ماهان شبکه ایرانیان

مشرق گزارش می‌دهد؛

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران؛ عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران و پایان افسانه‌ بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

شواهد حکایت دارد ارتش آمریکا و پایگاه صنعتی-دفاعی آن، با چالش‌های ساختاری قابل توجهی در دهه‌های اخیر مواجه شده‌اند. این چالش‌ها تأثیر مستقیمی بر توانایی‌های سنتی آن، مانند بسیج گسترده نیرو گذاشته است.

به گزارش سرویس جهان مشرق، در روزهای اخیر با افزایش تنش در منطقه و تهدید و لفاظی‌های ادامه دار امریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای متحد آن‌ها در خصوص احتمال حمله به ایران، رسانه‌های غربی فضاسازی شدید یا عملیات روانی سنگینی را در خصوص اعزام ناوگروه هواپیمابر آبراهام لینکلن به نزدیکی ایران انجام دادند.

محور این عملیات روانی آن است که با اعزام ناوگروه لینکلن به منطقه، ایالات متحده آماده حمله به ایران شده است.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

اما واقعیتی که معمولا این نوع فضاسازی‌ها عامدانه مغفول می گذارند و فضای ذهنی جوامع هدف، به واسطه‌ی «ارعاب» ناشی از سلطه‌ی رسانه‌ای دشمن، نسبت به آن جهل دارند، این است که وضعیت ارتش ایالات متحده، چه به تنهایی و چه با کمک متحدان، اصلا و ابدا شبیه دهه نود میلادی و زمان یکه‌تازی هژمونیک ایالات متحده(بعد از فروپاشی اتحاد شوروی) نیست.

بسیاری از تحلیل‌های تخصصی و اظهارنظرهای رسمی نشان می‌دهد که ارتش ایالات متحده و پایگاه صنعتی-دفاعی آن، با چالش‌های ساختاری قابل توجهی در دهه‌های اخیر مواجه شده‌اند.

این چالش‌ها تأثیر مستقیمی بر توانایی‌های سنتی آن، مانند بسیج گسترده نیرو و تجهیزات مشابه دهه 1990 و اوایل 2000 میلادی دارد.

چالش‌ها، شواهد و مستندات

اگر بخواهیم سرفصل‌های این چالش‌ها را به صورت تیتروار و اجمالی بشماریم، از این قرار است:

محدودیت‌های پایگاه صنعتی دفاعی: تمرکز شدید بر سود سهام‌داران، کمبود ظرفیت تولید پیچیده و کمبود نیروی کار ماهر؛ دستور اجرایی 2026 مبنی بر ممنوعیت بازخرید سهام تا زمان تحویل به موقع تسلیحات؛ تأخیرهای چندساله در تولید زیردریایی‌های هسته‌ای.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

فرسودگی زیرساخت و آسیب‌پذیری‌های فناوری: کاهش مزیت فناورانه در برابر رقبا، آسیب‌پذیری پایگاه‌های منطقه‌ای و سیستم‌های ماهواره‌ای آسیب‌پذیری ناوگان در برابر موشک‌های پیشرفته؛ سیستم‌های ماهواره‌ای مورد نیاز آمریکا به خوبی محافظت نمی‌شوند.

فشارهای مالی و هزینه‌های سرسام‌آور: فشار ناشی از تعهدات مالی بلندمدت (ناتو) و رقابت با هزینه‌های اجباری دولت (بیماری و بازنشستگی)، نیاز به افزایش بودجه دفاعی به میزان 400 میلیارد دلار در سال تا 2035 برای دستیابی به اهداف ناتو.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

تغییر در ماهیت بسیج و قدرت: عدم امکان تکرار بسیج گسترده "طوفان صحرا" به دلایل مالی، لجستیکی و ژئوپلیتیکی؛ بسیج نیرو و تجهیزات برای جنگ 2003 عراق با دشواری‌های بسیار بیشتری نسبت به 1991 همراه بود؛ تمرکز بر فروش تسلیحات برای متحدان

تحلیلی از چالش‌ها

هر یک از این نقاط ضعف مزبور، ریشه‌های عمیق‌تری دارند:

بحران در پایگاه صنعتی دفاعی: صنعت دفاعی آمریکا طی دهه‌ها دچار ادغام و تمرکز شده است، به طوری که پنج پیمانکار بزرگ حدود 30٪ از بودجه قراردادهای بزرگ وزارت دفاع را به خود اختصاص می‌دهند. این تمرکز، رقابت و انعطاف‌پذیری را کاهش داده است. مسئله دیگر، افزایش سن نیروی کار و خروج متخصصان باتجربه است که بازپروری آن‌ها زمان‌بر است.

