
تا زمانی که ارتش آمریکا در افغانستان با مردم این کشور می جنگید، و طالبان چالش اصلی کشور آمریکا بود، واژه طالبان و طالبانیسم به عنوان منفورترین نام و پدیده سیاسی، در فضای رسانه ای جهان مطرح و بشدت تبلیغ می شد.
عجبا که مردم خاورمیانه هم با این خط تبلیغاتی آلوده به فریب، که توسط سازمان سیا و موساد طراحی و پمپاژ می شد، همراهی می کردند.
فراموش نمی کنیم حتی کشور انقلابی ایران نیز از این دسیسه تبلیغاتی مصون نبود و بسیاری از قلم به دستان داخلی ما در سطح وسیع، همان چیزی را به افکار عمومی القاء می کردند که مطلوب ترامپ، جرج بوش و جو بایدن بود.
این نکته را نه برای تبرئه طالبان و تقدیس آنان گفتیم، که مطلب مهم دیگری مد نظر ماست.
براستی چرا از وقتی ارتش آمریکا و عوامل ناتو در افغانستان زمینگیر شدند و مردم افغانستان سربازان آنها را از افغانستان بیرون ریختند، این خط تبلیغاتی نیز بکلی رنگ باخت.
حتی چنانکه میبینیم در رسانه های ما نیز دیگر اثری از آنهمه نفرت پراکنی و هجمه علیه طالبان دیده نمی شود؟!!!!
آیا طالبان یک شبه انقلاب روحی، روانی و ایدئولوژیک پیدا کردند و ناگهان همه چیز گل و بلبل شد؟ یا نه، چون موضوع طالبان از اولویت پروپاگاندای غرب و آمریکا کنار رفت، دیگر کسی بابت دشنام به آنها یک دلار هم هزینه نمی کند؟!!
طالبان فعلی همان طالبان است با این تفاوت که چون فعلا درگیر جنگ با امریکا نیست، پس موجود خوبی است و دیگر کسی مثل قبل علیه او مطلب نمی نویسد و تبلیغ نمی کند.
بر این اساس معلوم میشود خوبی و بدی در بوق تبلیغاتی غرب، حُسن و قُبح ذاتی ندارند، بلکه این منافع سلطه جویانه و نامشروع آنهاست که تعیین می کند کدام موضوع یا پدیده بد، و کدام یک خوب اند!!!
همینطور است در مورد کاربرد واژه *تروریسم* و برچسب *نفرت پراکنی* که مرتب توسط غرب پمپاژ و بر افکار عمومی تحمیل می شود!!
این دو واژه را نیز غربیها مصادره به مطلوب کرده و کاملا خلاف واقع، علیه مسلمانان و مخالفان سلطه غرب استفاده می کنند.
آری آمریکا تروریسم را در دامن خود پرورش می دهد، خود راسا ترور می کند، اما بوق های تبلیغاتی او به همراه کودک کشان تروریست، ایران را تروریست معرفی می کنند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که صدها تن از آنها قربانی همین شبکه مخوف تروریستی، یا در مبارزه با داعش ترور و شهید شده اند، را سازمانی تروریستی معرفی می کنند.
از طرفی خودشان آزادانه و بدون نیاز به پاسخگویی، به پایگاه نفرت پراکنی علیه مسلمانان تبدیل شده اند. اما مرتب مسلمانان را خشونت طلب قلمداد، و آنان را بابت ایجاد نفرت شماتت می کنند.
از طرف دیگر همین جماعت اگر یک نفر علیه کودک کشان سخنی بگوید او را با برچسب نفرت پراکنی کتک می زنند، تحقیر می کنند، از حقوق اجتماعی محروم و به سیاهچال می اندازند.
اینهمه را به این جهت یادآوری کردیم تا نکته ای بنیادی را بازگو کنیم.
به راستی دستاورد رنسانس و لیبرالیسم پس از سیصد سال ادعا و فریبکاری، جز قتل و تجاوز و تحقیر و اشغال چه بوده است؟!!
طالبانیسم حاکم بر جهان بمراتب خشن تر، بی منطق تر و متعصب تر از طالبان افغانستان است.
چون طالبان افغانستان تا کنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده و ملت های دیگر را قتل عام نکرده است، ولی پرونده لیبرالیسم و پرورش یافتگان رنسانس مشحون از انواع جنایات و اشغالگری است.
بله طالبانیسم حقیقی همان است که از دل رنسانس و لیبرال دموکراسی غرب متولد شده است.
اینها سه قرن است که بشر را با شعار های فریبنده و پر زرق و برق لیبرالیسم مشغول کردند و در همان حال انواع شرارت های خود را پشت این نقاب، تئوریزه کرده و بر جهان تحمیل نمودند.
غارت ثروت های مادی و انسانی آفریقا و آسیا بخشی از اهداف پنهان این آیین های چوبی و عاری از هرگونه حس بشر دوستانه بوده است.
بنابر آنچه گفته شد و به شهادت انواع اسناد و مدارک متقن، باید گفت طالبانیسم بر آمده از رنسانس و لیبرال دموکراسی غرب، به مراتب خشن تر و بی منطق تر از طالبان افغانستان است.
سخنان رئیس جمهور اسبق افغانستان آقای حامد کرزای در مورد رویکرد غربیها به مبارزه با تروریسم را در همین راستا می توان ارزیابی کرد.
والعاقبه للمتقین
بهمن ماه ۱۴۰۴