حضرت فاطمه (س) در کلام علاّمه مجلسی
بزرگان فُصَحا و بُلَغا از علوّ کلمات و مضامین ظاهر و باطن کلمات خطبه ای که زهرا علیهاالسلام در مسجد
مدینه ایراد کرد، انگشت تعجّب به دندان گزیدند… فاطمه زهرا علیهاالسلام با آن حال غم و اندوه به مسجد
رفت و ارتجالاً و بدون اینکه قبلاً آن را تنظیم کرده باشد [آن را] بر زبان جاری کرده است.
آن بیان حکیمانه و آن ارتباط با غیب و آن ظرفیت والا و بالا و آن نورانیّت قلب و
بیان را همه و همه، یکسره در راه خدا خرج کرده است. [1]
حضرت فاطمه (س) در کلام حضرت امام خمینی (ره)
حضرت فاطمه زهرا (س) یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام
معنا انسان، تمام نسخۀ انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان.
تمام ابعادی که برای زن متصوّر است و برای یک انسان متصوّر است، در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه
کرده و بوده است.
او زن معمولی نیست او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است… تمام
هویّت های کمالی که در انسان متصوّر است و در زن تصوّر دارد، تمام در این زن است…
زنی که تمام خاصّه های انبیا در اوست؛ زنی که اگر مرد بود، نبیّ بود؛ زنی که اگر مرد بود به جای رسول
اللّه بود… انسانی است به تمام معنی انسان، زنی است به تمام معنی زن.
صدیقه طاهره… از مرتبه طبیعت شروع کرده است [و] حرکت کرده است؛
حرکت معنوی با قدرت الهی، با دست غیبی با تربیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مراحل را طی کرده است تا رسیده است به مرتبه ای که دست همه از او کوتاه است….
خداوند متعال به حضرت زهرا علیه االسلام بیشترین بهره را از شکوه و جلالت بخشیده، به طوری که برای هیچ زنی امکان دسترسی بدان نیست. [2]
یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخۀ
انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان.
معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های مُلکی و ناسوتی- همه- در این
موجود مجتمع است.
تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد- تمام- در این زن است. [3]
فاطمه زهرا (س) زنی که افتخار خاندان وحی [است] و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد. [4]
زنی که در حجره ای کوچک و محقر، انسان هایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلی می درخشد. [5]
حضرت فاطمه(س) در کلام مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
قلب این زن حکیمه و این زن عالمه و این زن محدثّه و این زنی که با عوالم غیب ارتباط داشت و این زنی
که فرشتگان با او حرف می زدند، آن چنان به عوالم مُلک و ملکوت روشن بود که قلب علی علیه السلام و
قلب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم.
این زن با همه ظرفیّت و با آن مقام شامخ پشت امیرالمۆمنین علیه السلام مثل کوه ایستاد و تا زنده بود در
همه مراحل زندگی با تمام وجود از امیرالمۆمنین علیه السلام و از مقام ولایت دفاع کرد.
«در صحنه تعریف معنوی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وارد نمی شویم، لیکن در زندگی معمولی این بزرگوار،
یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش
در خانه از یک طرف، و بین وظایف یک انسان مجاهد، غیور، خستگی ناپذیر در برخوردش با حوادث
سیاسی مهم، بعد از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)، که به مسجد می آید و سخنرانی و
موضعگیری و دفاع می کند و حرف می زند و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی ناپذیر و محنت پذیر و
سختی تحمل کن است، از طرفی دیگر».
«بگذارند ازدواج برای دختر مسلمان و زن جوانی که در محیط اسلامی است، مثل ازدواج فاطمه زهرا(علیهاالسلام) باشد؛
ازدواج با پیوند عشقی معنوی و الهی و جوششی بی نظیر میان زن و مرد مؤمن و مسلمان، و همکاری و همسری به معنای واقعی بین دو عنصر الهی و شریف، اما بیگانه از همه تشریفات و زر و زیورهای پوچ و بی محتوای ظاهری».
ساده زیستی دختر پیامبر یک نمونه برای زنان امروز جامعه ماست.
ما روحیه مصرف گرایی را کنار بگذاریم و در زندگی به حد لزوم اکتفا کنیم و از افراط بپرهیزیم و آرزوهای حقیر و کوچک را فدای ارزش های بزرگ بکنیم؛
نمونه کامل آن را در زندگی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می توان در تاریخ مشاهده کرد.
جهیزیه دختر پیامبر، فقیرانه ترین جهیزیه ای بود که در آن روز در بین مردم رایج بود».
