آیا این ارزشها فقط توافقهای اجتماعی هستند یا ریشهای عمیقتر و واقعی دارند؟ این متن به بررسی یک استدلال عقلی میپردازد: ارزشهای اخلاقی واقعی و عینی (یعنی خوب و بد مستقل از نظر افراد یا فرهنگها) تنها با وجود یک مبدأ متعالی مانند خدا قابل توضیح هستند. بدون خدا، اخلاق ممکن است به سلیقه شخصی یا منافع گروهی تبدیل شود، اما با باور به خدا، اخلاق به قوانین خیرخواهانهای تبدیل میشود که انسان را به سوی کمال و سعادت واقعی هدایت میکند.
اهمیت فهم عقلی دین و خداباوری عقلی از راه وجود ارزشهای اخلاقی
اگر انسان قادر نباشد که حقیقت و واقع را بفهمد، خداباوری گزینه بسیار نامناسبی است؛ و بدتر اینکه، چه خداباور باشیم و چه نباشیم، قوانین عالم کار خود را ادامه میداد، و هیچ مکتب فلسفی دینی یا غیر دینی توان تغییر آن را ندارد.
با این تفاوت که، تحت باور الهی، انسان میتواند با انتخاب عمل خیر و صالح که امر الهی در آن است، به نتیجهای متفاوت برسد. هر چند این نتیجه گاهی سختی دارد، اما در هر حال نتیجهای است که از یک فعل موحدانه ناشی شده است؛ و با ادامه تبعیت از دستورات الهی قطعاً فالعاقبه للمتقین. پس چه بهتر، انسانی که قدرت حذف سختیها را حتی در زندگی ملحدانه ندارد، با تبعیت از فرامین الهی، که همان خیر واقعی است، در زندگی از رحمت الهی بهرهمند شود.
پس خداباوری یک گزینه عقلی است، که تنها به سبب جلب خیر بیشتر و واقعی، بهترین راه تکامل انسان محسوب میشود. البته رسیدن به خداباوری نیز بر پایه بدیهیات عقلی امکانپذیر است.
خداباوری یعنی تحت قوانین خیر بودن؛ و این اتفاق جز با اراده و انتخاب آگاهانه خیر توسط انسان میسر نمیشود. در یک جمعبندی کلی میتوان گفت، اخلاق ریشه در ذات جهان و اشیا دارد؛ و انسان به عنوان فاعل اخلاقی، قدرت درک و انتخاب خیر بیشتر و واقعی را دارد. تا در پرتو این خیر، عدالت کلی برای جهان حاصل شود.
پس اگر خدا نباشد و خوب و بد و نتایج آن که ریشه در ذات اشیا جهان دارند، خالق نداشته باشد، چگونه اخلاق معنا پیدا میکند و میتوان بدون دین، انسانی اخلاقی بود؟ مگر بدون اعتقاد به خالق خوب و بد، میتوان موجودی اخلاقی بود؟ پس اخلاق منهای خدا، با عقلانیت نمیسازد.
پس وجود خالق ضروری است، چون قواعد اخلاقی ضروریاند. دین و اخلاق یک حقیقت هستند که یکی بدون دیگری به دست نمیآید. در واقع دین دستورالعملی است برای زیست اخلاقی انسان، برای برقراری تعادل در نظام هستی؛ و این تبعیت فقط با خداباوری آغاز میشود. به بیانی دیگر نه خداباوران، با عبادت تنها، به هدف دین میرسند و نه ملحدان بدون باور توحیدی، به هدف از زیست اخلاقی میرسند. چرا که دینداری، با اعتقاد توحیدی آغاز میشود و با اخلاق استمرار مییابد و به عبودیت، منتهی میشود؛ و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. این تبیینی مختصر از وجود خدا از راه اخلاق است.
طیبه خسروی/دکتری فلسفه و کلام اسلامی