در ادامه رسیدگی قاضی صلواتی از متهم خواست در جایگاه حاضر شده و درباره این ضمانت نامه ها توضیح دهد.
قاضی صلواتی هنگام حضور متهم در جایگاه در پاسخ به برخی ادعاهای متهم گفت: وکلای شما از ساعت 8 میتوانند در دادگاه حاضر شده و به قرائت پرونده بپردازند، اما خودشان ساعت 11 در دادگاه حاضر میشوند پس این مشکل از طرف ما نیست و مشکل خودتان است.
باقری در دفاع از خود مدعی شد: شرکتهایی که عنوان میشود مربوط به من بوده و تحت مدیریت من است را قبول ندارم.
متهم ردیف اول گفت: شرکت سامان مجد از این جانب شکایتی نداشته است همچنین مبلغ بدهیها از سمت شرکتهای سامان مجد یا شرکت آریا برج هرم هنوز مشخص نیست.
متهم ادامه داد: طبعا در اینجا من طلبکار میشوم نه بدهکار، اگر طلبکار هم باشم نمیخواهم، 108 قطعه ملک من از دست رفته است من گیر افتاده ام و نمی توانم املاکم راپس بگیرم.
قاضی خطاب به متهم گفت: در مورد بیمه ایران توضیح دهید؟
متهم پاسخ داد: بیمه نامه سه ماه پس از صدور برگشتی چکها اعتبار داشت و عقد قراردادها توسط آقای ج. بوده است و من به دفتر خانه نرفتهام.
وکیل بیمه ایران درجایگاه حاضر شد و گفت: یک فقره بیمه نامه مسئولیت قراردادی به درخواست شرکت فجر گسترنوین توسط شخص آقای باقری درمنی صادر شده است و متاسفانه این بیمه نامه برای انجام عمل مجرمانه طراحی شده است وبا اصرار، مسئولین بیمه نامه را قانع کردند که اسناد در دفترخانه خاص تنظیم شود این مطلب نشان میدهد تمام عملیات از ابتدا متقلبانه بوده است و دفترخانه را خودشان تعیین کردند.
وی ادامه داد: آنچه که مسلم است در مورد بیمه ایران اسنادی که به عنوان رهن قرار گرفته است جعلی و فاقد هر گونه اصالت است و نحوه عمل شرکت فجر گستر نوین کاملا مشخص است، در اسناد رسمی که به شرکت بیمه ارائه شده صاحب ا. مضا مجید باقری درمنی بوده، اما در بانک با دو امضای مجید باقری درمنی و حمید باقری درمنی انجام شده است و وقتی چکها در اختیار نفت جی قرار گرفت مشخص شد چکها از حساب مسدود صادر شده است و پوشش بیمه نامهای که خریداری شده برای تضمین چکهایی بوده که قابلیت وصول نداشته است. بنابر این هیچ گونه قصد و ارادهای برای پرداخت مبالغ چکها از ابتدا وجود نداشته است قطعا آقای باقری درمنی نمیتواند روابط خود رابا شرکت فجر گستر نوین کتمان کند.
وکیل بیمه ایران افزود: اینکه آیا شرکت نفت جی به تعهدات خود عمل کرده یا خیر در اینجا تاثیری برای ما ندارد، چون طبق ماده 12 قانون بیمه این بیمه نامه با قصد تقلب صادر شده و یک بیمه نامه غیر معتبر است و ما وارد پروسهای شدیم که از ابتدا متقلبانه بوده و ملکی که در رهن ما گذاشته شده اصلا وجود ندارد، به نظر میرسد آقای باقری درمنی در پاسخ به سوالات از غیبت آقای ن. سوءاستفاده میکند.
متهم باقری درمنی گفت: آقای ن. به خاطر مشکلاتی که داشت سر من نیز کلاه گذاشته است.
در ادامه جلسه دادگاه نماینده دادستان در جایگاه حاضر شده و در این رابطه گفت: چکها از حساب مسدود صادر شده است و فاقد موجودی بوده است و شاید از اساس به این صورت صادر شده که اصلا پرداخت نشود، شرکت فجر گستر نوین، مجید باقری درمنی و حمید باقری درمنی صاحب چکها هستند و اگر اسم و امضای آقای حمید باقری درمنی از اساسنامه خارج شده است باید این موضوع را به بانک اطلاع میدادند.
نماینده دادستان گفت: آقای باقری درمنی شما ممنوع المعامله بودهاید چگونه میخواهید پرداختهای مربوط به ضمانتنامهها را ثابت کنید؟ شما درجایگاه دفاعیات تاکید بر ارجاع کارشناس دارید در حالیکه ضمانت نامه یک سند تجاری است و مبلغ و رقم آن مشخص است. در اینجا چه شبههای وجود دارد که آن را به کارشناس ارجاع دهید همچنین در مورد ارقامی که در رابطه با پیگیری ضمانت نامهها خوانده شد بیان کردید که این ارقام خیلی کمتر از پرداختیها بوده است، اما در نظر داشته باشید که یک پنجم ارقام برای شما قرائت شد.
وی ادامه داد: اینکه شما بیان میکنید که 4 سال در زندان بودم در واقع شما محکومیت داشتید و طبق نظر دادگاه تجدید نظر درحال حاضر اموال در مرحله کارشناسی است و دلیل زندانی بودن شما عجز از تودیع وثیقه نیست.
نماینده دادستان ادامه داد: آقای باقری درمنی درجلسات قبلی بیان کردند که ارتباطی با آقای ج. متهم متواری پرونده ندارند طبق اظهارات ایشان به عنوان مدیر شرکت فجر گستر نوین، آقای ن. در تاریخ 23/5/90 به آقای ج. معرفی میشود.
متهم پاسخ داد: من چه زمان اعلام کردم که با آقای ج. آشنا نبودم! من بیان کردم که ایشان در تاریخ 18/4/90 وکیل شرکت فجر گستر نوین بوده است.
قاضی خطاب به متهم گفت: در مورد بانک گردشگری توضیح دهید؟
متهم گفت: 6 میلیارد تومان ضمانتنامه، عدد و ارقام و اقدامات صورت گرفته به آقای ن. و ب. بوده است و بنده اطلاعی ندارم، آقای ب را نیز از قبل میشناختم، ولی مراودهای با شرکت پ نداشتم.
وکیل بانک گردشگری گفت: جعلیت اقدامات آقای ن. کاملا محرز و روشن است و 6 میلیارد تومان دریافت شده است، قراردادی برای خرید و صادرات وجود ندارد سه فقره سفارش خرید قیر وجود دارد که در قبال آن 32 میلیارد تومان دریافت شده است و براساس نظریه کارشناسی اساسا هیچ گونه قراردادی در مورد خرید قیر وجود ندارد بنابراین 32 میلیارد تومان از مدار بانک خارج شده بدون اینکه هیچ قراردادی در خصوص خرید و فروش قیر وجود داشته باشد، لایحه دفاعیهای را در این خصوص ارائه میکنم.
متهم پاسخ داد: مطالبی که وکیل بانک گردشگری مطرح کردند ربطی به این پرونده ندارد.
قاضی خطاب به متهم گفت: درمورد توهین به مأمور و پرداخت رشوه دفاعیات خود را بیان کنید؟
متهم پاسخ داد: اینجانب نه رشوهای دادم و نه آن مأمور کاری برای من انجام داده است جایی که این فرد وجود دارد حداقل 200 دوربین کارگذاشته شده و من 15 روز در آنجا بودم. دقیقا ایشان چه کاری برای من انجام دادند؟ این درحالی است که کوچکترین حرکتی در حیطه کاری ایشان مشخص است.
متهم ادامه داد: من هیچ گونه توهینی به بازپرس نکردم. در لایحهای که نوشتم توهینی به بازپرس نشده است از طرفی لایحه من را افسر نگهبان میدید و اگر در آن توهین بود اصلا اجازه خروج نمیداد.
در ادامه رسیدگی ع.م به عنوان مطلع در جایگاه حاضر شد در خصوص ارتباط خود با متهم پرونده گفت:بنده در سال 86 در یک شرکت کار میکردم که آقای ب آن شرکت را خریداری کرد؛ لذا من هم به عنوان کارمند شرکت با آقای ب همکاری داشتم. در آن زمان آقای ب یک سری املاک را به اسم من زده بودند، اما من در آنها دخل و تصرفی نداشتم من اسناد آنها را در رهن گذاشتم و معاملات اصلی را خود آقای ب انجام میداد.
نماینده دادستان در رابطه با این فرد پرسید: در خصوص صدور ضمانتنامههای مجعول و ارتباط افراد دخیل در این خصوص توضیح دهید.
فرد مطلع گفت:بنده در بانک ملی نه حسابی دارم و نه رئیس شعبه آن (جهانگیر محمدی)را میشناختم و حتی شرکت من در بانک ملی حساب ندارد حتی بنده اصلا به صرافی اقتصاد نوین هم نرفتم. به طوریکه حتی مدیران صرافی اقتصاد نوین اعلام کردند که اصلا من را نه دیدهاند و نه میشناسند.
وی گفت:در بحث صدور ضمانتنامهها آقای ن. و آقای ب با هم تعامل و همکاری داشتند و وجوهی هم که پرداخت میشد را من اصلا خبر نداشتم.
