ماهان شبکه ایرانیان

یک عضو موسسه بیکر تحلیل کرد؛

ترس اعراب از سیاست بی‌پروای ترامپ

الگوی تشدید هر دور درگیری، عدم قطعیت را درباره خطوطی که ممکن است بعدا نقض شوند، از جمله هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی و حیاتی مانند تصفیه‌خانه‌ها و اختلال جدی در کشتیرانی خلیج فارس، افزایش داده است

ترس اعراب از سیاست بی‌پروای ترامپ

در این مقاله آمده است: مقامات عمان، قطر، عربستان و مصر در تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از تشدید تنش فعال بوده‌اند، که نشان‌دهنده نگرانی‌های منطقه‌ای درباره ریسک‌های سیاسی و بی‌ثباتی بود. رهبران کشور‌های خلیج فارس تا حد زیادی از نوسانات سریع برخورد ترامپ با متحدان و مخالفان در امان ماندند. با‌این‌حال، این «نقطه امن» که با همکاری‌های تجاری و سرمایه‌گذاری در سال اول دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ تثبیت شده بود، با واقعیت خط مقدم بودن در نوسانات فزاینده روابط آمریکا و ایران متوازن شده است.

جنگ 12روزه ژوئن 2025 بین اسرائیل و ایران، که با حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران پایان یافت، و همچنین حملات موشکی جداگانه ایران و اسرائیل به قطر در ژوئن و سپتامبر 2025، چالش‌های حفظ امنیت و نظم در خلیج فارس و هزینه‌های فزاینده درگیری مستمر از نظر انسانی، سیاسی و اقتصادی را نشان داد. چالش‌های متعددی در روابط آمریکا و کشور‌های خلیج فارس شکل گرفته است، زیرا کاخ سفید به‌طور فزاینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی‌شده و پس از مداخله در ونزوئلا، در اجرای سیاست خارجی بی‌پروا به نظر می‌رسد. آنچه به نظر می‌رسد تحمل آمریکا نسبت به عدم قطعیت سیاسی و ژئوپلیتیک، چه در سطح جهانی و چه منطقه‌ای، است، در تضاد با رویکرد‌های کاهش ریسک دولت‌های خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی، قرار دارد، زیرا پروژه‌های اقتصادی و انرژی بزرگی در حال اجرا هستند.

توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی در عربستان و امارات می‌تواند در صورت هرگونه درگیری جدید یا طولانی با ایران به خطر بیفتد. همچنین، سرمایه‌گذاری‌های چندتریلیون‌دلاری که در جریان سفر ترامپ به سه ‌کشور خلیج فارس در مه 2025 و دیدار مقامات ارشد از کاخ سفید در سال اول ریاست‌جمهوری او وعده داده شده بود، نیز تحت‌تاثیر قرار خواهد گرفت. هوش مصنوعی به‌سرعت به یکی از حوزه‌های اصلی تمرکز مقامات سعودی تبدیل شده است، هم‌زمان با ورود چشم‌انداز 2030 به مراحل نهایی، و معدن و مواد معدنی حیاتی نیز به‌عنوان اولویت سرمایه‌گذاری در نظر گرفته شده است.

درخواست‌های مقامات خلیج فارس برای دیپلماسی (که تحلیلگران سعودی تاکید کرده‌اند هدفی برای تحت تاثیر قرار دادن کاخ سفید نداشته است) احتمالا دو نگرانی خاص را نشان می‌دهد: اول، تردید نسبت به اینکه دولت ترامپ برنامه‌ای منسجم فراتر از حملات هوایی ندارد و همچنین این احساس که مداخله نظامی احتمالا هیچ نتیجه سیاسی مثبت ایجاد نخواهد کرد. پیام‌های متناقض دولت ترامپ پس از برکناری نیکولاس مادورو در ونزوئلا ممکن است احساسات نگرانی از فقدان «برنامه روز بعد» برای سیاستگذاران آمریکایی را تشدید کرده باشد. اگرچه در پایتخت‌های خلیج فارس علاقه‌ای به جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد، اما ریسک آن هست که رهبری تحت فشار و تهدید سرکوب شدید، با از دست دادن هرگونه خویشتن‌داری، در واکنش به هر اقدام نظامی جدید به یک مقاومت شدید دست بزند.

