
فرادید؛ تاکنون چندبار درباره راههای جدید فلسفی که شادی بیشتر، اعتمادبهنفس غنیتر و موفقیت پربارتر در زندگی را تضمین میکنند، چیز خواندهاید یا به برنامههای کاربردیای برخوردهاید که مدعی هستند میتوانند اراده، توجه و خلاقیت شما را ارتقاء دهند؟ من که شمارش از دستم خارج شده است، اما میدانم هر زمان که با این محتواها مواجه میشوم، ندایی در درونم فریاد میزند: «آیا تا به حال کسی بوده که بیاید و بگوید این روشها برایش سودمند بوده است؟»
به گزارش فرادید به نقل از دیلیمیل، من روزنامهنگار علم با تخصص در مغز هستم. دلیلی که توصیههای خودیاری را ناامیدکننده میدانم آن است که میدانم راههایی برای برطرف کردن مشکلات زندگی وجود دارد که واقعاً کار میکند. من هزاران متخصص علم تغذیه، تحلیلگران رفتار، آناتومیستها، متخصصان علوم اعصاب، روانشناسان و متخصصان علم ژنتیک را میشناسم که میلیونها ساعت وقت صرف کرده و راههایی را آزمون کردهاند تا ما بتوانیم به کمک آنها شادتر و بااعتمادبهنفستر شویم، شانس موفقیتمان را بیشتر کنیم و در نهایت، زندگی بهتری داشته باشیم.
ترفندهای علمی برای جوانسازی ذهن و جسم: چطور احساس شادی و جوانی کنیم؟
در مقاله قبلی به شما روشهای علمیای را معرفی کردم که میتوانید به کمک آن
«شریک زندگیتان را پیدا و حفظ کنید» امروز، در دومین مقالهام که بخشهایی از کتاب جدیدم است، به شما آخرین یافتههای علم اعصاب را معرفی میکنم که به کمک آنها میتوانید بهترین ابعاد زندگیتان را گسترش داده و احساس شادی و جوانی کنید.
جوانی و تناسب اندام در ذهن است
شما میتوانید با یک ذهنیت درست همه این چیزها را انجام دهید. همه اینها با اثر دارونما placebo effect مرتبط است. دارونماها قرصهای قندی هستند که در آزمایشهای بالینی برای مقایسه اثرگذاری داروهای متفاوت استفاده میشوند. دارونماها مواد اولیه فعال ندارند و بنابراین هیچ تأثیری نباید داشته باشند. بااینحال، مطالعات زیادی نشان دادهاند که دارونماها اغلب میتوانند تغییرات چشمگیری مانندِ تحریکِ آزادسازی مسکنهای طبیعی و پایین آوردن فشار خون ایجاد کنند – همه اینها به دلیل انتظارات ما ایجاد میشود.
ذهن آنقدر اسراسرآمیز است که حتی وقتی به افراد گفته میشود آنها فقط دارونما مصرف کردهاند باز هم اثرات ادامه پیدا میکند. قدرت دارونماها به رفتارهای ما گسترش پیدا میکند. برای مثال، یک مطالعه نشان داد گلفبازهایی که فکر میکردند از یک چوگان حرفهای استفاده میکنند، دقت بالاتری به خرج میدادند. بههمینترتیب، افرادی که فریب میخوردند عینکهای آفتابیشان یک برند تجملی است، راحتتر از سایرین میتوانستند نوشتههای ریز را در تابش شدید نور آفتاب تشخیص دهند.
حتی اثر کافئین هم تاحدی میتواند به دلیل انتظارات شما باشد: آب خالص، در صورتی که به شما گفته شود حاوی کافئین است، میتواند هشیاری شما را افزایش داده و فشار خون را بالا ببرد. نتیجه نهایی این است که دو نفر میتوانند ژنها و سبک زندگی همسان داشته باشند، اما یک نفر، فقط به لطف افکارش، میتواند در نهایت زندگی سالمتری داشته باشد. بعضیاوقات اثرات [اثر تفکرات]میتواند بسیار چشمگیر و باورنکردنی باشد.
محققان در آمریکا تناسب بدن 84 نظافتچی هتل را بررسی کردند. برای آنکه ذهنیت آنها را دستکاری کنند به نیمی از آنها اطلاعات دقیقی درباره مطالبات جسمانی کارشان، مانند اثر جاروبرقی کشیدن در سوزاندن 200کالری در ساعت، دادند. یکماه بعد، نظافتچیهایی که این اطلاعات را دریافت کرده بودند در حدود 1کیلوگرم وزن کم کرده و میانگین فشار خون آنها پایین آمده و به حد طبیعی رسیده بود؛ این درحالی بود که آنها در طی این مدت رژیم غذایی خود را تغییر نداده و فعالیت اضافی در خارج از محیط کار نداشتند. گروه دیگر هیچ تغییری را گزارش نداد.

این ارتباط شگفتانگیز ذهن-بدن میتواند به دوندگان مارتن کمک کند تا از به اصطلاح «برخورد با دیوار» که به خستگی ناگهانی و افت ناگهانی انرژی دونده در ورزشهای استقامتی اشاره دارد، اجتناب کنند. مطالعهای که بروی زنان و مردان ورزشکار انجام شد نشان داد افرادی که فقط انتظار داشتند این وضعیت را تجربه کنند، احتمال تجربه آن را افزایش میدادند؛ و یک خبر خوب برای تنبلها. یک مطالعه کوچک، اما شایانتوجه که توسط برایان کلارک در دانشگاه اوهایو انجام شد نشان داد که شما حتی بدون حرکت دادن یک انگشت میتوانید اندامتان را متناسبتر کنید. تیم او از یک قالب برای بیحرکت نگهداشتن دست و مچ 29 داوطلب به مدت 4ساعت در هفته استفاده کرد. نیمی از گروه برای 10دقیقه در روز بیحرکت میماند و فقط تصور میکرد که دارد با دست بیتحرک تمرینهای ورزشی انجام میدهد.
وقتی قالبها را جدا کردند هر دو گروه قوای مچ دست را از دست داده بودند، اما گروهی که خودش را در حال تمرین کردن تصور کرده بود، 50درصد کمتر از گروه کنترل قوای مچ را از دست داده بود. فقط فکر کردن به ورزش کافی بود تا اعصابی که ماهیچهها را کنترل میکنند متناسب باقی بمانند.
نگرش مثبت همچنین میتواند شما را به لحاظ جسمانی جوانتر نگه دارد. نخستین سرنخها درباره ارتباط تفکر مثبت و جوانی در سال 1922 و وقتی ظاهر شد که یک گروه از افراد بازنشسته به یک صومعه فرستاده شدند و از آنها خواسته شد در این مکان طوری رفتار کنند که گویی 22سال از سنشان جوانتر هستند. این مکان طوری تزئین شده بود که به نظر برسد سال 1959 است و مکان پر بود از موسیقی، فیلم و یادگارهایی از همان دوران.
بعد از فقط 5 روز دردهای مفصلی بازنشستگان بهبود یافته بود، آنها راستقامتتر شده بودند و نتیجه تست هوش آنها نشان میداد که هشیارتر از قبل هستند. از آن زمان تاکنون، پژوهشگران دیگر نشان دادهاند افرادی که به پیری به شکلی مثبت فکر میکنند، در حدود 7سالونیم بیشتر از کسانی که پیری را با ضعف بدنی و خمودگی مرتبط میدانند، عمر میکنند.
بهنظر میرسد افرادی که باورهای بهتری نسبت به کهولت سن دارند، به استرس کمتر واکنش نشان میدهند و کمتر دچار التهاب میشوند که هر دو به این معنی است که آنها آهستهتر پیر میشوند و کمتر احتمال دارد که تغییرات مغزی مرتبط با بیماری آلزایمر را تجربه کنند.
کسب اعتمادبهنفس با گوش دادن به موسیقی
میدانستید که شخصیتتان میتواند تغییر کند؟ با توجه به اینکه یک باور رایج میگوید شخصیت ما بخش جداییناپذیر و تغییرنکردنی از هویت ماست، پذیرفتن اینکه شخصیتمان میتواند تغییر کند، شگفتیآور به نظر میرسد. این ایده را یک روانشناس به نام ویلیام جیمز در اواخر قرن 19مطرح کرد و استدلال کرد که شخصیت ما تا 30سالگی «مانند گچ» قالب میگیرد. امروز ما میدانیم که این تفکر صحیح نیست. شخصیت، به طور کلی، از آنچه که تصور میکردیم، منعطفتر است.
شکی نیست که بخشی از شخصیت ما به ژنهای ما مربوط است و محیطزیست، حتی در رحم مادر، روی آن اثر میگذارد. برای مثال شواهد نشان میدهد مادرانی که در دوران بارداری استرس دارند بیشتر احتمال دارد که کودکانی مضطرب به دنیا آورند. میزان قابلتوجهی از عوامل محیطی بر عواطف و احساسات ما در طول زندگی اثر میگذارند. محققان نتایج آزمونهای شخصیت را در افراد در سن 14سالگی و دوباره در سن 77سالگی سنجیدند و با هم مقایسه کردند و متوجه شدند شواهدی از ثبات ویژگیهای شخصیتی وجود ندارد.
اما ما میتوانیم به صورت خودخواسته و فعال نیز شخصیتمان را شکل دهیم. اگر به دنبال ارتقاء اعتمادبهنفس خود هستید، شاید ابتدا به یک قطعه موسیقی نیاز داشته باشید. دانشمندان مدتهای طولانی است که نشان دادهاند موسیقی، به خصوص موسیقی با صدای بلند، میتواند ابعادی از رفتار ما، شامل اعتمادبهنفسمان، را بهبود ببخشد.
این تاحدزیادی به برانگیختگی مرتبط است. برانگیختگی در این بافت به وضعیت ارتقاءیافتهای اتلاق میشود که در آن بدن و مغز هشیارتر و احساسات شدیدتر هستند. بعضی اوقات اعتمادبهنفس توسط یک موسیقی خاص فعال میشود، زیرا هر دو در مغز با هم مرتبط هستند. موسیقی ورزشی میتواند در فرد تجربه قدرت را ایجاد کند، زیرا معمولاً با رویدادهای رقابتی که با بردن مرتبط هستند، جفت میشود. تجربه قدرت برای احساس اعتمادبهنفس ضروری است.
زمانهایی که احساس قدرت میکنیم، «عملکردهای اجرایی» -- چیزهایی مثل توانایی در بروزرسانی اطلاعات ذهنی، تفکر انتزاعی یا دیدن ِ تصویر بزرگتر و بهطور خلاصه تمام چیزهایی که ما را بااعتمادبهنفستر میکنند -- در ما افزایش پیدا میکند. پس به دنبال ترکهای موسیقی باشید که احساس قدرت را با افزایش آدرنالین در شما ایجاد میکنند.
نویسنده: Helen Thomson
ترجمه: سایت فرادید