به گزارش ایسنا، احسان محمدی در ادامه در عصر ایران نوشت: چند دقیقه بعد برایم نوشت: «روستای دره بادام حدود 150 خانوار و 1000 نفر جمعیت داره و بیشتر دامدار و کشاورزن. دره بادام در 5 کیلومتری شمال شهر سراب دوره قرار دارد. قبلاً خانواده آقای امیری ساکن همین روستا بودن ولی از چند سال قبل به خاطر استعداد و شکوفا شدن توانایی های وحید مجبور شدن از این روستا به خرم آباد سفر کنن. وقتی وحید تو روستا زندگی میکرد به خاطر امکانات خیلی خیلی کم مجبور بودیم تا شهر سراب دوره با پای پیاده بریم. چون تو شهر سراب دوره یه زمین خاکی خیلی ابتدایی بود. تو دوران مدرسه چند بار تیم روستامون به لطف بازی های وحید قهرمان مدارس شد. تو همون زمین خاکی».
این عکس را هم از دره بادام برایم فرستاد. روستایی سنگلاخی، کز کرده در دامن بکر طبیعت لرستان.
دیدن بازی وحید امیری ستاره تیم نفت همان اندازه که چشم نواز بود، دل آدم را به درد می آورد که چرا این همه دیر کشف شد؟ چرا در 28 سالگی ستاره شد؟ از دره بادام خرم آباد تا تهران با اتوبوس ده ساعت فاصله است، چرا طی کردن این مسیر برای وحید امیری و امثال او سالها طول می کشد؟
در شبکههای مجازی صحنه لایی زدن وحید امیری به جرارد پیکه احتمالاً اندازه لحظه فرود آمدن نیل آرمسترانگ روی کره ماه دیده شده، از اندک لحظههای خوشایند جام جهانی 2018 روسیه برای ما. او چنان با خونسردی به پیکه لایی زد که انگار کار هر روزهاش است!
اما فاصله پیکه- امیری خیلی بیشتر از یک لایی است. جرارد پیکه 31 ساله و امیری 30 ساله است. به عبارتی هر دو در سالهای پایانی دوران فوتبال شان به سر می برند اما کارنامه شان نگاه کنیم:
- سال 2002 وقتی پیکه برای تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا بازی میکرد، وحید امیری در زمین خاکی سراب دوره توپ میزد!
- سال 2006 وقتی پیکه زیر نظر الکس فرگوسن در منچستر بازی میکرد، وحید امیری برای اولین بار روی زمین چمن فوتبال بازی کرد.(در دانشگاه خرم آباد)
- سال 2008 وقتی پیکه به بارسلونا پیوست، وحید امیری اولین قرارداد فوتبالیاش را با داتیس خرم آباد بست!
- سال 2010 وقتی پیکه با اسپانیا قهرمان جام جهانی شد، وحید امیری به گهر درود پیوست!
- ...
این فاصله واقعی فوتبال ایران و اسپانیاست که نباید در یک لایی خلاصه اش کرد. پیشرفت وحید امیری تحسین آمیز است، پسر آرام و فروتنی که کارلوس کیروش به او اعتماد کرد و پیراهن تیم ملی را در 27 سالگی به او داد. گرچه امیری در اولین تورنمنت دشوارش مقابل عراق پنالتی را به تیر دروازه کوبید و ایران حذف شد اما در سه سال گذشته به واسطه بازی های فداکارانه (گاه بیش از حد فداکارانه)، دوندگی بی پایان، مهارت دریبل زنی و البته رفتار بدون حاشیه اش مورد احترام قرار گرفته است.
او حالا به فوتبال ترکیه پیوست. عضوی از تیم ترابزون اسپور. ترکیه البته بیشتر شبیه یک گرداب برای فوتبالیستهای ایرانی است و کسی از آنجا عاقبت به خیر بیرون نیامده است.
گفته میشود مبلغ دریافتیاش از ترابزون اسپور بالغ بر 12 میلیارد تومان است، عددی که میتواند به زندگی امیری و اطرافیانش کمک کند اما رفتنش هم دل هواداران پرسپولیس را شکست که از پسر کم حرفشان انتظار وفاداری بیشتری داشتند. اینکه در روزگار دلار ده هزارتومانی وفاداری به تیم و هوادار هنوز هم معنای قدیمیاش را دارد البته مورد مناقشه است!
رشد وحید امیری در فوتبال از رشد لوبیای سحرآمیز هم شگفت انگیزتر است، چیزی شبیه استارتهای غافلگیرکنندهاش وقتی توپ را با بغل پای چپ به جلو هل می دهد، آرنجهایش را کمانی می کند و با سرعت خیز بر می دارد، او می تواند فوتبال ترکیه را که به پارکینگ ستارههای قدیمی دنیا تبدیل شده تحت تاثیر قرار دهد یا نه؟
این پرسشی است که دوست داران وحید امیری با اطمینان به آن پاسخ بله میدهند و می گویند امیری با ولع بازی می کند و با توجه به فیزیک بدنیاش می تواند تا شش سال دیگر با همین کیفیت بدرخشد و چرا پسری که تا 18 سالگی روی زمین چمن پا نگذاشته بود اما الان لژیونر است جلوی رویاهای جاه طلبانهاش را بگیرد؟