ماهان شبکه ایرانیان

مشکل بزرگ نبود نقشه راه از آینده اقتصاد کشور

توصیه‌هایی برای فعالان بازار

پوریا شوریابی* در حال حاضر نبود چشم‌انداز اقتصادیِ شفاف و پایدار در ایران، یکی از مهم‌ترین عواملِ شکل‌دهنده به رفتار بازیگران اقتصادی است

توصیه‌هایی برای فعالان بازار

تصمیم‌گیری اقتصادی در فضای «نبود افق روشن و ثبات» به دو ویژگی کلیدی منتهی می‌شود: اول احتیاط افراطی (downside aversion) و دوم شیفت از سرمایه‌گذاری بلندمدت به فعالیت‌های کوتاه‌مدت و نقدشونده. بنگاه‌ها به‌جای توسعه خط تولید یا سرمایه‌گذاری در نوآوری، ترجیح می‌دهند موجودی نقد به صورت ارز خارجی یا طلا نگه‌داری کنند، پروژه‌ها را تا روشن شدن شرایط متوقف کنند یا سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت و با بازده سریع انجام دهند. سرمایه‌گذاران حقیقی به محافظه‌کاری روی می‌آورند: تبدیل دارایی‌های مالی به نقد یا ارز خارجیِ امن، خرید دارایی‌های قابل‌فروش سریع (مانند برخی کالاها یا املاک کوچک) یا خروج سرمایه به شکل‌های مختلف شدت می‌گیرد. این رفتارها رشد بالقوه اقتصاد را تضعیف می‌کنند و چرخه‌ای بازتولیدشونده از عدم‌اعتماد ایجاد می‌کنند.

مشکل بزرگ نبود نقشه راه از آینده اقتصاد کشور

هزینه تصمیم‌گیری (cost of decision) شامل هزینه اطلاعاتی، هزینه فرصت و هزینه عدم‌قطعیت است. وقتی دولت سیاست‌های ارزی، تجاری یا مالی را ناگهانی تغییر می‌دهد یا سیگنال‌های متناقض می‌فرستد (مثلا وعده یکسان‌سازی ارز و سپس اجرای تدریجی و محدود آن)، کسب‌وکارها باید برای هر تصمیم سناریوهای متعدد مگر-اگر (what-if) مدل‌سازی کنند؛ این کار باعث تغییر در ساختار تخصیص منابع و سرمایه نقدی خواهد شد. علاوه بر این در بخش تجارت خارجی، قیمت‌گذاری شرکا و تامین‌کنندگان خارجی به دلیل ریسک انتقال پول و تحریم‌ها پرهزینه شده است. در نتیجه، هزینه اجرایی و مالی اتخاذ هر تصمیم بالاتر می‌رود و نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذار نیز باید بسیار بالاتر باشد تا ریسک پوشش داده شود؛ که در فضای موجود اقتصاد کشور حاصل نمی‌شود. شواهد میدانی از افزایش تقاضا برای مشاوران مالی، تغییر ارز مبنای محاسبات برای عملیات تجاری و کاهش پروژه‌های سرمایه‌ای این موضوع را تایید می‌کند.

نبود افق روشن در اقتصاد و دینامیک بازار ارز

بازار ارز یکی از سریع‌ترین و هوشمندترین بازارهاست که انتظارات را قیمت‌گذاری می‌کند. در شرایط عدم‌قطعیت، تقاضا برای «ذخیره ارزش» به سمت ارزهای خارجی یا دلار افزایش می‌یابد. اگر سیاستگذار نتواند مکانیسم بازار را تضمین کند (مثلا بازار رسمی با بازار آزاد اختلاف فاحش دارد، یا عرضه ارز کنترل‌پذیر نیست)، بازار غیررسمی کشف قیمت می‌کند و نرخ‌های رسمی و غیررسمی از هم فاصله می‌گیرند. هر خبر مبهم (مثل تحریم، تنش منطقه‌ای، یا تغییر در تخصیص ارز دولتی) کافی است تا انتظارات منتج به موج تقاضای احتیاطی شود و نرخ در بازار آزاد به‌شدت جهش کند؛ نمونه اخیر کاهش ارزش ریال در بازار غیررسمی نمونه‌ای از همین مکانیسم است.

اقتصاد بدون افق و هزینه‌های تحمیل‌شده به تولید و اشتغال

در اینجا بهتر است برای روشن‌تر شدن موضوع هزینه‌ها را به سه دسته تقسیم کرد:

کاهش سرمایه‌گذاری حقیقی: پروژه‌های سرمایه‌ای تا روشن شدن افق جدید متوقف می‌شوند؛ شرکت‌ها کمتر استخدام می‌کنند و ماشین‌آلات جدید خریداری نمی‌شود. این امر رشد تولید را کاهش می‌دهد و به‌مرور عرضه داخلی را تضعیف می‌کند.

افزایش هزینه تولید: نوسان نرخ ارز و تورم بالا هزینه تامین یا واردات مواد اولیه و سرمایه‌ای را افزایش می‌دهد؛ تولیدکنندگان کوچک و متوسط که قدرت پوشش ریسک کمتری دارند از بازار خارج می‌شوند.

فرسایش نیروی کار: کاهش استخدام، تعدیل نیرو و مهاجرت نیروی کار ماهر (brain drain) باعث کاهش ظرفیت‌های تولیدی بلندمدت می‌شود. ترکیب این عوامل به افزایش بیکاری ساختاری و کاهش سطح مهارت در اقتصاد می‌انجامد. همچنین فشار بر بنگاه‌ها می‌تواند به رشد فقر و کاهش تقاضای داخلی منجر شود که اثر منفی بازخوردی روی تولید دارد.

چشم‌انداز فعلی اقتصاد ایران

چشم‌انداز کوتاه‌مدت اقتصاد کشور به نظر اینجانب حاوی سه ویژگی اصلی است: (الف) رشد کند یا منفی در سال 2025–2026؛ (ب) تورم و نوسان شدید نرخ ارز که فشار بر هزینه‌های خانوار و تولیدکننده ایجاد می‌کند، و (ج) ریسک‌های ژئوپلیتیک و تحریم که هر لحظه می‌توانند مسیر رشد را تعدیل کنند. برخی برآوردها از رشد اندکِ مثبت برای 2026 خبر می‌دهند، درحالی‌که نهادهای دیگر چشم‌انداز منفی را پیش‌بینی کرده‌اند؛ اما توافق بین منابع این است که عدم‌قطعیت و ریسک ساختاری بالا باقی می‌ماند. حرکت اخیر نرخ ارز و گزارش‌های خبری از فشار شدید بر معیشت خانوارها نیز نشان می‌دهد که بازگشت اعتماد نیازمند اقدامات ساختاری در سیاستگذاری، شفافیت و مدیریت بازار ارز است.

توصیه ‌عملی برای فعالان بازار

در اینجا سعی می‌کنم برای فعالان اقتصاد کشور توصیه‌های اقتصادی داشته باشم:

برای سرمایه‌گذاران: تمرکز بر دارایی‌های  دارای پوشش ارزی، اوراق کوتاه‌مدت با نقدشوندگی بالا و صنایع دارای جریان نقدی ارزی (صادرات‌محور)؛  که پیشنهاد می‌کنم حتما سناریوهای استرس‌تست را در نظر بگیرید. همچنین  فرصت‌های تسعیرِ دارایی (ارزش‌گذاری مجدد شرکت‌های دارای دارایی ریالی وقتی ریال تضعیف شود) و شرکت‌های با نسبت بدهی خارجی کم می‌تواند سودآور باشد، اما مدیریت ریسک باید دقیق باشد.

برای مدیران بنگاه‌ها: تمرکز بر مدیریت موجودی و صندوق نقدینگی (ترجیحا به صورت ارزی)، مذاکره برای تسویه به‌صورت ارزی یا نیمه‌ارزی با تامین‌کنندگان خارجی، و آماده‌سازی طرح‌های تداوم کسب‌وکار برای سناریوهای شدید ارزی.

پیشنهاد سیاستی (کوتاه‌مدت): ایجاد شفافیت در تخصیص ارز، کاهش شکاف بین بازار رسمی و آزاد، و تقویت کانال‌های اطلاع‌رسانی دولت درباره سیاست‌های ارزی و بودجه‌ای و ارائه برنامه و چشم‌انداز از ثبات می‌تواند به کاهش عدم‌قطعیت کمک کند.

نبود چشم‌انداز اقتصادی هزینه‌های واقعی و ملموسی برای اقتصاد ایران از نظر سرمایه‌گذاری، تولید و اشتغال ایجاد می‌کند. حل مساله مستلزم برنامه‌ریزی بلندمدت، شفافیت سیاستی و اقدامات هم‌جهت در حوزه‌های ارزی، مالی و بودجه‌ای است. تا زمانی که سیگنال‌های روشن و قابل‌اتکا به بازار ارسال نشود، رفتار محافظه‌کارانه فعالان اقتصادی و فشار بر بازار ارز و تولید ادامه خواهد یافت.

* پژوهشگر اقتصادی

قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان