ماهان شبکه ایرانیان
خواندنی ها برچسب :

شهید-کاظمی

کمک‌ها به منطقه هر چند ما یکبار می‌رسید و آنهم ممکن بود به همه نرسد. ام‌اسود می‌گوید تنها نیاز این منطقه فقط آرد است و آب، تا زنده بمانند.
من وقتی به جایی می‌روم و آنجا من را نمی‌شناسند یا حالم را می‌گیرند و راهم نمی‌دهند و جلویم را می‌گیرند، کیف می‌کنم و حالم جا می‌آید.
مسافر دمشق؛ روایتی داستانی و متفاوت از مدافعان حرم می باشد که به تازگی توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.
بی‌شک کتاب های بهتری در عرصه نشر وجود دارد که ما حتی از چاپشان هم بی خبریم! و هیچ چیزی از آن ها نمی دانیم اما برای رسیدن به نتیجه عینی خودمان را محدود کردیم به این 30 عنوان.
مجموعه این فعالیت ها، دلیل موجهی است که وقتی دوستان نویسنده، نظرم را درباره ارائه کتابشان به یک ناشر خوب، جویا می شوند، تنها نشری که تمام ذهنم را اشغال می کند، انتشارات شهید کاظمی است.
هر چیزی که منسوب به حضرت امام حسین باشد، مقدس می شود. وقتی برای خرید دو تُن نقره به خزانه بانک مرکزی رفتیم، فکر هم نمی کردیم که ما را به این خزانه راه بدهند.
سریع دست در جیب بردم و کارت داخلی دانشگاه امام حسین (ع) را در آوردم و رفتم جلوی در. دژبان گفت: «مگه نشنیدید که هیچکس حق نداره خارج بشه؟ لطفاً تشریف ببرید محل کارتون.»
ما تلاشی برای توقیف نشر چشمه نکردیم. ما رسانه بودیم و گزارش هایی منتشر می کردیم. الان هم من از این کارم پشیمان نیستم. نشر چشمه کتاب هایی داشت که به لحاظ محتوایی مشکلات زیادی داشت.
من هنوز هم خودم را نویسنده نمی دانم. وظایفی بر عهده من گذاشته شده که سعی می کنم به خوبی انجامشان بدهم. اگر می خواهم وارد حوزه های دیگر بشوم هم بر حسب نیاز جامعه امروز است.
بچه که بودیم و بستنی می گرفتیم، سهم خودش را می خورد و با آن قیافه نی قلیانی اش خیلی مظلومانه به ما نگاه می کرد. دلم خیلی به حالش می سوخت. بستنی ام را می دادم بهش. نامردی نمی کرد...
پیشخوان