فرسودگی زیرساختی: گزارش‌ها حاکی از آن است که زیرساخت‌هایی مانند پایگاه‌های هوایی منطقه‌ای در برابر حملات موشکی یا پهپادی غافلگیرکننده آسیب‌پذیر هستند. این آسیب‌پذیری، توانایی نیروی هوایی را برای عملیات پیوسته از این پایگاه‌ها تهدید می‌کند.

اقتصاد سیاسیِ هزینه‌های دفاعی: افزایش بودجه دفاعی برای حفظ برتری، در داخل آمریکا با رقابت سختی با برنامه‌های رفاهی پرهزینه (مانند بیمه درمانی و بازنشستگی) مواجه است. سهم بودجه دفاعی از کل بودجه فدرال از 30٪ در پایان جنگ سرد به حدود 10٪ در حال حاضر کاهش یافته است.

مقایسه با دوران جنگ خلیج فارس

احیای توان بسیج بی‌سابقه آمریکا در عملیات طوفان صحرا (1991) و تا حدودی در جنگ 2003 عراق، در شرایط کنونی به طرز چشمگیری دشوار، و حتی دور از ذهن، به نظر می‌رسد:

جنگ 1991: ائتلافی گسترده و بسیج حدود 700000 سرباز آمریکایی ظرف چند ماه را شامل می شد. این عملیات با مزیت فناورانه قاطع (مانند هواپیمای استیلث F-117) و زیرساخت لجستیکی بی‌نظیر پشتیبانی می‌شد.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

جنگ 2003: بسیج اولیه حدود 150000 نیرو را در برمی گرفت، اما به سرعت به دلیل پیش‌بینی مقاومت بیشتر، به نزدیک به 500000 نفر افزایش یافت. این افزایش، نشان‌دهنده فشار بر سیستم تدارکات و نیاز به زمان بیشتر نسبت به 1991 بود.

وضعیت کنونی: امروزه، با وجود حفظ قدرت نظامی عظیم، تمرکز به سمت فروش تسلیحات به متحدان و تقویت آن‌ها و همچنین پروژه‌های بسیار پرهزینه و پیچیده (مانند نسل جدید زیردریایی‌ها و جنگنده‌ها) سوق یافته که ظرفیت صنعتی را پر می‌کند. بسیجی مشابه 1991 نه تنها از نظر مالی بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود، بلکه از نظر ظرفیت تولید صنعتی و تدارکات لجستیکی با محدودیت‌های جدی روبرو است.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس
عملیات طوفان صحرا(1991)

به طور خلاصه، اگرچه ارتش آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان است، اما مجموعه‌ای از چالش‌های داخلی ساختاری، توانایی آن برای تکرار بسیج سریع و گسترده نیرو مانند سه دهه گذشته را زیر سؤال برده است. ضعف پایگاه صنعتی، فرسودگی نسبی برخی فناوری‌ها، فشارهای مالی و تغییر اولویت‌های استراتژیک، همگی عواملی هستند که مدل سنتی برتری نظامی آمریکا را با آزمونی دشوار روبرو کرده‌اند.

ساختار مالی عظیم و پیچیده پنتاگون، که در سایه عدم شفافیت و نظارت ضعیف تاریخی قرار دارد، به طور مستمر با "شکست حسابرسی" و ناتوانی در ردیابی میلیاردها دلار دارایی مواجه است. این مشکل، ریشه در دهه‌ها بی‌توجهی و همچنین آسیب‌پذیری نهادهای نظارتی (بازرسان کل) در برابر فشارهای سیاسی دارد.

