ماهان شبکه ایرانیان
خواندنی ها برچسب :

درگیری

به خاطر کینه‌ای که از او داشتم، دست به قتل زدم. او به برادر کوچک‌ترم فحاشی کرده و او را زده بود، من هم وقتی با او درگیر شدم، پاره آجری را که در آن اطراف بود برداشتم و چندین ضربه به سرش زدم.
پدر ارومیه‌ای با سلاح کلاشینکف بهنام را به قتل رساند و شیرعلی را زخمی کرد. وقتی صدای شلیک‌های پی‌درپی از کلاشینکف در روستای منصورآباد ارومیه پیچید اهالی روستا وحشت‌زده از خانه بیرون آمدند.
در مدتی که مقتول بیمارستان بود حالش خوب بود، اما بعد زخمش عفونت کرد و به خاطر عفونتی که وارد خونش شد، جانش را از دست داد.
یک مشت به چانه‌اش زدم و بعد هم هلش دادم. پویان عقب‌عقب رفت و به زمین افتاد، وقتی روی زمین افتاد، من دیدم از سرش خون آمد. فکر می‌کنم خون‌ریزی بعد از زمین‌خوردن باعث مرگ او شده است.
آن روز وقتی من وارد خانه شدم شوهر فریبا مرده بود و این من بودم که برای دفن جسد کمک کردم. وقتی ما شناسایی شدیم به خاطر فرزندم تصمیم گرفتم اتهام قتل را قبول کنم.
اما زمانی که ظرف بنزین روی سر و صورت آن‌ها (3 جوان زیر دیوار) خالی شده بود شعله‌های آتش «گر» گرفت و من پارچه را نیز به پایین پرت کردم که آن‌ها آتش گرفتند.
مسعود با چوب به جانم افتاد و چند ضربه به من زد از آنجایی که من از ناحیه پا دچار معلولیت هستم ترسیدم که او من را بکشد از این‌رو چاقویی که همیشه همراهم بود را از جیبم بیرون آوردم و ضربه‌ای به او زدم و او با همان ضربه فوت کرد.
هواداران و مخالفان رئیس‌جمهور آمریکا در خیابان‌های واشنگتن راهپیمایی کرده و سپس در فاصله‌ای نه چندان دور از کاخ سفید با هم درگیر شدند که پلیس ضد شورش آمریکا را مجبور به دخالت کرد.
می‌خواستم از مادرم پول بگیرم و مواد بخرم. پدرم که موضوع را فهمید با هم درگیر شدیم و من از شدت عصبانیت کنترل خودم را از دست دادم و او را زدم، بعد هم مادرم را زدم و از خانه بیرون آمدم.
ناپایدار و حتی متضاد... یک بار حکومت روسیه مقاطعه‌کاران را تشویق می‌کرد تا نقشه راه‌آهن را ترسیم کنند و جدا به دنبال کسب امتیاز در این باره می‌افتاد، ولی موقع دیگر با احداث خط آهن در هر نقطه ایران شدیدا مخالفت می‌کرد...
پیشخوان