1. مقدمه
اخلاق در نظام ارزشی اسلام دارای جایگاهی بسیار والاست و پیامبر اسلام هدف اصلی رسالت خویش را تمام کردن مکارم اخلاق دانسته اند (مجلسی، 1403ق، ج 68، ص 382). بعثت پیامبر برای حاکمیت ارزش ها و اخلاق است. از لوازم حاکمیت اخلاق در جامعۀ دینی، رعایت آن در حرفه های مختلف اجتماعی است که یکی از آنها مشاغل مرتبط با رسانه است. توجه به اخلاق رسانه نسبت به اخلاق در دیگر حرفه ها اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا حرفه های دیگر بُرد محدودی دارند و کارهای غیراخلاقی آنها به افراد و صنف های دیگر منتقل نمی شود؛ ولی رسانه ها واسطۀ میان مردم هستند و غیراخلاقی و غیراصولی عمل کردن آنها بر تک تک افراد بلکه بر رابطۀ آنها اثر می گذارد. در این میان به نظر بتوان اخلاق در حرفۀ خبر را یکی از مهم ترین و ضروری ترین زمینه های اخلاق رسانه دانست؛ زیرا امروزه خبر به یکی از مهم ترین نیاز های بشر تبدیل شده که هیچ گریزی از آن ندارد رسانه های خبری و... بر همۀ جنبه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی افراد اثر می گذارند (جعفری نژاد، 1385). با این حال متأسفانه آن قدر که برای گسترش امواج رادیویی و بسط شبکه های تلویزیونی و مطبوعات دغدغه وجود داشته، برای تولید ادبیات مناسب در زمینۀ اخلاق رسانه ای دغدغه ای وجود ندارد و این موجب شده تا یک خلأ جدی در این عرصه پدید آید.
آنچه از تعاریف مختلف خبر (ر.ک: شکرخواه، 1381) به دست می آید این است که اخبار تولید می شوند؛ یعنی با گزینش از میان هزاران رویداد با جمله بندی ها، ترکیب صدا و تصویر و عناصر خبری ارائه می شوند. اخبار در رسانه ها با استفاده از منابع مختلفی تهیه می شوند، اما مهم ترین منبع اخبار رسانه ها خبرنگاران آنها هستند. خبرنگار فردی است که به تنهایی یا به صورت گروهی، وظیفۀ تهیه گزارش (مکتوب، صوتی و تصویری) کامل و قابل پخش از رویداد و وقایع را به عهده دارد (عباسی، 1388، ص 43).
گزارشگر حلقۀ واسطه بین حکومت و مردم است و جامعه او را حلقۀ واسط خود با حقایق می داند. نقش خبرنگار و عملکرد او در گزارشگری به لحاظ اهمیتی که رسانه ها در انتقال اخبار و رویدادها، وقایع و افکار عمومی جامعه به مخاطبان دارند و به عنوان مولد، نقشی اصلی، محوری و بسیار حساس است (فخارطوسی، 1385، ص 111). از این رو و برای اینکه اخباری که خبرنگار گزارش می کند از نظر معیار های اخلاق اسلامی، صحیح باشند، دو جهت کلی باید رعایت شود: اول نسبت به خود خبرنگار، که باید چه ویژگی های اخلاقی را دارا باشد تا شایستگی اخلاقی این حرفه و قرار گرفتن در این جایگاه را داشته باشد؛ دوم، اصول اخلاقی ای که شخص باید در حرفۀ خود به آن پایبند باشد و آنها را مراعات کند. در این مقاله به صورت اجمالی این دو محور اصلی و مهم از متون دینی مصداق یابی و تدوین شده، علاوه بر آن برخی تزاحمات اخلاقی بررسی، و راهکار های مناسب ارائه می گردد.
2. ویژگی های اخلاقی خبرنگار
برای اینکه شخصی بتواند در جایگاه خبرنگاری قرار گیرد و اخبار او لوازم و آثار خبر مقبول را بیابد، به طور کلی دو شرط اساسی ضرورت دارد:
1-2. وثاقت
وثاقت در لغت یعنی اعتماد و اطمینان (قرشی بنایی، 1412 ق، ج 7، ص 180). در لسان شریعت اسلام نیز ثقه به کسی گفته می شود که به او اعتماد می شود (راغب اصفهانی، 1415ق، ص 853). تفاوت وثاقت با عدالت در این است که عدالت ناظر به سلامت عقیدتی و روحی همه جانبۀ شخص است؛ در حالی که وثاقت تنها به قابل اعتماد بودن شخص در جهتی خاص معطوف است (فخارطوسی، 1385، ص 118).
اصلی ترین شرط برای خبرنگار این است که مورد اعتماد باشد. علمای اهل حدیث معمولاً شرط عدالت را برای راوی- مخبر- برشمرده اند، اما منظور آنان از عدالت نسبی است؛ یعنی داشتن ملکۀ پرهیز از کذب در خبررسانی. برای همین ممکن است یک خبررسان گناهانی همچون چشم چرانی و لهو و لعب انجام دهد، ولی مقید باشد که دروغ نگوید. دلیلی در کار نیست که خبر او را نپذیریم، هرچند اطمینان به خبری که شخص باتقوا - از همه جهت- می دهد، بیشتر است (صادقی، 1375، ص 113). ضرورت وثوق به خبرنگار (مخبر) برای پذیرش خبر و نشاندن او در جایگاه ویژه خود شرطی است که پشتوانۀ آن عقل و بنای عقلاست (فخارطوسی، 1385، ص 118).
آنچه از متون دینی و اخلاقی برداشت می شود، این است که شرط حداقلی برای خبرنگاری، مورد اعتماد (راستگو) بودن است؛ ولی داشتن صفات دیگری همچون عدالت، که اشاره شد و نیز فضایلی چون شهامت و عفت که در مجموع از آنها تعبیر به تقوا و خویشتن داری می شود، موجب می شود که خبرنگار، در مقبولیت خبر، جایگاه حداکثری پیدا کند.
2-2. تخصص
منظور از تخصص در اینجا عبارت است از توانایی خبرنگار برای درک صحیح و مصون از اشتباه نسبت به آنچه می بیند و می شنود. در اسلام از این شرط که برای مخبر (راوی) ذکر می شود، تعبیر به ضبط شده است؛ ضبط به معنای توانایی خبرنگار برای درک صحیح و تلقی درست آنچه می بیند و می شنود، و نقل صحیح و مصون از اشتباه آن است. البته پیداست که منظور از درک صحیح و مصون از اشتباه، تلقی عرفی آن است؛ وگرنه مصونیت از اشتباه در درک و نقل به طور مطلق و تخلف ناپذیر فقط برای معصوم فراهم است (همان، ص 119).
برای همین خبرنگار باید کاملاً بتواند آنچه را می بیند و یا می شنود به نحوی مستند کند؛ حال با نوشتن یا صدا و یا تصویر و... توجه به اهمیت این شرط بسیار ضروری است؛ زیرا بسیاری از نارسایی هایی که در امر اطلاع رسانی مشاهده می شود، ناشی از نداشتن توانایی ضبط خبرنگاران است. طبیعی است داشتن ویژگی های تخصصی دیگر در رسانه ها که قسمت های مختلفی دارند شرط است؛ چراکه هر کدام از آنها، خبرنگاران و متصدیان با تخصص های خاص خود را می طلبد.
3. اخلاق حرفه ای خبرنگاری
خبرنگار با داشتن ویژگی تعهد و تخصص، زمینۀ رعایت اخلاق حرفه ای را داراست؛ ولی داشتن ویژگی بدون شناخت و عمل به معیار های اخلاقی حرفۀ خبرنگاری کافی نیست. در این بخش هفت اصل از اصول اخلاق اسلامی حرفۀ خبرنگاری را ذکر می کنیم:
1-3. جهان بینی صحیح و شناخت منزلت شغلی
یکی از نکات اساسی که در زندگی هر فردی تأثیری بسزا دارد، نحوۀ نگاه او به عالم هستی و به اصطلاح جهان بینی اوست. خبرنگار مسلمان با جهان بینی توحیدی، این عالم را از آن خداوند دانسته، جایگاه خود را در نظام خلقت الهی خواهد شناخت. این مهم ترین عامل برای رعایت اخلاق در همۀ شئون زندگی فردی و اجتماعی اوست. خبرنگار، اگر جایگاه خویش را به طور صحیح بشناسد، اولاً از جهت اینکه آفریده و مخلوق خداوند است، خود را بندۀ خداوند می داند و در درجۀ بعدی در جایگاه اجتماعی که به عنوان خبرنگار قرار گرفت، حساسیت حرفۀ خویش را درک می کند و این درک صحیح، در رعایت تعهدات اخلاقی، بالاترین ضمانت اجرایی را برای شخص فراهم می سازد؛ چراکه آنچه اسلام به عنوان زمینۀ اصلی آراستگی به اخلاق الهی مطرح می کند، احترام به فطرت پاک انسانی و احساس عزت و کرامت نفس است. به تعبیر استاد مطهری: «در اخلاق اسلامی، محور و آن چیزی که حجم اخلاقی به دور آن می گردد آن نقطه از روح انسانی که اسلام روی آن دست گذاشته کرامت و عزت نفس است» (مطهری، 1390، ص 122). در واقع، همین احساس ارزشمندی و والایی است که انسان را از غلتیدن به وادی شهوت ها و پستی ها بازمی دارد و او را به کسب نیکی ها و پاکی ها تشویق می کند (مکتبی، 1384، ص 64).
به تعبیر امام علی علیه السلام که می فرمایند: «مَنْ کرُمَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَیهِ شهْوَتُهُ» (نهج البلاغه، 1414 ق، ص 555)، کسی که نفسش در نظرش کریم و عزیز باشد، آن را با ناپاکی ها و آلودگی ها خوار و حقیر نمی کند. از اینجاست که تفاوت بین خبرنگار مسلمان با دیگران روشن می گردد. خبرنگار مسلمان هیچ گاه مانند یک فعال رسانه ای سکولار غربی، خود را فارغ از همه چیز به جز خبر نمی بیند؛ بلکه او خبر و خبررسانی را نیز در سایۀ تلاش برای کسب رضایت و تحقق خواست خداوند پی می گیرد (جبلی، 1383).
جایگاه پیام رسانی و افزایش اطلاعات به مردم و جامعۀ اسلامی، جایگاهی بسیار والاست. کسی هم که در این منصب قرار می گیرد، باید بداند در چه موقعیتی قرار گرفته است؛ چراکه پیامبران، این فرستادگان و حافظان پیام الهی به مردم، بزرگ ترین رسالت خود را ابلاغ و تبلیغ پیام پروردگار به مردم می دانستند و در این رسالت پیام رسانی خویش، از هیچ کوششی دریغ نمی کردند (فولادی، 1390). حضرت نوح علیه السلام، خطاب به امت خود می فرماید: «أُبَلِّغُکمْ رِسالاتِ رَبِّی وَأَنْصَحُ لَکمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون» (اعراف: 62).
خبرنگار با همین شناخت صحیح از جایگاه مهم و تأثیرگذارش، کافی است تا به سبب احساس نیاز خود به سمت شناخت معیار های اخلاق حرفه ای خویش و پایبندی به آنها و اجرایشان حرکت کند و با اهتمام به این کار سعادت دنیایی و آخرتی خویش را فراهم سازد.
2-3. مسئولیت اجتماعی
خبرنگار، با شناخت جایگاه خود در نظام هستی متوجه مسئولیت خویش خواهد شد؛ چراکه خداوند سبحان در مقابل موقعیت ها و قابلیت هایی که به انسان می دهد، او را نسبت به نعمت ها و استعدادهایش مسئول می داند. البته این مسئولیت، برای همۀ افراد، به طور نسبی وجود دارد؛ همان طورکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «کلُّکمْ رَاعٍ وَکلُّکمْ مَسْئُولٌ عنْ رَعیتِهِ» (مجلسی، 1403ق، ج 72، ص 38)؛ ولی مسئولیت خبرنگار، اقتضائات ویژۀ خود را دارد. پذیرش مسئولیت اجتماعی، اصلی مهم در اخلاق خبرنگاری است و نقش زیربنایی برای خبرنگار مسلمان دارد، و به نوعی راهنمای او در تشخیص درستی و نادرستی تصمیم گیری ها و عملکرد های وی به شمار می رود؛ از جمله دانستن اینکه خبرنگاری، وظیفه و مسئولیتی دینی و شرعی است؛ چراکه امام کاظم علیه السلام ارائۀ مطالب سودمند برای دنیا و آخرت به مؤمنین را از مهم ترین حقوق آنان می دانند و می فرمایند: «أَنَّ مِنْ أَوْجَبِ حَقِّ أَخِیک أَنْ لَا تَکتُمَهُ شَیئاً ینْفَعُهُ لَا مِنْ دُنْیاهُ وَلَا منْ آخرَتِه» (همان، ج 2، ص 75).
به طور کلی دو گونه مسئولیت را برای خبرنگار می توان در نظر گرفت: اولاً نسبت به اصل وجود مسئولیت در نوع عملکرد، و ثانیاً نسبت به هدف و محتوایی که باید ارائه کند. در بخش اول لازمۀ پذیرش این مسئولیت آن است که خبرنگار با درک صحیح مسئولیت اجتماعی، خود را نسبت به اخبار و اطلاعاتی که گزارش یا به نحوی تولید می کند، مسئول بداند. امام علی علیه السلام می فرمایند: «الْکلَام فِی وَثَاقِک مَا لَمْ تَتَکلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَکلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِی وَثَاقِه» (نهج البلاغه، 141ق، ص 543). تا زمانی که گفتاری را بر زبان نرانده ای، آن کلام و گفتار در اختیار توست، ولی زمانی که آن را اظهار داشتی از آن پس مسئول و ضامن عواقب و پیامدهای آن خواهی بود.
توجه به این نکته برای این است که اخبار (دانش و اطلاعات به طور کلی) پیامدهایی دارد و می تواند اثراتی نامطلوب بر افراد، گروه ها و جامعه داشته باشد و در نتیجه، لازم است که خبرنگار و سازمان های تابعۀ آنها و همچنین تمامی جامعه از حس مسئولیت و پاسخ گویی قوی برخوردار باشند (شیخ، 1375). پس خبرنگار نمی تواند به گونه ای غیرمسئولانه و بدون توجه به آثار و عواقب اخبار اقدام به تهیه و انتشار آن کند.
این ویژگی در اصل سوم از اصول بین المللی اخلاق حرفه ای در روزنامه نگاری هم وجود دارد. گفتنی است که اصول بین المللی اخلاق حرفه ای در روزنامه نگاری طی چندین نشست مشورتی طی پنج سال با حضور تعدادی از سازمان های روزنامه نگاری منطقه ای و بین المللی در 20 نوامبر 1983 تصویب شد. اصول بین المللی اخلاق حرفه ای در روزنامه نگاری به عنوان سنگ پایه ای برای تهیۀ قوانین اخلاقی در سطوح ملی و منطقه ای فراهم شده اند (شکرخواه، 1381، ص 81).اصل سوم می گوید:
اطلاعات در روزنامه نگاری، نه یک کالا که یک خبر اجتماعی است، و این امر به این معناست که روزنامه نگار در مسئولیت انتقال اطلاعات سهیم است و لذا نه تنها در برابر کسانی که رسانه ها را کنترل می کنند، بلکه نهایتاً در برابر مردم به طور کل و مشتمل بر انواع منافع اجتماعی، باید پاسخ گو باشد. مسئولیت اجتماعی روزنامه نگار وی را ملزم می سازد که تحت هر شرایطی همسو با وجدان اخلاقی خود عمل کند (شکرخواه، 1381، ص 82).
بعد دیگر مسئولیت پذیری اجتماعی، نسبت به هدف و محتوای ارائۀ اخبار است. از این رو که این با تئوری مسئولیت پذیری اجتماعی، که رویۀ رسانه های غیرمذهبی یا غربی بر آن مبتنی است، تفاوت دارد؛ چراکه مسئولیت پذیری اجتماعی آنها ریشه در فردگرایی کثرت گرا دارد؛ در حالی که اصل اسلامی مسئولیت پذیری اجتماعی، بر مفهوم امر به معروف و نهی از منکر مبتنی است. معنای تلویحی این اصل آن است که هر فرد و گروه به ویژه نهادهای ارتباطات جمعی مثل مطبوعات، رادیو و تلویزیون و سینما مسئولیت دارند تا در مجموع، افراد جامعه را برای پذیرش اصول اسلامی و عمل بدان آماده سازند. در تاریخ اسلام بسیاری نهادها و همچنین کانال های ارتباطی مثل مساجد، اذان - دعوت به نماز- و خطبه های نماز جمعه از این مفهوم مسئولیت اجتماعی استفاده کرده اند تا افکار عمومی را بسیج نمایند و افراد را به تلاش در جهت خیر و سعادت فردی در این جهان و جهان آخرت ترغیب نمایند. البته امروزه به طور کلی در جهان، ظاهراً رسانه ها نقشی متضاد با نقش امر به معروف و نهی از منکر را بازی می کنند. رسانه ها بیشتر به برخوردها، اختلاف نظرها و رسوایی ها، به واسطۀ ارزش های خبری غیراخلاقی و بی اساس پرداخته و کمتر به صلح ثبات و تداوم و سازگاری اخلاقی علاقه مند هستند. اگر خبرنگاران رسانه ها در جهان اسلام این مفهوم مسئولیت اجتماعی را به عنوان سنگ بنای حرفۀ خود نپذیرند، هرگز نمی توان از قواعد اخلاقی اسلامی تصوری داشت (شیخ، 1375).
3-2. جمع بندی
پوشیده نیست که داشتن هر کدام از این شروط اصلی وثاقت و ضبط، ما را از دیگری بی نیاز نمی کند، و هریک از این شروط کاردکرد خاص خود را دارد و مکتب کمال بخش اسلام، در هر حرفه و مسئولیتی که به نوعی با صلاح و فساد جامعه در ارتباط است این دو میزان، تعهد و تخصص را سفارش می کند.
به عنوان حسن ختام این قسمت، بخشی از کلام امیرالمؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه را نقل می کنیم. ایشان به زیبایی انواع خبرنگاران را برمی شمردد. شخصی از حضرت، نسبت به احادیث و اخبار متعارض و بعضا مجعول می پرسد و حضرت در پاسخ، بعد از طبقه بندی خبر، به طبقه بندی مخبران می پردازند و چهار دسته را برمی شمارند: 1. منافق دروغ گو؛ 2. راوی کم حافظه و غیرضابط؛ 3. راوی غیرمتخصص که ناسخ ها را نمی داند و احاطه به تمام اخبار و جوانب مختلف امر ندارد؛ 4. شخص امینی که هم باتقواست و هم ضابط و متخصص که تنها دستۀ چهارم شایستگی ارائه خبر را دارد و می توان به خبرهایش عمل کرد (نهج البلاغه، 1414ق، ص 325). با کمی دقت در این فرمایش گهربار، می توان به دو معیار اصلی امانت و تخصص پی برد (صادقی، 1375، ص 114).
3-3. خودداری از تجسس و ورود به حریم خصوصی
حریم خصوصی اشخاص از بارزترین مسائلی است که در بحث اصول اخلاق رسانه و نیز حقوق رسانه مطرح می شود (شاه علی، 1388، ص 44). برای دستیابی به اطلاعات، لازمۀ احترام به حق حریم خصوصی افراد و خودداری از تجسس و ورود به حریم خصوصی آنان، تفکیک بین حریم عمومی و حریم خصوصی ایشان است (فولادی، 1390).
دربارۀ پیشینۀ حریم خصوصی باید گفت انسان شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی می گویند: نیاز به حریم خصوصی، امری بسیار ریشه دار و فطری است و تنها به انسان هم محدود نمی شود؛ بنابراین جدایی حوزۀ خصوصی از گسترۀ عمومی به یک معنا، پیشینه ای به امتداد حیات انسانی دارد. تحقیقات و مطالعات مردم شناسانه نشان می دهند که در همۀ جوامع، حتی در جوامع ابتدایی، قواعدی اجتماعی وجود داشته اند که ورود به اماکن خاصی را محدود می کرده اند. در عین حال، مطالعۀ حریم خصوصی از زوایای حقوقی، فلسفی یا مذهبی و اخلاقی نتایج متفاوتی به دنبال دارد. برای نمونه، صاحب نظران مسائل حقوقی می گویند: موضوع حریم خصوصی افراد از منظر حقوقی، سابقۀ طولانی ای ندارد. آنان معتقدند مقالۀ مشترکی که دو تن از قضات دادگاه عالی ایالات متحده به نام های وارن و براندیس با عنوان «حق مصونیت حریم خصوصی» در سال 1890 چاپ و منتشر کردند، نخستین بحث جدی و صریحی است که موضوع حریم خصوصی افراد را در چارچوب قوانین حقوقی مطرح کرده است (هوسمن، 1375)؛ اما در ایران از قدیم در فرهنگ عمومی حریم خصوصی اهمیتی ویژه داشته است؛ تا حدی که کمتر از صد سال پیش، مردم با این استدلال که با صدور شناسنامه می خواهند نام خود و متعلقاتشان را در دفتر دولت بنویسند، با ثبت احوال مبارزه می کردند و کسی حق نداشته نام همسر و فرزند یا تعداد زوجات، فرزندان و سن آنان را بداند (شاه علی، 1388، ص 49).
امروزه در غرب و جامعۀ بین الملل از میان فهرست بین المللی موضوعات، شاید دشوارتر از همه تعریف حریم خصوصی باشد. از میان تعاریف مختلف، به نظر جامع ترین تعریف این است که حریم خصوصی عبارت است از: قلمرویی از زندگی هر فرد که آن فرد نوعاً و عرفاً یا با اعلان قبلی، انتظار دارد دیگران بدون رضایت وی به اطلاعات دربارۀ آن قلمرو دسترس نداشته باشند، یا به آن قلمرو نگاه و نظارت نکنند، یا به هر صورت دیگری وی را در آن قلمرو مورد تعرض قرار ندهند (همان، ص 51).
به رغم سابقۀ کوتاه غرب در حمایت از حریم خصوصی، پژوهش ها نشان می دهند که حمایت از حریم خصوصی در اخلاق اسلامی و فقه، پیشینه ای طولانی دارد. حریم خصوصی پیش از آنکه در غرب و کنوانسیون ها و اسناد بین المللی حقوق بشر پیش بینی شود، با تأکید بسیار در منابع اسلامی مورد توجه بوده است (همان، ص 53). در متون دینی اسلام موارد و مصادیق حریم خصوصی تحت عنوان و عمومیت حرمت تجسس مطرح شده است. کلمۀ تجسس در لغت به معنای تفحص و تفتیش، و تلاش برای به دست آوردن اخبار پنهانی است (طریحی، 1375، ج 4، ص 55). قرآن می فرماید: «... وَلا تَجَسَّسُوا» (حجرات: 12)؛ در کار یکدیگر تجسس نکنید. در روایات نیز تجسس و ورود به حریم خصوصی مردم بسیار نهی شده و آن را از بدترین گناهان دانسته اند. از جمله، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «در پی افشای حریم خصوصی مسلمانان نباشید؛ زیرا کسی که چنین کند، خداوند درونش را فاش و او را مفتضح سازد» (کلینی، 1429ق، ج 4، ص 79).
در قوانین ایران، اگرچه اصطلاح حریم خصوصی به کار نرفته، مفهوم آن در اصطلاحات و عناوین دیگر مورد حمایت قرار گرفته است. اصول 22 و 23 و 25 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به این اصل اشاره دارند (حسنی، 1380). قلمرو حریم خصوصی را می توان به چهار حوزۀ مجزا، اما مرتبط به یکدیگر تقسیم کرد:
1. حریم اطلاعات: شامل قوانینی است که اطلاعات شخصی نظیر اطلاعات مالی، پزشکی و دولتی افراد را تحت کنترل قرار می دهد؛
2. حریم جسمانی که به حفاظت از جسم افراد در مقابل آزمایش های ژنتیکی، دارویی و نظایر آن مربوط می شود؛
3. حریم ارتباطات، که به امنیت پست های الکترونیکی، تلفن ها، پست و دیگر اشکال ارتباطات توجه دارد؛
4. حریم مکانی، که به اعمال مجموعه ای از محدودیت ها و نظارت ها در محیط کار و زندگی افراد و همچنین اماکن عمومی مربوط می شود (نمک دوست، 1385، ص 165).
ارزش های اخلاقی، که از اصل احترام به حریم خصوصی به دست می آیند، در نگاهی کلی به دو دسته تقسیم می شوند: 1. روش و 2. اهداف:
الف) از نظر روشی همۀ اقدامات مستقیم، مانند ضبط مکالمات محرمانه، فیلمبرداری از جلسات پنهانی افراد و گروه ها، تلاش در جهت دستیابی به اسناد و مدارک شخصی افراد، و نیز همۀ اقداماتی که به طور غیرمستقیم همین اهداف را تعقیب کنند، مانند تحقیق در زندگی شخصی افراد، بازجویی و تفحص در زمینه های غیرمرتبط با حقوق عمومی و تلاش در جهت تخلیۀ اطلاعات همه از مصادیق تجسس و تجاوز به حریم خصوصی به شمار می آیند (فخارطوسی، 1385، ص 195).
دربارۀ مصادیقی که ذکر شد، برای کسانی که با علم به ممنوعیت و غیراخلاقی بودن تجسس اقدام به این کار می کنند، دو نوع مجازات در روایات اسلامی بیان شده است: اولاً مجازات و عذاب اخروی، که پیامبر اسلام دربارۀ استراق سمع فرمودند: «هر کس به مکالمات دیگران در حالی که راضی نیستند گوش دهد، در روز قیامت در گوش وی سرب گداخته ریخته می شود» (مجلسی، 1403ق، ج 73، ص 340)؛ ثانیاً مجازات دنیوی، و آن اینکه برای تجاوز به حریم زندگی خصوصی افراد در احکام شرع اسلام، مجازات سنگینی مقرر شده، و در فقه آمده اگر کسی چشم دیگری را کور کند، باید نصف دیۀ انسان را بدهد؛ ولی اگر همین چشم نگاه خائنانه کند، و به قصد اطلاع از اسرار مردم به حریم خصوصی آنان تجاوز کند و مثلاً به درون خانه مردم نگاه دزدانه کند و در این حالت به او لطمه بزنند و چشم او آسیب ببیند و یا کور شود، دیه ندارد (علی اکبری، 1391، ص 96).
یکی دیگر از مجازات های این افراد این است که نباید جایگاه موجه اجتماعی داشته باشند. امیرالمؤمنان علیه السلام در نامۀ معروف خود به مالک اشتر می نویسند: «باید دورترین مردم از درگاهت و منفورترین ایشان نزد تو کسی باشد که بیشتر در تتبع و جست وجوی عیوب دیگران می کوشد» (نهج البلاغه، 1414ق، ص 429).
ب) از نظر اهدافی که در تجسس دنبال می شود نیز این کلیت و عمومیت منع وجود دارد. برای همین حتی اهداف سالم و مشروعی همچون اطلاع رسانی و عرضۀ اخبار، مجوز ارتکاب تجسس و تفتیش و تفحص در حریم خصوصی مردم نیست. لذا در متون دینی پیوسته به ممنوعیت تجسس حتی در مقام نهی از منکر یا نسبت به افرادی که مستحق حدود الهی تشخیص داده می شوند، اشاره شده است (فخارطوسی، 1385، ص 196).
1-3-3. معیار کلی به دست آوردن خبر از حریم خصوصی افراد
یکی از مسائل مهمی که در حرفۀ خبرنگاری مطرح است، بعضی شیوه های به دست آوردن خبر است؛ مثل این مسئله که آیا خبرنگار می تواند با هدف به دست آوردن اخبار، لباس مبدل بپوشد و یا گریم کند تا شناخته نشود؟ مثلاً خودش را پزشک جا بزند تا بتواند وارد محیط کار بیمارستان شود و عکس های پزشکی هنرپیشۀ تلویزیونی بیمار را به دست آورد و یا به روش کاری که گزارشگر مجلۀ نیوز آف ورد در مارس 2001 برای تهیۀ گزارش از زندگی کنتس وس اکس انجام داد و لباس یک شیخ عرب را پوشید (سندرز، 1386، ص 107).
در پاسخ باید گفت: خداوند سبحان معیاری کلی را بیان می کند که باید ملاک به دست آوردن اخبار و گزارش ها قرار گیرد: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتاً غَیرَ بُیوتِکمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَتسَلِّمُوا علی أَهْلِها» (نور: 27)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید داخل خانه ای غیر از خانۀ خودتان نشوید، مگر آنکه آشنایی بدهید و بر اهل خانه سلام کنید.
از آن روکه خانه محل زندگی و نشانۀ مالکیت شخصی افراد است، می توان این مورد را به همۀ مالکیت های خصوصی اشخاص تعمیم داد. طبق این آیه، ورود به حریم خصوصی افراد ممنوع است، مگر به شرط استیناس و استیذان. استیناس، یعنی افراد به هنگام ورود به منزل دیگران باید خود را معرفی کنند و آشنایی لازم را به صاحب منزل بدهند، تا وی در صورت تمایل، به آنها اجازه ورود دهد. پس این نکته به دست می آید که خبرنگار برای کسب خبر نمی تواند بدون معرفی خود اقدام به جمع آوری اطلاعات کند. شرط دیگر استیذان، به معنای اجازه گرفتن از شخص است؛ یعنی بعد از اینکه خبرنگار خود را معرفی کرد، انگیزۀ خود را از جمع آوری اطلاعات به آگاهی شخص می رساند، و از او برای نشر اطلاعاتش اجازه می گیرد. بنا بر روایتی، اگر خبرنگار با هدف کسب خبر به فردی نزدیک شود، بدون اینکه نیتش را بگوید، کارش نزدیک ترین درجه به کفر است. امام باقر علیه السلام می فرمایند: «نزدیک ترین درجه به کفر آن است که فردی با دیگری اظهار دوستی کند (استیناس) تا بدین وسیله بتواند عیوب و اسرار او را به دست آورد و روزی با آن اسرار او را بی آبرو سازد» (کلینی، 1429ق، ج 2، ص 355).
2-3-3. تزاحم اصل «حریم خصوصی» با «حق دستیابی به اطلاعات»
همان گونه که رعایت حریم خصوصی از جمله اصول بنیادین اخلاقی در حرفۀ خبرنگاری است، برخورداری آنان از حق دسترسی آزادانه به اطلاعات از جمله حقوق مسلم افراد و جامعه شناخته می شود. تقابل آزادی بیان و اطلاع رسانی شفاف و رعایت حق حریم خصوصی، همواره اصحاب رسانه ها و دست اندرکاران حوزۀ ارتباط جمعی را در موقعیت هایی دوگانه قرار داده است.
با دقت در مطالب پیشین روشن می شود که مراد از حریم خصوصی، اطلاعات دربارۀ زندگی خصوصی و شخصی افراد است؛ به ویژه مواردی که تأثیری بر روند حیات اجتماعی جامعه ندارند قلمروهایی هستند که باید از تعرض هر گونه نظارت مداخله گرانه از جمله گسترۀ حق دسترسی آزادانه به اطلاعات مصون بمانند (فولادی وندا، 1393، ص 234). مفهوم آزادی اطلاعات، به طور طبیعی، متضمن دسترسی به اطلاعات پیرامون زندگی خصوصی افراد نیست (نمک دوست، 1385، ص 181).
3-3-3. موارد استثنا از نقض حریم خصوصی
در نگاه به صورت های مختلف حریم خصوصی می توان مواردی را به عنوان استثنا از این قاعدۀ کلی برشمرد. البته این موارد نقض، نسبی هستند و ممکن است در برخی جوامع نسبت یه برخی دیگر، متفاوت باشند؛ اما در نظام اسلامی در موارد زیر می توان حریم خصوصی افراد را نقض کرد:
1. وقتی فردی، شخصیتی عمومی یا مسئولیت سیاسی پیدا کند، برخی اطلاعات شخصی مالی و شغلی و مایملک او طبق قانون از قلمرو حریم خصوصی خارج، و قابل انتشار خواهند بود (طبق اصل 142 قانون اساسی، رهبر نظام اسلامی، رئیس جمهور، وزیران و... باید پیش و پس از پذیرش مسئولیت، مایملک و دارایی خود را به قوۀ قضائیه اعلام کنند که برخلاف حق، افزایش نیافته باشد. همچنین قانوناً افراد حق ندارند بیش از یک شغل را اشغال کنند. طبیعی است که این موارد استثنا و قابل انتشارند)؛
2. وقتی منافع و مصالح نظام اسلامی اقتضا کند که منافع و حریم خصوصی برخی افراد منتشر شود، این گونه موارد را قانون تعیین می کند. برخی از اصول قانون اساسی از جمله اصول 9، 12، 13و 22 تا 25 به این نکته اشاره دارند؛
3. آن گاه که افراد به بهانۀ داشتن حریم امن خصوصی و سوء استفاده از این حق قانونی خود قصد اخلال به منافع عمومی و مصالح نظام را داشته باشند.
با این سه مورد روشن می شود که ارتباطات، و اقداماتی که به نحوی مربوط به مسئولیت شخص و یا تحت تأثیر آن هستند، جزو حریم خصوصی مسئولان نیستند، بلکه حریم عمومی ا ند. نظیر سوء استفادۀ مدیر عامل بانک دولتی و گرفتن تابعیت از کشوری خارجی که از این موقعیت سوء استفاده، و با وجوه کلان از کشور فرار کرد.
بنا بر نکاتی که بیان شد، حفظ حریم خصوصی افراد به منزلۀ اصلی اساسی در اسلام و نظام اسلامی پذیرفته شده است و رسانه نمی تواند به اندک بهانه ای، به خود اجازۀ تعدی به حریم خصوصی افراد را بدهد؛ مگر در موارد روشنی که برخی افراد با سوء استفاده از این حق در پی ضربه زدن به منافع جامعه و نظام اسلامی باشند؛ زیرا منافع عمومی افراد جامعه حریم امنی است که کسی حق تعرض به آن را ندارد (همان، ص 237).
4-3. خودداری از نشر اسرار
حفظ اسرار و پرهیز از انتشار آنها، از جمله اصول مهم در اخلاق رسانه و خبرنگار است و خبرنگار حق ندارد اسرار مردم را فاش سازد؛ خواه این اطلاعات را با تجاوز به حریم خصوصی به دست آورده و خواه به گونه ای دیگری آگاهی یافته باشد.
«سِر» در لغت به معنای امر پوشیده و نهان، و چیزی است که انسان مخفی و کتمان می کند. به این بیان، واژۀ «سِر» هم دربارۀ اشیا به کار می رود و هم دربارۀ مفاهیم و مطالب (قرشی بنایی، 1412ق، ج 3، ص 253). واژه «افشاء» نیز به معنای انتشار و پخش کردن و اظهار است (فیومی، 1414ق، ج 2، ص 473).
افشای اسرار در آموزه های دینی جزو گناهان بزرگ ذکر شده است. از جمله عبدالله بن سنان می گوید از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم: عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ فرمودند: «بلی». گفتم منظور دو عضو جنسی اوست؟ فرمودند: «نه چنین نیست که تو گمان کردی، بلکه منظور این است که بر او عیب جویی کنی و یا آنچه را می دانی به جهت نقص او برملا سازی» (کلینی، 1429 ق، ج 2، ص 359). نیز در روایتی، امام رضا علیه السلام قاتل و افشا کنندۀ اسرار را یکی دانسته و می فرمایند: «...أَنَّ الْمُذِیعَ وَالْقَاتِلَ شَرِیکان» (الفقه المنسوب، 1406ق، ص 338).
بی تردید هر شخصی در زندگی خود ناگفته هایی دارد که بخش پنهان زندگی او به شمار می رود، و هرگز تمایل ندارد این امور آشکار شوند. تک تک انسان ها موارد بی شماری از این اسرار مگو را در حوزۀ روابط خود با افراد خانواده، همکاران و محیط اجتماع دارند و از سوی دیگر داشتن اسرار محرمانه منحصر به اشخاص و افراد حقیقی نیست، بلکه نهادهای مختلف و شخصیت های حقوقی و اعتباری نیز بنا به ضرورت نمی توانند همۀ فعالیت ها و اقدامات خود را آشکار سازند و آنها را با اطلاع همه انجام دهند.
ازآنجاکه رسانه ها در نظام اسلامی، در فرایند خبررسانی و آگاهی بخشی، امین مردم هستند باید با امانت داری و حفظ حرمت ایشان از افشای اسرار مردم بپرهیزند؛ چراکه در روایات افشای سرّ خیانت دانسته و از آن نهی شده است؛ نظیر فرمایش اکرم(صلی الله علیه و آله) که در وصیت خود به ابوذر فرمودند: «یا اباذر. .. إِفْشَاءُ سِرِّ أَخِیک خِیانَةٌ فَاجْتَنِبْ ذَلِک» (مجلسی، 1403ق، ج 74، ص 89).
1-4-3. افشا اسرار در رسانه، ممنوعیت بدون استثنا
تعرض به حقوق افراد چه در بعد جسمانی و چه در بعد معنوی، نظیر آنچه در حریم خصوصی بیان شد، از نظر اسلام ممنوع است؛ اما این ممنوعیت ها در صورت تعارض با مصالح مهم تر (از جمله منافع عمومی) برطرف می شود. برای مثال در روایات دینی فراوان به این نکته اشاره شده که عیب جویی کردن و بیان نقایص خَلقی و خُلقی افراد جایز نیست؛ اما اگر مصلحتی همچون راهنمایی افراد دیگر، جلوگیری از امور فاسد مهم و از این قبیل در میان باشد، جایز است. این قاعدۀ اهم و مهم است که هر گاه مصلحت موجود در یک طرفْ مهم تر از طرف دیگر بود، همان مقدم می شود؛ اما این قاعده دربارۀ نهاد ها و رسانه های خبری هیچ گاه جریان پیدا نمی کند؛ چراکه تنها مصلحتی که می تواند توجیه کنندۀ افشای اسرار مردم شود، اصطکاکی است که بین صاحبان اسرار و حق عموم مخاطبان رسانه های خبری پیدا می شود و این اصطکاک در صورتی است که اسرار موردنظر مربوط به تعرضی باشد که به حقوق مخاطبان صورت گرفته است. روشن است که در این صورت دیگر مضمون اسرار مزبور جنبۀ شخصی نخواهند داشت، بلکه به اقداماتی بر ضد آسایش عمومی یا امنیت ملی یا منافع کشور و شهروندان تبدیل خواهند شد. بنابراین سِرّ شخصی از آن جهت که سِرّ شخصی است، هیچ گاه دستاویز وجود مصلحت مهم تر، قابل انتشار نیست و رسانه ها به هیچ عنوان حق افشای اسرار، شخصی مردم و اظهار آن را ندارند، مگر آنکه این اسرار جنبه شخصی خود را از دست داده و در قالب اقداماتی بر ضد امنیت و آسایش عمومی درآمده باشد که این از محل بحث خارج است (فخارطوسی، 1385، ص 167).
منطق اسلام و معیار های اخلاقی آن هم این نیست که با توسل به چنین شیوه هایی به اطلاع رسانی بپردازد و روشن ساختن افکار عمومی، و مقابله با جریان های ناسالم را دستاویز ارائه و افشای اطلاعات شخصی افراد (هرچند مجرم و منحرف) قرار دهد. شاهد این ادعا را می توان در عملکرد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان علیه السلام به عنوان دو معصوم زمامدار، و نیز دیگر پیشوایان معصوم مشاهده کرد که هیچ گاه مرتکب افشای اسرار شخصی مخالفان خود به منظور اطلاع رسانی به مردم و مقابله با منحرفان نشدند، و اگر در مواردی نیز اعمال انحرافی و خلاف شرع این افراد بر زبان معصومین علیهم السلام آمده، نظیر آنچه در سخنان امام حسین علیه السلام دربارۀ رفتار زشت و ناپاک یزید اشاره شده است، افشای اسرار مکتوم و پنهان ایشان صورت نگرفته است؛ بلکه معصومین اعمالی را که آنها آشکارا مرتکب می شدند و از اشتهار به این اعمال نیز ابایی نداشتند، برای مردم یادآوری می کردند و با ارائۀ تحلیل، نداشتن صلاحیت مرتکبان این اعمال را برای تصدی قدرت سیاسی و خلافت را به مردم گوشزد می فرمودند (همان، ص 177).
5-3. صداقت و پرهیز از دروغ
خبرنگار به عنوان چشم بیدار و هوشیار جامعه در دستیابی به حقایق و واقعیت ها رسالتی بس خطیر بر عهده دارد و کانون این اهمیت، صداقت و قابل اعتماد بودن خبرنگار رسانه و پرهیز از دروغ است (جبلی، 1383، ص 117).
در تعریف دروغ نظرات گوناگونی وجود دارد و تعریف های بسیاری ارائه شده است (اسلامی، 1387، ص 54). شاید بهترین تعریف در میان تعاریف مختلف دروغ این باشد: «گفتاری - خبری- که اظهارکننده بدان اعتقاد ندارد و آن را برای فریب مخاطب یا دیگری اظهار می دارد» (همان). به عبارت دیگر «خبر کذب، خبری است که در نظر کسانی که آن را منتشر می سازند یا در نظر مخاطبان، با واقع مطابقت نداشته باشد» (فخارطوسی، 1385، ص 223).
یکی از بارزترین و روشن ترین وظیفۀ خبرنگار این است که با اطلاعات دقیق و جامعی که گزارش می کند، تصویری از واقعیت را برای مردم فراهم سازد. در اصل دوم از مجموعۀ اصول بین المللی اخلاق حرفه ای در خبرنگاری آمده است:
بارزترین وظیفۀ خبرنگار این است که با رعایت حق مردم برای دستیابی به اطلاعات معتبر و درست، شرافت حرفه ای خود را در خدمت واقعیت عینی قرار دهد؛ به نحوی که واقعیت ها وجداناً با محتوای اصلی خود انعکاس یافته و بدون ایجاد تحریف، نشان دهندۀ ارتباطات اساسی باشد. این امر با رشد صحیح قابلیت های خلاق خبرنگار متحقق می گردد؛ به طوری که مواد خام خبری مناسب در اختیار مردم قرار گرفته تا آنان را در طراحی تصویری صحیح و همه جانبه از جهان یاری رساند. جهان که در آن منشأ، طبیعت و گوهر رویدادها، مسیر تحول و چگونگی امور تا آنجا که امکان دارد واقعی برداشت شود (شکرخواه، 1381، ص 81).
لازمۀ این تطابق با واقع این است که خبرنگار و گزارشگر، رویداد را همان طور که روی داده بدون کم و زیاد گزارش کند، بدون اینکه موارد خلاف واقع در آن وجود داشته باشد و به اصطلاح نخستین قاعدۀ خبررسانی و گزارشگری را که صحت است، رعایت کند؛ چراکه بخش بسیاری از اتهامات رسانه ها، اعم از تلویزیون، رادیو و مطبوعات، در باب صحت اخبار و گزارش های آنها بوده است و اگر این مسئله جدی گرفته شده، در باب روش های رسیدن به آن بحث می شد، این مشکل یا بیماری اکنون کمتر به چشم می خورد (جعفری نژاد، 1385).
در قرآن بر این نکته که اخبار و گزارش ها باید مطابق با واقع باشند، تأکید شده است. خداوند متعال به مؤمنان فرمان می دهد: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقولُوا قوْلاً سَدیدا» (احزاب: 70)؛ در تفسیر مجمع البیان آمده «قول سدید آن است که از هر گونه فسادی سالم باشد و یکی از وجوه اصلی فساد در گفتار، مطابق نبودن آن با واقع است» (مترجمان، 1360، ص 188).
لذا وظیفۀ خبرنگار و رسانه این است که همانند یک صافی، دروغ ها را نگاه دارد و حقایق را انتقال دهد (قانع، 1383، ص 145). امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: «هر چه شنیدی برای مردم نگو وگرنه دروغ گو خواهی بود، و هر چه مردم به تو گفتند، رد نکن وگرنه نادان خواهی بود» (نهج البلاغه، 1414ق، ص 459).
1-5-3. صداقت و عدم کذب، عامل اصلی اعتماد به رسانه
ازآنجاکه سرمایۀ اصلی رسانه اعتماد مخاطبان است و به منزله شاهرگ حیاتی برای آنهاست، یکی از عوامل اصلی ایجاد و تقویت اعتماد در مخاطبان، ارائۀ اخبار صحیح و پرهیز از انتشار اخبار دروغ و خلاف واقع است. این نکته آن قدر اهمیت دارد که حتی خداوند سبحان که راست گوترین است، برای جلب اعتماد بیشتر مردم، در بعضی آیات قرآن به واقعی بودن گفتارش تأکید می فرماید؛ از جمله در واپسین آیۀ سورۀ یوسف: «لَقَدْ کانَ فی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ ما کانَ حَدیثاً یفْتَری وَلکنْ تَصْدیقَ الَّذی بَینَ یدَیهِ» (یوسف: 111).
بازگو کردن اینکه خبرها مطابق واقع اند، چنان که در این آیه آمده، علاوه بر اشاره به ضرورت واقع گویی در خبر، حاکی از این است که اطلاع از این امر در پذیرش مخاطب اثرگذار است و موجب جلب اعتماد وی می شود (پویا، 1384، ص 129).
2-5-3. وظیفۀ خبرنگار در مقابل خبر دروغ
یکی از شاخص هایی که برای اعتبار رسانه و خبرنگار ذکر می شود، دقت است؛ یعنی چنانچه معنای پیام موردنظر فرستنده و مفهوم دریافت شده توسط گیرنده (خبرنگار) یکسان باشد، اصل دقت در پیام رسانی رعایت شده است؛ یعنی پیامی را از یک طرف فرایند ارتباط می گیرد، و به طرف دیگر منتقل می کند (عباسی، 1388، ص 193).
حال این پرسش مطرح است که آیا اگر فرستنده، یک پیام دروغ را منتشر سازد، (مثلاً اینکه برف سیاه است)، گزارشگر وظیفه اش چیست؟ با اینکه می داند این حرف دروغ است، آیا باز هم باید آن را منتشر سازد؟
در پاسخ باید گفت اخلاقاً صحت اخبار بر اصل دقت اولویت و رجحان دارد. آنچه از قرآن و روایات اسلامی برداشت می شود این است که خبرنگار در برخورد با اخبار دروغ سه وظیفۀ اساسی دارد: 1. نپذیرفتن و ترتیب اثر ندادن به اخبار غیرمطمئن و مشکوک؛ 2. خودداری از انتشار این گونه اخبار؛ 3. افشاگری و خنثاسازی اخبار دروغ (پویا، 1384، ص 113).
شاهد این سه وظیفۀ اساسی از آیۀ 12 سورۀ نور برداشت می شود. در این آیه خداوند مؤمنانی را که خبر دروغ و تهمت ناروایی شنیدند و نه تنها آن را افشا نکردند، بلکه به آن ترتیب اثر دادند سرزنش می کند و آنان را از این جهت که تلاش نکردند تا آن را خنثا سازند، ملامت می کند. خداوند می فرماید: «لَوْلاإِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمؤْمِنُونَ وَالْمؤْمِناتُ بأَنْفُسِهِمْ خَیراً وَقالُوا هذا إِفْک مُبِین» (نور: 12)؛ چرا هنگامی که این بهتان را شنیدید، مردان و زنان باایمان به خود گمان نیک نبردند و نگفتند این دروغی بزرگ است.
در تفسیر المیزان ذیل این آیه آمده است:
اینکه فرمود «قالُوا هذا إِفک مبِین» معنایش این است که شما مؤمنین و مؤمنات که شنونده افک بودید، نگفتید که این مطلب افک و دروغی است آشکار، با اینکه بر حسب قاعدۀ دینی، خبری که مخبر آن علمی بدان ندارد، و ادعایی که مدعی آن شاهدی بر آن ندارد، محکوم به کذب است (طباطبائی، 1417ق، ج 15، ص 91).
3-5-3. وظیفۀ خبرنگار در مقابل اخبار مشکوک
مسئلۀ دیگری که خبرنگاران، فراوان با آن روبه رو می شوند مواردی است که خبرنگار، از صحت خبر مطمئن نیست و به اصطلاح، نسبت به وقوع یا جزئیات آن مشکوک است. در این مورد وظیفۀ اخلاقی او چیست؟ آیا می تواند آن خبر را گزارش کند؟
در پاسخ باید گفت در صورتی که خبرنگار نسبت به صدق و کذب خبری شک داشته باشد، دو راه پیش رو دارد: نخست اینکه به واسطۀ نداشتن سند یقینی بر صحت خبر، اصلاً آن را منتشر نسازد که البته این راه برای خبرنگار بهتر، و به عبارتی اخلاقی تر است؛ چراکه اگر پس از مدتی واقعی نبودن آن روشن شود، تبعاتی برای او پیش می آورد که راضی به آن نیست. در روایتی امیرالمؤمنان علیه السلام به این نکته اشاره می فرمایند: «آنچه را که از (صحت و درستی) آن آگاه نیستی مگو؛ وگرنه دربارۀ اخباری که از صحت آنها آگاهی داری نیز به دروغ گویی متهم خواهی شد» (تمیمی آمدی، 1410ق، ص 765).
راه دیگری که پیش روی خبرنگار وجود دارد، این است که اگر بخواهد آن خبر غیریقینی و مشکوک را گزارش کند، باید مشکوک بودن خود را اعلام کند. امام خمینی ره در پاسخ به این پرسش که اگر گویندۀ خبر از دروغ بودن آن مطمئن نیست و قرینه ای بر تأیید آن نیز در دست ندارد، بلکه در صدق و کذب آن تردید دارد، آیا می تواند آن را نقل کند؟ می فرماید: «در صورتی که گوینده مشکوک بودن خبر را به اطلاع مخاطب برساند، مسئله از عنوان کذب خارج می شود و در صورتی که گوینده قرینه ای بر مورد تردید بودن خبر اقامه نکند، کذب تلقی می شود و از این رو نقل آن جایز نیست» (موسوی خمینی، 1415ق، ج 2، ص 51).
6-3. امانت داری و صیانت از خبر
رسانه به منزلۀ واسطه بین مردم و واقعیت ها و رویدادها باید آینۀ وفادار رخدادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. خبرنگار و رسانه در حقیقت امانت دار مردم در دستیابی به اطلاعات اند و باید با حفظ خبر و صیانت از آن، این امانت را به خوبی ادا کنند (جبلی، 1383، ص 118).
حفظ و صیانت خبر، یکی از اصول اخلاقی خبررسانی است. صیانت خبر یعنی اولاً هیچ گونه دخل و تصرفی در آن صورت نگیرد؛ ثانیاً این امانتی که در دستان خبرنگار است، به اهلش سپرده شود. قرآن کریم صریحاً به این امر دستور می دهد: «إِنَّ اللَّهَ یأْمرُکمْ أَن تؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» (نساء: 58) و در آیه ای دیگر از خیانت در امانت نهی می کند (انفال: 27).
از دیدگاه اسلام، امانت به اشیای خاصی که شخص نزد دیگری به امانت می گذارد، اختصاص ندارد؛ بلکه هر آنچه در اختیار انسان قرار می گیرد امانت است و انسان وظیفه دارد از آن مراقبت کند. خبر و اطلاعات نیز نوعی علم و آگاهی است که نزد خبرنگار و رسانه امانت است. در روایات معصومین خیانت در علم بالاتر از خیانت در اموال معرفی شده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «فَإِنَّ خِیانَةَ أَحَدِکمْ فِی عِلْمِهِ أَشَدُّ مِنْ خیانَتِهِ فی ماله» (مجلسی، 1403ق، ج 2، ص 68).
ازآنجاکه یکی از لوازم اصلی پیام رسانی صحیح، امانت دار بودن پیام رسان است، می بینیم جبرائیل، ملک مقرب خدا که واسطۀ وحی و پیام الهی است، متصف به صفت امین است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) همچنین حتی پیش از اینکه به پیامبری مبعوث شوند، به محمد امین شهرت داشتند.
مرحوم آیت الله العظمی اراکی در دیدار مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی فرمود:
شغل خبرنگاری از شغل های حساس جامعه است، و در این شغل الگوی شما پیامبر اکرم که خود یک پیام آور بود، باشد و برای شما افتخار است که الگوی کارتان پیغمبر خداست. توجه داشته باشید که خبر یک امانت است. شما باید در حفظ امانت دقت کنید و استواری خود را از دست ندهید. این افتخار بزرگی است که یک خبرنگار در صفت امانت با رسول الله که به امین بودن شهرت داشتند هم صفت باشند (ادیب هاشمی، 1372، ص 65).
7-3. عدم دریافت رشوه
از جمله ارزش های اخلاق خبرنگاری این است که خبرنگار باید به شرافت و اصول حرفه ای اخلاق رسانه پایبند باشد. این وجدان اخلاقی و شرافت حرفه ای ایجاب می کند که به طور کلی اصحاب رسانه از پذیرش هر گونه پاداش اعم از مادی یا غیرمادی غیرقانونی برای پیشبرد مقاصد خصوصی مغایر با منافع و مصالح عمومی و نظام اسلامی بپرهیزند. اسلام به شدت از رشوه نهی می کند و کسانی که رشوه می دهند یا می گیرند، مورد لعنت قرار گرفته اند. از جمله پیامبر اسلام در روایتی می فرمایند: خداوند رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطۀ میان آن دو را لعنت می کند، و فرمود بپرهیزید از رشوه که این محض کفر است. صاحب رشوه بوی بهشت را نمی شنود. بپرهیزید از آنکه تواضع کنید از برای فرد ثروتمند» (شعیری، 1406ق، ص 156).
یکی از صورت های رشوه که ممکن است برای خبرنگار روی دهد، این است که افرادی که تهیۀ گزارش توسط خبرنگار به ضرر آنها تمام می شود (مثلاً به نحوی پرده از خلاف ها و بی قانونی های آنان برمی دارد) با تطمیع و رشوه بخواهند خبرنگار را از تهیه گزارش منصرف سازند. روشن است هر گونه دریافت نه تنها رشوه به شمار می آید، بلکه گزارش نکردن واقعیت ها و چشم پوشی از حقایق، خبرنگار را با چالش جدی در مقابل وظایف حرفه ای خبرنگاری اش روبه رو می سازد.
صورت دیگری که ممکن است مطرح شود، این است که گاه خبرنگار، برای تهیۀ گزارش مجبور است پول بدهد تا خبری را به دست آورد. این مسئله از آیت الله مکارم شیرازی پرسیده شد که آیا برای تهیۀ خبر مورد نیاز نظام، می توان رشوه داد؟ ایشان پاسخ دادند: «در صورتی که راه منحصر به آن باشد، و خبر مورد نیاز است، مانعی ندارد و نام آن را نباید رشوه گذاشت» (مکارم شیرازی، 1427ق، ص 557). البته این صورت به نوعی استثنا شده و به موقعیتی خاص که در پاسخ آمده منحصر می شود.
نتیجه گیری
با بررسی آیات و روایات اسلامی این نتایج به دست آمد که از نظر اخلاق اسلامی خبرنگار به عنوان گزارشگر واقعیات و اینکه حلقۀ واسط بین حقایق و جامعه قرار می گیرد، برای تصدی جایگاه خبرنگاری باید دارای ویژگی وثاقت و راست گویی و نیز تخصص و مهارت های ضبط و مستندسازی در گزارش رویداد ها باشد.
فردی که شایستگی اخلاقی برای تصدی جایگاه خبرنگاری را پیدا کرد، باید در حرفۀ خود نیز معیارهای اخلاقی را رعایت کند. خبرنگار با جهان بینی توحیدی باید جایگاه خویش را بشناسد و خود را در قبال عملکردهایش در برابر جامعه و مردم مسئول بداند. ورود خبرنگار به حریم خصوصی افراد برای کسب اطلاع از اسرار اشخاص مختلف از نظر شرعی، قانونی و اخلاقی ممنوع است و همچنین انتشار اسرار افراد از آن جهت که سر شخصی است، تحت هیچ عنوانی حتی مصلحت قابل انتشار نخواهد بود.
سرعت در به دست آوردن و گزارش اخبار نباید خبرنگار را از صحت رویداد ها غافل سازد و از آن طرف اخلاق حرفه ای خبرنگاری اقتضا می کند که در مقابل اخبار دروغ، برای جلوگیری از انحراف جامعه روشنگری کند. خبرنگار و رسانه در حقیقت امانت دار مردم در دستیابی به اطلاعات هستند و باید با حفظ و صیانت خبر، این امانت را به خوبی ادا کنند. همچنین دریافت رشوه مانعی در جهت رعایت اخلاق حرفه ای خبرنگاری است.
منابع
نهج البلاغه، 1414ق، قم، هجرت.
ادیب هاشمی، فرید، 1372، «اعتبار منبع: منبع چیست؟ اعتبار منبع کدام است؟»، رسانه، ش 16، ص 62-71.
اسلامی، سیدحسن، 1387، دروغ مصلحت آمیز، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
پویا، علیرضا، 1384، خبر و خبررسانی در قرآن کریم، تهران، دانشکده صدا و سیما.
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، 1410ق، غرر الحکم، قم، دار الکتب اسلامی.
جبلی، پیمان، 1383، «اخلاق حرفه ای خبردر اسلام»، فصل نامه پژوهشی دانشگاه امام صادق علیه السلام، ش 21، ص 103-138.
جعفری نژاد، سیدابوالفضل، 1385، «بررسی برخی از حیطه های اخلاق حرفه ای و رسانه»، رسانه، ش 66، ص 65-96.
حسنی، حمید، 1380، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، روزنه.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، 1415ق، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم.
سندرز، کارن، 1386، اخلاق روزنامه نگاری، ترجمۀ علی اکبر قاضی زاده، تهران، روزنامه ایران.
شاه علی، احمدرضا، 1388، «اخلاق رسانه و حریم خصوصی با رویکرد اسلامی»، رسانه، ش 80، ص 43-60.
شعیری، محمد، 1406ق، جامع الاخبار، بیروت، الاعلمی المطبوعات.
شکرخواه، یونس، 1381، خبر، چ هفتم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
شیخ، مغیث الدین، 1375، «چارچوب اسلامی اخلاق رسانه ای، مسائل و چالش ها»، رسانه، ش 27، ص 20-29.
صادقی، هادی، 1375، «اعتبار منبع از دیدگاه معرفت شناختی»، در: مجموعه مقالات رویکرد اخلاقی در رسانه ها، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.
طباطبائی، سیدمحمدحسین، 1417 ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین.
طریحی، فخرالدین، 1375، مجمع البحرین، تهران، مرتضوی.
عباسی، حجت الله، 1388، خبر تلویزیونی، تهران، دانشکده صدا و سیما.
علی اکبری بابوکانی، احسان، 1391، تجسس از حریم خصوصی افراد، تهران، دانشگاه امام صادق علیه السلام.
فخارطوسی، جواد، 1385، پژوهشی فقهی در خبر و خبرگزاری، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
فولادی وندا، محمد، 1390، «بایدها و نبایدهای اخلاقی در رسانۀ ملی»، معرفت اخلاقی، ش 9، ص 111-136.
------ ، 1393، اصول اخلاقی حاکم بر رسانه ها از دیدگاه اسلام با تأکید بر سیمای جمهوری اسلامی ایران، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره.
فیومی، احمد بن محمد، 1414ق، المصباح المنیر، قم، دار الهجره.
قانع، احمدعلی، 1383، «محورهای کلی ممنوعیت رسانش پیام»، دین و ارتباطات، ش 21، ص 139 -168.
قرشی بنایی، علی اکبر، 1412 ق، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
کلینی، محمد بن یعقوب، 1429ق، کافی، قم، دار الحدیث.
مترجمان، 1360، ترجمۀ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، فراهانی .
مجلسی، محمدباقر، 1403ق، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی .
مطهری، مرتضی، 1390، فلسفه اخلاق، چ سی وپنجم، تهران، صدرا.
مکارم شیرازی، ناصر، 1427ق، استفتائات جدید (مکارم)، قم، مدرسه علی ابن ابیطالب علیه السلام.
مکتبی، سیدمحمد، 1384، خبر و اخلاق خبرنگاری، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما.
منسوب به علی ابن موسی الرضا، 1406ق، الفقه المنسوب الی الامام الرضا علیه السلام، مشهد، آل البیت علیهم السلام.
موسوی خمینی، سید روح اللّه، 1415 ق، المکاسب المحرمه، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره.
نمک دوست تهرانی، حسن، 1385، «اخلاق حرفه ای حریم خصوصی و حق دستیابی به اطلاعات»، رسانه، ش 66، ص 160-194.
هوسمن، کارل، 1375، «حرمت حریم خصوصی در برابر حق مردم به آگاهی از رویدادها»، رسانه، ش 27، ص 42-67.