در جامعه انقلابی ما اگر شأن زن از مرد بیشتر نباشد، کمتر نیست و روی این اصل باید ویژگی های زن
در زمینه های گوناگون، مانند آموختن علم، جهاد، ارتباط با مرد، نقش مادری (که [در] تمام این ها زندگی
حضرت زهرا(علیهاالسلام) یک نمونه است)، مورد بررسی قرار گیرد. [6]
ما باید احساس محبت به فاطمه زهرا(س) را در زندگی خود پیاده کنیم؛ زیرا بدون پیوند عملی به اصل آن،
محبت مورد سؤال قرار خواهد گرفت.
در پی محبت باید اطاعت و متابعت باشد. [7]
خداوند با توجه به معرفت، خلوص، صبر و فداکاری حضرت فاطمه زهرا (س)، آن حضرت را مرکز فیوضات خود
قرار داده است.
ما که خود را محب آن بانوی بزرگ اسلام می دانیم، باید در اطاعت، عبادت و جهاد، رهرو آن حضرت باشیم. [8]
مادران ما می دانند اگر بخواهند پیروان صادق فاطمه (س) باشند، باید در دامان خویش، یاران حسین (ع) و
زینب (س) را بپرورانند. [9]
عمده ترین رمز بقای اسلام، از طریق اولاد زهرا (س) باقی ماند. [10]
خودسازی و تأثیر سازنده در محیط زندگی انسان ها، راهی است که فاطمه زهرا (س) پیمود و ما نیز به
عنوان پیروان آن حضرت باید در همین راه حرکت کنیم. [11]
این شخصیت جامع الاطراف فاطمه زهرا(س) است، این الگوست، الگوی زن مسلمان این است. [12]
آن بزرگوار، از یک طرف، مظهر تعبد و تسلیم در مقابل تکلیف الهی و مظهر مجاهدت و شهادت مظلومانه
است و از طرف دیگر، مظهر عظمت و شکوه و تنویر افکار عامه ملت اسلام در طول قرن هاست. [13]
اسلام، فاطمه، آن عنصر برجسته و ممتاز ملکوتی را به عنوان نمونه و اسوه زن معرفی می کند. [14]
فاطمه زهرا (س) به صورت، یک بشر و یک زن، آن هم زنی جوان است، اما در معنی یک حقیقت عظیم و
یک نور درخشان الهی و یک بنده صالح و یک انسان ممتاز و برگزیده است. [15]
حضرت فاطمه (س) در کلام استاد توفیق ابوعلم
زهرا، همان بانویی است که میلیون ها آدمی را چشم و دل به سوی اوست و نام گرامی اش بر زبان ایشان است؛ بانویی که پدرش او را «مام پدر خود» می خواند.
«فاطمه یکی از سازندگان تاریخ اسلام است.
در عظمت شأن و رفعتِ مقامِ ارجمند او همین بس که او تنها دختر بزرگوار پیامبر بزرگ صلی الله علیه و آله وسلم و همسر امام علی بن ابی طالب علیه السلام و مادر حسن علیه السلام و حسین علیه السلام است و در حقیقت او آرامِ جان و سرورِ دلِ پیامبر خدا بود.
زهرا، همان بانویی است که میلیون ها آدمی را چشم و دل به سوی اوست و نام گرامی اش بر زبان ایشان است؛ بانویی که پدرش او را «مام پدر خود» می خواند.
تاج کرامتی که پدر بر تارک دختر خویش نهاد، مستوجب تکریم است. »[16]
حضرت زهرا – که خدایش از او خشنود باشد- از جهت صفات بی همتا، از دید ملکات نفسانی شریف، از نظر روح، بزرگوار، و از موضع درک برجسته بود.
او سریع الفهم و تیز هوش بود.
کلام و منطق اش گویا، مکارم اخلاقیش در نهایت بزرگواری، عطایا و فیض اش به هر سو پراکنده بود.
زنی بی باک، دلیر، آزاده، خالی از عجب و خود بزرگ بینی و مجموعه ای از صفات برجسته انسانی بود.
او در جایگاهی رفیع و بلند از پاکدامنی و صداقت جای داشت.
نسلی پاک و دامنی عفیف و به دور از آلودگی دارا بود.
او در شرافت میان دختران حوّا بلامنازع بود و در میانشان، شأن و مرتبتی مخصوص داشت. [17]
حضرت فاطمه (س) در کلام استاد عباس محمود عَقّاد
اگر در آئین مسیحیت صورت مریم عذرا مورد تقدیس قرار گیرد؛ لاجرم در اسلام باید صورت فاطمه بتول به پاکی ستوده شود
در هر دیانتی چهره ای از زن کامل و ارزنده وجود دارد که معتقدان به آن دیانت در مقابل او تعظیم می کنند
و او را بسان آیتی از خدا در بین آفرینندگانش، از زن و مرد، می ستایند.
در بین مسیحیان سیمای حضرت مریم عذرا، مقدّس است در اسلام وجود نورانی و پربرکت زهرا مقدّس
است. [18]
در هر آئینی صورت زنانه کامل و مقدّسی وجود دارد که به تقدیسش مومنان به آن آئین سر کرنش فرود
می آورند، این صورت بسان نشانه برجسته ای است که خداوند در آنچه که از مرد و زن آفریده قرار داده
است.
پس اگر در آئین مسیحیت صورت مریم عذرا مورد تقدیس قرار گیرد؛ لاجرم در اسلام باید صورت فاطمه بتول
به پاکی ستوده شود. [19]
حضرت فاطمه (س) در کلام مرحوم آیت الله سید کاظم قزوینی
فاطمه؛ و توچه می دانی که فاطمه کیست؟
یکتا انسانی است که طبیعت زنانگی را پذیرفته تا نشانی از قدرت رسای پروردگار و توانایی شگفت انگیز و
نوآور او باشد؛
زیرا خداوند متعال حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را به مثابه نشانه قدرتش در بین پیامبران آفرید
و سپس پاره تن و دخترش فاطمه زهرا علیهاالسلام را از وجود او آفرید تا نشانه ای بر قدرت او در آفرینش
آفریده ای از جنس زن باشد که مجموعه ای از فضایل و مجموعه ای از مواهب و بخشش هاست.
خداوند متعال به حضرت زهرا علیه االسلام بیشترین بهره را از شکوه و جلالت بخشیده، به طوری که برای
هیچ زنی امکان دسترسی بدان نیست… رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم عظمت و ارج او را اعلام
داشته و امیرالمۆمنین علیه السلام به چشم بزرگی بدو نگریسته و پیشوایان اهل البیت به نظر تقدیس و
احترام نگاهش می کنند. [20]
حضرت فاطمه (س) در کلام علامه شیخ صاوی شعلان
فاطمه علیهاالسلام برای همه بانوان عالم نمونه ای است، که همچون ماه درخشان بر آسمان هستی پرتو می افکند. [21]
حضرت فاطمه (س) در کلام آیت اللّه سیّد محمد حسین فضل اللّه
زمانی که زهرا را به یاد می آوریم، به یاد آرمان رسالت می افتیم.
افرادی در تاریخ وجود دارند که با مرگ به پایان راه می رسند؛
چرا که زندگی شان تنها در هستیِ خودشان خلاصه و محدود شده است؛
ولی افراد دیگری نیز وجود دارند که در فضایی زندگی می کنند که از خلال رسالت امتداد می یابد و فاطمه
علیهاالسلام از جمله این گونه انسان هاست.
نمی توان پیامبر خدا را به یاد آورد و از فاطمه زهرا علیهاالسلام یاد نکرد.
نمی توان دوره کودکی حسن و حسین و زینب علیهماالسلام را به یاد آورد و فاطمه زهرا(س) را به خاطر نیاورد، به همین سبب است که ما می خواهیم، زهرا در قلوب و عقول ما به مثابه پیام و رسالت اندیشه باقی بماند.
حضرت فاطمه (س) در کلام آیت الله شهید مطهری
«در تاریخ خود اسلام، زنان قدسیه و عالی قدر فراوانند. اما کم تر مردی است که به پای حضرت خدیجه علیهاالسلام برسد و هیچ مردی جز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و علی بن ابی طالب علیه السلام به پای حضرت زهرا علیهاالسلام نمی رسد. زهرا بر فرزندان خود که امامند و بر همه پیامبران جز خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله وسلم، افضل هستند، برتری دارد». [22]
حضرت فاطمه (س) در کلام آیت الله ابراهیم امینی
آیت اللّه ابراهیم امینی، در مقدمه کتاب فاطمه بانوی نمونه اسلام، درباره حضرت فاطمه علیهاالسلام
می نویسند:
حضرت زهرا علیهاالسلام بدون شک در رأس مقام بانوان اسلام قرار دارد؛ زیرا او تنها بانویی است که
پدرش معصوم، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده است. محیط پرورش و زندگی زهرا، محیط
عصمت و طهارت بوده است.
دوران کودکی خویش را در خانه شخص اوّل اسلام، یعنی پیغمبر برگزیده ای که تحت تربیت مستقیم
پروردگار جهان قرار داشت، طی کرد.
دوران خانه داری و بچه داری را در خانه دوّمین شخصیّت ممتاز اسلام، یعنی علی بن ابیطالب علیه السلام، گذراند.
در این دوران کوتاه دو پسر معصوم، یعنی حسن و حسین، را تربیت کرد و دو دختر شجاع و فداکار مانند
زینب و ام کلثوم، به جامعه تحویل داد.
در چنین خانه ای به طور قطع می توان نتایج درخشان احکام و برنامه های اسلامی را آشکارا دید. [23]
حضرت فاطمه (س) در کلام استاد دکتر سیّد جعفر شهیدی
نام او فاطمه است.
فاطمه وصفی است از مصدر فَطْم، و فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده
است.
این صیغه که بر وزن فاعل است معنی مفعولی می دهد و به معنی بریده و جدا شده است.
فاطمه از چیز جدا شده است؟
در کتاب های شیعه و سنی روایتی می بینیم که پیغمبر فرمودند:
او را فاطمه نامیدند چون خود و شیعان او از آتش دوزخ بریده اند… باری پرورش زهرا در کنار پدرش رسول
خدا و در خانه نبوّت بود؛
آن جا که فرود آمد نگاهِ فرشتگان، و مرکز نزول وحی و آیه های قرآن است… تربیت دینی را هم از آموزگاری
چون محمّد فرا گرفت؛
پیغمبری که معلِّم انسان های جهان است و تا جهان باقی است مشعل دین و دانش به نام او فروزان”. [24]
حضرت فاطمه (س) در کلام دکتر علی ابراهیم حسن
زندگی فاطمه(س) از صفحات ممتاز و بی نظیر تاریخ اسلام است.
که در آن رگه هایی از عظمت و بزرگواری مشاهده می شود.
او همچون بلقیس و کلئوپاترا نیست؛ زیرا عظمت و شکوه آنان با دربارهای باشکوه و ثروت فراوان و چهره
زیبا فراهم آمده بود.
همچنین او با عایشه هم قابل مقایسه نیست؛ چرا که در فضل و کمالات اخلاقی بر او رجحان داشته و
سبب اشتهارش گردآوری سپاه و امارتش بر مردان نبوده است.
فاطمه را هاله ای از حکمت و دانش فرا گرفته است، که این حکمت و دانش از مطالعه کتب فلاسفه و
حکما به دست نیامده؛ بلکه راه کسبش سردی و گرمی، زیر و بم و حوادث ناگهانی روزگار بوده است.
او را جلالت و شکوهی است که از ژرفای دل انسانها پدید آمده و نه از مالکیت و ثروت. [25]
حضرت فاطمه(س) در کلام علامه سیّد شرف الدّین
«حضرت زهرا علیهاالسلام دارای حجت ها و براهین رسا و کاملی است که دو خطبه آن حضرت این حقیقت را ثابت می کند. همان گونه که قرآن را به دو فرزند خود می آموختند، ایشان را به فراگیری و حفظ این خطبه هاتشویق و ترغیب می نمودند. »[26]
حضرت فاطمه (س) در کلام علامه محمداقبال لاهوری
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمة للعالمین
آن امام اولین و آخرین
آنکه جان در پیکر گیتی دمید
روزگار تازه آئین آفرید
بانوی آن تاجدار «هل اتی»
مرتضی مشکل گشا شیر خدا
پادشاه و کلبه ئی ایوان او
یک حسام و یک زره سامان او
مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان سالار عشق
آن یکی شمع شبستان حرم
حافظ جمعیت خیرالامم
تا نشیند آتش پیکار و کین
پشت پا زد بر سر تاج و نگین
وان دگر مولای ابرار جهان
قوت بازوی احرار جهان
در نوای زندگی سوز از حسین
اهل حق حریت آموز از حسین
سیرت فرزند ها از امهات
جوهر صدق و صفا از امهات
مزرع تسلیم را حاصل بتول
مادران را اسوهٔ کامل بتول
بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت
با یهودی چادر خود را فروخت
نوری و هم آتشی فرمانبرش
گم رضایش در رضای شوهرش
آن ادب پروردهٔ صبر و رضا
آسیا گردان و لب قرآن سرا
گریه های او ز بالین بی نیاز
گوهر افشاندی بدامان نماز
اشک او بر چید جبریل از زمین
همچو شبنم ریخت بر عرش برین
رشتهٔ آئین حق زنجیر پاست
پاس فرمان جناب مصطفی است
ورنه گرد تربتش گردیدمی
سجده ها بر خاک او پاشیدمی[27]
حضرت فاطمه(س) در کلام استاد عبدالزّهراء:
“هنگامی که می خواهیم درباره حضرت زهرا که نهال پیامبری و درخت امامت است سخن گوییم، ابعاد مجسّم شده رسالت اسلامی در زوایای گوناگون شخصیت حضرتش برایمان جلوه گر می شود و به دنبالش راه می افتیم: «در همسری اش نسبت به علی بن ابیطالب علیه السلام چهره زنده ای که اسلام از پیوند همسری نمونه و مورد رضایت آفریننده ترسیم نموده، جلوه گر می شود و در موضع گیری های قهرمانانه او پس از رحلت پدربزرگوارش، چشم انداز ژرفی را که اسلام در حقوق و وظایف زن مسلمان تعیین کرده است… می بینیم و دیگر جنبه های شخصیت آن حضرت بر این پایه سنجیده می شود”.
