اعصاب
در بافق برای ناراحتی اعصاب دم کردهی آویشن میخورند (جانب اللهی، 1384: 118).
در ایلام و لرستان با داورهای زیر درمان میکنند:
1. جوشاندهی اکلیل کوهی
2. دم کردهی سنبل الطیب و گل گاو زبان و لیمو
3. بیدمشک و گلاب (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 269).
در میبد جوشاندهی برگ تیو و سنبل الطیب به مریض میدهند (تحقیقات میدانی مؤلف).
در راور انغوزه، بادیان، بهارنارنج، خشخاش، تجویز میکنند (کرباس راوری: 153-155).
در اصفهان بهار نارنج با نبات، عرق بیدمشک، اگر خوابهای آشفته میبیند و شقیقهاش درد میگیرد، بیحوصله و بهانه گیر است در اثر به هم خوردن مزاج سوداوی شده است، طبیعت این مرض سرد و خشک است. برای درمان، ریشهی مجو (1)(شیرین بیان) تجویز میکنند، ولی چون این دارو فشار را بالا میبرد، برای دفع آن باید یک قاشق سکنجبین با مقداری خیار به مریض بدهند. جندبیدستر، مشکوتک نیز مفید است، برای درمان درد شقیقه هستهی شفتالو را میسوزانند و روی شقیقه میمالند. ضمناً شربت طلا (2) را بهترین دارو برای درمان ضعف اعصاب و افسردگی می دانند (تحقیقات میدانی مؤلف).
در خراسان اگر کسی بر اثر ترس ناگهانی یا به سبب عصبانیت شدید جوش بزند (اعراض کند) شاهرگهای زیر شانهی او را که به رگ قولنج یا رگ هول معروفند، از پشت سر گرفته چند دقیقه میمالند (شکورزاده: 242).
ترس
در ایرانشهر مخلوطی از چهل نوع مواد و گیاه دارویی مثل زیتون، آب منداب، روغن حیوانی، هون جار (3)، کیل کوره(4) تخم چهارپا، سیرسک (5)، نیل، جواشیر و . . . به تمام مفاصل بیمار میمالند ( جانب اللهی، 1381: 260؛ نیز - جادو درمانی و هول کردن؛ درمان با مواد معدنی).
جنون
در ایلام برای درمان و رفع جنون وسط سر را می تراشند و پوست سر را چند خراش میدهند، سپس پی فک روی خراشها میگذارند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 277).
فراموشی
در خراسان چند روز پی در پی آش کدو میخورند و قدری کدوی پخته نیز به سر خود میمالند یا مقداری نان برای گدا میبرند، اما قبل از آنکه به او بدهند، کمی از آن را خود میخورند (شکورزاده: 263).
سرسام
در گیلان موی سر بیمار را میتراشند و کدو را میکوبند و روی سر او میمالند یا خیار و ماست را بر سر بیمار میگذارند (پاینده: 262؛ نیز - حشره درمانی).
بی خوابی
در ایلام با روشهای زیر درمان میکنند:
1. نوشیدن دم کردهی پودونه
2. خوردن دم کردهی سنبل الطیب
3. خوردن جوشاندهی اکلیل کوهی (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 277)
کردها روغن رودک و تخم شنبلیله به کار میبرند (صفی زاده: 182).
فلج (سکته)
در لرستان و ایلام به کسی که در حال فلج شدن است، هر صبح تا زمانی که بهبود یابد جوشاندهی ریشهی دوز (6) میخورانند (اسدیان خرم آبادی و دیگران: 278).
در ایرانشهر اگر کسی دچار سکتهی ناقص مغزی، که به آن الماس میگویند، شد تا یک هفته نباید کسی او را ببیند. سپس چالهای میکنند و در آن آتشی از هیزم درخت گز می افروزند تا چاله کاملاً سرخ شود، بعد مریض را روی آن چاله میخوابانند تا بدنش از عرق خیس شود و بهبود یابد (جانب اللهی، 1381: 260).
در اصفهان مومیایی را با روغن بادام تلخ مخلوط کرده به بدن میمالند، عرق بومادران و شاهتره، باد رنجبویه، مرزنگوش، گل ارونه، گشنیز، مریم گلی به صورت دم کرده تجویز میشود (جانب اللهی و آذرمهر: 23؛ نیز - دعادرمانی).
پینوشتها:
1. meju.
2. بنگرید به واژه نامه.
3. hunjar.
4. kilk.
5. sek.
6. دوز (duz) گیاهی است که در مناطق کوهستانی میروید.
منبع مقاله:
جانب اللهی، محمدسعید، (1390)، پزشکی سنتی و عامیانه ی مردم ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.