وی گفت: کل فرایند کار من این بود که من در جریان معاونت این دو فرد نباشم.
در ادامه قاضی صلواتی از جهانگیر محمدی متهم این پرونده و رئیس وقت شعبه بهار بانک ملی خواست در جایگاه حاضر شده و به دفاع از خود بپردازد.
وی گفت: بنده رئیس شعبه بهار بانک ملی بودم که اکنون معلق از کار خود هستم. بنده حدود 25 سال سابقه کار در بانک را دارم که حدود 10 سال رئیس شعبه بودم.
محمدی گفت: من وقتی وارد بانک شدم اصلا دوره یا آموزشی ندیده بودم و یک کارمند ساده بودم و کار را از طریق همکارانم یاد گرفتهام.
وی گفت: کار من در بانک جمع کردن سپردهها بود و گفته بودند، چون اصل بر مشتری مداری است باید کاری کنیم که مردم به ما اعتماد کنند و سپردههایشان را در بانک ما بگذارند.
وی افزود: حدود سال 87 به من گفتند که با توجه به سابقهای که داری مدیر شعبه بهار شو. در آن زمان این شعبه حدود ده میلیارد سپرده داشت.
وی گفت: در سال 88 آقای خ آمد و فردی به اسم آقای س م را به من معرفی کرد و گفت: این فرد از دوستان من است و میخواهد اینجا حساب باز کند که پس از مدتی این فرد گفت: میخواهم برایم ضمانتنامه صادر کنی.
وی گفته بود که من کلی پول و حساب در دیگر بانکها دارم و مدارک خودش را هم نشان داد.
این متهم ادامه داد: من به اعتبار حرفهای او برایش حساب باز کردم که پس از مدتی معلوم شد که وی یک چک برگشتی 800 میلیونی دارد البته خودش میگفت که من در بانک پارسیان 800 میلیون پول دارم.
وی در رابطه با ب معاون شعبه هم گفت: آقای ب. هم از قسمت ارزی بانک شعبه دیگری به شعبه ما معرفی شده بود و او هم تسلطی در کارها نداشت.
این متهم گفت: پس از چند ماه مدیریت شعبه با آقای ن. آشنا شدم و دیدم که این فرد مبالغ زیادی را جابجا میکند و در آن زمان بود که بحث صدور ضمانتنامهها مطرح شد و از من خواست که برایش ضمانتنامه صادر کنم، اما واقعیت این بود که مبالغی که جابجا میشد بسیار زیاد بود و من تا حالا چنین مبالغی را دستور پرداخت نداده بودم.
این متهم ادامه داد:" من اتهام شراکت در کلاهبرداری را قبول ندارم، چون اگر شراکت داشتم باید یک نفعی میبردم.
قاضی صلواتی خطاب به متهم گفت: در خصوص فرارتان توضیح دهید که چه مدت فراری بودید؟
متهم گفت: پس از آنکه متوجه شدم اسناد آقای ن. که برای ضمانتنامهها ارائه داده است جعلی است به او زنگ زدم و او گفت: برو پیش آقای ب و خداحافظی کرد و وقتی من به آقای ب موضوع را اطلاع دادم و با او صحبت کردم او هم گفت که فعلا آقای ن گوشیاش خاموش است و تو دیگر به بانک نرو تا کارها درست شود.
قاضی صلواتی پرسید: کجا فرار کردی؟
متهم گفت: حدود 4-5 ماه به یکی از آبادیهای لب مرز رفتم.
نماینده دادستان در دفاع از کیفرخواست گفت: آقای قاضی، جهانگیر محمدی داستان را به گونهای دیگر توضیح میدهد و واقعیت چیز دیگری است.
وی از متهم پرسید: لطفا توضیح دهید ارتباط شما با آقای ب از کی شروع شد و آیا در جریان بودید که این فرد با آقای ن ارتباط دارد یا نه؟
متهم گفت: خیر من در زمان صدور ضمانتنامهها اصلا خبر نداشتم که این دو با یکدیگر ارتباط دارند.
نماینده دادستان به اقاریر این متهم در پرونده اشاره کرد و گفت: این متهم در اقاریر خود گفته است زمانی که من متوجه شدم اسناد آقای ن. جعلی است به آقای ب زنگ زدم و این موضوع را به او اطلاع دادم که ب به من گفت: شما به این موضوعات کار نداشته باش، چون مشکل مالی برطرف شده است و، چون فعلا ن. در دسترس نیست شما چند روزی را به بانک نرو تا ما کارها را انجام دهیم که پس از این حرف من چند روزی را به کرج پیش دوستم رفتم.
در ادامه قاضی صلواتی با اعلام ختم رسیدگی این جلسه اظهار کرد: جلسه بعدی متعاقبا اعلام خواهد شد.