نگاهی به ویژه‌نامه‌های نوروزی مجلات- ۱۱

بخارا؛ گزارش یک جشن البته ۱۰ ماه دیرتر

اگرچه از آیین یکصد سالگی دکتر محمد علی موحد ۱۰ ماه می‌گذرد اما شماره نوروزی بخارا به جشن‌نامه او به این مختلف‌الاضلاع فرهنگی،‌تحقیقی، ادبی و حقوقی اختصاص دارد.

   عصر ایران-  هر چند مجله بخارا نیاز به معرفی ندارد و اگرچه از آیین یکصد سالگی استاد دکتر محمد علی موحد 10 ماه    می‌گذرد اما شماره نوروزی بخارا به جشن نامه یکصد سالگی این مختلف الاضلاع فرهنگی،‌تحقیقی، ادبی و حقوقی اختصاص دارد.

   می توان حدس زد این تاخیر به تشدید بیماری علی دهباشی در ماه های گذشته ربط داشته باشد که برنامه های متنوع بخارا را متوقف کرد و خوش بختانه پس از بهبود از سر گرفت و جشن نامه را به نوروز 1403 موکول کرد.

  در این تورق ها معمولا بر برخی از مطالب بیشتر درنگ می‌کنیم اما این امکان برای بخارا واقعا فراهم نیست چون هیچ یک بر دیگری رجحان ندارد و خوانی رنگ به رنگ است.

پس دو کار می کنیم. نخست فهرست نویسندگان را می‌آوریم و و از این قرار: محمدرضا شفیعی کدکنی ـ‌ محمد طاهری خسروشاهی ـ کاظم موسوی بجنوردی ـ ژاله آموزگار ـ حسن انوری ـ شهرام ناظری ـ سیروس علی‌نژاد ـ مصطفی ملکیان ـ مقصود فراستخواه ـ سیدمصطفی محقق داماد ـ مسعود جعفری جزی ـ پرویز مینا ـ حسن کامشاد ـ داریوش رحمانیان ـ بهاءالدّین خرّمشاهی ـ علی میرزائی ـ میلاد عظیمی ـ‌ مجید سلیمانی ـ‌ سعید رضادوست ـ‌ دکتر بهروز برومند ـ سرگه بارسقیان ـ سیدمحمدرضا فاطمی ـ پریسا احدیان.

دیگری یادداشتی درباره استاد موحد که در همان روز جشن و ساعاتی قبل از آن در همین تارنما منتشر شد و در این شماره بخارا هم می‌توانست بنشیند:

بخارای نوروز 1403

   مهرداد خدیر: امروز دوم خرداد 1402 خورشیدی، دکتر محمدعلی موحد، شاعر، ادیب، مصحح، عرفان‌پژوه، تاریخ‌نگار، حقوق‌دان و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی 100 و نویسنده مجموعه چند جلدی «خواب آشفته نفت» 100 ساله می‌شود.

      خدای را به راستی باید سپاس گفت که در حیات یک شخصیت فرهیخته یکصدمین زادروز او را یادآور می‌شویم و گرامی می‌داریم چرا که در اکثر قریب به اتفاق وقتی از یکصدمین زادروز سخن می‌گوییم شخص چهره در نقاب خاک کشیده و رفته و در غیاب است و ممات نه در حیات.
   
  وجه دیگر این که هم زنده است و هم به‌هوش. چون برخی در حالی 100 سالگی  را می‌بینند یا پای در آن می‌نهند که پای رفتن و نای سخن گفتن ندارند و زمین‌گیر و ناتوان شده یا از هوش و حواس افتاده یا به فراموشی گرفتار آمده‌اند و از گرامی‌داشت و جشن حظی نمی‌برند.  با این همه هر چند این یادداشت به بهانۀ یکصدمین زادروز دکتر موحد محقق و ادیب و نفت‌پژوه است اما تردید داشتم بنویسم یا نه. به سه سبب:

      نخست بدین خاطر که آیینی درخور در مرکز دایره‌المعارف اسلامی در دارآباد نیاوران برپا می‌شود و قرار است چهره‌هایی در اندازه و آوازۀ مصطفی ملکیان و محمد رضا شفیعی کدکنی و سیروس علی‌نژاد در آن سخن بگویند و آوای شهرام ناظری هم طنین اندازد که این آخری لابد به خاطر اهتمام دکتر موحد به مولانا و انس خنیاگر ایرانی با اوست. از این رو گزارش این آیین و از زبان شخصیت‌های گونه‌گون نیکوتر است.
 
  دوم به این خاطر که جایی به نقل از گابریل گارسیا مارکز خوانده بودم دنبال راز طول عمر روستای پدری خود بوده که غالبا بالای 100 عمر می‌کردند. چون تحقیق کرده دانسته که اغلب آنان از سن خود خبر ندارند ولی از وقتی شناسنامه دادند و سالیان را شمردند زودتر مردند! او به طعنه یا جد نتیجه گرفت گاه بهتر است از سن و سال خبر نداشته باشی. به همین خاطر یادآوری سن وسال افراد کهن‌سال و قدیمی را خوش نمی‌داشتم و هنوز هم ندارم.

     حتی وقتی مجلاتی به یاد 80 و 90 ساله شدن بزرگان و نام آوران ویژه‌نامه‌هایی منتشر می‌کردند از تأمل آنان بر سن و تاریخ تولد شگفت زده می‌شدم. دربارۀ دکتر موحد اما به لطف فضای مجازی دیگر همه می‌دانند 100 ساله شده است. در برخی روایت‌ها البته آمده پا به 100 می‌گذارد یعنی متولد 1303 خورشیدی است نه 1302. این ابهام البته در آیین امروز مرتفع خواهد شد!

  با این وصف چون در پایان یادداشت 100 ساله شدن هِنری کیسینجر معمار سیاست خارجی ایالات متحده بر پایه توازن اشاره کرده بودم که ما هم 100 ساله داریم که چون او دانش‌ور است اما فرهیختگی در خدمت حقوق مردم نه گسترش قدرت و در زادروز به او خواهم پرداخت باید اشاره می‌شد و این سطور عمل به آن عهد است.

 تعبیر مختلف الاضلاع درباره برخی شخصیت ها برساخته دکتر شفیعی  کدکنی است و احتمالا امروز هم از آن درباره دکتر موحد استفاده کند. اما چرا اضلاع مختلفی دارد این پیر فرزانه:

  پاسخ را با درنگ بر وجوه مختلف زندگی او درمی یابیم: در سال  1329 به استخدام شرکت نفت ایران درآمد و به آبادان رفت. در سال 1332 سردبیر روزنامهٔ «شرکت نفت» شد و به تهران منتقل شد. در همین سال ترجمهٔ «سفرنامهٔ ابن‌بطوطه» را به دست گرفت که در سال 1336 منتشر شد و تشویق و تمجید استادانی همچون مجتبی مینوی و محمدعلی جمال‌زاده را در پی داشت.
 
  سال 1338 مدرک دکتری خود را در رشتهٔ حقوق خصوصی از دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دریافت کرد و سپس برای آشنایی بیشتر با مباحث حقوق بین‌الملل به انگلستان رفت و پژوهش‌های خود را زیرنظر پروفسور جنینگز و پروفسور شوارتزنبرگ در لندن پی گرفت. در همین دوران با ایران‌شناسانی همچون آربری و مینورسکی و لاکهارت همنشین شد و نیز به بررسی نسخ خطی موزهٔ بریتانیا پرداخت.

   موحد تألیفات و ترجمه‌های بسیاری را به دنیای ادب و معرفت تقدیم کرده که بزرگ‌ترین آنها چاپ انتقادی «مقالات شمس تبریزی» است. او در این اثر، ضمن تبیین شخصیت حقیقی شمس تبریزی، میراثِ مولانا را نیز از کج‌فهمی‌های وهم‌آلود شارحان پالوده است. 
 
  اثر سترگ او با عنوان خواب آشفته نفت نیز نشان می دهد تا چه حد به دکتر محمد مصدق علاقه‌مند و وفادار است. نکات متعددی درباره محمد علی موحد یادداشت کرده بودم تا در این نوشته بیاورم اما چنان که اشاره شد اگر از زبان میهمانان نشست دارآباد نقل شود شیرین تر است.

   همین قدر کافی است که موحد زاده تبریز است و با مولانا عجین و نمی‌دانم او را به مولانا ماننده کنم یا شمس تبریز در این روزگار بدانم؟ باقی بماند برای بعد. 

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان