فرادید؛ یک شیء سفالی مرموز که نزدیکی یاروسواف در جنوبشرقی لهستان کشف شده، ممکن است نخستین «پینتادرا» شناختهشدهای باشد که تاکنون در این کشور یافت شده است.
به گزارش فرادید، این شیء 2500 ساله ممکن است بهعنوان مُهر برای تزیین منسوجات یا مالیدن رنگدانه بر بدن انسان استفاده شده باشد. در صورت تأیید، این کشف میتواند یک دستاورد مهم باستانشناسی بهشمار آید و چشماندازهای تازهای درباره پیوندهای فرهنگی عصر آهن میان لهستان امروزی و جوامع حوزه کارپات ارائه دهد.
کشف در جریان کاوشهای بزرگراه
این اثر سال 2011 در روستای نینوویتسه، نزدیک یاروسواف و طی کاوشهای نجاتبخش باستانشناسی که پیش از ساخت بزرگراه A4 انجام میشد، از زیر خاک بیرون آمد. در این حفاری بقایای یک سکونتگاه متعلق به سدههای ششم تا سوم–دوم پیش از میلاد آشکار شد.
این سکونتگاه ابتدا محل زندگی جوامع وابسته به فرهنگ پومرانیایی بود که از شمالغرب به جنوبشرقی لهستان مهاجرت کرده بودند. از سده چهارم پیش از میلاد به بعد، شواهد حاکی از ورودِ جمعیتهای تازهی مرتبط با فرهنگ یاسترف است؛ فرهنگی که بیشتر با قبایل ژرمنی آغازین مانند باستارنهها و اسکیریها پیوند داده میشود.
میان اشیاء متعدد کشفشده در این محوطه، یک شیء کوچک سفالی بهدلیل شکل عجیب و ویژگیهای تزیینی توجه ویژهای را جلب کرد.
شئ معماگونه با آرایههای هندسی
این اثر تنها 4٫3 سانتیمتر ارتفاع دارد و بهشکل هرمی نامنظم با اضلاع مقعر و دستهای شکسته ساخته شده است. قاعده آن به ابعاد 4٫2 در 3٫7 سانتیمتر با الگویی هندسی متشکل از خطوط کندهشده و فرورفتگیهای مثلثی و دایرهای تزیین شده است.
بهدلیل وضعیت ناقص و شکل عجیب این شئ، ابتدا تعیین کارکرد آن دشوار بود. برداشتهای اولیه آن را بخشی از یک پیکره سفالی یا پایهای موسوم به «حیوان آتشی» میدانستند؛ اشیایی که در بافتهای فرهنگی یاسترف شناخته شده و با پرستش آتش یا آیینهای خانگی مرتبط بودند.

جهتگیری شواهد به سمت پینتادرا
سطح کارِ صاف شیء، نقش زینتی کندهشده و بقایای دسته، شباهت زیادی به مُهرهای سفالی موسوم به «پینتادرا» دارند. چنین اشیایی بهویژه میان جوامع دشت بزرگ مجارستان در عصر آهن آغازین، مرتبط با فرهنگ وکرزوگ، شاخص هستند.
این پینتادراها همواره به سده ششم و اوایل سده پنجم پیش از میلاد تاریخگذاری میشوند. در برخی تفسیرهای علمی، فرهنگ وکرزوگ با قبیله باستانی سیگینه مرتبط دانسته شده؛ قومی که مورخان کلاسیک مانند هرودوت و استرابون از آنان یاد کردهاند.
پینتادراهای سفالی بیشتر در گورهای زنان یافت شدهاند و همواره با لوحهای سنگی، تودههای رنگدانه و ظروف آرایشی از جنس استخوان بودهاند. این بافت باستانشناختی پژوهشگران را به این نتیجه رسانده که شاید این اشیاء بخشی از یک «مجموعه آرایشی» ماقبلتاریخی بودهاند که یا برای تزیین بدن و یا برای نقشاندازی بر منسوجات به کار میرفتهاند.
این مُهر چگونه استفاده میشده است؟
بهنظر میرسد مُهر نینوویتسه از نوع پینتادرای منفی باشد؛ یعنی مستقیم نقشبرجسته ایجاد نمیکرد، بلکه اثر زمینهای پدید میآورد. احتمال دارد از آن برای مالیدن موم یا صمغ بر پارچه استفاده شده باشد. سپس پارچهی تیمارشده در رنگ فرو برده میشد و بخشهای پوشیدهشده با موم بدون رنگ باقی میماندند؛ در نتیجه نقشهای هندسی متشکل از دایرهها و مثلثها شکل میگرفت.
این شیوه یادآور شکلهای اولیه رنگرزی مقاومتی (resist dyeing) است؛ فرایندی که در فرهنگهای گوناگون باستانی شناختهشده بوده است. با توجه به ماهیت نمادین آرایههای هندسی در جوامع ماقبلتاریخی، پژوهشگران این احتمال را هم رد نمیکنند که این شیء در آیینها یا اعمال جادویی نقش داشته باشد.
نخستین پینتادرای کشفشده در لهستان
هرچند پینتادراها از مناطق حوزه کارپات شناختهشده هستند، این نخستین بار است که چنین شئای در خاک لهستان شناسایی میشود. اگرچه این تنها نمونه از این نوع است که تاکنون در لهستان کشف شده، اما تنها شیء از نینوویتسه نیست که نشاندهنده تماس با حوزه فرهنگی وکرزوگ باشد.
از دیگر یافتههای این محوطه میتوان به مهرههای شیشهای زردرنگ درخشان، دوکهای نخریسی با شکل متمایز مورداستفاده در تولید منسوجات و برخی از کهنترین سفالینههای تولیدشده با چرخ سفالگری در لهستان اشاره کرد. این یافتهها در مجموع از وجود شبکههای فعال تبادل در فواصل طولانی و انتقال فناوری در عصر آهن آغازین حکایت دارند.
مترجم: زهرا ذوالقدر