موضوع محوری برنامه «تیتر یک» امروز سهشنبه 21 بهمن 1404، سرنوشت آینده روابط میان ایران و آمریکاست .از تولید ناخالص داخلی تا رفاه واقعی، از بدهیهای معوق دولت به بخش خصوصی تا فشار قیمت مسکن در تهران، از واکنش هیجانی بورس به سیاست تا دیپلماسیای که زیر سایه قدرت نظامی پیش میرود و همچنین بزرگترین مشکلات مردم جهان، دیگر بخشهای تیتر یک امروز را تشکیل میدهند.
از GDP تا رفاه واقعی؛ کدام کشورها واقعاً برندهاند؟
مقایسه اقتصاد کشورها همیشه به یک پرسش اساسی میرسد: «پیشرفت» دقیقاً یعنی چه؟ آیا بزرگی اقتصاد معیار موفقیت است، یا سطح زندگی مردم؟ بررسی دادههای تولید ناخالص داخلی اسمی، درآمد سرانه حقیقی و درآمد سرانه بر اساس برابری قدرت خرید نشان میدهد که پاسخ این سؤال به شاخصی که انتخاب میکنیم، کاملاً وابسته است.
در پنج دهه گذشته، مرکز ثقل اقتصاد جهانی از غرب صنعتی به سمت شرق آسیا حرکت کرده است. چین، هند و کره جنوبی جایگاهی را به دست آوردهاند که زمانی در اختیار اقتصادهای غربی بود. در همین مسیر، کشورهایی که زمانی از ایران عقبتر بودند، امروز در میان 20 اقتصاد برتر جهان قرار دارند.
اما وقتی به درآمد سرانه نگاه میکنیم، تصویر تغییر میکند. کشورهای کوچک با جمعیت کم و سیاستگذاری متمرکز، در صدر مینشینند و اقتصادهای بزرگ الزاماً رفاه بالاتری ندارند. در این میان، شاخص برابری قدرت خرید تلاش میکند واقعیت زندگی روزمره را بهتر نشان دهد؛ اینکه مردم با درآمدشان چه میزان کالا و خدمات میتوانند مصرف کنند.
نتیجه روشن است: هیچ شاخصی بهتنهایی گویای همه واقعیت نیست. فهم اقتصاد جهانی، نیازمند دیدن همزمان قدرت، درآمد و رفاه است.
بدهی 5.2 میلیارد یورویی دولت به بخش خصوصی
بیش از 18 ماه از بدهی 5.2 میلیارد یورویی دولت به تأمینکنندگان کالاهای اساسی و دارو در بخش خصوصی میگذرد؛ در همین مدت، سررسید تسهیلات بانکی این بنگاهها نزدیک شده و نگرانی درباره آینده فعالیت آنها افزایش یافته است.
اجرای سیاست تکنرخی شدن ارز نیز هزینههای تأمین مواد اولیه را برای بنگاهها چند برابر کرده است اما بدهی دولت همچنان پرداخت نشده و بخش خصوصی در انتظار تعیین تکلیف این مطالبات است.
فعالان اقتصادی هشدار میدهند در صورت مشخص نشدن وضعیت این بدهیها، بخشی از شرکتهای تأمینکننده کالاهای اساسی با خطر توقف فعالیت روبهرو خواهند شد.
تاثیر امکانات شهری بر قیمت مسکن تهران
در سالهای اخیر، کیفیت و سطح دسترسی به امکانات شهری به یکی از عوامل مهم در شکلدهی الگوی سکونت در استان تهران تبدیل شده است. بررسی «شاخص امکانات شهری» که بر پایه هفت مؤلفه اصلی از جمله زیرساخت، آموزش، بهداشت، حملونقل و خدمات فرهنگی محاسبه شده، نشان میدهد توزیع امکانات در شهرستانهای استان بسیار نامتوازن است. شمیرانات، تهران، دماوند و فیروزکوه در صدر این شاخص قرار دارند، در حالی که شهریار، بهارستان و قرچک با فاصلهای قابل توجه در پایینترین رتبهها ایستادهاند؛ فاصلهای که به حدود پنج برابر میرسد.
اما نکته کلیدی اینجاست که تمرکز جمعیت الزاماً از این الگوی امکانات پیروی نکرده است. نقشه تراکم جمعیت نشان میدهد بیشترین رشد جمعیت در حومههایی رخ داده که قیمت مسکن پایینتر و امکان ساختوساز در آنها بیشتر بوده است، نه لزوماً مناطقی با بهترین سطح خدمات شهری. نمونه بارز آن شهر پردیس است که با وجود سطح متوسط امکانات، بیشترین رشد جمعیت را تجربه کرده است.
نتیجه این بررسی روشن است: اگرچه ارتقای امکانات شهری میتواند به ماندگاری جمعیت کمک کند، اما در عمل فشار قیمت مسکن و محدودیت استطاعت، موتور اصلی مهاجرت از تهران به حومه بوده است.
واکنش بازار به رویدادهای سیاسی
بورس تهران در سالهای اخیر بارها نشان داده که نسبت به رویدادهای سیاسی و امنیتی، واکنشی سریع و گاه هیجانی دارد؛ بهگونهای که شاخص کل، در کوتاهترین زمان ممکن تحتتأثیر تیترهای سیاسی تغییر مسیر میدهد و بازار سرمایه به آینهای از فضای نااطمینانی یا امید در اقتصاد و سیاست کشور تبدیل میشود.
تجربه دیماه 1398 و پس از شهادت سردار سلیمانی، یکی از بارزترین نمونههاست. در نخستین روز معاملاتی، شاخص کل با افت 4.36 درصدی مواجه شد و طی چهار روز معاملاتی، مجموع کاهش شاخص به 7.88 درصد رسید. این واکنش سنگین نشان داد هرچه سطح تنش سیاسی و امنیتی بالاتر باشد، شدت نوسان در بازار سرمایه نیز افزایش مییابد؛ هرچند در آن مقطع، حمایت مقام ناظر و کاهش دامنه نوسان، از تشدید هیجانات جلوگیری کرد.
در فروردین 1403 و همزمان با حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق، بازارهای ارز و طلا با رشد قابل توجهی همراه شدند، اما بورس تهران واکنشی منفی نشان داد. چند روز بعد، در آستانه عملیات وعده صادق 1، شاخص کل بیش از 3 درصد افت کرد و خروج قابل توجه پول حقیقی ثبت شد. تداوم شوکها در ادامه سال، از جمله ترور اسماعیل هنیه، شهادت سیدحسن نصرالله و عملیاتهای وعده صادق، بار دیگر حساسیت بازار سرمایه به تحولات منطقهای را نمایان کرد.
در نقطه مقابل، آغاز مذاکرات ایران و آمریکا در ابتدای سال 1404، مسیر بازار را صعودی کرد و شاخص کل برای نخستینبار از مرز 3 میلیون واحد عبور کرد. با این حال، فرسایشیشدن مذاکرات و آغاز جنگ 12روزه، بار دیگر بورس را به مسیر نزولی بازگرداند.
جمعبندی این بررسی نشان میدهد بورس تهران به اخبار سیاسی و امنیتی بهسرعت واکنش نشان میدهد، اما جهت نهایی بازار، بیش از خود خبر، به تداوم یا فروکشکردن ریسکها وابسته است.
مذاکره یا تقابل؟ روایت 20 تحلیلگر درباره آینده ایران و آمریکا
دوگانه دیپلماسی و تخاصم در روند مذاکرات جدید ایران و آمریکا در بین همه مردم جای سوال است. اکوایران به بررسی 20 نگاه متفاوت از تحلیلگران و سیاستمداران درباره مسیری که ایران و آمریکا امروز در آن ایستادهاند، پرداخته است.
برخی معتقدند جنگ نه سرنوشت محتوم است و نه انتخاب ناگزیر؛ مسئله اصلی، نبودِ اراده و ظرفیت برای تغییرات راهبردی است. گروهی دیگر میگویند اگر مذاکره جدی و معنادار باشد، میتواند دستکم به کاهش تنش و مهار تهدیدهای نظامی منجر شود. در مقابل، هشدارها درباره احتمال درگیری محدود، جنگ تاکتیکی یا فشار کنترلشده همچنان جدی است؛ بهویژه در شرایطی که نشانههای نظامی و پیامهای بازدارنده همزمان مخابره میشوند.
این تحلیلها در خلأ شکل نگرفتهاند؛ اعتراضات داخلی، فشار تحریمها، حملات نظامی، و دیپلماسی فرسوده، همگی بر معادله امروز اثر گذاشتهاند. از یکسو، دیپلماسی بهعنوان کمهزینهترین راه همچنان مطرح است و از سوی دیگر، سایه تهدید نظامی کاملاً کنار نرفته.
در نهایت باید دید سرانجام این دور از مذاکرات چطور پیش میرود؟ آیا مذاکره میتواند بحران را مهار کند یا منطقه در مسیر یک تقابل محدود اما پرهزینه حرکت میکند؟
سیگنال حضور فرمانده نظامی در مذاکرات چیست؟
در روزهایی که مسقط به صحنه ترسیم مسیر آینده خاورمیانه تبدیل شده بود، یک سکانس غیرمنتظره معادلات دیپلماتیک را پیچیدهتر کرد. تنها 24 ساعت پس از گفتوگوهای سیاسی در عمان، حضور استیو ویتکاف و جرد کوشنر بر عرشه ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» این پرسش را مطرح کرد که واشنگتن دقیقاً چه پیامی را مخابره میکند؛ گفتوگو یا قدرتنمایی؟
هرچند مقامهای آمریکایی تأکید کردند این بازدید صرفاً برای قدردانی از نیروهای نظامی بوده و طرفهای عمانی و ایرانی از آن مطلع شده بودند، اما همزمانی آن با مذاکرات حساس، سیگنالهای متناقضی به همراه داشت. این ابهام زمانی پررنگتر شد که برد کوپر، فرمانده سنتکام، با لباس رسمی نظامی در اتاق مذاکرات حاضر شد؛ حضوری که به گفته یک منبع دیپلماتیک ایرانی، روند گفتوگوها را با خطر مواجه کرد.
گرچه حضور نظامیان در مذاکرات دیپلماتیک بیسابقه نیست، اما در شرایط کنونی، نشانه تغییری معنادار در رویکرد سیاست خارجی آمریکا تلقی میشود. به باور کارشناسان، تکیه دولت ترامپ بر فرماندهان نظامی در نقشهای دیپلماتیک، نشاندهنده اولویت یافتن منطق فشار بر اعتمادسازی است؛ رویکردی که شاید حس فوریت ایجاد کند، اما بعید است مسیر پایداری برای توافق بسازد.
نظرسنجی گالوپ درباره مشکلات مردم جهان
نتایج تازهترین نظرسنجی جهانی گالوپ در سال 2025 نشان میدهد که مردم جهان بیش از هر چیز نگران وضعیت اقتصادی کشورشان هستند. این مطالعه که پاسخهای بیش از 107 کشور و منطقه را جمعآوری کرده، تصویر روشنی از نگرانیهای عمومی و اولویتهای مردم در مواجهه با مشکلات ملی ارائه میدهد. بهطور میانگین، 23 درصد از بزرگسالان اقتصاد را مهمترین مسئله کشور خود میدانند و این نگرانی در کشورهای کمدرآمد و برای افرادی که وضعیت زندگی خود را پایین ارزیابی میکنند، بیشتر دیده میشود.
علاوه بر اقتصاد، موضوعات مربوط به کار، بهویژه کیفیت و دسترسی به شغلهای مناسب، نیز در سطح جهانی مطرح است؛ حدود 10 درصد افراد بیکاری یا شرایط نامطلوب اشتغال را بزرگترین مشکل میدانند. مسائل سیاسی و حکمرانی با میانه 8 درصد، بهویژه در کشورهای پردرآمد، از دیگر دغدغههای رایج هستند و بیاعتمادی به نهادها باعث افزایش تمرکز مردم بر مشکلات سیاسی میشود. امنیت نیز در کشورهایی که با بیثباتی و خشونت روبهرو هستند، به صدر نگرانیها میآید و غالباً مسائل اقتصادی و سیاسی را تحتالشعاع قرار میدهد.
این یافتهها نشان میدهد که نگرانیهای جهانی همگرا هستند، اما شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هر کشور، اولویتبندی مردم را شکل میدهد و رهبران را ملزم میکند تا برنامهریزیهای خود را متناسب با دغدغههای واقعی جامعه تدوین کنند.
آیا رشد داو جونز برای اقتصاد آمریکا یک پیروزی است؟
عبور شاخص داوجونز از مرز 50 هزار واحد، برای بسیاری از فعالان بازار صرفاً یک رکورد تاریخی بود، اما برای دونالد ترامپ معنایی فراتر داشت؛ یک دستاورد سیاسی تمامعیار. او این اتفاق را نشانه موفقیت سیاستهای اقتصادی خود دانست و حتی پا را فراتر گذاشت؛ وعده داوجونز 100 هزار واحدی تا پایان دوره ریاستجمهوری.
با این حال، بسیاری از اقتصاددانان تأکید میکنند که بازار سهام فقط یکی از ابزارهای سنجش وضعیت اقتصادی است، نه تصویر کامل آن. داوجونز تنها عملکرد 30 شرکت بزرگ را نشان میدهد و به دلیل روش محاسبه قدیمی و وزندهی بر اساس قیمت سهام، بیشتر یک شاخص نمادین و رسانهای محسوب میشود تا معیاری جامع از سلامت اقتصاد.
امروزه شاخصهایی مانند S&P 500، نرخ بیکاری، تورم، رشد تولید ناخالص داخلی و وضعیت بازار کار، تصویر دقیقتری از واقعیت اقتصادی ارائه میدهند. ممکن است بورس رکورد بزند، اما همزمان فشار تورمی، رکود دستمزدها یا افزایش نابرابری ادامه داشته باشد.
با این همه، برای ترامپ که سابقهای طولانی در دنیای تجارت دارد، داوجونز یک «عدد طلایی» است؛ ساده، قابل فهم و مناسب روایتسازی سیاسی. عددی که بیشتر از آنکه اقتصاد را توضیح دهد، در خدمت پیامرسانی قرار میگیرد.