ماهان شبکه ایرانیان

مسئولان، گره گشا یا گره ساز؟!

خرد ژرف‎اندیش و عشق رازورانة مردم سرزمین ما، نسبت به حقیقت و همچنین کوشش خستگی ناپذیر آن پیر فرزانه بر مدار کشش والایِ ولایت، به پیدایی واقعیتی انجامید که در نوع خود یگانه و بی‎رقیب بود

خرد ژرف‎اندیش و عشق رازورانة مردم سرزمین ما، نسبت به حقیقت و همچنین کوشش خستگی ناپذیر آن پیر فرزانه بر مدار کشش والایِ ولایت، به پیدایی واقعیتی انجامید که در نوع خود یگانه و بی‎رقیب بود. این رخداد عظیم که چیزی جز انقلاب اسلامی نبود، سبب انفجار نور و انفطار نیرو در عمق قلب ها و فطرت ها گشت که در یخبندان ناامیدی و ظلمات کفر گرفتار شده بودند. ظهور انقلاب اسلامی به عنوان انقلابِ «به نام خدا» در عصر الهه‎های دروغین به مثابه جاری شدن چشمة پاک و زلال در برهوتی بود که به اهالی تشنة آن هر گل‎آلودی را خورانده بودند از این‎رو چون با چشمه آشنا شدند چشمشان را آشیان مهرش نمودند و برای بقا و زلالی آن جان خود و فرزندانشان را نثار کردند و اکنون که سال‎ها از پیروزی و برپایی آن حماسه می‎گذرد، اگر مسیر پرفراز و نشیبش را از دیروز تا به امروز به حکم کریمة «ان تقوموالله مثنی و فردی ثم تتفکروا» مرور کنیم می‎بینیم که پس از فریضه قیامِ برای خدا، همة ما مخاطب ندای «ثم تتفکروا» هستیم، یعنی باید آن چه را گفتیم و کردیم و آن چه را امروز بدان مشغولیم، مرور کنیم و بر سؤال‎های مقدّر آن پاسخ دهیم که آیا همة آنچه را که تاکنون انجام داده‎ایم از نظر «نیت» و «نتیجه» در جهت رشد و بالندگی انقلاب و اجتماع بوده است؟ یا خدای ناخواسته راه سست کردن و ستیز با ارزش‎ها، آرمان‎ها و الگوهای انقلاب، همین راه‎ها و کارهایی بوده که رفته‎ایم و کرده‎ایم؟!

به هر حال این‎ها پرسش‎های جدی ای است که تأمل در آنها و یافتن یک پاسخ وجدانی و بدون توجیه ما را راحت نخواهد گذاشت، اگرچه ممکن است عده‎ای در برابر این سؤال‎ها خود را با طناب توجیه از این شانه به آن شاخه برسانند و بگویند آن چه شد راهی بود گریز‎ناپذیر، پس باید می‎شد و برخی دیگر هم به گونه‎ای دگر خود را مورد نوازش قرار دهند که ما در قله‎های خدمت مشغول بودیم، پس دره‎های هولناک خلاف و خطا فقط کار دشمنان است. اما همة ما گذشته از این توضیحات و توجیهات، باید بدانیم که دیر یا زود همگی با خدای خود ملاقات خواهیم کرد و چون در آنجا سِرّ «جئتمونا فرادی کما خلقناکم اولَ مرّه» سَرباز کند خود را در برابر خدای خویش تنها و بصیر در محاصرة بازخواست الهی می یابیم. «تنهائیم» تا شرمندگی‎مان بین نفرات تقسیم و سرشکن نشود و «بصیریم» زیرا همة حالات نفس فریبکارمان را بعینه می‎بینیم بی‎آنکه راه گریز داشته باشیم. اما از حالا تا آن حال ملاقات، فرصت داریم تا نقش خود را در مسیر این امانت بیابیم و ببینیم که کجای این نهیب الهی با ماست آنجا که می‎فرماید: «لا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثاً» یعنی همچون آنان نباشید که رشته‎ای را محکم کردند و سپس آن را واتابانده و باز کردند. رشته محکم انقلاب با فداکاری و جانفشانی صدها هزار انسان والا آن هم در زیباترین حالات عارفانه و خالص‎ترین وجه، پدید آمد و استحکام یافت و سپس به دست ما ماندگان سپرده شد که در این باره باید گفت، حفظ این امانت الهی به دست سه کانون مهم یعنی رهبری، مردم و مدیران و مؤثران جامعه داده شده که یکایک آن را مرور خواهیم کرد.

حفاظت و هدایت انقلاب در بُعد رهبری چه در زمان حیات امام و چه در غروب جسمانی آن وجود مطهر و طلوع آرمانی‎اش از مشرق خلف صالحش با همان سلامت و صلابت تداوم یافته و در درخشش، ذره‎ای افول نکرده است و در بُعد دوم نیز باید گفت که مردم ما به حمد الهی قدرشناس‎ترین مردم، فداکارترین ملت و با ایمان‎ترین امت در جهان معاصرند. مردمی که با تار و پود، اخوّت و ولایت با یکدیگر و با رهبری پیوند دارند، اما در بُعد مسؤلان و مؤثران جامعه، ماجرا فرازها و فرودهای متعددی پیدا می‎کند، مسئولان قطعاً جزو مؤثران هستند، اما لزوماً مؤثران جزء مسؤلان نیستند. از این‎رو این دو واژه بیانگر دو بخش مدیریت رسمی تأثیر‎گذار و تأثیرگذاران غیر رسمی است که این بخش اخیر می‎تواند فردی یا گروهی باشد که آن هم گاه مستقل است و گاه وابسته به بیگانگان که در این حالت به عنوان سرانگشتان بومی شده دشمن، در داخل عمل می‎کند. در حقیقت گرفتاری اصلی انقلاب ما در این بخش هاست. کمترین اختلال در بخش مدیران و مؤثران، جامعه را با طیف وسیع اختلال و انحراف مواجه می‎سازد، در واقع گرفتاری اصلی جامعه ما از کوتاهی مسئولان و مؤثرانی است که موظفند به حکم اولین بندِ اصلی‎ترین ندای توحید که «لا اله» و نفی و نهی همه سایه‎های باطل است، جامعه مدیریتی خود را از دروغ، تملق، تکبر، خودرایی، ارتشاء، رابطه‎بازی، تبذیر، اسراف، بی‎نظمی، ظلم، کاغذبازی، ریاکاری، جهل، تجسّس، سوءظن، توهین، رخوت، تنبلی و در یک کلام بی‎اعتقادی به خدا و بی‎اعتنایی به مردم، تطهیر کنند و همچنین به حکم دومین بند ندای توحید که «الاالله» و اثبات و ایجاد همه جلوه‎های حق است، جامعه مدیریتی خود را از صداقت، صفا، قناعت، مشورت، خدمت، تکریم انسان‎ها، علم و آگاهی، ادب و احترام، محکم‎کاری و سخت کوشی، نظم و انضباط، رسیدگی و نظارت، برخوردار نمایند؛ بدیهی است هر خللی که در هریک از این دو بخش، در نگرش و کنش مدیران ایجاد شود، جامعه را با سیل مشکلات و رنج‎ها و ناکامی‎ها مواجه می‎سازد. گرفتاری اصلی ما از مدیران و مؤثرانی است که خیلی راحت بی‎آنکه به اعتدال بیندیشند، افراط‎ها را با تفریط‎ها، پاسخ می دهند و آرمان‎ها را با تاریخ انقضاء، بدرقه می‎نمایند و آیات مسئولیت را به روایت تساهل و تسامح قرائت می‎کنند و کمربندهای همت را در خوش‎نشینی‎های قُرُق‎ شده، آویز می‎کنند و کمبود مدیریت امکانات را با کمبود امکانات فریاد می‎زنند و با این همه، بی‎آنکه کارنامه شان به قدرِ بچه‎های کلاس اول، از مُهر «حق ارتقاء به بالاتر را دارد» برخوردار باشند یا کمی دلواپس این ماجراها باشند، به مدیریتی تازه دعوت می‎شوند و از این غمنامه آنچه می‎ماند، گنجِ امکانات جدید برای مدیر تازه است و رنج ندانم‎کاری‎های جدیدتر برای مجموعه بهره مندان و کارمندان آن ساختار و سازمان، به هر حال گواه این عبارت تکرار شده که مشکل اصلی جامعه ما از برخی مدیران و مؤثران است افزایش پنج ضلعی ضایعات انسانیِ اعتیاد، فساد، بی‎کاری، تبعیض و فقر است که نقطه کانونی اعتقاد و هویت مردم به