روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها
روغن ارده کنجد فرادید
تعرفه تبلیغات در خواندنی ها

ازدواج اجباری، سه خواهر را از ایران فراری داد!

فیلمی از ۳ خواهر ایرانی که مدعی هستند که از بندر چابهار ایران به خاطر ترس از کشته شدن به دست دایی شان به پاکستان گریخته اند باعث شده تا رسانه های خارجی و عربی آن را مورد توجه خود قرار دهند.

رکنا: فیلمی از 3 خواهر ایرانی که مدعی هستند که از بندر چابهار ایران به خاطر ترس از کشته شدن به دست دایی شان به پاکستان گریخته اند باعث شده تا رسانه های خارجی و عربی آن را مورد توجه خود قرار دهند.

رکنا: این 3 خواهر مدعی شدند که دایی‌ شان سرپرست آنها است به خاطر قبول نکردن ازدواج اجباری با یک فرد معتاد آنها را تهدید به قتل کرده است.

ازدواج اجباری ۳ خواهر ایرانی به پاکستان فراری داد

دایی ام می خواهد ما را بکشد!

بنابه اداعای این دختران دایی شان پس از مخالفت سمیره با این ازدواج به دلیل اعتیاد خواستگار مذکور، خواهران را تهدید به قتل کرده است.

روزنامه ایندیپندنت اردو و عرب نیوز با انتشار یک مصاحبه اختصاصی با سمیره، رشیده و حافظه در مقر سازمان پناهگاه سریم برنی خبر فرار این خواهران به پاکستان را در صفحه اول خود منتشر کرد.

بنا به اداعای منتشر شده از این دختران ، سمیره پنج ساله بود که والدینش از هم جدا شدند و مادرش مجبور به سکونت با برادرش در بندر چابهار شد. سمیره که اکنون ۳۴ سال دارد خاطرات تلخی از دهه‌ها آزار فیزیکی و روحی و روانی بیان می‌کند که او و خواهرانش به همراه مادر و برادر کوچکترش به صورت دائمی توسط دایی اش مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار می‌گرفتند.

این دختر ادعا کرده است که دو سال پیش برادر ۱۹ ساله آنها از خانه فرار کرد و تاکنون اثر و نشانی از او پیدا نشده است. سال گذشته که دایی آنها قصد داشت تا سمیره را به اجبار به ازدواج یک مرد معتاد درآورد و در مقابل مخالفت سمیره، آنها را تهدید به قتل کرد، سمیره می‌دانست که وقت رفتن برای او و خواهرانش فرا رسیده است.

این دختر ادعا کرده است که مقاومت من می‌توانست همه ما را به کشتن دهد. من و رشیده در یک شرکت بسته بندی ماهی کار گرفتیم و در چهار ماه پولی که نیاز داشتیم را جمع کردیم. اواخر سال گذشته به جای رفتن به محل کار، خواهران با پای پیاده و اتوبوس از کویر و کوه عبور کردیم و پس از طی مسافت ۲۴۰۰ کیلومتری خود را به مرز عراق می‌رسانند ولی توسط ماموران دستگیر شدیم. چاره‌ای جز بازگشت به خانه دایی نداشتند اما وضعیت بدتر از قبل نیز شد و ضرب و شتم و شکنجه شدت یافت.

چاره‌ای جز تلاش دوباره برای فرار نداشتند. خرداد ماه گذشته بار دیگر این 3 خواهر سوار اتوبوسی می‌شوند و این‌بار در جهت مخالف، به ایالت پنجگور پاکستان می‌روند.

این دختران مدعی شدند که در مرز جیوانی، مردی که به همراه خانواده‌اش سفر می‌کرد در ازای دریافت ۵۰ دلار به آنها کمک کرد و به عنوان اعضای خانواده خود آنها را از مرز عبور داد.

این روزنامه در گزارش خود مدعی شده است که یک مقام رسمی در سفارت ایران در کراچی تایید کرد که با دختران در ارتباط است ولی جزئیاتی مبنی بر زمان و چگونگی بازگرداندن آنها به ایران نداد.

بر اساس قوانین پاکستان، این پناهگاه، وضعیت غیرقانونی خواهران ایرانی را به دادگاه عالی گزارش کرده و دادگاه در تاریخ ۱۸ ماه مارس وضعیت آنها را به دولت ایران اطلاع و دستور بازگشت آنها را صادر کرده ولی تا زمان استرداد آنها به ایران سمیره، رشیده و حافظه اجازه اقامت در این پناهگاه را خواهند داشت.

سمیره مدعی شده است که دایی ما آنقدر بی‌رحم است که یکبار مادر خودش، یعنی مادربزرگ ما را آنقدر زد تا چشمش آسیب دید. این جای زخم من است [بازوی دستش را نشان می‌دهد]. زخم‌های بدن من خوب می‌شوند ولی از قلبم هنوز خون می‌چکد. ما هر جای دنیا که بشود زندگی کرد، می‌رویم ولی دوباره به ایران برنمی‌گردیم تا با مرگ و شکنجه روبرو شویم. او با گریه می‌گوید که نگران مادرش است.

نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر