ماهان شبکه ایرانیان
خواندنی ها برچسب :

درگیری

ناپایدار و حتی متضاد... یک بار حکومت روسیه مقاطعه‌کاران را تشویق می‌کرد تا نقشه راه‌آهن را ترسیم کنند و جدا به دنبال کسب امتیاز در این باره می‌افتاد، ولی موقع دیگر با احداث خط آهن در هر نقطه ایران شدیدا مخالفت می‌کرد...
ساتیار دست‌بردار نبود و مقابل در خانه‌مان داد و فریاد راه انداخته بود. چون دیروقت بود، به خاطر همسایه‌ها و از ترس آبرویم، بار دیگر مقابل در رفتم. من برای ترساندن او کارد آشپزخانه را هم همراهم برداشتم. او همچنان مقابل در فحاشی می‌کرد. سعی کردم او را آرام کنم، اما نشد.
چند بار گفتم برای چه این کار را می‌کنی و دعوا را تمام کن، اما امید دست‌بردار نبود. او درنهایت با وارد‌کردن ضربه چاقو به چشم من باعث شد کور شوم. من شکایت و درخواست مجازات متهم را کردم. امید بازداشت شد.
این درگیری وحشتناک که شیشه‌های شکسته نوشابه نیز به طرز هولناکی در آن خودنمایی می‌کرد، به زد و خورد با چاقو کشید که در نهایت «علی-ف» از ناحیه پهلوی چپ هدف اصابت ضربه چاقو قرار گرفت.
بعد از چند دقیقه هم آن زن آمد و خواهرش را برد. آن اطراف مردی کمی دورتر ایستاده بود و خیلی مشکوک نگاه می‌کرد. من قیافه آن مرد را به یاد ندارم، اما مطمئنم که داشت زن جوان را می‌پایید.
این درگیری حتی به حضور گشت انتظامی نیز در محل کشیده شده است، اما همسر و برادر شوهر آن زن که در منزل اجاره‌ای حضور داشتند مدعی شده اند که موضوع یک مشکل خانوادگی است و خودشان آن را حل خواهند کرد.
دو خرس گریزلی عصبانی در حاشیه یک جاده با یکدیگر به زد و خورد پرداختند.
سینا مدام به من چپ نگاه می‌کرد و با این کارش من را عصبی کرد. وقتی سراغش رفتم و گفتم تو چه کسی هستی که به من چپ نگاه می‌کنی، فریاد زد و درگیری درست کرد و من را زد.
آن‌ها برادرم را با قمه زدند و آن‌قدر بر بدنش ضربه وارد کردند که دیگر جای سالم برایش نمانده بود. این سه نفر با هم این ضربات را وارد می‌کردند.
پیشخوان