بر اساس این بررسی، قیمت هر کیلوگرم پشم خام حدود ۵۰۰ تومان است. این در حالی است که پس از طی مراحل شستوشو و ریسندگی، نیمی از این پشم به نخ قابل استفاده تبدیل میشود و ارزش هر کیلوگرم نخ خام در بازار به حدود ۲۰۰ هزار تومان میرسد. به عبارتی، همان میزان پشم اولیه پس از ریسندگی، رشدی چند صد برابری را تجربه میکند.
در مرحله بعد، فرآیند رنگرزی ـ که خود مبتنی بر دانش تخصصی و مهارتهای سنتی است ـ ارزش هر کیلوگرم نخ در بازار را به حدود ۷۰۰ هزار تومان افزایش میدهد. ثبات رنگ، کیفیت مواد مصرفی و مهارت رنگرز از جمله عوامل مؤثر در این جهش قیمتی عنوان میشود.
اما اوج خلق ارزش در مرحله بافت رقم میخورد؛ جایی که نخ رنگشده با تلفیق هنر طراح و قالیباف، به فرش دستباف تبدیل شده ودر این پروسه بعد از بافته شدن قالی ارزش هر متر فرش که ۴.۵ کیلو گرم نخ پشمی مصرف می کند ، در بازار تا ۱۰۰ میلیون تومان هم می رسد. به این ترتیب ماده اولیه که در ابتدا ارزشی بسیار پایین دارد در انتها به ارزشی چند هزار برابری می رسد.
کارشناسان اقتصادی معتقدند این روند نشاندهنده عمق بالای ارزش افزوده در صنعت فرش دستباف است؛ صنعتی که بیشترین سهم خلق ثروت در آن نه در ماده اولیه، بلکه در دانش فنی، مهارت انسانی و هنر ایرانی نهفته است.
تحلیل این زنجیره همچنین بیانگر آن است که خامفروشی پشم میتواند به معنای از دست رفتن بخش عمدهای از ظرفیت تولید ثروت ملی باشد، در حالی که تکمیل فرآیند تولید در داخل کشور، علاوه بر ایجاد اشتغال گسترده در بخشهای دامداری، ریسندگی، رنگرزی و قالیبافی، میتواند سهم قابل توجهی در توسعه صادرات غیرنفتی ایفا کند.
بر همین اساس فعالان این عرصه اقتصادی بر این باورند که ارج نهادن بر هنر قالیبافی تاثیری شگرف بر اقتصاد ایران دارد . کالایی که علاوه بر ارزش اقتصادی و هنری ، توانایی حفظ و حتی افزایش ارزش در گذر زمان را داشته و نقش مؤثری در تقویت اقتصاد هنر پایه کشور دارد .