کاهش بودجه دفاع و اندازه نیروهای مسلح پس از پایان جنگ سرد (دهه 1990)

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1991، ایالات متحده وارد دوره‌ای شد که به "صلح سودآور" (peace dividend) معروف بود. مسئولانی مثل وزیر دفاع وقت (دیک چنی) و کارشناسان بنیاد هرتیج اشاره کردند که تهدید بزرگ متعارف (جنگ با شوروی) از بین رفت، پس بودجه دفاع را کاهش دادند. بودجه از 338 میلیارد دلار در 1989 به 237 میلیارد در 1998 (30% کاهش) رسید، و اندازه نیروهای فعال از 2.1 میلیون به 1.4 میلیون (34% کاهش) نزول کرد. این باعث شد ارتش نتواند در زمان حمله دوم به عراق(جنگ دوم خلیج فارس) مثل 1991 بسیج گسترده صورت دهد، چون ساختار نیروها برای جنگ‌های بزرگ متعارف کوچکتر شد.

در جنگ 2003، استراتژی به سمت استفاده از فناوری پیشرفته (مثل بمباران هوایی دقیق) و نیروهای کمتر تغییر کرد، چون بودجه اجازه بسیج 700 هزار نفری رو نمی‌داد. کارشناسان مثل دونالد بلومنتال از اندیشکده رند معتقدند که این کاهش منجر به "پایه شنی" (base of sand) در مدل‌های شبیه‌سازی جنگی شد، یعنی پیش‌بینی‌های غلط و آمادگی پایین برای بسیج سریع.

تا 2026، بودجه دفاعی هنوز تحت فشار هست، اما استراتژی دفاع ملی 2026 (NDS) روی بسیج صنعت دفاعی (مثل دوران جنگ جهانی دوم) برای جبران کمبود مهمات و تجهیزات، تاکید دارد. با این حال، کاهش بودجه تاریخی هنوز تأثیرگذار هست و ارتش را مجبور به اولویت‌بندی (مثل تمرکز روی چین به جای غرب آسیا) کرده است.

افزایش عملیات خارجی کوچک و مکرر، منجر به فرسودگی و استهلاک هم نفرات و هم تجهیزات شده است.

پس از 1991، عملیات‌های خارجی (مثل بوسنی، سومالی، و ضدتروریسم پس از 11 سپتامبر) بیش از 300% افزایش پیدا کرد، در حالی که اندازه نیروها کاهش یافته بود. گزارش موسسه واشنگتن و اظهارات ژنرال‌های ارتش مثل کالین پاول اشاره کردند که این "عملیات با ضرباهنگ بالا"باعث خستگی نیروها، مشکلات سلامت جسمانی و روانی، افزایش مشکلات در زندگی شخصی و خانوادگی نیروها از جمله افزایش معنادار طلاق در خانواده‌های نظامی شد. مثلاً نرخ آمادگی مأموریت جنگنده‌های F-15/F-16 از 85-90% در 1989 به 77% نزول کرده است.

در تهاجم غیرقانونی ارتش آمریکا و ائتلاف به رهبر آن به غرب آسیا در 2003، ارتش نتوانست بسیج گسترده صورت دهد، چون نیروها قبلاً در عملیات‌های کوچک فرسوده شده بودند. به علاوه، خود جنگ‌های طولانی عراق و افغانستان (2001-2021) کیفیت نیروها را به طرز محسوسی کاهش داد و ساختار را برای جنگ‌های نامنظم (نه متعارف بزرگ) بهینه کرد. کارشناسان CSBA(مرکز برآوردهای استراتژیک و بودجه‌ای) می‌گویند این منجر به "فرسودگی کیفیت نیروها" و کمبود تجهیزات مناسب شد.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

در 2023-2026، چالش overstretch یا «فرارفتن از امکانات» ادامه دارد. گزارش CNAS(مرکز امنیت نوین آمریکا) نشان می دهد که تمایل جوانان به خدمت از 16% در 2003 به 10% در 2022 افت کرده و جمعیت 18 ساله‌ها تا 2041، 13% کاهش پیدا خواهد کرد. پنتاگون (حالا وزارت جنگ) اعتراف کرده که عملیات مکرر باعث بحران استخدام شده، و استراتژی 2026 حمایت از متحدان را "محدود" کرده تا نیروها را حفظ کند.

مشکلات حفظ پرسنل، روحیه، و آمادگی (Retention و Morale)

اظهارات مسئولان مثل وزیر جنگ، پیت هگست و کارشناسان بنیاد هریتج می‌گویند عملیات‌های طولانی (مثل عراق) باعث کمبود خلبانان و مکانیک‌های تخصصی شد، چون افراد به سمت شغل‌های خصوصی بهتر رفته‌اند. نرخ حفظ پرسنل در نیروی هوایی و دریایی پایین آمد، و آمادگی کلی نیروها به دلیل کمبود تعمیرات و آموزش کاهش پیدا کرد.

تاثیر بر بسیج نیروها

در 1991، بسیج ذخیره‌ها (National Guard) سریع بود، اما گزارش GAO(مرکز حسابرسی حکومتی آمریکا) در 1995 نشان داد که تیپ‌های ذخیره به دلیل به دلیل مشکلات آموزش و تجهیزات، قابلیت آمادگی 90 روزه ندارند. این در تهاجم 2003 آمریکا به عراق منجر به بسیج کمتر شد، چون ارتش ترجیح داد از نیروها و فناوری محدود استفاده کند.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

وضعیت کنونی

در 2026، ارتش قصد دارد بیش از 30 هزار نیرو به ساختار اضافه کند (به 1.3 میلیون فعال)، اما کارشناسان سایت Military.com معتقدند چالش واقعی "ظرفیت جذب" و نه فقط استخدام، است. بحران روحیه از جنگ‌های گذشته ادامه دارد، و سند امنیت ملی 2026 اولویت را به دفاع از خاک آمریکا و غرب نیمکره داده تا نیروها را کمتر فرسوده کند.

تغییرات استراتژیک و اولویت‌ها (از غرب آسیا به چین و خاک آمریکا)

پس از 1991، تمرکز از جنگ متعارف بزرگ به عملیات نامنظم و ضدتروریسم تغییر کرد. گزارش‌های موسسه رند و موسسه مطالعه امنیت ملی تگزاس دلالت بر این دارند که فرصت‌های از دست رفته (مثل شکست در حل بحران انسانی عراق) و غرور بیش از حد پس از پیروزی 1991 منجر به سیاست‌های ناپایدار شد. در تهاجم 2003، استراتژی نیروهای مسلح آمریکا "شوک و وحشت" با نیروهای کم‌تر بود، چون اولویت به اِشغال سریع تغییر کرد.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

این تغییرات ارتش را برای بسیج گسترده آماده نکرد، چون مدل‌های جنگی بر پایه فناوری (نه تعداد زیاد نیرو) ساخته شدند.

استراتژی دفاع ملی سال 2026 اولویت‌ها را تغییر داده‌است: 1) دفاع از خاک آمریکا 2) بازدارندگی چین با قدرت (نه نیرو) 3) حمایت محدود از متحدان (burden-sharing). این یعنی بسیج بزرگ برای غرب آسیا دیگر اولویت نیست، و تمرکز روی صنعت دفاع برای تولید مهمات (مثل موشک‌ها) هست. کارشناسان می‌گویند این می‌تواند ریسک جنگ جهانی سوم را افزایش دهد، اما بسیج را محدودتر کند.

پشت پرده تهدید نظامی آمریکا علیه ایران: عملیات روانی یا واقعیت؟/ پنتاگون در محاصره بحران: پایان افسانه‌ی بسیج ضربتی ارتش آمریکا +عکس

نتیجه‌گیری

کاهش توانایی بسیج ایالات متحده نتیجه مستقیم پایان جنگ سرد، کاهش بودجه، و تغییر به عملیات‌های کوچک اما مکرر بوده که ارتش را فرسوده کرده است.

در 2003، این عوامل منجر به استراتژی با نیروهای کم‌تر(نسبت به جنگ کویت) شد، و امروز (2026) با چالش‌های جمعیتی و استخدامی، تمرکز روی کیفیت و فناوری (نه کمیت) هست. مسئولان مثل ترامپ و هگست در تلاش هستند با افزایش نیروها و بسیج صنعت جبران کنند، اما کارشناسان هشدار می‌دهند که بدون اصلاحات ساختاری، بازگشت به سطوح 1991 تقریبا ناممکن است.

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان