ماهان شبکه ایرانیان
خواندنی ها برچسب :

سارق

این درحالی بود که شاهدان در ندامتگاه قزل حصار عنوان کرده اند که باقر برای جلوگیری از درگیری بیشتر یک ضربه به سر ساسان زده تا او بیهوش شود، اما قبل از بیهوشی قتل رخ داده بود.
شهرام پسری که در قهوه خانه بود یکی دیگر از دوستانش به‌نام امیر را به من معرفی کرد. هر دوی آن‌ها به من آموزش دزدی دادند و من هم که استعداد خوبی در این زمینه داشتم، خیلی زود یاد گرفتم.
روز بعد گفت: اگر او را وارد ماجرا‌های سرقتم نکنم، مرا لو می‌دهد من هم به خاطر اینکه آبرویم در خانه نرود چاره‌ای نداشتم که برادرم را هم در این سرقت‌ها همراه خودم کنم. هر چه گیرمان می‌آمد بین خودمان تقسیم می‌کردیم
او شروع به داد و فریاد کرد و فرهاد و امیر که ترسیده بودند، لباس‌هایی را دور دهان او پیچیدند و از من خواستند تا او را آرام کنم. من هم چند مشت به سرش کوبیدم که باعث مرگش شد.
من حواسم پرت شد و ماشین را به گاردریل کوبیدم. حالا هم حاضرم خسارت ماشین را بدهم. اما اتهام آدم‌ربایی را قبول ندارم. از دادگاه درخواست دارم در این خصوص من را تبرئه کند.
دوستم چاقو کشید تا سارقان بترسند و بروند؛ اما آن‌ها دوباره حمله کردند. من هم چاقو را از دوستم گرفتم و به سمت مرد سارق پرت کردم که چاقو به صورتش برخورد کرد و باعث شد چشمش آسیب ببیند؛ بعد هم او را به بیمارستان بردند.
متهم قبل از ورود کارآگاهان به مخفیگاهش از پنجره آپارتمان به سمت زمین خود را پرتاب کرد و با توجه به ارتفاع ساختمان از نقاط مختلف بدن دچار آسیب و در بیمارستان فوت شد.
پیشخوان