برترین ها: اورسن ولز در دوران جوانی با ارائه فیلم "همشهری کین" زبان سینما را متحول ساخت. کم نیستند منتقدانی که او را بزرگترین استعداد تاریخ سینما میدانند.
بسیاری از منتقدان سینمایی اورسن ولز را بزرگترین استعداد تاریخ سینما میدانند؛ فیلمسازی که در آغاز دهه 40 میلادی با ساختن فیلم "همشهری کین" زبان سینما را دگرگون کرد و توانایی سینما را در القای مفاهیم تجریدی بالا برد.
اورسن ولز در 6 مه 1915 در شهر کوچک کنوشا Kenosha در شمال مرکزی آمریکا به دنیا آمد. والدین او مرفه و هنردوست بودند. پدرش مخترعی همهکاره بود و مادرش پیانیست. ولز از کودکی استعدادی شگرف در قلمرو نمایش بروز داد. سابقه عشق او به تئاتر، به ویژه به نمایش شکسپیر، به 7 سالگی میرسد که برای همبازیها تئاتر میگذاشت. به زودی نام او به عنوان یک استعداد استثنائی بر سر زبانها افتاد.
ولز پس از جدایی پدر و مادر زندگی مستقلی در پیش گرفت و در 16 سالگی به تنهایی به دوبلین (ایرلند) سفر کرد و از آنجا که مصمم بود وارد کار تئاتر شود، نزد مدیریت بنگاه تئاتری گیت Gate خود را از هنرپیشگان معروف نیویورک معرفی کرد و توانست روی صحنه برود. یک سالی در دوبلین تئاتر کار کرد و تجربه اندوخت.
ولز در بازگشت به آمریکا مدتی به تجربهآموزی در زمینههای گوناگون روزنامهنگاری، نقاشی و تئاتر پرداخت و عاقبت در سال 1934 با ورود به تئاتر فدرالFederal نیویورک کار حرفهای خود را آغاز کرد. او در کارگردانی تراژدیهای شکسپیر به نوآوریهای جسورانه دست زد و خود با هیکل درشت، پیشانی بلند، نگاه خیره و عمیق، صدای بم و خشن در قالب نقشهای حماسی به روی صحنه رفت.
ولز در کنار کار تئاتری خود با شبکه رادیویی CBS همکاری داشت و بر پایه آثار مهم ادبی، برنامههای رادیویی تهیه میکرد. او در تهیه برنامهها ذوق و جسارتی بیسابقه نشان داد به طوری که امکانات بیانی رسانه رادیو را به مراتب افزایش داد. او با پخش یک اقتباس رادیویی از داستان "جنگ دنیاها" در سراسر آمریکا ولوله افکند.
شهرت ناگهانی اورسن ولز به هالیوود هم رسید و استودیوهای بزرگ سینمایی بر آن شدند که این جوان اعجوبه را به سینما بکشند. سرانجام کمپانی معروف RKO موافقت ولز را جلب کرد. طبق قراردادی که با ولز بسته شد، او در انتخاب درونمایه فیلم، هزینه تولید، گزینش همکاران و روش کار آزادی مطلق داشت. او تمام آنچه یک هنرمند جوان و نوجو آرزو داشت را به دست آورده بود.
هالیوود از اورسن ولز انتظار معجزه داشت. ولز سرانجام داستان "همشهری کین"، نوشته هرمن منکیهویچ را انتخاب کرد. فیلمبرداری "همشهری کین" آخر ژوئیه 1940 شروع شد و ظرف 15 هفته به پایان رسید. این فیلم یک بیوگرافی سینمایی است که به سبکی زنده و پویا، در جریان چندین "برگشت به گذشته" روایت میشود.
این فیلم، هوایی تازه به سینمای آمریکا دمید. "همشهری کین" در زمان خود با واکنش بیسابقهای روبرو شد که طنین اجتماعی آن را چند برابر کرد. هنگامی که فیلم در نیمه سال 1940 آماده شد، ویلیام راندولف هرست میلیاردر معروف و یکی از اربابان واقعی شبکههای رسانهای در آمریکا از طریق ایادی خود در هالیوود باخبر شد که فیلم از زندگی او مایه گرفته است. تحقیقات بعدی او این شایعه را قوت بخشید.
هرست تصمیم گرفت به هر قیمتی جلوی نمایش فیلم را بگیرد. او تمام هالیوود را زیر فشار گذاشت و به شبکه وسیع مطبوعات زیر فرمان خود دستور داده بود که برای فیلم آگهی تبلیغاتی چاپ نکنند، از این رو فیلم بدون تبلیغ وسیع و در سالنهایی محدود به نمایش در آمد و از نظر تجاری با شکست سنگینی روبرو شد. عواقب این شکست برای اورسن ولز فاجعهبار بود.
ولز کارگردانی دومین فیلم خود به نام "امبرسونهای باشکوه" را در اوایل سال 1942 شروع کرد. داستانی که به او پیشنهاد شد یک درام خانوادگی سطحی بود که ولز موفق شد با پرداختی خلاق و جسورانه از آن فیلم اجتماعی نیرومندی بیرون بکشد که انحطاط و سقوط یک خانواده اشرافی را در سالهای اوایل قرن بیستم ترسیم میکند. این فیلم با جریان مسلط در سینمای هالیوود ناهمساز بود و نتوانست رضایت رئیس کمپانی RKO را جلب کند.
ولز میکوشید با تهیه برنامههای رادیویی و شوهای تئاتری برای تولید یک فیلم، بودجهای فراهم کند. سرانجام به ساختن فیلمی به عنوان "بیگانه" 1946 دست زد تا به خیال خود با یک موفقیت بزرگ هم به اوضاع مالی خود سروسامان دهد و هم نظر هالیوود را به سوی خود جلب کند. اما حاصل کار از هر نظر بیفایده بود.
ولز پس از گردآوری اندکی پول از طریق بازیگری در اروپا و فیلم "اتللو" را شروع کرد که داستان تولید آن یکی از ماجراهای غمانگیز تاریخ سینماست. او این فیلم را طی 4 سال در کشورهای گوناگون جلوی دوربین برد. هر وقت از هنرپیشگی پولی عایدش میشد، چند پلانی فیلمبرداری میکرد. ولز در نهایت اما به گونهای معجزهآسا در خلق فضایی تراژیک موفق بود. "اتللو" در جشنواره کن سال 1952 مورد تحسین فراوان قرار گرفت.
اورسن ولز در سال 1956 به آمریکا برگشت و نخست برای بهبود اوضاع مالی خود در چند فیلم بازی کرد تا این که در سال 1958 چارلتون هستون، بازیگر نامی، موفق شد کمپانی یونیورسال را متقاعد کند که کارگردانی فیلم "نشانی از شر" را به ولز بسپارد. داستان فیلم حول رقابت دو پلیس آمریکایی و مکزیکی در یک شهر کوچک مرزی دور میزند.
ولز در سال 1959 به اروپا برگشت، در چند فیلم سینمایی شرکت کرد و در دوبلین به روی صحنه تئاتر شکسپیر رفت. در سال 1962 موفق شد یک تهیهکننده فرانسوی را به سرمایهگذاری بر "محاکمه" اثر معروف فرانتس کافکا راغب کند. این فیلم یکی از کاملترین فیلمهای ولز و الگویی آموزنده برای برخورد خلاق با یک اثر ادبی است.
ولز پس از درخشش نخستین در "همشهری کین"، تا پایان عمرش زیر فشارها و محدودیتهای شدید کار کرد. او در نهایت فیلمهایی کارگردانی کرد که از اندازهی نبوغ و خلاقیت او کوچکتر بودند. از آنجا که او همچنان بازیگری توانا شناخته میشد، سعی کرد از درآمد هنرپیشگی برای ساختن فیلم پول فراهم کند؛ اما این ترفند فرجام خوشی نداشت.
ناگفته نماند که اورسن ولز تنها یک بار موفق به دریافت جایزه اسکار شد. در مراسم اسکار سال 1942 فیلم "همشهری کین" که نخستین فیلم سینمایی او بود، در 9 رشته نامزد جایزه شد، اما "آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا" تنها برای فیلمنامه فیلم به اورسن ولز جایزه داد.
اورسن ولز اگر چه پس از "همشهری کین" حدود ده فیلم دیگر کارگردانی کرد، اما باید اذعان داشت که هرگز نتوانست از درخشش خیرهکنندهی فیلم اول خود فراتر برود. بیشتر توش و توان سینمایی او در بازی در فیلمهای متوسط برای سینماگران دیگر به هدر رفت و سنگاندازیهای سرمایهگذاران و تهیهکنندگان فیلم سبب شد که خلاقیت او آنطور که باید و شاید شکوفا نشود. این سینماگر بزرگ دهم اکتبر 1985 درگذشت.