حضرت فاطمه(س) در کلام سلیمان کتانی
” سلیمان کتانی نویسنده، شاعر و ادیب مسیحی لبنانی، مولف کتاب ارزشمند فاطمه زهرا زهی در کمان (فاطمة الزهراء وَتَرٌ فی عَمَدٍ) در توصیف حضرت زهرا علیهاالسلام چنین می نویسد:
«فاطمه زهرا علیهاالسلام مقامی والاتر از آن دارد که سندهای تاریخی و روایتی به سوی او اشاره کنند و گرامی تر از آن است که شرح حال گونه ها به جانب وی راهنما باشند. فاطمه علیهاالسلام را همین چهارچوب کافی است که وی دختر محمد صلی الله علیه و آله وسلم و همسر علی علیه السلام و مادر حسن و حسین علیه السلام و بزرگ بانوی جهان است.
فاطمه، ای دخت مصطفی! ای روشن ترین چهره ای که زمین را بر روی دو کتف خود بلند کرد، تو جز دو نوبت برای زمین لبخند نزدی: یک بار در سیمای پدر، آن دم که در بستر آرمیده بود و تو را مژده قرب وصل می داد لبخند زدی. و لبخندی دیگر، بدان هنگام گرداگرد لبان تو می گردید که جان بر لب داشتی و واپسین دم خویش را فرو فرستادی …. تو همیشه با محبت زیست کردی، تو با پاکی و پاکدامنی زیستی، ای پاکیزه ترین مادری که دو ریحانه زادی و پروردی و بر قامت آن دو جامه ای از خز بخشندگی پوشاندی…. تو زمین را همراه با لبخندی استهزا آمیز رها کردی و به ابدیت پیوستی، ای دختر پیامبر! ای همسر علی! ای مادر حسن و حسین، و ای بزرگ بانوی بانوان همه جهانها و اعصار.
جای دیگر می نویسد: «قهرمانی نیرویی نیست که مستند به تن و بازو باشد، یا مستند به تاج و تخت؛ بلکه قهرمانی چیزی است که منطق، عقل، رشد و فهم را به کار گیرد؛ آن گاه هدف ها را تعیین کند و برنامه را ترسیم نماید و قهرمانی زهرا علیهاالسلام چیزی جز این معنی بزرگ نبود. از این رو از هر چه عامل روشنایی دیگران می شد بهره گرفت، بی آن که بازوان ناتوان و نزار، و پهلوی لاغر و نحیف وی در این خواست او مؤثّر باشد. “
حضرت فاطمه(س) در کلام ماسینیون محقق فرانسوی
” مستشرق و پژوهشگر معروف فرانسوی که مدتی از عمر خود را وقف شناخت حضرت فاطمه زهرا(س) کرده و رساله ای[1] را نوشته که در آن نکته های جالبی را بیان نموده است. کتاب ایشان در رابطه به واقعه مباهله یهودیان نجران با پیامبر است. وی می گوید: وردها و دعاهای ابراهیم از وجود دوازده نور که منشعب از فاطمه(س) هستند خبر می دهد… تورات موسی از آمدن محمد(ص) و دختر پر برکت او و دو آقازاده به مانند اسماعیل و اسحاق(حسن و حسین) نوید می دهد… و انجیل های عیسی(ع) از آمدن احمد نوید می دهد و نیز بشارت میدهد که دختر پر برکتی خواهد داشت که دو پسر به دنیا می آورد. ”
(یابنده جهرمی، 1392، ص102).
[1]شخصیات قلقه عبد الرحمن بدوی و ضمیمۀآن «المباهله» تألیف لویی ماسینیون چاپ میلان به سال 1944، ص 179-
اوراد و دعاهای ابراهیم (ع) از وجود دوازده نور که منشعب از فاطمه هستند خبر می دهد.
حضرت فاطمه(س) در کلام حافظ ابونعیم اصفهانی:
و از پرهیزگاران برگزیده و از برگزیدگان خداترس حضرت فاطمه _ که خداوند از او خشنود باشد_ را می توان نام برد. او بانویی پاکدامن، پاره تن پیامبر، نزدیکترین فرزند پیامبر خدا به قلب و روان حضرت و نخستین کسی بود که پس از رحلت پیامبر بدو ملحق گردید. او به دنیا و نواخت هایش بی توجه بود و به بی ارزشی و زشتی های دنیا و آفاتش آگاه بود.
منبع: فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص 30.
حضرت فاطمه(س) در کلام عبد الحمید بن ابی الحدید
فرستاده خدا فاطمه را بیش از آنچه که در مخیله مردم می گنجید تکریم و تعظیم می نمود. تکریمی بیش از آنچه که یک پدر نسبت به دخترش روا می دارد. آنقدر این تکریم بزرگ بود که از دوستی و محبت پدران در حق فرزندانشان فراتر بود.
پیامبر خدا در محافل مختلف، اعم از خصوصی و عمومی به کرّات می فرمود:
إِنَّهَا سَیدَةُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِینَ وَ إِنَّهَا عَدِیلَةُ مَرْیمَ بِنْتِ عِمْرَانَ وَ إِنَّهَا إِذَا مَرَّتْ فِی اَلْمَوْقِفِ نَادَی مُنَادٍ مِنْ جِهَةِ اَلْعَرْشِ یا أَهْلَ اَلْمَوْقِفِ غُضُّوا أَبْصَارَکمْ لِتَعْبُرَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ.
او بانوی بانوان جهان و همتای مریم دختر عمران است. او کسی است که هنگام عبور از صحرای محشر، منادی از جانب عرش خداوندی ندا سر می دهد که اهل محشر دیده فرو نهید تا فاطمه دخت پیامبر از صحرا مرور کند.
که مستند کلام ما احادیث صحیحی است که در این زمینه وارد گردیده و از زمره اخبار ضعیف نمی باشد؛ تا گرد اشکال و ایراد دامنگیرش شود. همچنین، همسری فاطمه برای علی به دست پیامبر خدا صورت نگرفت مگر پس از آنکه خداوند در آسمانها به شهادت ملائکه آن دو را به همسری یکدیگر درآورد.
پیامبر خدا به تکرار می فرمود:
” یوذینی ما یوذیها و یغضبنی ما یغضبها، و انها بضعة منی یریبنی ما رابها “
مرا آزار دهد هر آنچه که او را بیازارد، و به خشمم آورد هر آنچه را که او را خشمگین نماید، و او پاره تن من است. و مرا تکذیب نموده هر که او را تکذیب کند.
منبع: فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص30.
حضرت فاطمه(س) در کلام علامه اربلی
سروش گفتار خود را ذکر فاطمه(س) قرار می دهیم که این نسب از پرتو افشانی انوار او نورانی تر، و فخر و مباهات به سبب عظمت او برای این نسب حاصل شد.
نسب او بر دیگر انساب به بزرگی او برتری یافت و به شکوه جایگاه و ارزش او رنگی از شرافت گرفت.
او چراغدان نبوّت است، که به یُمن وجودش مروارید های نبوّت نورانی شده و پرتو افشانی می کنند. به ابرهای باران زای بزرگواری او زمین پاک و بی آلایش شد.
علیامخدّره ای است که مراتب بزرگی، بلند مرتبگی، مناصب، نواختها، خانواده، منسبهای نور و مجدش برتر از هفت آسمان است.
بلند نظری که نَسَبی رفیع دارد، شریفی که از نظر حَسَب بزرگوار است. طاهره ای است که از دامنی پاک متولد گردیده و زهرایی است که فرزندان نورانی دارد. بانوی بانوان به اجماع درست کرداران است.
او بهترین بهترین هاست، سومین از خورشید و ماه، دُخت بهترینِ مردم، مام ائمه غُرر، پاک و دور از هر گناه و آلودگی، برگزیده و انتخاب شده به کوری چشم منکرین و کافرین، مزیّن به جواهر مجد و بزرگی، جای گرفته در ستیغ رتبه های کمال، برتری داده شده بر مردان و زنان، که درود خداوند بر او و پدر و شوی و فرزندان آقامنش و نجیبش باد.
او وارث نبوّت و کتاب الهی است، که سلام و عظمت و بزرگی و کرامت از آن او باد.
او فرزند نبوّت، شیر خوار پستان کرم و اُبّوت، گوهر صدف فخر و مباهات، تلألؤ خورشید روز، فتیله چراغداران نور، برگزیده شرافت و بزرگی، میانه گردنبند وجود، مرکز دایره مباهات، هاله ماه عمل خیر، ستاره ای پرفروغ، چهره درخشنده بزرگوار و بزرگ منشی، بلند مرتبه، سالک مدارج بزرگی، صاحب رفعت و شان در آسمان، درخشش نورانی، بی نیاز از تعریف و نام، نور دیدگان پدر، سکینه قلب مادر، مزیّن به گوهر های برتری، بیزار از زخارف دنیوی، بنده خدا، بانوی بانوان و جمال پدران و شرف فرزندان است.
آدم ابوالبشر به مقام او بر خود بالیده، نوح بر رفعت شانش اذعان نموده، ابراهیم بر وجود او در نسلش افتخار کرده و اسماعیل بر اینکه او در ذریه اش جای داردبر اسحاق فخر فروخته است.
او ریحانه محمد(ص) در میان خانواده اش بود. در فخر و بزرگواری کسی جز شکست خورده با او کوس برابری نمی زند. حقّ او را جز ضعیف الرأی منکر نیست و جز مغبون از سر اخلاص از او روی بر نمی تابد.
منبع: فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص 32-
حضرت فاطمه(س) در کلام علامه ابن شهر آشوب مازندرانی
او صدیقه است به رفتارش، مبارکه است به حالاتش، طاهره است به کردارش، زکیّه است به انصافش، رضیّه است به گفتارش، مرضیه است به دلالت هایش، محدثه است به شفقتش، آزاده است به بخشندگیش و خانم است به صدقاتش.
او همچون دژی است استوار به مکان، پاکدامن به زمان، زهرا به احسان، مریم کبری به عفاف، فاطم و پوشنده به اسرار، فاطمه به اِکرام، نوریّه به گواهی و شهادت، سماویّه به عبادت، حانیه به پارسایی و عذرا به ولادت.
او زاهدی برگزیده، بنده بخشنده، شب زنده داری والا، فرمانبری پاکدامن، پیشوای زنان و محبوب حبیب خدای رحمان است. او برگزیده خدای رحمان است، که از دژبانان جنّت به سبب عفافش چهره پنهان می دارد. او برگزیده خدای رحمان، دخت منتخب رسولان، نور چشم آقای آفریدگان، حلقه اتصال زنان جهان، مظلوم به درگاه خداوندی به روز جزا، میوه درخت نبوّت، مام پیشوایان و شادابی قلب شفیع امّت است.
او نوری صاحب حرمت، نجیب زاده ای با حشمت، بخشنده ای زیر گنبد سبز، فرشته ای انسان وَش، دوشیزه ای پاکدامن، سرور زنان، وارث ختمی مرتبت، همتای حیدری صولت، فاطمه زهرا، صدیقه کبری، روح و روان مصطفی، حامل مصائب بی آه و مالک درخت طوبی است، که در شأن او و همسر و فرزندانش سوره هل اتی فرود آمده است.
او دخت نبی، همسر وصی، مام دو بزرگوار، اصل ائمه گرام، بانوی بانوان به هر دو سرا، زوجه مرتضی، مادر مجتبی، دختر مصطفی، بانوی مفقود الاثر، کریم ستم دیده و شهید، بانوی دلیر، خواهر مریم، دخت محمد اکرم، بر کنار از هرگونه شّر، آگاه برخیر، ستوده شده در انجیل، موصوف به بخشندگی و تعظیم، درّ شاهوار صاحب وحی و تنزیل، نیاک او خلیلی، ستایشگرش جلیل، مصاحبش مرتضی به فرمان جبرئیل است.
منبع: فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص 33-
حضرت فاطمه(س) در کلام محقق شهید حاج ملا محمد باقر صاحب ” خصائص الفاطمیه
پاک و منزّه است خداوندگاری که آسمانها را برافراشت و از دل زمین دانه رویانید. خدایا! تو آن ذاتی هستی که نامی از اسامیت را آفریدی و آن را از نورت جدا ساختی.
آنگاه، نامت را به نورت ارزانی داشتی تا جلوه ای از ذات تو باشد و آن را عصاره تمامی اسامیت قرار دادی تا آن نور بنیان سرور و بانوی کنیزکانت (بندگان زن) باشد و در عرش برین ندا سر دادی:
من فاطرم و او فاطمه است، که به نور او اشیاء از نخستین تا به آخرین پدید آمده است.
