آیا تا به حال تجربه کردهاید که با وجود شبها مطالعه و آمادگی کامل، دقیقاً لحظهای که برگه امتحان روی میز مینشیند، احساس کنید ذهنتان مانند یک کامپیوتر خاموش شده، ناگهان از کار میافتد؟ آن لحظه ترسناک که تمام مطالب خوانده شده به نظر میرسد از حافظه پاک شدهاند و تنها چیزی که باقی میماند، صدای تپش قلب و سکوت سنگینِ «قفل شدن مغز» است. این پدیده شایع که دغدغه بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان است، ریشهای عمیقتر از تنبلی یا کمکاری دارد.
برای درک چرایی این اتفاق و راهکارهای مقابله با آن، به گفتوگو با دکتر نصیره مقدمفر، روانشناس کودک و نوجوان و رواندرمانگر نشستهایم تا از زبان روانشناسی به کالبدشکافی این فرآیند بپردازیم.
اضطراب؛ ریشه اصلی قفل شدن مغز
نصیره مقدمفر در ابتدا به تعریف اضطراب میپردازد: «اضطراب یک حالت هیجانی پیچیده و مزمن است که در مواجهه با شرایط خاص فعال میشود. این شرایط وقتی ایجاد میشوند که موقعیت تهدیدآمیز باشد، پیشبینیپذیر و کنترلپذیر نباشد و توان مقابله ما پایین باشد.»
او ادامه میدهد: «در شرایط امتحان، این اضطراب به شکل یک فوبی خاص ظاهر میشود. با افزایش اضطراب، تمرکز دانشآموز کاهش مییابد و همان لحظه احساس قفل شدن ذهن و فراموشی مطالب ایجاد میشود.
مقدمفر مولفههای اضطراب امتحان را به چهار دسته تقسیم میکند:
مولفه جسمانی: تپش قلب، حالت تهوع، ضعف و علائم فیزیکی دیگر.
مولفه شناختی: ناتوانی در تمرکز، سردرگمی و اختلال در استدلال.
مولفه هیجانی: ترس، بیقراری و حتی حالت پنیک.
مولفه رفتاری: جستجوی اطمینان و رفتارهای خاص برای کاهش اضطراب.
انواع دانشآموزان و نحوه مواجهه با اضطراب امتحان
مقدمفر دانشآموزان را براساس نحوه بروز اضطراب امتحان به پنج گروه تقسیم میکند:
دانشآموزان با نقص در مطالعه: این افراد مهارت کافی در مطالعه و یادسپاری مطالب ندارند؛ بنابراین در جلسه امتحان نمیتوانند پاسخگو باشند.
دانشآموزان با وقفه اضطرابی: این دانشآموزان مطالب را خوب بلدند و حتی میتوانند به دیگران آموزش دهند، اما در جلسه امتحان، اضطراب باعث قفل شدن فعالیتهای شناختی و بازیابی حافظه میشود.
دانشآموزان شکستپذیر: این افراد به دلیل تجربه شکستهای مکرر، خودکارآمدی پایینی دارند و حتی پس از موفقیت تحصیلی هم رضایت کافی ندارند.
دانشآموزان شکستگریز: پرتلاش و کمالگرا هستند، ارزش خود را به موفقیتهای تحصیلی گره میزنند و نگران شکستاند.
دانشآموزان خودناتوانساز: تلاش محدودی میکنند و با نزدیک شدن به امتحان میزان مطالعهشان کاهش مییابد.
مغز تحت فشار؛ وقتی توجه از دست میرود
مقدمفر به نظریه ساراسون اشاره میکند: «در موقعیت امتحان، اشتغال ذهنی شدید ایجاد میشود که توجه فرد را مختل میکند. وقتی تمرکز کاهش مییابد، کارایی نیز پایین میآید.»
مقدمفر براساس نظریه ساراسون میگوید خانوادهها نقش مهمی در بروز یا کاهش اضطراب امتحان دارند: «وقتی بین توانایی و استعداد دانشآموز با انتظارات والدین فاصله وجود داشته باشد، سرزنش، مقایسه و کنترلگری والدین باعث شکلگیری خودپنداره منفی، خشم سرکوبشده و اضطراب میشود.»
او تاکید میکند: «این شرایط در سنین پایین میتواند باعث همزمانی اضطراب و ترس از تنبیه شود و تجربه امتحان را برای کودک به یک موقعیت تهدیدآمیز تبدیل کند.»