تصویر احسان علیخانی با چهرهای غمگین نقش بسته بر روی پیازی بریده شده، از جمله شوخیهای طنزآمیزی است که در شبکههای اجتماعی با سری جدید برنامه ماه عسل انجام میشود؛ برنامهای که با همه انتقادها درباره گریهدار بودنش، هنوز هیچ رقیبی در ماه رمضان ندارد و سوژههای نابی که هر روز رو میکند، مخاطبان تلویزیون را شگفتزده میکند.
اگر دو نفر را بتوان در تلویزیون پیدا کرد که نامشان با برنامهای که اجرا میکنند عجین شده باشد و بتوان به جای نام برنامه از عنوان مجریاش برای معرفی آن استفاده کرد، قطعاً یکی از آن دو «90» عادل فردوسیپور و دیگری «ماه عسل» احسان علیخانی است. شاید عدهای رامبد جوان را با خندوانه هم در لیست بگنجانند، اما نه فردوسیپور و نه علیخانی موفقیت برنامهشان را مدیون نفر دومی نبودهاند و هیچ «جناب خانی» نبوده که بار محبوبیت برنامه را به دوش بکشد. اینجاست که فرق دو برنامه شاخص شبکه3 سیما با دیگر برنامههای تلویزیونی آشکار میشود؛ مجریهای برنامهسازی که رگ خواب بینندههای تلویزیون را پیدا کردهاند.
امسال هم برنامه «ماه عسل» با سوژههای اشکآور، اما ناب ساعات پیش از افطار تلویزیون را به انحصار خود درآورده است، اما همه تفاوتهای این برنامه برای موفق بودن در این سوژهیابی خلاصه میشود.
برنامهای که زمان برد تا به شهرت رسید
12 سال حضور مداوم در تلویزیون پشتوانه خوبی برای موفقیت برنامه ماه عسل محسوب میشود؛ برنامهای که به جز یکی، دو سالی که اجرایش بر عهده مجریهای دیگری بود، سندش رسماً به نام احسان علیخانی خورده است. حضور علیخانی در تلویزیون منحصر به اجرای برنامه «ماه عسل» و «سه ستاره» شده و این نکته که وی مجری دمدستی نیست تا هر برنامهای را قبول و اجرا کند باعث شده هوادارانش هر سال فقط یک و ماه و چند روز با مجری محبوبشان همراه باشند. این دقیقاً کاری است که برخی خوانندههای موفق انجام میدهند و ترجیح میدهند به جای حضور در برنامههای مناسبتی تلویزیون و اجرای آهنگهای تکراری، هر سال چند کنسرت برگزار کنند و بار خودشان را ببندند. ماه عسل چنین ویژگی برای علیخانی دارد. وی با همین یک ماه حضور بر صفحه تلویزیون به اندازه چند سال حضور همکاران مجریاش در دیگر برنامههای سیما، مخاطب و محبوبیت و شاید هم درآمد کسب میکند و میرود. همه این موفقیتها مدیون این است که مدیران سیما اجازه دادند تا یک برنامه رشد کند و در مسیری که امسال 12 ساله شده به برند برنامههای تلویزیونی تبدیل شود.
شبکه خوب، زمان خوب
شبکه3 و ساعت پیک بیننده، هر دو عامل میتواند کمک کند که یک برنامه دیده شود. ماه عسل در این زمینه موفقیت خوبی داشته و نمیتوان حضورش را در شبکه سوم سیما در موفقیتش بیتأثیر دانست. اگر «ماه عسل» در شبکه دیگری مثل شبکه4 پخش میشد قطعاً برای دیده شدن و رسیدن به جایگاه فعلیاش راه سختتری را پیشرو داشت و چه بسا مانند بسیاری از برنامههای خوب دیگر شبکهها هیچ وقت مجال دیده شدن پیدا نمیکرد. شبکه3 از ابتدای تأسیس با برنامهریزی برای جذب مخاطب جوان تلویزیون تا به حال توانسته است با پخش مسابقات ورزشی و تولید برنامههای اجتماعی مانند «شوک»، تمایز معناداری با دیگر شبکههای تلویزیونی ایجاد کند.
مدیران شبکه3 حتی توانستند بعد از آنکه برنامه «دورهمی» با اجرای مهران مدیری در شبکه «نسیم» درخشید، مدیری را مجاب کنند که با قطع همکاری با «نسیم» به شبکه3 بیاید و گفته میشود مهران مدیری قرار است برنامهای مشابه «دورهمی» را برای شبکه3 بسازد. ساعت پیش از اذان مغرب در ماه رمضان زمانی است که خانوادهها آماده افطار میشوند و معمولاً این ساعت بینندههای تلویزیون سیر صعودی پیدا میکند. شبکه3 سیما هم دقیقاً در همین ساعت «ماه عسل» را روانه آنتن میکند تا دیگر شبکههای سیما با ریزش مخاطب روبهرو شوند.
یک سال سوژهیابی
احسان علیخانی در یکی از برنامههایش به تیم سوژهیابی برنامه ماه عسل اشاره کرد که در طول یک سال به دنبال سوژههای مناسب برنامه میگردند. این تیم که جزو عوامل تولید و پشت صحنه «ماه عسل» هستند، ستونهای موفقیت برنامه را تشکیل میدهند. هماهنگی برای حضور مهمانها و اینکه حتی برخی مهمانها نمیدانند برنامهسازان «ماه عسل» چه سورپرایزی برایشان در نظر گرفتهاند هم دردسرهای زیادی دارد و هم باعث میشود که «ماه عسل» متفاوتترین برنامه ماه رمضانی باشد. سوژههای چند روز اخیر «ماه عسل» به خوبی نشان داده که هماهنگی برای حضور مهمانها در برنامه با چه سختیهایی همراه بوده است.
ماه عسل هم میتوانست مانند دیگر برنامههای مناسبتی سراغ خوانندهها، بازیگرها و ورزشکارها برود و اوج خلاقیتش را در دعوت سلبریتیهای وطنی با خانوادههایشان خلاصه کند؛ کاری که هر سال از سوی برنامهسازان تلویزیونی انجام میشود، یک مهمان خاص در طول چند ماه بین چندین برنامه دست به دست میشود و هر بار حرفهای تکراری میزند، ولی «ماه عسل» کار را برای خودش سخت کرد تا بینندهها منتظر باشند هر روز احسان علیخانی قرار است داستان گریهدار چه کسی را برای آنها روایت کند.
مهمانها و بازخوردها
ماه عسل اکنون نه تنها یک برنامه موفق تلویزیونی است بلکه به پدیدهای اجتماعی تبدیل شده است. حداقل این است که مردم دربارهاش حرف میزنند، با این برنامه شوخی میکنند، برایش جوک میسازند یا با شنیدن داستان سرگذشت زندگی مهمانان برنامه هقهق گریه میکنند. به غیر از آن ماه عسل توانسته تأثیرات اجتماعی خود را بگذارد. کمک به حل مشکلات برخی از مهمانها از یکسو و برآورده شدن آرزوی عدهای دیگر از سوی دیگر! در آخرین نمونه نرگس کلباسی، دختر نیکوکار ایرانی که در هند با مشکلی حقوقی روبهرو شده بود، بعد از بازگشت از این کشور مهمان ماه عسل شد.
وی در این برنامه از زندگیاش گفت و از اینکه دوست دارد به سفر حج برود؛ خواستهای که به سرعت از سوی دفتر مقام معظم رهبری برآورده شد. بعد مشخص شد که هزینههای دادرسی کلباسی در هند نیز از سوی دفتر رهبر انقلاب پرداخت شده که در نهایت منجر به تبرئه و آزادی وی از زندان شد. کلباسی نیز در واکنش به هدیه مقام معظم رهبری به وی در پیامی از هدیه رهبر انقلاب و حضور در برنامه «ماهعسل» تشکر کرد.
ماه عسل در کنار همه انتقادهایی که به گریهدار بودنش میشود توانسته محلی باشد برای ایجاد همدلی، دستاوردی که نمیتوان مشابه آن را در دیگر برنامههای سیما پیدا کرد.
* جوان