ماهان شبکه ایرانیان
خواندنی ها برچسب :

انتقام

برای انتقام از مدیر مدرسه، چون من سه میلیون به مدرسه بدهی داشتم با ندادن پرونده‌ام یک سال از ادامه تحصیل عقب افتادم.
خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم زهرچشمی از شوهر عمه‌ام بگیرم، اما فکر نمی‌کردم آنقدر بسوزد. حمید در جریان کامل اسیدپاشی بود و می‌دانست که چکار می‌خواهم انجام دهم.
متهمان از مدتی قبل به خاطر اختلاف بر سر فروش مواد مخدر با هم رقابت و از هم کینه داشته‌اتد و این در حالی بوده که وقتی یکی از طرفین متوجه می‌شود که دختر مورد علاقه‌اش نیز با مرد رقیبش دوستی برقرار کرده، به قصد انتقامجویی با هم درگیر شده‌اند.
او به من تجاوز و تهدیدم کرد که اگر راز این ماجرا را فاش کنم و یا پیش کسی حرفی بزنم مرا می‌کشد و جسدم را می‌سوزاند.
او به من تجاوز و تهدیدم کرد که اگر راز این ماجرا را فاش کنم و یا پیش کسی حرفی بزنم مرا می‌کشد و جسدم را می‌سوزاند.
عمه‌ام وقتی دید من دارم به پدر و برادرش ناسزا می‌گویم عصبانی شد و یک سیلی به‌صورت من زد. من که خودم حالت عادی نداشتم از این کار عمه‌ام شوکه شدم و یک دفعه دستم را روی گلوی او گذاشتم و آنقدر فشار دادم که دیگر نفسش بند آمد.
عمه‌ام وقتی دید من دارم به پدر و برادرش ناسزا می‌گویم عصبانی شد و یک سیلی به‌صورت من زد. من که خودم حالت عادی نداشتم از این کار عمه‌ام شوکه شدم و یک دفعه دستم را روی گلوی او گذاشتم و آنقدر فشار دادم که دیگر نفسش بند آمد.
اگرچه باز هم از او می‌ترسیدم، ولی وقتی مطمئن شدم که محل زندگی اش در مشهد را تغییر نداده است به اتفاق برادرم (عبدالستار) و پسرعمویم (عین الحق) از هرات به مشهد آمدیم و چند روز او را تعقیب کردیم تا این که در یک فرصت مناسب با ضربات تبر و چاقو وی را به قتل رساندیم
او که تراکتور سوار 38 ساله را عامل شلیک‌های ساچمه‌ای می‌دانست، بعد از گفتوگویی کوتاه با وی از درون خودروی در حال حرکت، در یک لحظه لوله سلاح شکاری اش را به طرف «مهدی-خ» (راننده تراکتور) گرفت و از فاصله نزدیک به وی شلیک کرد.
سامان ابتدا منکر سرقت بود، اما مدارک پلیسی باعث شد تا راز سرقت مسلحانه را برملا کند. با اعتراف او به سرقت، بازپرس بهشتی دستور بازداشت 4 همدست او را نیز صادر کرد.
پیشخوان