خواندنی ها برچسب :

همسرکشی

به دنبال اعتراف‌های این زن، شوهرخواهرش نیز بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. این مرد گفت: مهدی مرد بداخلاقی بود. من گمان می‌کردم او به دخترم نظر دارد، به همین خاطر تصمیم گرفتم او را بکشم، چون ریختن خونش حلال بود.
به دنبال اعتراف‌های این زن، شوهرخواهرش نیز بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. این مرد گفت: مهدی مرد بداخلاقی بود. من گمان می‌کردم او به دخترم نظر دارد، به همین خاطر تصمیم گرفتم او را بکشم، چون ریختن خونش حلال بود.
برخی از فعالان نقش کرونا را در وقوع این قتل‌ها مطرح می‌کنند. دکتر مهتا سنگستانی معتقد است شیوع بیماری کرونا سبب تشدید اضطراب و افسردگی افراد شده و طولانی شدن همه گیری کرونا برخی از بیماری‌های روانی را نیز تشدید کرده است.
برخی از فعالان نقش کرونا را در وقوع این قتل‌ها مطرح می‌کنند. دکتر مهتا سنگستانی معتقد است شیوع بیماری کرونا سبب تشدید اضطراب و افسردگی افراد شده و طولانی شدن همه گیری کرونا برخی از بیماری‌های روانی را نیز تشدید کرده است.
برخی از فعالان نقش کرونا را در وقوع این قتل‌ها مطرح می‌کنند. دکتر مهتا سنگستانی معتقد است شیوع بیماری کرونا سبب تشدید اضطراب و افسردگی افراد شده و طولانی شدن همه گیری کرونا برخی از بیماری‌های روانی را نیز تشدید کرده است.
برخی از فعالان نقش کرونا را در وقوع این قتل‌ها مطرح می‌کنند. دکتر مهتا سنگستانی معتقد است شیوع بیماری کرونا سبب تشدید اضطراب و افسردگی افراد شده و طولانی شدن همه گیری کرونا برخی از بیماری‌های روانی را نیز تشدید کرده است.
برخی از فعالان نقش کرونا را در وقوع این قتل‌ها مطرح می‌کنند. دکتر مهتا سنگستانی معتقد است شیوع بیماری کرونا سبب تشدید اضطراب و افسردگی افراد شده و طولانی شدن همه گیری کرونا برخی از بیماری‌های روانی را نیز تشدید کرده است.
. وقتی زنم بچه‌ها را کتک زد مادرزنم در حمایت از او وارد شد و من خیلی ناراحت شدم. آن‌قدر عصبی بودم که نتوانستم خودم را کنترل کنم با چاقو به همسرم حمله کردم. البته چاقویی با خودم نبرده بودم و چاقو را از آشپزخانه برداشتم.
من که به‌شدت عصبانی شده بودم و کنترلی بر رفتارم نداشتم، کارد میوه‌خوری را برداشتم و با آن ضربه‌ای به گردن مجید زدم. شوهرم غرق در خون شد و روی زمین افتاد. زمانی به خودم آمدم و فهمیدم چه کرده‌ام که دیگر کار از کار گذشته و همسرم فوت شده بود.
زن از ترس دستانش را به نرده‌ها گرفته بود، اما شوهرش با مشت به دستان او می‌کوبید و بعد هم پاهایش را گرفت و او را به داخل حیاط پرت کرد.
پیشخوان