با این حال، احمدی تاکید میکند که هیچ دلیل و مدرکی برای این ظن وجود ندارد؛ چنانکه شواهدی نیز برای اینکه لاریجانی صرفا با هدف مسائل منطقهای به عمان رفته باشد نیست.
مشروح گفتگوی اقتصاد نیوز با این دیپلمات بازنشسته را در ادامه بخوانید؛
****
* آقای احمدی! طی چند روز اخیر سفر آقای لاریجانی به مسقط و دوحه را داشتیم، تحلیل شما از رایزنی های دیپلماتیک لاریجانی در شرایط فعلی چیست؟
این سفر یک مقداری عجیب است؛ اینکه فقط چهار روز، بعد از مذاکراتی که در مسقط انجام شد، دبیر شورای امنیت ملی دوباره به عمان سفر کند، موضوعی است که جلب توجه کرده و حدس و گمانهای زیادی در مورد آن مطرح شده است.
باید گفت که عمان فقط یک واسطه است آن هم واسطهای است که در امور محتوایی هم دخالت ندارد. کشورهای بزرگتری مثل روسیه، ترکیه یا مصر که قدرتهای منطقهای هستند خودشان نظر و ایده دارند و احتمالا طرحهایی و ایدههایی هم میدهند. اما عمان و قطر در چنین موقعیتی نیستند و فقط قرارمدارهای دو طرف را منتقل و جلسات را تسهیل میکنند و خدماتی ارائه میدهند و بهویژه واقع واسطه انتقال نظرات و پیامها هستند.
در این میان وقتی آقای لاریجانی به این کشور سفر میکند و سه ساعت هم با سلطان عمان مذاکره میکند، این مقداری عجیب است. چون عمان که طرف مذاکره نیست و از خودش فکر و ایدهای ندارد و نهایتا منتقلکننده پیام است. برای عمان که فقط پیام را منتقل می کند هم لازم نیست که کسی در موقعیت و مقام آقای لاریجانی به آن کشور سفر کند.
اگر قصد انتقال پیام باشد، راههای متعدد دیگری برای انتقال پیام وجود دارد؛ حتی سفارتخانههای ایران و عمان، یا سفارت سوئیس می توانند این کار را انجام دهند. به همین علت، این موضوع خیلی اگر نگوییم تعجببرانگیز دستکم تاملبرانگیز شده است.
حدس اول؛ احتمالا پیامی منتقل شده است
در این مورد حدسهایی می توان زد. یک فرض این است که در جریان مذاکرات روز جمعه طرفین نقطهنظراتشان را به همدیگر منتقل کردند، و قرار شد که این طرحها و ایدهها احیاناً در پایتختها بررسی شود و پاسخ داده شود. یک احتمال این است که ایران در واکنش به نظرات آمریکاییها پاسخی تهیه کرده و آقای لاریجانی پاسخ را برده است. اما این حدس خیلی نمیتواند منطقی و باورپذیر باشد، چون به هر حال بدون اینکه نیاز به این سفر باشد همین نظر را میشد به صورت مکتوب منتقل کرد.
حدس دوم؛ برقراری تماس با طرف آمریکایی
احتمال دیگر این است که در جریان این سفر قرار بوده که تماسی بین ایران و آمریکا برقرار شود؛ حالا این تماس میتوانست به صورت ویدیو کنفرانس یا تلفنی و با حضور طرف عمانی باشد. البته این حدس و گمانی است که مدرکی برای آن وجود ندارد. فقط می توان حدس زد که احتمالا در جلسه با حضور سلطان عمان، بین آقای لاریجانی و یک مقام آمریکایی تماسی برقرار شده باشد. اگر بخواهیم خیلی خیال پردازی کنیم، مثلا این تماس با ترامپ بوده است.
عاملی که احتمال این حدس را تضعیف می کند این است که ظاهرا ملاقات آقای لاریجانی با سلطان در ساعت 12 تا 3 بعد از ظهر انجام شده و در آن موقع نیمه شب به وقت واشنگتن بوده.
باید بر اساس روانشناسی ترامپ اقدام کنیم
* یعنی مدلی که قبلا ترکها پیشنهاد کرده بودند که بین پزشکیان، ترامپ و اردوغان اتفاق بیفتد، بین لاریجانی، سلطان عمان و ترامپ اتفاق افتاده باشد؟
بله، این حدس و گمان را میشود مطرح کرد. واقعیت این است من مدتی است که بر مبنای روانشناسی ترامپ گفتهام که لازم است که مقامات عالیه ایران نمایندهای را معین کنند و به او مجوز دهند که مستقیم با ترامپ تماس بگیرد. به هرحال ترامپ کسی است که میخواهد خودش در مرکز توجه و مرکز بحثها قرار داشته باشد؛ نمیخواهد نمایندهاش جلوی دوربین باشد و در تلویزیون مطرح باشد، بلکه میخواهد خودش جلوی دوربین بماند.
او یک شخصیت تلویزیونی است. مثالهای زیادی هم از دور اول ریاست جمهوری او تا امروز وجود دارد مثل مذاکره با کره شمالی. همه دنیا این روانشناسی ترامپ را فهمیدهاند و همه هم بر همین اساس با او کار کرده اند. ما هم باید متوجه این موضوع باشیم و به این شکل کار کنیم.
همیشه پیشنهاد کردهام که لاریجانی نماینده ایران باشد
من طی دو سه ماه اخیر همیشه مشخصاً پیشنهاد کردهام که نماینده ایران در مذاکرات آقای لاریجانی باشد چرا که دبیر شورایعالی امنیت ملی است و مستقیما با رهبری مرتبط است. به هر حال امیدوارم این حدس محقق شده باشد و در جریان این سفر چه به صورت تلفنی و یا به صورت ویدیوکنفرانس صحبتی با ترامپ شده باشد.
همین چند روز پیش بود که ترامپ اشاره کرد که قرار است با نماینده ایران صحبت شود. باز هم باید بگویم که این تنها این فقط یک حدس است و بر هیچ اطلاعی استوار نیست.
خودِ ترامپ هیچ وقت در مورد مسائل موشکی و منطقهای صحبتی نکرده است
* فکر میکنید اگر این اتفاق افتاده باشد مسیر توافق هموارتر خواهد شد؟
بله، این قطعاً مسیر توافق را هموارتر میکند و احتمالاً میتواند کمک کند که تمرکز فقط برود روی برنامه هستهای و غنیسازی. ترامپ شخصا تا همین امروز هیچ وقت در مورد دو موضوع دیگر یعنی موضوع موشکی و منطقهای صحبت نکرده است. البته امروز در خبر بود که از ضرورت توافق در مورد برنامه موشکی ایران هم سخن گفته است. قبلا این دو مورد فقط از طرف ویتکاف و روبیو مطرح شده بودند. ویتکاف در 16 ژانویه و روبیو یک روز قبل از مذاکرات یعنی 5 فوریه این موضوع را مطرح کرد.
طرح این مسئله از سوی این دو نفر می توانست یک «حربه مذاکراتی» برای تحت فشار قرار دادن ایران باشد تا ایران در مورد برنامه هستهای امتیاز دهد. اگر هم ایران قبول کند در مورد غنیسازی امتیاز دهد، بهخصوص اگر پای ترامپ به میان بیاید، دو موضوع دیگر ممکن است منتفی شود و آمریکایی ها دیگر اصراری روی آنها نداشته باشند. البته اگر امروز ترامپ در مورد برنامه موشکی سخن گفته است، کار قدری مشکل می شود و نه تماما.
اما، بحث مربوط به غنیسازی و بحث 400 کیلوگرم اورانیوم غنیشده با غنای 60 درصد، مسئله سختی است. اینها موضوعات بسیار مهمی هستند؛ معلوم نیست آیا امکان توافقی در این مورد با توجه به جدیتی که طرفین در مواضعشان دارند میتواند وجود داشته باشد یا نه.
به خصوص اینکه اگر ترامپ با هر درصدی از غنیسازی موافقت کند به معنای نوعی بازگشت به برجام است و آن وقت در سیاست داخلی میتواند برای ترامپ هزینهزا باشد. ازاینرو با توجه به این پیچیدگیها و اینکه انتخابات کنگره هم در پیش است باید دید که چه اتفاقی ممکن است بیفتد.
کوشنر تندرو نیست؛ عملگراست
* حضور داماد ترامپ آقای کوشنر و فرمانده سنتکام در مذاکره که این آخری ناگهانی هم بود به نظرتان چه معنایی داشت؟
ویتکاف و کوشنر هر دو، افراد عملگرا و پراگماتیستی هستند. تصوری در ایران وجود دارد که کوشنر ممکن است بهخاطر دین و ارتباطاتی که دارد آدم تندرویی باشد در حالی که اینطور نیست. کوشنر هم آدم عملگرایی است. حضور این دو در کنار هم با توجه به گزارشی که به ترامپ خواهند داد می تواند وزنه عملگرایی و واقعبینی را در کاخ سفید سنگینتر کند. از سویی واکنش سریع نتانیاهو و سفر خارج از برنامهاش به واشنگتن، حتما با هدف خنثیکردن احتمال واقعگرایی و عملگرایی در واشنگتن انجام شده است.
ما الان با این وضعیت مواجه هستیم که کشمکشی بین عملگراها از یک سو و جریانهای افراطی نزدیک به اسرائیل از سو دیگر وجود دارد. عملگراها شامل جنبش ماگا MAGA انزواگراهایی اطراف ترامپ و کسانی مثل ویتکاف، ونس، کلبی معاون وزارت دفاع و ... هستند. از سوی دیگر نیز طیفی که «نئوکان» و امپریالیست خوانده می شوند فعالند که طرفدار مداخله آمریکا در جهانند و افرادی مثل روبیو، رتکلیف رئیس سیآیای و برخی سناتورها مثل لیندسی گراهام، تد کروز و تام کاتن در این طیف قرار دارند.
یعنی الان کشمکشی بین این دو در جریان است. اینکه زور کدام یک بردیگری میچربد و کدام یک میتوانند ترامپ را به چه سمتی ببرند و اینکه ایران چطوری دست خودش را بازی می کند، در این میان بسیار مهم است. اگر سفر آقای لاریجانی با این حدس و گمانهایی که گفتم انجام شده باشد، طبیعتاً میتواند جناح میانهرو و عملگرا را تقویت کند.
حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات نمود «تهدید معتبر» یا «دیپلماسی قایقهای توپدار» بود
* فرمانده سنتکام جزو کدام یکی از این دو گروه است؟
حضور او در مذاکره در ارتباط با همان بحث «تهدید معتبر» است؛ یعنی این نظر وجود دارد که به موازات مذاکره یک تهدید معتبر لازم است، یا همان «دیپلماسی قایقهای توپدار». یک نمود بیرونی این تز در جریان مذاکرات این بود که رئیس سنتکام را در آن جلسه بردند فقط برای اینکه یادآوری کنند که اهرم نظامی فعال است. در واقع حضور او یک عامل فشار بود و شاید خیلی مسئله فوقالعادهای نبوده است.
* سوال آخرم را در مورد سفر نتانیاهو که شما هم اشاره کردید میپرسم. فکر میکنید که این سفر با چه هدفی است؟ آیا نتانیاهو می خواهد آمریکا را به حمله نظامی سوق دهد عناصری که مایل است را در دستور کار مذاکرات بگنجاند؟
نتانیاهو همیشه گفته است که اگر قرار بر دیپلماسی باشد، باید غنیسازی ایران صفر شود، اورانیوم غنیسازیشده از کشور خارج شوند، برنامه موشکی ایران به زیر 480 کیلومتر برد محدود شود و حمایت ایران از گروههای مقاومت متوقف شود. اینها خواستههایی است که افراطیهای اسرائیلی همیشه مطرح کردهاند و طبیعتاً سفر نتانیاهو به آمریکا نیز برای اصرار بر آنهاست؛ یعنی برای اینکه این دیدگاه را پیش ببرند و بتوانند آن را، بلکه، به ترامپ بقبولاند و دستور کار ترامپ را مطابق مطلوب افراطیهای اسرائیلی شکل دهد.
این سفر با این هدف انجام میشود که بتواند مثلاً تأثیر عملگراها و طرفداران ماگا بر ترامپ را خنثی کند. البته ممکن است بعضیها بگویند یکسری اقلام اطلاعاتی یا دادههای اطلاعاتی هم جمعآوری کردهاند تا ترامپ را متقاعد کنند که ایران مشغول انجام چنین کارهایی است. البته مصاحبه امشب ترامپ هم شاید با این هدف است که بگوید من خودم تصمیمم را گرفتهام وتحت نفوذ نتانیاهو نیستم.