاد بگیرید که از زندگی ممنون باشید و با شجاعت بگویید: “خودم این زندگی را انتخاب کردم.” روح انسان خارج از انتخاب او شکل نمیگیرد!
******

متن های طولانی کتاب وقتی نیچه گریست
من به شاگردانم میآموزم که نباید زندگی را با نوید زندگی دیگری در آینده اصلاح کرد یا از بین برد؛
آنچه جاودانه است این زندگی و این لحظه است.
هیچ زندگی دیگر و هدفی که این زندگی رو به آن داشته باشد یا قضاوت و دادگاهی در میان نیست، این لحظه تا ابد خواهد بود و تو، به تنهایی، تنها شنوندهی خویش هستی.
******
برای ارتباط واقعی با یک فرد، ابتدا باید با خود مربوط شد. اگر نتوانیم تنهاییمان را در آغوش کشیم، از دیگری به عنوانِ سپری در برابر انزوا سود خواهیم جست. تنها زمانی که فرد بتواند همچون شاهین -بینیاز از حضور دیگری- زندگی کند، توانایی عشق ورزیدن خواهد یافت؛ تنها در این صورت است که بزرگ شدن دیگری برایش مهم میشود.
******
جملات کتاب وقتی نیچه گریست با مفاهیم ناب
کاری مقدستر از خود شناسی سراغ دارید؟ کارهای فلسفی من به تعبیری، از ماسه ساخته می شوند. انگاره های من پیوسته در حال تغییر است، ولی به یکی از عبارات ماندگار خود اشاره می کنم: «کسی که باید بشوی، باش» بدونِ حقیقت، چگونه انسان می فهمد کیست و چیست؟
******
باهم کافه را ترک کردند. دیگر مشتریان کمی مانده بودند و پیشخدمتها به تدریج میز و صندلیها را جمع میکردند. هنگامی که برویر میخواست خداحافظی کند، لوسالومه بازوی او را گرفت و همراه خود کشید؛
“دکتر برویر؛ این یک ساعت خیلی کوتاه بود.من طمّاع هستم و میخواهم وقت بیشتری از شما بدزدم. اجازه دارم تا هتل همراهیتان کنم؟”
به نظر برویر این اظهارات بیاندازه جسورانه و مردانه آمد. با اینحال هیچ یک از زنان آشنای او این سخنان را بر زبان نیاورده بودند و نخواهند آورد. او در مقابل خود زنی با رفتاری کاملاً متفاوت و نو میدید. “این زن آزاد بود” !
******
متن رمان نیچه گریست اثر اروین یالوم
به نظر میرسد از صحبتم متعجب شدهاید. اینطور نیست؟ شاید به کسانی میاندیشید که به آنها عشق میورزید. بیشتر غور کنید تا دریابید که آنها را دوست ندارید: آنچه دوست میدارید، حس مطبوعی است که از عشق ورزیدن به آنان در شما ایجاد میشود! شما اشتیاق را دوست دارید، نه کسی که اشتیاق را برمیانگیزد.
******
من افراد زیادی را میشناسم که از خود بیزارند و برای رفع آن میکوشند نظر مثبت دیگران را به خود جلب کنند. ولی این راهحل نادرست و در حکم تفویض اختیار به دیگران است. وظیفه شما این است که خود را همانطور که هستید بپذیرید و در جهت رشد خود بکوشید، نه آن که دنبال راهی برای مقبولیت یافتن نزد مردم باشید.
******

شما دوستان با کلیک بر روی جملات کتاب خطاب به عشق، جملات کتاب پنج زبان عشق و جملات کتاب کلیدر می توانید متن های نابی را مطالعه نمایید.