
او فحاشی کرد و حتی من را کتک زد. نرگس میگفت باید خانه را ترک کنم. در غیر این صورت او از خانه بیرون میرود. من کنترل اعصابم را از دست داده بودم. با قندشکنی که در خانه بود به سمتش حمله کردم و نرگس را کشتم. پسرم در خانه نبود. جسد را مثله کردم و آن را با ماشین بیرون بردم و در حاشیه شهر دفن کردم.