ماهان شبکه ایرانیان

وبلاگ مشرق

سنگرچینی حجاریان برای تروریست‌ها/ جمله طلایی اما بر عکس عارف درباره گرانی

لیدر جریان اصلاحات در مقابل پرچم‌سوزی و هتاکی چند دانشجوی ضد ملی صرفا خواستار "حل و فصل مسئله" شده است!

سرویس سیاست مشرق - «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و اتفاقات کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

حل و فصل مسئله با کودتاچی‌ها و پرچم‌سوزها!

سنگرچینی حجاریان برای تروریست‌ها/ جمله طلایی اما بر عکس عارف درباره گرانی

محمد خاتمی، لیدر جریان اصلاحات طی اظهاراتی در جمع مشاوران خود پیرامون اغتشاشات خشن دیماه بر لزوم توقف دستگیری‌ها و احضارها و احیاناً احکام نامناسب برای اندیشمندان، هنرمندان و سیاست‌ورزان بخش های مختلف تاکید کرده است.

به گزارش جماران، او همچنین اینطور اظهار امیدواری می کند که مسائل دانشگاه‌ها با تدبیر و آرامش و به دور از خشونت های سیاسی و امنیتی و اجتماعی حل و فصل شود.[1]

*خاتمی در این بخش از اظهارات خود عملا درباره دو رویداد بازداشت برخی چپ های ستادی که مواضعی در جهت تقویت آشوب خشن دیماه داشته اند و نیز پرچم سوزی و شعار جاویدشاه عده ای دانشجوی ضد ملی موضعگیری کرده است.

2 موضعی که می‌بینیم صراحتا در سمت نظام جمهوری اسلامی یا در جهت پشتیبانی از مردم نیستند!

خاتمی به جای اینکه مثل پزشکیان، رفتار غلط دوستان خود را نقد کند[2] و مثلا به چپ هایی که گفتند باید در کنار خشم مردم قرار بگیریم تودهنی بزند اما به احضار و دستگیری آنها اعتراض کرده است.

و ایضا می بینیم به جای اینکه به رفتار کودتاگونه و ضد ملی چند دانشجو در سوزاندن پرچم شریف و پر عزت ایران اسلامی اعتراض کند و شرافتمندانه کنار ایران و ایرانی قرار بگیرد اما پای تدبیر را به میان می کشد و خواستار حل مسئله می شود!

این در حالی است که در این قضیه اساسا مسئله ای وجود ندارد که بخواهد حل و فصل شود و ما صرفا با چند دانشجوی ضد ملی مواجهیم که جلوی قانون، مردم، نظام اسلامی و امنیت ملی قد علم کرده اند و با پرچم سوزی خود نشان داده اند که هیچ تقیُدی به عقلانیت و دیانت و دانشگاه ندارند.

اینکه آقای خاتمی با اینکه روحانی است، با اینکه به سبب سابقه ریاست جمهوری خود متوجه اهمیت پرچم و امنیت کشور هست و با اینکه اکنون در سالهای کهولت خود به سر می برد اما هنوز بر این طریق باطل اصرار دارد؛ نیز درس عبرتی است برای همه ما که بدانیم تحلیل غلط یا نفسانیت و لجبازی چطور می تواند انسان را به طریق مضلت بکشاند و او را به جای حامی‌گری مردم و کشورش؛ به حمایتگر تعدادی فتنه گر و کودتاچی تبدیل کند.

***

سنگرچینی حجاریان برای فحاش‌ها و تروریست‌ها

سنگرچینی حجاریان برای تروریست‌ها/ جمله طلایی اما بر عکس عارف درباره گرانی

سعید حجاریان، از تئوریسین های جریان اصلاحات در بخشی از یک مصاحبه با سایت تابناک درباره آشوب خشن دیماه گفته است: من مخالف فحاشی هستم، اما به‌ شما بگویم در شرایط فعلی ایراد را متوجه جوانی که کلمات رکیک به‌کار می‌برد، نمی‌دانم. به اعتقاد من پروژه‌هایی که طی سال‌ها با هسته اخلاق فردی، حقوق شهروندی و دموکراسی‌خواهی در ایران شکل گرفتند، همگی به تیر غیب دچار شده‌اند. زمانی‌که به افرادی مانند دکتر سروش هتاکی می‌شد، یا زمانی‌که آتش‌به‌اختیارها دفاتر نشریات را محاصره می‌کردند و حتی کتابفروشی آتش می‌زدند و تشکل‌ها را با هجو و هتک و جریان‌سازی زیر ضرب می‌بردند، تصور این بود که همه‌چیز تحت کنترل است تا این‌که از مقطعی تیرها کمانه کرد! یعنی در وقت مقتضی با هتاکی و بهتان‌ در بالاترین سطوح برخورد نشد، و حالا آن روند به کف جامعه منتقل شده است.

او همچنین در بخش دیگری از حرف های خود اظهار می کند: معتقدم جامعه مسیر متفاوتی پیش گرفته و اولین وظیفه ما فهم دقیق این مسئله است. ما نباید همه‌چیز را به چند اطلاعیه رسمی و چند موضع هماهنگ‌شده‌ی افراد تقلیل بدهیم و بگوییم تروریست‌هایی آمدند و کشتند و رفتند. باید مشخص شود مرزبانی و ضدجاسوسی کشور چگونه عمل کرده‌اند، که تروریست‌ها آمده‌اند و کشته‌اند و رفته‌اند. این‌جا نقطه فاصله‌گذاری من است حتی با برخی اصلاح‌طلبان سابق! به قول آن ظریفِ نکته‌سنج باید مراقب صحنه‌آرایی‌های خطرناک باشیم![3]

*بخش اول اظهارات حجاریان یک تسویه حساب سیاسی نخ نما است که از هیچ حیث عقلایی قابل اثبات نیست.

البته که تندروی همیشه در سیاست هر کشوری وجود دارد و مثلا در دو جریان راست و چپ ایرانی هم در مقاطعی شاهد این بلیّه بوده و خواهیم بود. لکن مسئله اکنون بر سر این است که چرا ارکان و تئوریسین های اصلاحات علیه فحاشی و رکیک گویی و پرچم سوزی موضع نمی گیرند و آنرا رد نمی کنند.

گویی آقایان از این قضیه لذت می برند و یا بدتر اینکه آنرا در راستای اهداف خود تلقی میکنند!

یک سیاستمدار اصیل و یک رجل سیاسی دلسوز هرگز در سمت معارض عقل قرار نمی گیرد و رفتارهایی مثل رکیک گویی و فحاشی را نه تنها تأیید نمی کند بلکه با پوزخند تأییدآمیز خود هم اینطور طعنه نمی زند که این اثر تیر کمانه کرده‌ی رفتار جریان مقابل است!

کار قبیحی که می بینیم حجاریان برای دفاع از اغتشاشگران مرتکب آن می شود و ابایی ندارد از اینکه برای کوبش رقیب و متهم کردن نظام سیاسی، حتی در سمت رفتارهای اراذل و اوباش و تروریست ها قرار بگیرد.

و اما ماجرای تروریست های آشوب خشن دی و کنایه حجاریان مبنی بر اینکه اینها از خارج نیامده بودند که تروریست باشند و این ادعا همان صحنه آرایی است که میرحسین موسوی می گفت!

پاسخ ساده است.

تروریست کسی است که رفتار تروریستی انجام می دهد نه لزوما کسی که در خارج از کشور آموزش نظامی ببیند و سپس به داخل دپو شود و تحت حمایت شبکه ای باشد.

سبب تأسف است که سعید حجاریان به عنوان کسی که سابقه امنیتی دارد؛ این قبیل بدیهیات را نمی داند و یا در قبال آنها خود را به تجاهل می زند.

مگر شخص حجاریان و دوستان او که در سال 88 آن فتنه گری خطرناک‌تر از ترور و جاسوسی را انجام دادند و به دادگاه و اعتراف و زندان افتادند با دشمن خارجی ارتباط مستقیم داشتند که اکنون حجاریان با طعنه پای پلیس مرزبانی را به میان می کشد؟

من حیث المجموع در این آرزو ماندیم که چپ های ستادی یا همان اعضای هسته سخت اصلاحات؛ یکبار برای همیشه شعار علیه نظام اسلامی، پرچم سوزی، بی قانونی، ناسزاگویی سیاسی و آشوب و اغتشاش را محکوم کنند و صراحتا و رسما بگویند که هرگز در این سمت نیستند و این کارها را محکوم می کنند. آن روز، یک روز تاریخی خواهد بود!

گفتنیست چند ماه قبل تعدادی از اعضای جبهه اصلاحات نامه ای به خاتمی نوشتند و طی آن تأکید کردند که اصلاح طلبان باید در کنار خشم مردم قرار بگیرند!

این رویکرد یکی از اصلی ترین عوامل تقویت خشونت و آشوب خیابانی است که حتما باید زیر ضربه برود.

***

جمله طلایی اما بر عکس عارف درباره گرانی

سنگرچینی حجاریان برای تروریست‌ها/ جمله طلایی اما بر عکس عارف درباره گرانی

جماران گزارش داد: محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور در نشست هم اندیشی با فعالان بازار گفته است:

"رقابت اقتصادی عامل اصلاح قیمت‌ها و ارتقای کیفیت است."[4]

*این بیان آقای عارف یک جمله طلایی اما برعکس است!

در واقع این اصلاح قیمت‌ها و ارتقای کیفیت است که رقابت اقتصادی را شکل می دهد. و آنگاه رقابت اقتصادی ابتدا تشکیل اتمسفر می دهد و سپس در بازه ای معقول از قیمت و کیفیت فضای رقابت را ایجاد می کند.

اما در بازاری که خبری از یک نظارت کارا و قاطع دولتی و قضایی در آن نباشد از آنجا که قیمتها بلافاصله به سمت تشکیل زنجیره مافیای سودپرستی حرکت می کنند؛ رقابت می میرد و اقتصاد از رمق می افتد و وارد رکود می شود.

در این زمینه می توان به یک مثال جالب اشاره کرد و آن مصاحبه چندی قبل رئیس اتحادیه نمایشگاه داران اتومبیل است که این مقام محترم صراحتا با جامپ قیمت خودرو و نرخ های دلبخواهی در بازار مخالفت کرده بود.

این در حالی است که در ظاهر امر قیمت بالای خودرو باید به نفع این مقام صنفی باشد اما او به دلیل عقلانیت اقتصادی خود می دانست که گرانی دلبخواهی رقابت کُش است و بازار را به رکود می کشاند. از همین رو به مخالفت با آن برخاسته بود.[5]

این قضیه درباره بازارهایی مثل لوازم خانگی، مسکن، لبنیات، گوشت قرمز و... هم صادق بوده و نگاه اشتباه دولتمردان به فرمول های اقتصادی موجب اضرار به اقتصاد شده است.

علت شکل گیری چنین نگاه های غلطی در میان دولتمردان نیز انعزال آنها از نخبگان است.

***

1_https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1698936

2_mshrgh.ir/1785158

3_https://www.tabnak.ir/005hZ8

4_https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1699125

5_mshrgh.ir/1782698

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان