جام جم، 20 و 23/4/80
چکیده: دمکراسی به عنوان یک اندیشه سیاسی و نیز نوعی مکانیزم و نظام اداره جامعه، از مفاهیم دیرپای فلسفه سیاسی است که به ویژه در دو سده اخیر شاهد رونق و ترویج این نظام سیاسی هستیم و با قاطعیت می توان گفت که بشریت مدرن هنوز در استفاده از این مفهوم جنجال برانگیز به اجماع نظر دست نیافته است . مقاله حاضر با تاکید بر وجود ابهام ها و تعارض ها و معایبی که در دموکراسی وجود دارد، بر آن است که نمی توان دموکراسی را الگوی منحصر به فرد و نهایی نظام های سیاسی دانست و آرای اندیشمندان غرب نیز این نکته را تایید می کند .
مفهوم، مبانی و انواع دموکراسی
دموکراسی واژه ای یونانی است و کاربرد اجتماعی و سیاسی آن به معنای حاکمیت مردم یا حق همگانی برای شرکت در تصمیم گیری در امور همگانی است . دموکراسی یا حکومت مردم سالاری، در متون کلاسیک به «حکومت مردم بر مردم » برای مردم تعریف شده است . با وجود تعاریف متعدد از دموکراسی، مشارکت سیاسی شهروندان برای اتخاذ تصمیم، مفروض اساسی دموکراسی است; ولی عمدتا در تعریف دموکراسی، سه اصل «آزادی » ، «برابری » و «مشارکت در اتخاذ تصمیم های سیاسی » ذکر می شود و برخی هم این اصول را شامل سه اصل «مشروعیت » ، «برابری » و «آزادی » می دانند .
انتقاد افلاطون و ارسطو از دموکراسی
افلاطون یکی از مشهورترین منتقدان دموکراسی است . از دیدگاه افلاطون، ایراد نخست به دموکراسی این است که سرنوشت جامعه را بازیچه هوس توده مردم می کند که عاطفی، متعصب و غیرفن سالارند . ایراد دوم آن است که در چنین جامعه ای که توده مردم بر آن غالبند، رهبران نیز تحت تاثیر آنها و بر حسب ضرورت، دنباله رو توده گشته، از نقش رهبری اصلاحی خود غافل می شوند و فقط خرسندی توده ها را به هر قیمت لحاظ می کنند که مایه تباهی جامعه است . سومین ایراد افلاطون، در مورد آزادی به عنوان جوهره دموکراسی است، به نظر او، چنین آزادی بی حد و حصری به شدت وفاق اجتماعی را در هم می ریزد و نتیجه آن، هرج و مرج اجتماعی و فردی است .
شکی نیست که ارسطو به طور کلی مخالف دموکراسی است و حتی بهترین نوع آن را حاوی تعارض اصولی می داند .
انتقادهای عمومی از دموکراسی
به نظر اغلب منتقدانی که با اساس دموکراسی مخالفت می ورزند، دموکراسی قلمرو تفرقه و تشتت و بی ثباتی و نیز عرصه دیکتاتوری اکثریت و باعث بی مایگی و کم استعدادی است . کارگزاران منتخب مردم به زبان اکثریت توده صحبت می کنند و برای راضی نگه داشتن آنها، پست ترین غرایزشان را می ستایند . کریستیان پرو می نویسد: «دموکراسی همه آدم ها را با هم برابر می کند و سطح فکر آنها را پایین می آورد; زیرا تنزل فهم عمومی در ذات دموکراسی نهفته است . در دموکراسی، اشخاص حقیر مجری قانون می شوند» .
1 . مبهم بودن ماهیت و مبانی دموکراسی: یکی از معایب بزرگ دموکراسی، ابهام در تار و پود، اصول و مبانی و ماهیت آن است . تنوع و تکثر انواع دموکراسی ها، مانع ایجاد وحدت نظر در بسیاری از اساسی ترین مفاهیم می شود که گاه به تعارض های موجود در آن دامن زده است . به عنوان نمونه، گفته می شود که دموکراسی در سه مفهوم «حکومت اکثریت » ، «حکومت قانون » و «تفکیک قوا» به کار رفته است . به عقیده برخی، میان این سه برداشت تعارض هایی وجود دارد که موجب ابهام در معنای دموکراسی شده و همین ابهام، زمینه تعابیر گوناگون از دموکراسی را فراهم آورده است .
2 . تعارض بین اصل آزادی و اصل برابری: یکی از مهم ترین تعارض ها، تعارض بین دو اصل آزادی و برابری است . اگر همه مردم برابر شمرده شوند، آزادی آنها به خطر می افتد; زیرا ایجاد برابری، محتاج مداخله دولت در زندگی افراد و تحدید آزادی های آنهاست . از طرف دیگر، اگر همه مردم آزاد گذارده شوند، برابری آنان به خطر می افتد; زیرا عموم مردم به دلیل اختلاف در ثروت و قدرت و ... سعی در برتری جویی نسبت به سایرین می کنند .
3 . صوری بودن اصل برابری در دموکراسی: گفته شده است که برابری، یکی از سه اصل مشترک دموکراسی هاست; اما دموکراسی نه به معنای برابری انسان ها، نه به معنای برابری ثروت و نه به معنای همسانی وضع و حال مردم است; بلکه به معنای برابری صوری شهروندان در مقابل قانون و بر مبنای فرصت یکسان آنان برای دستیابی به مناصب دولتی استوار شده است . هدف دموکراسی ایجاد فرصت برای برابر شدن افراد نیست; بلکه دادن فرصت های برابر به انسان هاست .
4 . انتقادهای وارد بر رژیم نمایندگی: بیشترین انتقادهای حقوقی از دموکراسی، از رژیم نمایندگی به عمل آمده است . رژیم نمایندگی و آزادی در دموکراسی فقط محدود به زمان انتخاب نمایندگان می شود و پس از انتخاب مردم به کنار گذاشته می شوند . در اغلب موارد، رای دهندگان - به تعبیر جیوان سارتوری - نمی دانند که چرا و به چه چیزی رای می دهند . همچنین از دیگر معایب رژیم نمایندگی آن است که در انتخابات مبتنی بر اکثریت، شدت عقاید ابرازشده منعکس نمی شود . عیب دیگر نیز آن است که گاهی رای دهنده به فرد مرجح خود رای نمی دهد; بلکه علیه کسی که بیشتر از او نفرت دارد رای می دهد .
5 . صوری بودن اصل تفکیک قوا در دموکراسی: دموکراسی های مدرن مدعی اند که یکی از اسلوب های اساسی که آزادی و برابری شهروندان را در مقابل هیمنه و قدرت دولت و حکومت حفظ می کند، اصل تفکیک قواست . منتقدان دموکراسی بر این ادعایند که در عمل، اصل تفکیک قوا دو معضل را برای دموکراسی پدید آورده است: اول آن که تفکیک کامل این سه قوه از یکدیگر عملا امکان پذیر نیست و معمولا اصرار بر تفکیک کامل قوا، نظام سیاسی را فلج و دچار عدم کارایی می کند . همچنین به طریق اولی ایجاد موازنه کامل بین سه قوه امکان پذیر نیست; زیرا همیشه قدرت یکی از دو قوه مجریه و مقننه بر دیگری می چربد . معضل دوم آن است که با وجود احزاب سیاسی و مساله اکثریت، چگونه می توان قوای سه گانه را که همه در دست حزب حاکم قرار دارد از هم منفک دانست .
6 . امکان خطا و صلاحیت نداشتن اکثریت در تصمیم گیری های سیاسی: به عقیده بعضی، اشکال اساسی دموکراسی در «قانون اکثریت » نهفته است . این که هر کس با رای برابر در امور دولت مشارکت جوید، کار درستی به نظر می آید; اما صلاحیت همه برابر نیست . به قول تن در مقدمه کتاب مبانی فرانسه معاصر (1875): «ده میلیون نادان را که روی هم بگذارید، یک دانا نمی شود . خطاها را که با هم جمع کنید، حقیقتی از آن بیرون نمی آید ...» . در بسیاری از دموکراسی ها، با به کرسی نشستن نظر اکثریت، نظرات اقلیت ها و حقوق آنها در مشارکت و تصمیم گیری سیاسی پایمال می شود یا تقلیل می یابد .
7 . خطر فریب افکار و آرای عمومی: این که رای مردم در نظام دموکراسی تا چه حد تعیین کننده اصلی در عرصه های سیاسی است، جای جدل های فراوانی را باز می گذارد . علاوه بر این، امروزه مساله خودداری قشر بزرگی از شهروندان از شرکت در انتخابات نیز مطرح است .
8 . دموکراسی نخبه گرا، مانعی بر سر راه مشارکت واقعی مردم: سلطه نخبگان بر تصمیم گیری سیاسی در دموکراسی معاصر، مانع توسعه برابر اجتماعی و اقتصادی شده و مفهوم قدیمی دموکراسی اکثریت جای خود را به دموکراسی نخبگان داده است . در دموکراسی نخبگان، آزادی فردی و حکومت اکثریت و برابری به عنوان دورنمای دموکراسی کلاسیک، جای خود را به دموکراسی به عنوان شیوه ای برای تعیین رهبر سیاسی می دهد . از دیدگاه دموکراسی نخبه گرای امروزی، دموکراسی، نه حکومت اکثریت و توده ها، بلکه وسیله ای برای مشورت با اکثریت و حفظ منافع اقلیت هاست . بر این اساس، مشارکت اکثریت مردم در سیاست، نه ممکن است و نه مطلوب .
پیچیدگی مسائل سیاسی در جامعه معاصر و گرایش فزاینده عامه به امور خصوصی، مشارکت سیاسی عامه مردم را ناممکن می کند و از سوی دیگر، چنین مشارکتی نامطلوب است; زیرا تقاضاهای غیرقابل تحملی برای نظام سیاسی مطرح می کند و فضای زندگی سیاسی را با خیال و توهم درمی آمیزد .
اشاره
1 . بررسی جامع نقاط ضعف (و احیانا نقاط قوت) دموکراسی، به ویژه با نظر به قرائت های متعدد و متنوعی که امروزه از این مفهوم وجود دارد، کاری نیست که در یک مقاله بتوان از عهده آن برآمد . با وجود این، مقاله حاضر توانسته است در حجمی اندک، بخش قابل توجهی از ایرادات واردشده بر نظام های دموکراتیک را فهرست کند و از این رو، مطالعه آن برای دست یابی به یک نظرگاه اجمالی در این باب مفید است .
2 . یکی از نقاط ضعف اساسی مقاله حاضر، عدم ذکر مآخذ و منابع، حتی مآخذ نقل قول هاست که این امر، آن را از چهره یک مقاله علمی و تحقیقی خارج کرده است . با توجه به این که نویسنده در پی آن است که نشان دهد بسیاری از اندیشمندان غربی با دموکراسی مخالفت می ورزند و برای این منظور گاه به نقل سخنان آنان می پردازد، ذکر دقیق مآخذ می توانست به تامین هدف نویسنده کمک شایانی کند .
3 . همان گونه که نویسنده در پایان مقاله آورده است، پاره ای از طرفداران دموکراسی معترف به معایب آن هستند، ولی ادعا می کنند که اگرچه دموکراسی های غربی با نظریه های دموکراسی محض فاصله زیادی دارند، دست کم به اهدافی که توده های مردم در طول تاریخ مد نظر داشته اند و به جامعه ای که انسان ها از نظر مادی و در آرزوی رسیدن به آن بوده اند، نزدیک تر هستند . به نظر می رسد که نویسنده در مقابل این نحوه دفاع از دموکراسی که می توان آن را نوعی دفاع پراگماتیستی و عمل گرایانه دانست، هیچ پاسخی ارائه نداده است و بدیهی است که چنین موضعی، در همان حال که ایرادهای وارد بر دموکراسی های موجود را می پذیرد، می تواند در قبال سایر الگوهای نظام سیاسی به راحتی از آن دفاع کند; زیرا معترف است که هرچند نظام های دموکراتیک بی عیب و نقص نیستند، در مجموع بر نظام های بدیل برتری دارند و به اهداف تاریخی توده های مردم نزدیک ترند; بنابراین، به لحاظ منطقی تنها زمانی می توان از تجویز دموکراسی خودداری ورزید که ثابت شود الگوهای رقیب، در صحنه عمل از عیوب و کاستی های کمتری برخوردارند .