ویژه نسل جوان را به محاصره خود درآورده است و هر قدر هویت و اعتقاد فردی مستحکم‎تر و فضای عمومی کشور آرام و مثبت تر باشد، تأثیر آسیب های برشمرده کمتر می شود و چنانچه فقدان اعتقاد و هویت نیز بر این پنج ضلعی ضایعات اضافه گردد، بدیهی است که نشانگرهای مخرب بیرونی، حس‎گرهای تأثیرپذیر درونی را درمی‎نوردند و آسیب‎های بسیار جدی را وارد می‎سازند به همین منظور به جهت حساس‎تر کردن مدیران نسبت به موضوع و انتقال شناخت علمی به آنان، شماره های متعددی از کتاب زنان را به موضوع انحرافات اجتماعی اختصاص دادیم تا بی‎آنکه سیاه‎نمایی کرده باشیم، نمایی از سیاهی‎های موجود در جامعه را به دور از گزافه و اغراق به شکل یک خبر کلینیکی و بیان آنچه موجود است، ارائه دهیم تا افزایش حساسیت‎ها به بهبود اقدامات بیانجامد. برای مثال پرداختن به اعتیاد آن هم در جامعه جوانی که چهل میلیون جمعیت آن زیر 25 سال است و 2 میلیون معتاد رسمی و 1 میلیون معتاد تفننی در آن شناسایی شده، بسیار ضروری است و ای کاش همان گونه که مجامع بین‎المللی برای سرخک و سرخجه که در سطح جمعیت 6 میلیاردی جهان، 4 میلیون قربانی دارد، این گونه حمایت می کنند نسبت به اعتیاد رو به افزایش هم که نشانه‎های خطرناکش از در و دیوار جامعه فرو می‎ریزد، حساس بودند و ما را با رفتن به درب خانه‎ها به تست ملی اعتیاد وامی‎داشتند تا شاید برای ریشه‎کنی این درد بی‎درمان آن هم در جامعه 60 میلیونی ما که سه میلیون قربانی دارد کاری اساسی می شد؛ آن هم با توجه به اینکه هر معتاد با 7 نفر (پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزندان) ارتباط نزدیک دارد و جمعیتی قریب به 14 میلیون نفر را در معرض آمار و آثار آسیب خود قرار می دهد، جمعیتی که 70 درصد مبتلایان آن متأهل و 86 درصد آنها دارای فرزند هستند.

و از جمله موضوعات دیگری که بررسی نمودیم مسئله «فساد اجتماعی» به ویژه در حوزه رسانه ها بوده که در چگونگی تبدیل شدن آنها به ابزار ضد فرهنگ همچون ماهواره و اینترنت پرداخته ایم. برای مثال امروزه اینترنت هم اسب بادپای اطلاع‎رسانی و توسعه آگاهی است و هم سگ‎ هار بدون قلاده‎ای است که به خلوت جوان ها رها شده است که حاصل آنچه در خلوت خانه‎ها می‎گذرد در عرصه اجتماع به صورت تاول و تعفن یا طغیان بروز پیدا می‎کند، این موضوع از جمله بررسی‎های ما بوده است تا آنها که در کنار فریبی به نام ایجاد مصونیت به خواب خرگوشی فرو رفته‎اند، بیدار شوند و نیاز به فیلترینگ را که در برخی کشورها مثل چین، مالزی و ... دنبال یا اعمال می‎شود، احساس کنند تا شعار «اطلاعات مسدود نشود» بهانه ورود «اطلاعات مسموم» نگردد؟! تا آنچه را که یک جُوْ، برای فرزندان خود نمی‎پسندیم، خروارش را بر فرزندان مردم روا نداریم؟... به هرحال باید دانست اگر این دردهای اساسی درست مهار نشود مرگ‎های جدی در پی دارد که دولت زنان و دولت مردان، فرهیختگان و دانشوران این جامعه اعم از مدیران رسمی و مؤثران غیررسمی، باید آن را در اولویت اداره و اصلاح جامعه قرار بدهند، چراکه امروز انقلاب ما در بعد آرمانی و ارزشی که هدایت و حفظ آن برعهده رهبری و مردم است، از اعزاز و گرانقدری، سر به آسمان می‎ساید، اما در بعد عملکردی که برعهده مسئولان و مؤثران رسمی و غیررسمی است با چالش‎های مهمی مواجه است که اگر فکری برای تبدیل شدن اراده رهبران به اراده ملی و به حرکت درآوردن همه ظرفیت مدیریتی کشور در مهار پنج ضلعی ضایعات نشود، پیام این انقلاب ناگشوده و ناشنیده خواهد ماند واین همان خطایی است که ما را مخاطب نهیب خدای متعال قرار می‎دهد که فرمود: «لا تکونوا کالتی تقضت غزلها من بعد قوة انکاثا»، لذا باید به صرف در جاده بودن راضی نشد و به صرف رو به مقصد بودن رضایت نداد، بلکه باید به کاری که ما را به جلو می‎راند مشغول شد، پس در جبهه و اردوی حق بودن کفایت نمی‎کند، بلکه باید در این جبهه و اردو به کار حق نیز مشغول باشیم و امروز کار حقِ جامعه ما، که شایسته این مردم بزرگوار است، خدمت به آنها است و کاستن از اندوه‎ها، گرفتاری‎ها و مشکلاتشان، وگرنه در دام تسویل نفسِ توجیه‎ساز خواهیم افتاد، نفسی که مرموز و آرام ما را از آنچه کرده‎ایم راضی نگاه خواهد داشت و برای مان، دروغ را مصلحت، ریا را انتشار خیر، تجاوز را تأدیب دیگران، تکبر را حفظ شخصیت، گستاخی را اعتماد به نفس، خودنمایی را بروز استعداد، خودخواهی را لیاقت، ناداری را آثار تنبلی، بیت‎المال را مال‎البیت، کم‎کاری را زرنگی، نابرابری را مرزهای استحقاق، سنت‎گریزی را نواندیشی، آزادی را حق خود، مسئولیت را وظیفه دیگران، فداکاری را نوعی سادگی، عمل صالح را قلب پاک، و قلب پاک را ایمان به هرچه، می‎نمایاند. بدیهی است حاصل این دستگاه وارونه سازی موجه! چه می‎شود و حاصلخیزتر آن وقت خواهد بود که صاحبان این نگرش‎ها نه در محدودة حصار شخصی خود، که به عنوان یک مدیر به فرهنگ‎سازی مشغول باشند و در مقام مسئولان رسمی یا مؤثران غیررسمی به طراحی خطوط و برنامه‎ریزی بپردازند باز هم به سخن اول برمی‎گردیم که مشکل اصلی ما از ناحیه مدیران و مدیریت‎هاست و حقیقتاً انتخاب و انتصاب صحیح مدیران و مؤثران در ساحت‎های چهارگانه فرهنگ، اقتصاد، سیاست و اجتماع از یک‎سو و ارائه اولویت‎های کاری هر مدیر در آغاز کار و بررسی کارنامه ایشان در پایان کار، به ویژه مدیرانی که مسئولیت مستقیم‎تری در مهار پنج ضلعی فقر، فساد، اعتیاد، تبعیض و بی‎کاری دارند از لازم‎ترین امور جامعه ما است و این مهم جدای از صدق نیت و صحت عمل بدون بکارگیری تمامی تلاش و اراده انجام نخواهد شد که در این باره به درستی آقای «الکسیس کارل» در کتاب «انسان موجود ناشناخته» نوشته است:«از قانون تلاش باید همیشه پیروی کرد، جریمه فراموشی این امر لازم را افراد و ملل با انحطاط جسم و جان خود می‎پردازند». به هرحال اهتمام جدی مدیران سراسر کشور در عرصه‎های مختلف مسئولیتی و انطباق عملکرد بر وظایف و اولویت‎های تعیین شده، راه را برای خدمتگزاری به مردم وسیع‎تر و مداوم‎تر می‎کند، آنچه را که برشمردیم فارغ از رویکرد جنسیتی به همه آحاد جامعه برمی‎گردد خواه زنان و مردان مدیر و خواه زنان و مردان جامعه. اما باید گفت مهار پنج ضلعی ضایعات در موضوع زنان شکل پیچیده‎تر و پنهان‎تری پیدا می‎کند، زیرا در موضوع زنان اولاً: در خارج از مرزها با شعارهای زیبا‎تر و دشمنی‎های پیچیده‎تر مواجه‎ایم، ثانیاً: در داخل کشور هم با برخی بدفهمی ها در اعتقاد یا بدسلیقگی ها در اجرا مواجهیم که هر دو اینها وضعیت پرداختن به مسائل زنان را با دشواری خاص مواجه می نماید. در حال حاضر نظام اجتماعی غرب اتوبانی را برای به جلو بردن زنان طراحی کرده که فقط دوباند دارد که یا باید در آن «مرد» شوی و یا باید مورد استفاده «مردان» قرار گیری در این اتوبان دو بانده مقوله زن از دو حال خارج نیست یا می‎بایست «زن فکری» شود و یا «زن جسمی»، زن فکری باید «مرد» شود و برای رسیدن به آن ترک همه شئونات والا اعم از زن بودن، همسر بودن، مادر بودن امری گریز ناپذیر است واگر نه چاره‎ای جز آنکه «زن جسمی» شود، ندارد که در این صورت باید مورد پسند و مصرف مردان درآید، این درد تماشایی! در یک نیم‎نگاه به اینترنت و در یک نگاه به اجتماع غرب و در یک تأمل به کشورهایی که مرعوباً و یا مجذوباً این مسیر را طی کرده اند، آنقدر پیدا و آشکار است که همه گفته‎ها و ناگفته‎های آن را به سرعت می‎توان دریافت. موضوع زنان در داخل هم از تعدّد نگرش ها و تشتّت کنش ها بی نصیب نمانده و اگرچه اکثریت عقایدشان را از مبنا و مجرای «راست» گرفته اند و در تجربه و عمل نیز «درست» پیاده می کنند، اما هستند کسانی که در موضوع زنان «ممنوعه» می اندیشند «مجاز» حرف می زنند و «مرموز» عمل می کنند و چون برخی از این ها در مصدر تصمیم گیری های رسمی و یا تأثیرگذاری های غیر رسمی هستند، آشکار است که چه آثاری را به همراه می آورند. بهرحال تنوع نگرش و کنش در موضوع زنان مهار پنج ضلعی انحرافات را با مشکلات بیشتری مواجه کرده که همه تلاش ما در طول مباحث خاص انحرافات در کتاب زنان این بوده که بتوانیم ضمن واکاوی صحیح مسائل و مشکلات آن هم بدون سیاه‎نمایی، نمائی از سیاهی‎ها را در یک حرکت معرفت‎آمیز و نه جنجال‎برانگیز ارائه کنیم، لذا تعدادی از انحرافات را که به لحاظ عمق تخریب، دوام تخریب و گستردگی تخریب، شکلی از اولویت را پیدا کرده است، مورد بررسی قرار داده و حاصل کار را به سمع و نظر مسئولان و مؤثران تقدیم نمودیم تا با افزایش شناخت نسبت به علائم و عوامل، بر علاج‎ها و راهکارها اهتمام بیشتری ورزیده شود که حاصل این تریلوژی و سه‎گانه شناسی (علائم، عوامل و علاج) در موضوع انحرافات به طرح مبانی نظری هر موضوع و بررسی زمینه‎های اجتماعی و ارائه خلأهای قانونی و همچنین ادله اثبات جرم و انواع مجازات منجر شد که امیدواریم با انتقال صحیح احساسات و اطلاعات شاهد بهبود اقدامات باشیم و در پایِشِ منحنی انحرفات دائماً شاهد روند رو به کاهش آن هم نه فقط در بیلان و گزارش کار مدیران، بلکه در صحنه جامعه که مورد احساس و مشاهده مردم است، باشیم.

* - soveizi@iranwomen.org

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان