عاقبت بخیری، نتیجۀ لحظاتی تفکر!

نمونه بارز و انکارناپذیر تعقل و تفکر ‌را می‌توان در نهضت عاشورا دریافت، آن‌جا که حر بن یزید ریاحی با یک لحظه تفکر و اندیشه، حق را دریافت و سعادت ابدی را به دست آورد، اما در همان صحنه افرادی بودند که سال‌ها نماز و روزه مستحبی و شب ‌زنده داری را در کارنامه خویش داشتند، اما چون از سر اندیشه نبود، هیچ سودی برایشان نداشت

عاقبت بخیری، نتیجۀ لحظاتی تفکر!

نمونه بارز و انکارناپذیر تعقل و تفکر ‌را می‌توان در نهضت عاشورا دریافت، آن‌جا که حر بن یزید ریاحی با یک لحظه تفکر و اندیشه، حق را دریافت و سعادت ابدی را به دست آورد، اما در همان صحنه افرادی بودند که سال‌ها نماز و روزه مستحبی و شب ‌زنده داری را در کارنامه خویش داشتند، اما چون از سر اندیشه نبود، هیچ سودی برایشان نداشت.

«تفکّر» که در لغت به معنای اندیشیدن است، با تأمّل و تدّبر، هم معناست. اهمیت بحث «تفکّر» از دو جهت است: نخست اینکه تفکّر، خود، عبادتی بزرگ، بلکه از بهترین عبادتهاست، تا آنجا که حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «تفکر ساعة خیر من عبادة سنة انما یتذکر اولوالألباب» (بحارالانوار، ج 68، صفحه 327) ساعتی اندیشه از سالی عبادت بهتر است. همانا تنها خردمندان درک می کنند. دوّم آن که عبادت واقعی و ارزشمند، با تأمّل و اندیشیدن توأم است و زیباترین پرستش را انسانهای اندیشمند و خردمند انجام می دهند.


منابع تفکّر

اثر مهمّ دیگر اندیشه، سلامت و خوش عاقبتی در کارهاست، چرا که شخص خردمند با تدّبر و تأمّل پیرامون کارها و برنامه های خویش تلاش می کند تا آفتها و پیامدهای ناهنجار را شناسایی و دفع نماید، از این رو، کمتر دچار زیانهای مادی و معنوی می گردد و به ندرت گرفتار لغزش و اشتباه می شود.
دین مقدّس اسلام علاوه بر ارج نهادن به فکر و اندیشه، راه تفکّر صحیح را نیز به بشر نشان داده است، تا پیروان خویش را از آلودگی به افکار پلید و بیهوده باز دارد.


قرآن ما را به تفکّر در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز و آفرینش روح و جسم انسان و بسیاری دیگر از مظاهری قدرت و حکمت خدا تشویق می کند تا به عظمت خدا و هدف از آفرینش اشیاء توجه کنیم و از این راه پرده غفلت را از جلو چشم خود کنار زنیم.
تفکر در مخلوقات نیز باعث می شود که انسان به عظمت و قدرت الهی بیشتر پی ببرد در حالی که تفکر در ذات خداوند به دلیل اینکه کمال بی انتهاست قابل حصول برای انسان با ظرفیت محدود نیست.


آثار تفکّر

تفکّر و اندیشیدن، آثار پرباری برای اندیشمند دارد و همان گونه که منابع تفکّر، فراوان و بی شمار است، آثار و فواید آن را نیز نمی توان شماره کرد. در اینجا به چند نمونه آن بگونه ای گذرا اشاره می کنیم:


الف ـ رأی درست

اوّلین اثر نیکوی تفکّر، به دست آوردن رأی پخته و درست پیرامون کار موردنظر است؛ زیرا متفکّر عجولانه عمل نمی کند و به قول معروف «بی گدار به آب نمی زند» بلکه با اندیشیدن پیرامون موضوع، راه حل صحیحی برای آن می یابد.


ب ـ مصونیّت از لغزشها

 شخص خردمند پیش از انجام هر کاری به فرجام آن می اندیشد، آرای دیگران را جویا می شود، تجربیات پیشینیان را به کار می بندد و پس از یک جمعبندی اندیشمندانه به کار اقدام می کند، از این رو، احتمال خطا و خسران در چنین کاری بشدّت کاهش می یابد و در برابر، بازدهی آن زیاد می شود.


ج ـ دعوت به نیکیها 

فکر و اندیشه صحیح، انسان را به بسیاری از نیکیها سوق می دهد و بسان محرّکی قوی، چرخ نیکوکاری را به گردش می اندازد.


د ـ سلامت و نیک فرجامی

اثر مهمّ دیگر اندیشه، سلامت و خوش عاقبتی در کارهاست، چرا که شخص خردمند با تدّبر و تأمّل پیرامون کارها و برنامه های خویش تلاش می کند تا آفتها و پیامدهای ناهنجار را شناسایی و دفع نماید، از این رو، کمتر دچار زیانهای مادی و معنوی می گردد و به ندرت گرفتار لغزش و اشتباه می شود.

 

یک سوال مهم

آیا تفکر و اندیشه بیشتر از عباداتی؛ مانند نماز، روزه و ... انسان را به خدا نزدیک می‌کند؟
آنچه در پرسش مطرح شده مضمون روایتی است که علی (علیه السلام) از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله) نقل کرده است: «اذا اکتسب الناس من أنواع البر لیتقربوا بها الى ربنا عز و جل فاکتسب أنت من انواع العقل تسبقهم بالزلفة و القرب »؛[1] یا علی، آنچه را که مردم از راه نیکی‌های مختلف به دست می‌آورند تا به پروردگار ما تقرب جویند، تو آن‌را از طریق تعقل کسب کن و از این طریق بر آنان پیشی‌گیر در نزدیک شدن به پروردگار.


این سخن، اگر چه در منابع مشهور روایی شیعی وجود ندارد، اما در برخی منابع می‌توان آن‌را یافت و علاوه بر آن، این روایت، حتی اگر سند نیز نداشته باشد قابل پذیرش است؛ زیرا روایات فراوانی وجود دارد که محتوای آن ‌را تأیید می‌کند؛ مانند:


1.«تَفَکُّرُ سَاعَةٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَة»؛[2] یک لحظه تفکر برتر از یک شب بیداری (برای عبادت) است.
قرآن ما را به تفکّر در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز و آفرینش روح و جسم انسان و بسیاری دیگر از مظاهری قدرت و حکمت خدا تشویق می کند تا به عظمت خدا و هدف از آفرینش اشیاء توجه کنیم و از این راه پرده غفلت را از جلو چشم خود کنار زنیم.


2. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ لِی جَاراً کَثِیرَ الصَّلَاةِ کَثِیرَ الصَّدَقَةِ کَثِیرَ الْحَجِّ لَا بَأْسَ بِهِ قَالَ فَقَالَ یَا إِسْحَاقُ کَیْفَ عَقْلُهُ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَیْسَ لَهُ عَقْلٌ قَالَ فَقَالَ لَا یَرْتَفِعُ بِذَلِکَ مِنْهُ»؛[3] شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت همسایه ‌ای دارم که بسیار نماز می‌خواند، فراوان صدقه می‌دهد، بارها به حج رفته است، و هیچ اشکالی در کارش نیست. امام پرسید عقلش چگونه است، گفتم بهره چندانی از عقل (تعقل و اندیشه) ندارد. آن‌گاه امام فرمود، این اعمال باعث رشد و ترفیع او نمی‌شود.


بدیهی است که شب‌زنده داری برای عبادت کار بسیار پسندیده‌ای است، اما برتری تفکر به این جهت است که تفکر از اعمال روح و روان است و این برتری ‌اش بر اعمال جسمی روشن است، تفکر در عظمت خالق هستی، تفکر در نعمت‌هایش، اندیشه مرگ، عذاب جهنم و ... همچنین است آثار تفکر؛ به دلیل آن‌که بسا باعث توبه از گناهان شود و بندگی یک عمر را در پی داشته باشد؛ لذا از اعمال ظاهری با ارزش‌تر است.
نمونه بارز و انکارناپذیر تعقل و تفکر ‌را می‌توان در نهضت عاشورا دریافت، آن‌جا که حر بن یزید ریاحی با یک لحظه تفکر و اندیشه، حق را دریافت و سعادت ابدی را به دست آورد، اما در همان صحنه افرادی بودند که سال‌ها نماز و روزه مستحبی و شب‌زنده داری را در کارنامه خویش داشتند، اما چون از سر اندیشه نبود، هیچ سودی برایشان نداشت.


یک نکته

با وجود اهمیت تمام مطالب گفته شده، ولی باید به این نکته نیز توجه کرد که نباید به بهانه تفکر و تعقل، دست از واجبات و مستحبات برداشت؛ زیرا یکی از پیامدهای تفکر صحیح آن است که به توصیه‌های خدا که از راه پیشوایان دینی به ما رسیده است عمل کنیم. آنچه این روایت در صدد نفی آن است، درجا زدن در پوسته ظاهری دین و نپرداختن به لایه‌های درونی آن است.


--------------------------------------------------------
[1]. عراقی، ابوالفضل، المغنی عن حمل الاسفار، ص 102؛ مازندرانى، محمد صالح بن احمد، محقق، مصحح، شعرانى، ابوالحسن، شرح الکافی الأصول و الروضة، ج 1، ص 224
[2]. کوفى اهوازى، حسین بن سعید، الزهد، محقق، مصحح، عرفانیان یزدى، غلامرضا، ص 15
[3]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 1، ص 24



 


منبع : اسلام کوئیست
قیمت بک لینک و رپورتاژ
نظرات خوانندگان نظر شما در مورد این مطلب؟
اولین فردی باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید
ارسال نظر
پیشخوان