اسم او اسمت، نورش نورت و ظهور و بروزش ظهور و بروزت می باشد معبودی جز تو نیست، که هر کمال و بزرگی به زیر سایه تو موجود است و هر وجودی در ظلّ وجود تو متنعّم است.
تا دست به آفرینش زدی او را از هر سیاهی و کدورتی که دامنگیر بشریت می گردد پاک نمودی و سستیهای لازمه این عنصر خاکی را از وی زدودی و او را از تمامی منقصتها دور داشتی، بدانسان که او مجموعه ای از خصلتهای مورد پسند درآمد، که عقول از ادراکش در لابه و مردم از درک کُنه معرفتش ناتوانند.
او مام سبطین، بزرگترین حجّت خدا بر بندگان، ریحانه بهشت برترین، کلمه تقوا و پرهیزکاری، دستاویزی محکم، پرده عفاف خداوندی، بزرگ سعادتمند، مریم کبری، نماز نیم روز، ملکی در قالب انسانی است که جهان آفرینش از آغاز به شناخت او به گردش در آمده است.
چگونه سجایای او را به شمار آوریم و فضائل بیرون از شمارشش را بیان کنیم؟! او دوشیزه پاکدامن، آزادمنشی رو سپید، مام بابش و بانوی فرزندان و شیعیانش، ملکه فرستادگان خدایش، صدیقه کبری، فاطمه زهرا(س) است.
منبع: فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص 34-
حضرت فاطمه(س) در کلام دکتر علی شریعتی
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجۀبزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد (ص) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این ها همه هست و این همۀفاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.
منبع: کتاب فاطمه فاطمه است، دکتر علی شریعتی.
حضرت فاطمه(س) در کلام آیت الله جوادی آملی
دربارهٴ حضرت زهرا سخن گفتن سَهل و ممتنع است، سُهولتش برای فراوانی فضیلت است و امتناع و صعوبت آن برای عمق و ژرفا
پی نوشت
[1] مجلسی. م. 1389. زندگانی حضرت زهرا علیها اسلام. ترجمه جلد 43 بحارالانوار، مترجم ومحقق محمد روحانی، تهران: انتشارات منیر، 1073صفحه.
[2] صحیفه امام، ج 7، صص 337- 338-
[3] صحیفه امام، ج 7، صص 337- 338-
[4] صحیفه امام، ج 12، ص 274-
[5] صحیفه امام، ج 16، ص 192-
[6] سلمانی. ا. 1392- بررسی سیره خانوادگی ائمه طاهرین علیها السلام، پایان نامه دانشگاه اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی کارشناسی ارشد رشته تاریخ گرایش شیعه شناسی.
[7] مهر ولایت، سخنرانی در دیدار با مداحان اهل بیت(ع)، 17/1/1369-
[8] یاس عصمت، صص 104 و 113-
[9] یاس عصمت، ص 104 و 113-
[10] یاس عصمت، صص 104 و 113-
[11] یاس عصمت، صص 104 و 113-
[12] یاس عصمت، صص 104 و 113-
[13] مهر ولایت، سخنرانی در دیدار با خانواده های شهدا و جانبازان رودبار و منجیل، 13/10/1368-
[14] مهر ولایت، سخنرانی در دیدار با جمیع کثیری از زنان، 26/10/1368-
[15] مهر ولایت، سخنرانی در دیدار با جمیع کثیری از زنان، 26/10/1368-
[16] ابوعلم، توفیق؛ فاطمۀزهرا؛ ترجمه: صادقی، علی اکبر؛ تهران: انتشارات امیرکبیر، چ1، 1353ه. ش.
[17] فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص 31-
[18] از کتاب دانستنیهای فاطمی نوشته آقای علی غزالی اصفهانی.
[19] فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص31.
[20] رحمان ستایش، م. 1391- گفت وگوی ملائکه با حضرت فاطمه. دو فصلنامه حدیث پژوهی، سال چهارم، شماره 7، 8-34-
[22] مجموعه آثار شهید مطهری، جلد 19 ص 134-
[23] فاطمه زهرا(س) بانوی نمونه اسلام، صفحه 13-
[24] کتاب زندگانی حضرت زهرا (س) صفحه 7
[25] فاطمه زهرا سرور دل پیامبر، ص 32-
[26] عبدیانی، ن. 1392- ابعاد عفاف در سیره حضرت زهراپژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده، سال چهارم، شماره 9-