امروزه کتاب های زیادی محبوب و پرطرفدار شده اند که یکی از رمان های محبوب، نجات از هزارتو می باشد که اثر دکتر نیکول لپرا است و دارای متن و جملات ناب و دلنشینی است و می توانید از متن های ناب آن در شبکه های اجتماعی نیز استفاده کنید. از این رو، اگر شما نیز به دنبال جملات کتاب نجات از هزارتو هستید بهتر است تا پایان مطلب همراه ما باشید.
جملات دلنشین کتاب نجات از هزارتو اثر دکتر نیکول لپرا
امروزه، این کتاب جزو آثار پرفروش می باشد که این کتاب بر اساس روان شناسی کل نگرانه نوشته شده است و دارای جملات نابی است که در قالب کپشن با استوری می توانید از آن استفاده نمایید. در ادامه مطلب متن های ناب کتاب نجات از هزار تو را در اختیارتان گذاشته ایم تا از بین آن ها متن های نابی را انتخاب کنید.

متن ناب کتاب نجات از هزارتو
برخی از ما هرگز نمیایستیم تا با خود فکر کنیم که آیا این واقعاً من هستم؟
******
ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم کاری را که خودمان برای خودمان انجام نمیدهیم، دیگران برایمان انجام دهند.
******
جملات دلنشین رمان نجات از هزارتو
افرادِ تنها، به اندازهٔ عمق ارتباطی که با خودشان دارند، میتوانند با دیگران ارتباط عمیق برقرار کنند.
******
بیتوجهی پیدرپی به حس درونیاش، باعث شد که بهتدریج یاد بگیرد به خودش اعتماد نداشته و بهجای آن، همیشه نگاهش به افکار، باورها و نظرات دیگران باشد.
******
آگاه بودن در جهانی ناآگاه، مثل زندگیکردن در جهنم است.
******
متن رمان نجات از هزارتو با مفاهیم دلنشین
همه نمیخواهند بهتر شوند و بهبود یابند، و این ایرادی ندارد. هویت برخی افراد، به بیماریشان گره خورده است.
******
برخی از تصاویر مغزی، نشان میدهند که ما فقط 5 درصد از روز را در حالت خودآگاه هستیم و در سایر زمانها، در وضعیت ناخودآگاه یا خودکار قرار داریم
******

متن های کوتاه رمان نجات از هزارتو
«ما روزها را بهخاطر نمیآوریم، بلکه لحظات را بهخاطر میآوریم؛ چزاره پاوزه.»
******
مشکل اینجا است که حالات سیستم عصبی ما، بر اساس بازخوردی که از اطرافیانمان میگیریم، تغییر میکند
******
قدمهای کوچک، ولی مستمر، راه رسیدن به تحول واقعی است.
******
متن نجات از هزارتو اثر نیکول لپرا
ما از لحاظ عاطفی بیسوادیم، زیرا کودکانی کوچک، در بدنی بزرگسال هستیم
******
مردمی که مورد ستم واقع شده و سرکوب شدهاند، از ارتباطی که بین استرس و بیماری وجود دارد، آسیب بیشتری میبینند
******

متن های طولانی کتاب نجات از هزارتو
او دیگر همیشه در حالت خودکار و ناخودآگاه نبود، بلکه میتوانست در زمانهایی که احساس ناخوشایندی دارد، به جای اینکه از آن فرار کند، برای مدت کوتاهی آن احساس ناخوشایند را حس کند. هرچه حضور او در لحظه حال بیشتر شد، توانایی مکثکردن و مشاهده افکار و رفتارها (همانطور که هستند) در او پرورش یافت و باور پیدا کرد که این حالتهای موقتی و گذرا را میتواند مدیریت کند.
******
زخمهای کودک درون، نیازهای برآوردهنشده جسمی، احساسی و معنویِ مربوط به دوران کودکی هستند که خودشان را از طریق ذهنِ ناخودآگاه ما نشان داده و حتی بر زندگی بزرگسالی ما نیز تأثیر میگذارند. اکثر ما احساس دیده، شنیده و دوست داشته نشدن را تجربه کردهایم و این درد را در تمام طول زندگی، همراه خود حمل میکنیم.
******
بریده ای از رمان نجات از هزارتو
(من دیده و شنیده نمیشوم) و به این وضعیت، عادت کرده بود. به همین خاطر، جذب روابطی میشد که حس آشنای کوچک بودن و دیدهنشدن، به او بدهند. با اینکه بودن در این روابط، باعث میشد تمام احساسات ناخوشایند مربوط به دیده و شنیده نشدن را نیز تجربه کند، ولی چون با این احساسات و شرایط آشنا بود، با آنها احساس راحتی میکرد.
*******
اگر والدین، یک محیط آشفته و استرسزا برای آنها ایجاد کرده باشند، کودک این شرایط را درونیسازی کرده و این باور را تعمیم میدهد: «والدینم، حس ترس به من میدهند. من میترسم چون آنها به نیازهای من توجه نمیکنند. دنیا، جای ترسناک و تهدیدآمیزی است.» چنین مغزی که برای حفظ بقا تلاش میکند (برخلاف «مغز یادگیرنده» در حالت تعامل اجتماعی)، بر روی تهدیدات احتمالی، «بیشازحد» تمرکز میکند و بهصورت سختگیرانه، سریع و با دید «سیاه یا سفید» و اغلب اوقات وسواسگونه و همراه با ترس، دربارهٔ چیزهای مختلف فکر میکند
*******

متن های مفهومی رمان نجات از هزارتو
ذهن ناخودآگاه، عاشق زندگیکردن در ناحیه امن است. امنترین مکان برای ذهن ما، جایی است که قبلاً در آن بودهایم؛ زیرا نتایج آن برایمان آشناست و میتوانیم آنها را پیشبینی کنیم
******
اگر شما از روی شهود و حس درونی خود میدانید که برای بهتر شدن به چه چیزهایی نیاز دارید، پس چرا این تغییرات را اعمال نمیکنید؟ خیر؛ این ربطی به اراده شما ندارد، بلکه به این خاطر است که در الگوهای فکری و رفتاری نسبتاً خودکاری گیر افتادهاید. شما در «هزارتو» هستید.
******
برای اینکه بتوانید به خودتان چیزهایی را بدهید که دیگران ندادهاند، باید خودتان را دوست داشته باشید و برای اینکه خودتان را دوست داشته باشید، باید خودتان را «ببینید».
******
متن زیبا رمان نجات از هزارتو
میتوانید هر روز از خودتان این سؤال را بپرسید که: «در این لحظه، چه کاری میتوانم برای خودم انجام بدهم؟
******
تکرار، موجب میشود مسیرهای عصبی جدید در مغز شما شکل بگیرند
******
متن ناب کتاب نجات از هزارتو
نمیتوانیم انتظار داشته باشیم کاری را که خودمان برای خودمان انجام نمیدهیم، دیگران برایمان انجام دهن
******
به بیان ساده، رابطهٔ ما با والدینمان، پایه و اساس تمام روابط دوران بزرگسالی ما خواهد بود که ما به آن دلبستگی میگوییم.
******

شما همراهان با کلیک بر روی جملات کتاب معجزه شکرگزاری و جملات کتاب کلیدر می توانید متن های نابی را مطالعه نمایید.