به گزارش سرویس جهان مشرق، قیمت طلا از حدود 1600 دلار در هر اونس در اکتبر 2022 به بیش از 4500 دلار در دسامبر 2025 رسیده و حالا در فوریه 2026 از 5000 دلار نیز فراتر رفته است، که افزایشی حدود 200 درصدی را نشان میدهد.
سال (2025) با افزایش بیش از 70 درصدی، بهترین عملکرد طلا از سال 1979 تا کنون بوده و بیش از 45 رکورد جدید قیمتی ثبت شده است.
با این حال، این "بیسابقه" بودن آن نسبی است؛ در دهه 1970 هم افزایشهای مشابهی دیده شده، هرچند شرایط فعلی با عوامل ژئوپلیتیکی و اقتصادی مدرن ترکیب شده است. نقره هم روند مشابهی داشته: از حدود 20 دلار به بیش از 79 دلار در هر اونس رسیده است، با افزایشی حدود 170 درصدی در سال 2025.
این افزایشها اغلب با تقاضای بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران برای داراییهای امن (safe-haven)، به ویژه در شرایط تورم بالا و بیثباتی ارزی، همراه بوده است. برای داشتن بینش بهتر، نمودار زیر روند قیمتی ماهانه (نمونهبرداری شده به صورت سهماهه برای وضوح) طلا و نقره از 2020 تا 2025 را نشان میدهد:
![طلا فریاد میزند: بدهی 38 تریلیون دلاری آمریکا دلار را به زانو درمیآورد!]()
بدهی آمریکا و هشدارها درباره دلار
بدهی ملی آمریکا در دسامبر 2025 به حدود 38.4 تریلیون دلار رسیده است. این رقم با افزایش 2.23 تریلیون دلاری نسبت به سال قبل همراه بوده و نگرانیهایی درباره پایداری مالی ایجاد کرده است. اقتصاددانانی مانند پیتر شیف هشدار دادهاند که این بدهی میتواند به "فروپاشی تاریخی اقتصادی" و ضعف شدید دلار منجر شود، زیرا چاپ پول بیرویه (برای پوشش کسریها) ارزش دلار را کاهش میدهد.
حتی موسساتی مانند مورگان استنلی و جیپی مورگان از کاهش ارزش دلار در نیمه اول 2025 گزارش دادهاند، که بزرگترین افت از 1973 بوده است.
این هشدارها اغلب با عواملی مانند سیاستهای تجاری ترامپ، کسری بودجه مزمن و افزایش نرخ بهره برای سرویسدهی بدهی مرتبط هستند. در شبکههای اجتماعی مانند X هم بحثهای مشابهی دیده میشود، جایی که تحلیلگران اشاره میکنند طلا حتی با تقویت موقت دلار، رکورد میزند، که نشاندهنده تغییر ساختاری در سیستم پولی جهانی است.
ولع کشورها برای طلا و ارتباط با افول هژمونی آمریکا
این افزایش قیمت را میتوان به عنوان نشانهای از افول هژمونی اقتصادی آمریکا تفسیر کرد، هرچند این تفسیر بحثبرانگیز است و عوامل متعددی در آن نقش دارند. سهم دلار در ذخایر ارزی جهانی از 71% در 1999 به 56.3% در 2025 کاهش یافته، در حالی که بانکهای مرکزی (مانند BRICS: برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی) به طور فعال طلا میخرند.
برای مثال، بریکس اکنون 50% از طلای جهانی را کنترل میکند و حتی آزمایشی برای ارز پشتیبانگیریشده با طلا راهاندازی کرده است.
این روند «دلارزدایی»(de-dollarization) نامیده میشود و با تحریمهای آمریکا، جنگهای تجاری و بیاعتمادی به سیستم مالی دلار تقویت شده hsj.
تحلیلگرانی مانند پیتر شیف، تحلیلگر مشهور بازار سرمایه در آمریکا، معتقدند طلا در حال جایگزینی دلار به عنوان ذخیره اصلی بانکهای مرکزی است، که مستقیماً به ضعف هژمونی آمریکا مربوط میشود.
حتی گزارشهایی از شورای آتلانتیک و گلدمانی اشاره میکنند که افزایش طلا میتواند سیگنالی از کاهش اعتماد به دلار و اقتصاد آمریکا باشد.
با این حال، برخی رسانهها(مانند مورنینگاستار) تأکید میکنند که دلار هنوز قوی است و این تغییرات تدریجی؛ نه دفعی، هستند.
در نهایت، این تفسیر معتبر است، اما کامل نیست؛ عوامل دیگری مانند تورم جهانی، تنشهای ژئوپلیتیکی (مانند جنگها) و تقاضای صنعتی (برای نقره) هم نقش دارند.
اگر این روند ادامه یابد، ممکن است به سمت یک سیستم پولی چندقطبی حرکت کنیم، جایی که طلا نقش برجستهتری ایفا کند.
نقش بریکس
گروه BRICS (برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، و اعضای جدید مانند ایران، مصر، امارات، اتیوپی و عربستان سعودی) نقش محوری و رو به رشدی در بازار جهانی طلا ایفا میکند. این نقش نه تنها به عنوان تولیدکنندگان و خریداران عمده طلا، بلکه به عنوان پیشرانان روند دلارزدایی (کاهش وابستگی به دلار آمریکا) تفسیر میشود.
کشورهای بریکس در سالهای اخیر خریدهای رکوردشکنی از طلا انجام دادهاند، که این امر مستقیماً به استراتژی کاهش ریسک وابستگی به دلار مربوط میشود:
از سال 2020 تا 2024، بیش از 50% خریدهای جهانی طلا توسط بانکهای مرکزی بریکس انجام شده، که طولانیترین دوره خرید مداوم در تاریخ مدرن است.
در سال 2025، خریدهای بریکس به حدود 663 تن رسیده، و ذخایر کلی آنها اکنون بیش از 6026 تن است – افزایش 102% نسبت به سال 2020.
چین و روسیه پیشتاز هستند: چین در 2024 حدود 380 تن تولید کرده و روسیه 340 تن، در حالی که هند و برزیل نیز خریدهای خود را دوبرابر کردهاند (برای مثال، برزیل در سپتامبر 2025، 16 تن خریداری کرد).
این خریدها نه تنها به عنوان ذخیره امن (safe-haven) عمل میکند، بلکه بخشی از استراتژی "استقلال پولی" است، جایی که طلا جایگزین اوراق خزانهداری آمریکا میشود.
بریکس و متحدانش (مانند قزاقستان) اکنون حدود 50% تولید جهانی طلا را کنترل میکنند، که این امر قدرت چانهزنی آنها را در تعیین قیمت و استانداردهای جهانی افزایش میدهد:
باید توجه داشت که چین و روسیه به تنهایی بیش از 700 تن طلا در سال تولید میکنند، و با احتساب سایر اعضا، سهم بریکس از تولید جهانی به 50% میرسد.
ابتکاراتی مانند "BRICS Gold Price" (قیمتگذاری طلا بر اساس ارزهای ملی) و ایجاد استخر مشترک طلا، این کنترل را تقویت میکند.
این سلطه بر تولید، بریکس را قادر میسازد تا در برابر نوسانات غربی (مانند شاخص بازار COMEX) مقاومت کند و حتی صادرات طلا را محدود کند، که میتواند قیمتها را بیشتر افزایش دهد.
ارز جدید "Unit" و نقش آن در دلارزدایی
یکی از کلیدیترین نقشهای بریکس، استفاده از طلا برای چالش با هژمونی دلار است:
سهم دلار در ذخایر ارزی جهانی به 56.32% کاهش یافته، در حالی که سهم طلا در ذخایر مرکزی به 23% رسیده و برای اولین بار از 1996، از اوراق خزانهداری آمریکا پیشی گرفته است.
در اکتبر 2025، بریکس یک واحد پولی پشتیبانگیری شده با 40% طلا و 60% ارزهای ملی به نام «یونیت»(Unit) راهاندازی کرد. هر Unit معادل 1 گرم طلا است و از بلاکچین برای تجارت استفاده میکند. این پروژه هنوز در مرحله آزمایشی است (100 واحد منتشر شده)، اما هدف آن جایگزینی دلار در تجارت بینالمللی است.
در این میان، نقش عوامل ژئوپلیتیک هم بسیار مهم است. تحریمهای آمریکا علیه روسیه و چین، بریکس را به سمت طلا سوق داده است. 95% مدیران ذخایر مرکزی این کشورها انتظار افزایش ذخایر طلا را دارند، و 81% تقاضا از بازارهای نوظهور (مانند جنوب جهانی) است.
این روند، "انقلاب پولی" نامیده میشود، جایی که طلا به عنوان دارایی خنثی (که نمیتوان آن را چاپ یا مسدود کرد) عمل میکند.
تأثیر بر قیمت طلا و بازار جهانی خریدهای بریکس مستقیماً به افزایش قیمت طلا کمک کرده است. قیمت طلا در 2025 بیش از 70% افزایش یافته، که بخشی از آن به تقاضای بریکس نسبت داده میشود.
جمعبندی:
اگر این روند ادامه یابد، طلا میتواند به استاندارد جدید برای تجارت جهانی تبدیل شود، و دو سیستم پولی موازی ایجاد کند: یکی مبتنی بر دلار/استیبلکوینها (برای غرب) و دیگری مبتنی بر طلا (برای شرق و جنوب).
با این حال، برخی تحلیلگران (مانند موسسه فیشر اینوستمنتز) هشدار میدهند که این تغییرات تدریجی است و دلار هنوز غالب است، هرچند "واحد" میتواند تعادل قدرت را تغییر دهد.
در نهایت، نقش بریکس در طلا فراتر از اقتصادی است و بخشی از یک تغییر پارادایم جهانی به سمت سیستم پولی چندقطبی محسوب میشود. این روند میتواند به افول بیشتر دلار منجر شود، اما موفقیت آن به هماهنگی داخلی و پذیرش جهانی بستگی دارد.