چون در روز غدیر از جانب حق به وسیله پیامبر ابلاغ شد که علی بن ابیطالب مظهر حق و تجلی گاه ولایت مطلقه الهیه است و مردمان تا روز قیامت، پس از پیامبر به حکومت، ولایت، ارشاد، هدایت، علم، بینش و حقیقتکرامت او در ظاهر و باطن زندگی نیاز دارند، و اتصال به صراط مستقیم الهی جز از طریق قبول ولایت، حکومت، امارت و حکم او ممکن نیست، برای رشد و کمال و تأمین خیر دنیا و آخرت مردم، به غیر توسل و تمسک به حبل ولایت او راهی نمیباشد.
خدای متعال چنین انسانی را با این همه کرامات و فضایل، پس از رحلت پیامبر با کرامت خود، جهت رهبری حکومت اسلامی، و بیان معارف الهی و ارشاد انسان در حیات معنوی، که در تمام زمانها مورد نیاز جهانیان است، انتخاب کرد و وی را تجلیگاه ولایت مطلقه قرارداد، و به فرمان مطاعش پیامبر را در روز غدیر مأمور به معرفی او فرمود:
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ» «1».
«ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبیطالب امیرمؤمنان علیه السلام] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرساندهای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه میدارد؛ قطعاً خدا گروه کافران را هدایت نمیکند».
شیعه، در نزول این آیه در روز غدیر، هیچ تردید و شکی ندارد، بزرگان اهل سنت همچون: سیوطی در جلد دوم «در المنثور» صفحه 298، شوکانی در جلد سوم «فتح الغدیر» صفحه 57، بدرالدین حنفی در جلد هشتم «عمدةالقاری» ص 584، فخر رازی در جلد سوم «تفسیر کبیر» صفحه 636، نظام الدین نیشابوری در جلد ششم تفسیر خود صفحه 170، آلوسی در جلد دوم «روح المعانی» صفحه 348، ابن صباغ در «فصول المهمة» صفحه 27، واحدی در «اسباب النزول» صفحه 150، شیخ سلمان بلخی در «ینابیع المودة» باب 39 و بسیاری دیگر از بزرگان آن قوم در کتب حدیث، تاریخ و تفسیر خویش آوردهاند که: این آیه در روز غدیر برای معرفی علی علیه السلام به ولایت، امامت، حکومت و ارشاد مردم نازل شده است. آیه شریفه:
«إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُونَ» «2».
«سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی [مانند علی بن ابیطالباند] که همواره نماز را برپا میدارند و در حالی که در رکوعاند [به تهیدستان] زکات میدهند».
به نقل امام فخر رازی در جلد سوم تفسیر کبیر صفحه 431، ثعلبی در کشف البیان، زمخشری در جلد اول «کشاف» صفحه 422، طبری در جلد ششم تفسیر صفحه 186، ابوالحسن ربانی در تفسیر، قُرْطبی در جلد ششم تفسیر صفحه 221، فاضل نیشابوری در جلد اول «غرائب القرآن» صفحه 461، واحدی در «اسباب النزول» صفحه 148، ابوبکر جصاص در تفسیر «احکامالقرآن» صفحه 542، حافظ ابوبکر شیرازی در «فیما نزل من القرآن فی امیرالمؤمنین»، قاضی بیضاوی در جلد اول تفسیر صفحه 345، ابن ابیالحدید در جلد سوم «شرح نهج البلاغه» صفحه 275، و بسیاری دیگر از بزرگان اسلام، از مفسران حدیث و تاریخ نویسان برای اثبات ولایت مطلقه علی علیه السلام که تجلی ولایت خدا و رسول است، در قرآن مجید نازل شده است.
چون در روز غدیر از جانب حق به وسیله پیامبر ابلاغ شد که علی بن ابیطالب مظهر حق و تجلی گاه ولایت مطلقه الهیه است و مردمان تا روز قیامت، پس از پیامبر به حکومت، ولایت، ارشاد، هدایت، علم، بینش و حقیقتکرامت او در ظاهر و باطن زندگی نیاز دارند، و اتصال به صراط مستقیم الهی جز از طریق قبول ولایت، حکومت، امارت و حکم او ممکن نیست، برای رشد و کمال و تأمین خیر دنیا و آخرت مردم، به غیر توسل و تمسک به حبل ولایت او راهی نمیباشد. آیه شریفه:
«الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِیناً» «3».
«امروز [با نصبِ علی بن ابیطالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم».
بنابر نقل سیوطی در جلد دوم «دُرّ المنثور» صفحه 256. و ابن کثیر در جلد دوم تفسیرش صفحه 14 و سبط ابن جوزی در تذکرة صفحه 18 و خطیب بغدادی در جلد هشتم تاریخ صفحه 290 و بسیاری دیگر از دانشمندان، بر پیامبر نازل شد و حضرت رسالت پناه از شدت خوشحالی فریاد زدند:
اللَّهُ اکبَرُ عَلی اکمالِ الدِّینِ وَ اتْمامِ النِّعْمَةِ وَ رِضا الرَّبِ بِرِسالَتِی وَوِلایةَ عَلِی بْنِ ابِیطالِبٍ بَعْدِی «4».
«اللَّه اکبر بر کمال دین و تمام نعمت و خوشنودی پروردگار به رسالت من و ولایت علی بن ابیطالب بعد از من» «5».
غدیر در نگاه دیگران
ماجرای روز غدیر و نزول آیه:
«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک ...» و آیه «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ».
را ارباب تاریخ از قبیل: بلاذری، ابن قتیبه، طبری، خطیب بغدادی، ابن زولاق، ابن عبدالبر، شهرستانی، یاقوت حموی، ابن اثیر، ابن ابی الحدید، ابن خلکان، ابن حجر، ابن صباغ، مقریزی، سیوطی، ابن هشام، قرمانی، دمشقی، نورالدین حلبی
و ائمه حدیث ازقبیل:
محمد بن ادریس شافعی، احمد حنبل، ابن ماجه، ترمذی، نسائی، ابویعلی، بغوی، حاکم نیشابوری، ابن مغازلی، ابن منده، خطیب خوارزمی، محب الدین طبری، حموینی، هروی، شیخانی، ابوعبداللَّه زرقانی، ابن حمزه دمشقی؛
و ارباب تفسیر از قبیل:
طبری، ثعلبی، ابوالسعود، فخررازی، ابن کثیرشامی، نیشابوری، سیوطی، آلوسی، خطیب شربینی؛
و ارباب علم کلام از قبیل:
قاضی ابوبکر باقلانی، قاضی عبدالرحمن ایجی، سید شریف جرجانی، بیضاوی، شمس الدین اصفهانی، تفتازانی، قوشجی؛
و ارباب لغت از قبیل:
ابن درید، ابن اثیر، حموی، زبیدی که از تاریخنویسان، حدیث شناسان، مفسران؛ متکلمان و لغویان بزرگ اهل سنّت هستند، به تقریر زیر، در کتب خود نقل کردهاند:
«روز غدیر در موضعی بین مکه و مدینه، در منطقه (جحفه) پس از بازگشت از حجةالوداع «6» رسول مکرم اسلام، مردم را جمع کرد؛ آن روز آنچنان هوا گرم بود که مسافران ردای خود را زیر پا انداخته بودند، دستور ساختن منبری را از جهاز شتران داد، سپس بر بالای آن رفت و به عموم مردم خطاب کرد و فرمود:
ای امت اسلام: آیا من از شما به شما اولاتر نیستم، همه گفتند: چرا، فرمود:
مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلی مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ «7».
من فکر نمیکنم بعد از آن همه آیه در قرآن که مصداق اتم و اکملش بر اساس صحیحترین روایات، و شهادت اهل اسلام، علی بن ابیطالب علیه السلام است، کسی از اهل سنت، شیعه، عقلای جهان، منصفان عالم و وجدان بیدار، شکی در مقام حضرت مولی الموحدین امیرمؤمنان علیه السلام پس از پیامبر داشته باشد، که شک کننده، جز مخالفت با قرآن و سنت، و غیر از معاند حق و حقیقت نیست.
علی علیه السلام برای اتمام حجت به اهل زمانش، و بویژه در زمانی که زمام حکومت را در اختیار گرفتند، و برای روشن بودن حق، برای تاریخ به مقامحقانیت و ولایت خود، در خطبه بسیار مهم «شقشقیه» اشاره فرمودهاند:
اما وَاللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ ابِی قُحافَةَ وَ انَّهُ لَیعْلَمُ انَّ مَحَلِّی مِنْها مَحَلِّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَی... «8».
«آگاه باشید، سوگند به خدا! که پسر ابوقحافه جامه حکومت پوشیده در حالی که با تمام وجود میدانست من هم چون قطب وسط سنگ آسیا سزاوار خلافت، حکومت، رهبری، ولایت و ارشاد مردم بودم، علوم و معارف از قلب من همچون سیل خروشان سرازیر میشود، هیچ پرواز کنندهای در عرصه علوم و معارف، به اوج بلندای دانش و بینش من نمیرسد،... من در برابر اهل زمان، جز صبر چارهای ندیدم، که اگر دست به حمله میبردم، اساس اسلام بر باد فنا میرفت، همانند آنکه خار در چشم و استخوان در گلو دارد، صبر پیشه کردم، در حالی که در برابر دیدگانم، میراث خودم را دستخوش تاراج میدیدم».
----------------------------------------------------------------
(1)-/ مائده (9): 67.
(2)- مائدة (9): 55.
(3)-/ مائده (9): 3.
(4)- بشارة المصطفی: 211؛ البلد الامین: 261؛ بحار الانوار: 37/ 156، باب 52.
(5)-/ برای اطلاع بیشتر در این زمینه میتوانید به کتابهای: الغدیر، عبقات، احقاق الحق، غایةالمرام و اکثر کتب روائی، تفسیری و تاریخی اهل سنت مراجعه نمایید.
(6)- حجة الوداع آخرین حج پیامبربزرگ اسلام بود که در سال 10 هجری صورت گرفت.
(7)- کافی: 1/ 293، باب الاشارة والنص علی امیرمؤمنان علیه السلام، حدیث 3؛ تهذیب: 3/ 263، باب 25، حدیث 66.
(8)- نهج البلاغه: خطبه 3؛ شرح نهج البلاغه: 1/ 151؛ امالی شیخ طوسی: 372/ مجلس 13.
برگرفته از کتاب بربال اندیشه نوشته استاد حسین انصاریان