عصر ایران؛ مهران کرمی- نمایندگان حامی استیضاح عبدالناصر همتی وزیر امور اقتصادی و دارایی به درستی به مشکل اصلی کشور پی بردهاند. آنها میدانند این که دلار در یک بازه کوتاه از 60 هزار به 95 هزار تومان میرسد طبیعی نیست (هر چند که به گمانم چندان هم غیر طبیعی نیست).
این که به دنبال سرکشی دلار نوبت به رقص قیمت سکه و طلا و پرواز قیمت خودرو و زمین میرسد هم از نگرانیهای نمایندگان محترم است (دستکم امیدوارم چنین نگرانییی داشته باشند) پس از جهشهای قیمتی کالاهای سرمایهای نوبت به کالاهای مصرفی میرسد که به سفره روزانه مردم ربط دارد. مردم شاید بتوانند بی ماشین سر کنند، بی خیال طلا و سکه و ارز شوند یا خانه خود را به نقطهای در دوردست و اطراف شهرها ببرند.آنها حتی اگر نخواهند و نتوانند لباسشان را شب عید نو کنند، ناگزیرند شبها لقمه نانی سر سفره ببرند. نمایندگان این را هم میدانند که باید وقتی به شهرستان شان یا میان مردم میروند با اعتراض این مردم مواجه میشوند.
برخی از آنها کاملا از مردم فاصله نگرفتهاند و هنوز بستگانی دارند که از همین مردم عادی به شمار میروند. آنها باید به این مردم یک عیدی بدهند و چه عیدی بهتر از آن که بگویند آی مردم مقصر اصلی مشکلات شما که اقتصاد کشور را بدین روز انداخته همین آقاست؛ عبدالناصر همتی.
مردم یادتان است که آقای همتی در انتخابات 1400 چطور به پروپای رقیب اصلی می پیچید و در مدت سه سالی که رقیبش رئیس جمهور بود با توییتهایش نمیگذاشت آب خوش از گلوی او پایین برود؟
نمایندگان طرفدار استیضاح حق دارند از آقای همتی عصبانی باشند و باید حقش را کف دستش بگذارند ولی استیضاح او ربطی به مشکل اصلی کشور ندارد.
نمایندگان محترم مجلس اگر به دنبال شناسایی ریشه مشکلات هستند باید آن را در جای دیگری جست و جو کنند. آنها اگر میخواهند همتی در اقتصاد موفق باشد باید به او اختیار بدهند او و همتیمی هایش در دولت بروند مذاکره کنند، تحریمها را بردارند و نان به سر سفره مردم بیاورند (اگر دیر نشده باشد).
آیا نمایندگان محترم بررسی کردهاند که پرواز دلار از چه زمانی شروع شد؟ آیا انتخاب دونالد ترامپ تاثیری نداشته یا انتخاب ترامپ هم زیر سر پزشکیان و همتی است؟
اگر کمی به حافظه میان مدتمان فشار بیاوریم (کاری به حافظه تاریخی ندارم) به یاد خواهیم آورد که تا اردیبهشت 97 با همه سختیها دولت حسن روحانی توانستهبود اقتصاد را مدیریت کند ولی خروج ترامپ از مذاکرات برجام به ناگهان همه مسیر عملکرد دولت وقت را تغییر داد.
در آن سال و سالهای بعد هم ما شاهد بودیم که صبح که از خواب بیدار میشویم ببینیم گه چگونه یک شبه ارزش داراییمان یک سوم و نصف شده. ما پیش از آن هم در دوره احمدینژاد شاهد همین بازی بودیم.
در دولت مرحوم آقای رئیسی که ترامپ نبود و این از بزرگترین خوشبختیهای دولت سیزدهم بود نیز از ابتدای ریاست جمهوری ایشان، باز دلار در چند ماه از 23 هزار تومان به 50 هزار رسید. این سوال را باید از دانشمندان مجلس پرسید که اگر دولت سیزدهم به عمر طبیعیش تا کنون ادامه میداد دلار الآن در چه سطح قیمتی بود؟
اگر خوش بینانه به نیت این نمایندگان نگاه کنیم آنها تک تیراندازهایی هستند که دقت شان در زدن هدف حرف ندارد اما مشکل شان این است که هدف را اشتباه گرفتهاند. آنها در تشخیص هدف دچار مشکل هستند و در نتیجه حتما به هدف نخواهند زد.
استیضاح وزیر اقتصاد در شب عید نه تنها مشکل معیشت مردم را حل نمیکند بلکه دولت و مدیریت کشور را دچار بحرانی میکند که همه چیز اقتصاد از دستش خارج شود(اگر هنوز خارج نشدهباشد). اما اگر نیت نمایندگان محترم استیضاح کننده صرفا انتقامگیری شخصی و جنگ سیاسی جناحی باشد چه؟ همه ما برخورد این نمایندگان و دوستانشان را با محمدجواد ظریف به یاد داریم.
شرح عملکرد این نمایندگان و طیف همدستشان در میانه میدان رویارویی ایران و امریکا نرخ تعیین کردن قصه تکراری و ملالآوری است که ریشه تاریخی و نشان توسعه نیافتگی بر پیشانی دارد.
کافی است به عملکرد منتقدان ترامپ در فردای انتخابات امریکا نگاه کنیم. با این که او دارد اساس سیاست خارجی امریکا را دگرگون میکند هنوز منتقدان او خاموش نشستهاند و اجازه میدهند تا مدتی از عملکرد او و به بار نشستن وعدههایش بگذرد و اگر موفق نشد آنگاه بر او حمله ببرند.
در ایران اما از روزی یکی به ریاست میرسد مخالفان دست به کار شده تا اجازه ندهند برنامههایش را به پیش ببرد و بعد هم که شکست خورد بگویند دیدید او بی عرضه بود و نتوانست هیچ یک از شعارهایش را عملی کند.