نکته دوم نگرانی این است که از دید کشور‌های خلیج فارس، «خطوط قرمز» بار‌ها نقض شده‌اند و آستانه درگیر شدن در جنگ هر بار نزدیک‌تر به نظر می‌رسد. حملات «تلافی‌جویانه» ایران و اسرائیل در آوریل و اکتبر 2024 و سپس جنگ 12روزه ژوئن، هرچند در جریان خود بحران، کشور‌های خلیج فارس را دور نگه داشت، اما تصمیم ایران برای پاسخ به بمباران تاسیسات هسته‌ای خود توسط آمریکا در 22 ژوئن با حمله به پایگاه هوایی العدید در قطر - مقر فرماندهی مرکزی آمریکا - روز بعد، اقدامی قابل توجه از نظر حمله به قلمرو یک کشور خلیج فارس بود (حتی اگر برنامه‌ریزی‌شده بود، برخلاف حمله موشکی اسرائیل به دوحه در سپتامبر). الگوی تشدید هر دور درگیری، عدم قطعیت را درباره خطوطی که ممکن است بعدا نقض شوند، از جمله هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی و حیاتی مانند تصفیه‌خانه‌ها و اختلال جدی در کشتیرانی خلیج فارس، افزایش داده است.

دلایل متعددی وجود دارد که چرا مقامات شورای همکاری خلیج فارس و دیگر کشور‌های منطقه خواهان کاهش تنش با ایران هستند. تحولات اخیر در یمن و شاخ آفریقا، علاقه سعودی‌ها به جلوگیری از فروپاشی بیشتر دولت‌ها و تکه‌تکه شدن قدرت در مناطق حیاتی برای امنیت این کشور را برجسته کرده است. سیاستگذاران در دوحه نه‌تنها از تهدید حملات جدید به قطر - که سومین حمله در کمتر از یک سال خواهد بود - آگاه هستند، بلکه از گسترش ظرفیت مایع‌سازی گاز طبیعی در میدان شمال، که فاز اول آن در حال تکمیل است، نیز مطلع‌اند. همتایان آنها در مسقط اخیرا برنامه توسعه پنج‌ساله جدید و یک مرکز مالی بین‌المللی را به عنوان بخشی از تنوع‌بخشی اقتصادی عمان معرفی کرده‌اند. رهبران مصر نیز تمایلی ندارند که بی‌ثباتی مجدد منطقه، سایه‌ای بر بازگشت تدریجی کشتیرانی بین‌المللی به دریای سرخ و گذر از کانال سوئز بیندازد.

رهبران خلیج فارس ابزار و نفوذ کافی در تعامل با دولت ترامپ دارند، که شامل کانال‌های مستقیم و غیرمستقیم به کاخ سفید است. اولی از طریق روابط کلیدی مانند مشاوران استیون ویتکاف و جرد کوشنر (هر دو در داووس حضور داشتند) و همچنین مسعد بولوس. مقامات امارات احتمالا به دنبال شفاف‌سازی از دولت درباره ادعای ترامپ در 13ژانویه هستند که کشور‌های معامله‌کننده با ایران با تعرفه جدید 25درصد مواجه خواهند شد، با توجه به اینکه امارات دومین شریک تجاری ایران پس از چین است. امارات و قطر هر دو در میانه ژانویه به «اعلامیه پکس سیلیکا» پیوستند، به‌عنوان بخشی از ابتکار آمریکا برای حفاظت از زنجیره‌های تامین فناوری و ادغام شرکای آمریکایی در توافق‌های جهانی فناوری پیشرفته. چنین شبکه‌هایی از هم‌بستگی مثبت، راه‌حل‌های برد-برد برای آمریکا و کشور‌های خلیج فارس ارائه می‌دهد، اما نیازمند محیط تصمیم‌گیری قابل پیش‌بینی و قابل اعتماد است تا بیشترین نتیجه حاصل شود.

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان