ماهان شبکه ایرانیان

شبکه‌های اجتماعی چگونه دولتمردان را فریب می‌دهند؟

تله الگوریتم‌ها برای سیاستمداران‌

دنیای اقتصاد : روزنامه وال‌استریت ژورنال در یادداشتی به قلم ویوک راماسوامی با عنوان «شبکه‌های اجتماعی، تله‌ای برای سیاستمدارانند» نوشته است، وقتی در جریان سفر جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، به آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۴ با او دیدار کردم به من گفت که هرگز خبرها را نمی‌خواند یا تماشا نمی‌کند؛ چون نمی‌خواهد رسانه‌ها بر شیوه حکمرانی‌اش ا ...

تله الگوریتم‌ها برای سیاستمداران‌

تصمیم سال نوی من این است که کاری مشابه انجام دهم؛ در سال 2026 می‌خواهم به‌کلی از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرم. شب سال نو ایکس و اینستاگرام را از گوشی‌ام حذف کردم. می‌خواهم زمان آزاد شده‌ام را صرف شنیدن مستقیم صدای رای‌دهندگان در دنیای واقعیِ اوهایو، تدوین سیاست‌های بیشتر برای مقرون‌به‌صرفه‌تر شدن زندگی در ایالت‌مان و حضور پررنگ‌تر در کنار خانواده‌ام کنم. پیش‌بینی می‌کنم کنار گذاشتن مصرف شبکه‌های اجتماعی مرا به رهبری بهتر و انسانی شادتر تبدیل کند.

تیم انتخاباتی من همچنان از شبکه‌های اجتماعی برای انتشار پیام‌ها و ویدئوها به نمایندگی از من استفاده خواهد کرد، اما خودم دیگر هیچ‌کدام از آنها را مرور نمی‌کنم. مرز باریکی وجود دارد میان استفاده از اینترنت برای رساندن پیام‌تان و آن‌که ناخواسته اجازه دهید بازخورد دائمی اینترنت پیام شما را تغییر دهد. این دیگر استفاده از شبکه‌های اجتماعی نیست؛ این یعنی اجازه دادن درباره اینکه شبکه‌های اجتماعی از شما استفاده کنند.

به‌عنوان کسی که یک کارزار انتخاباتی ریاست‌جمهوری با محوریت فضای دیجیتال را پیش برده است، این اثر را از نزدیک دیده‌ام؛ هم بر خودم و هم بر رقبایم. سیاستمداران می‌خواهند به رای‌دهندگان پاسخ دهند و این خواست به‌درستی قابل دفاع است. اما نظرسنجی‌ها پرهزینه‌اند و شبکه‌های اجتماعی یک جایگزین وسوسه‌انگیز ارائه می‌کنند؛ بازخورد رایگان، فراوان و لحظه‌ای. این فضا این تصور را ایجاد می‌کند که شما مستقیما صدای مردم را می‌شنوید و متناسب با آن واکنش نشان می‌دهید. در حالی‌ که شبکه‌های اجتماعی امروز هرچه بیشتر از بدنه واقعی رای‌دهندگان فاصله گرفته‌اند. پیام‌هایی که بیش از همه در معرض دید قرار می‌گیرند، معمولا منفی‌ترین و پرهیاهوترین‌ها هستند؛ چون بیشترین لایک و «بازنشر» را می‌گیرند و همین سازوکار موتور درآمدزایی تولیدکنندگان محتوای شبکه‌های اجتماعی را به حرکت درمی‌آورد.

اگر روی یک پست درباره موضوعی کلیک کنید ناگهان همان دیدگاه همه‌جا پیش چشم‌تان ظاهر می‌شود و درک شما از واقعیت را کج‌ و معوج می‌کند. این مساله زمانی بی‌ضرر است که مثلا یک علاقه‌مند به بافتنی باشید و تصور کنید تعداد زیادی از هم‌وطنان‌تان تفاوت میان بافت «زیر» و «رو» را می‌دانند. فی‌نفسه اینکه افراد ناشناس در اینترنت حرف‌های عجیب‌وغریب بزنند و حتی از آن پول دربیاورند، مشکل بزرگی نیست. اما وقتی صاحبان قدرت اظهارنظرهای آنلاین را با اجماع واقعی در دنیای بیرون اشتباه می‌گیرند تصمیم‌هایی می‌گیرند که بر پایه تصویری تحریف‌شده از خواست واقعی شهروندان استوار است. بدتر آنکه نبض آنلاینی که سیاستمداران از شبکه‌های اجتماعی می‌گیرند، به‌طور فزاینده‌ای توسط بازیگران خارجی و ربات‌های غیرانسانی ساخته‌وپرداخته می‌شود.

تجربه من در کنفرانس AmericaFest وابسته به سازمان «ترنینگ پوینت یو‌اس‌ای» در ماه دسامبر، نمونه روشنی از همین مساله بود. در آنجا سخنرانی‌ ایراد کردم و استدلالم این بود که آمریکا پیش از هر چیز کشوری است که با ایده‌ها تعریف می‌شود، نه با خون و تبار مشترک. با توجه به واکنش‌هایی که پیشاپیش در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شد انتظار داشتم با هو شدن مواجه شوم و اگر پس از سخنرانی هم شبکه‌های اجتماعی را مرور می‌کردید احتمالا به همین نتیجه می‌رسیدید.

اما واقعیت چیز دیگری بود؛ از سوی جمعیتی بیش از 20هزار نفر از مخاطبان سیاسی تشویق ایستاده گرفتم. در سال 2025 در شبکه‌های اجتماعی با موجی از شعارهای نژادپرستانه و حتی بدتر از آن روبه‌رو شدم. اما در همان سال به دیدار ده‌ها هزار رای‌دهنده در هر 88 کانتی ایالت اوهایو رفتم؛ از مرکز شهرها تا مزارع، از سالن‌های اتحادیه‌ها تا کارخانه‌ها، از تجمعات جمهوری‌خواهان تا گفت‌وگوهای رودررو با معترضان و در تمام این مدت حتی یک جمله متعصبانه یا تبعیض‌آمیز از زبان یک رای‌دهنده اوهایویی نشنیدم.

این تصویر کژتابیده‌ای که شبکه‌های اجتماعی از واقعیت می‌سازند در درون ساختار حکومت‌های امروزی نیز تقویت می‌شود. کارکنان سیاسی در هر دو جناح عمدتا جوان‌اند و به‌شدت با منطق و ضرب‌آهنگ شبکه‌های اجتماعی خو گرفته‌اند. گزارشی تازه نشان داده است تعامل با حساب کاربری ایکسِ نیک فوئنتس، ملی‌گرای سفیدپوست بدنام، نشانه‌هایی از فعالیتی به‌طور غیرعادی سریع، غیرعادی متمرکز و با منشایی غیرعادی خارجی دارد. تحقیق دیگری هم نشان داد صدها روبات هشتگ طرفدار دموکرات‌ها، BlueCrew# را داغ کرده‌اند تا ادعاهایی را تقویت کنند مبنی بر اینکه سوءقصد به جان رئیس‌جمهور ترامپ در باتلرِ پنسیلوانیا صحنه‌سازی بوده است. سیاستمدارانی که فکر می‌کنند نشانه‌های شبکه‌های اجتماعی را از شهروندان آمریکایی می‌گیرند، اغلب در اشتباه‌اند.

توییتر قرار بود تقلیدی از گفت‌وگوهای دنیای واقعی باشد، اما امروز در میان نسل جوان فعال در سیاست این گفت‌وگوهای واقعی‌اند که شبیه توییتر شده‌اند. همان‌طور که ریچارد‌ هانانیا، مفسر سیاسی، سال گذشته اشاره کرد دستیاران جوان سیاسی حالا با هم رقابت می‌کنند تا رادیکال‌تر به نظر برسند و با موضع‌گیری‌هایی هرچه افراطی‌تر درباره نژاد، جنسیت و حتی اینکه قهرمانان جنگ جهانی دوم چه کسانی بوده‌اند از یکدیگر سبقت بگیرند. اگر تا به حال از دیدن پستی در شبکه‌های اجتماعی که از یک حساب رسمی دولتی منتشر شده و باعث آزارتان شده است تعجب کرده‌اید بد نیست به یاد داشته باشید نویسنده آن اغلب یک کارمند جوان است که بخش عمده نشانه‌ها و الگوهایش را از اینترنت می‌گیرد. با گذشت زمان خود دولت هم شروع می‌کند به حرف زدن شبیه ایکس.

این به آن معنا نیست که شهروندان نباید از شبکه‌های اجتماعی برای تاثیرگذاری بر سیاستمداران استفاده کنند؛ این حق قانونی و قانون اساسی آنهاست. اما این وظیفه رهبران منتخب است که بدانند دقیقا به چه چیزی واکنش نشان می‌دهند. بیشتر اوهایویی‌هایی که من با آنها دیدار کرده‌ام، خواهان افزایش درآمد خالص، کاهش هزینه‌ برق و نظام آموزشی باکیفیت‌اند که فرزندان‌شان را برای ورود به بازار کار آماده کند. با این حال درست به این دلیل که این مطالبات تا این حد فراگیر و مشترک‌اند، کمترین بازتاب را در شبکه‌های اجتماعی پیدا می‌کنند. رهبرانی که برای سنجش افکار عمومی به شبکه‌های اجتماعی تکیه می‌کنند در واقع به آینه‌ای ترک‌خورده نگاه می‌کنند. توماس جفرسون به‌طور مشهور گفته بود: «کسی که هرگز به روزنامه نگاه نمی‌کند بهتر از کسی بوده که  خبرخوان است؛ زیرا کسی که هیچ نمی‌داند به حقیقت نزدیک‌تر است.» بله رسانه‌های سنتی ایراد دارند. ناشران روزنامه‌ها روایت‌ها را هدایت می‌کنند و جنجال‌طلبی در تلویزیون و مطبوعات فروش می‌رود.

اما شبکه‌های اجتماعی یک مشکل تازه ایجاد کرده‌اند؛ نفوذ هماهنگ‌شده‌ای که پشت ارتش‌هایی از آواتارها پنهان می‌شود و تصویری کاذب از حمایت مردمی ایجاد می‌کند. حس طبیعی و واقعی بودن این فضا، همراه با حلقه‌های بازخورد لحظه‌ای، اثر آن را بر رهبران منتخب حتی بدتر از دیگر اشکال رسانه‌ای کرده است. نتیجه این است که برخی از قدرتمندترین سیاستمداران آمریکا تحت فشار دائمی برای راضی نگه داشتن شبکه‌های اجتماعی زندگی می‌کنند؛ قید و بندی ناخوشایند که می‌توانیم آن را زندان توییتر بنامیم. رهبران واقعی باید از آن رها شوند. این روزها مد شده است که رهبران از تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر سیاست شکایت کنند، اما هیچ کاری برای اصلاح آن انجام ندهند. با این حال اولین گام حتی نیاز به قوانین تازه ندارد؛ کافی است خودمان آنچه را می‌گوییم عمل کنیم.

این کار آسان‌تر از گفتن است. اگر تصمیم سال نوی فعلی من شبیه سال‌های گذشته باشد ممکن است تا مارس دوباره مشغول مرور ایکس شوم. اما فعلا در حال اجرای این آزمایش هستم و از هم‌حزبی‌هایم در حزب جمهوری‌خواه دعوت می‌کنم به من بپیوندند. چه‌بسا این همان عامل ایکس اضافی باشد که به ما کمک کند در سال 2026 پیروزی‌های بیشتری کسب کنیم.

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان