شناسه : ۳۰۹۴۹۱ - پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۱۱
حجتالاسلام فیرحی:
علامه نائینی اندیشمندی مدرن بود
گروه اندیشه: فیرحی در نشست نقد و بررسی کتاب «آستانه تجدد؛ شرحی بر تنبیه الامه علامه نائینی» گفت: علامه نائینی یک اندیشمند سیاسی مدرن بود و توجه به او در نگارش تاریخ معاصر ضرورت دارد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن
(ایکنا)، در نشست نقد و بررسی کتاب آستانه تجدد، که به همت سازمان انتشارات
جهاد دانشگاهی برگزار شده بود، پس از ارائه توضیحات مولف، حجتالاسلام و
المسلمین داود فیرحی، منتقدین حجتالاسلام و المسلمین کاظم قاضیزاده،
استاد دانشگاه آزاد اسلامی و عبدالله نصری عضو هیئت علمی دانشگاه علامه
طباطبایی به بررسی اثر یاد شده پرداختند.
در آغاز این نشست حجتالاسلام
فیرحی با بیان اینکه شرح رابطه دین و دولت به خصوص دولت جدید، در همه
کشورها مهم بوده است، گفت: اخیرا در جریان پایاننامهای در خصوص مقایسه
جان لاک و مخالفش فیلمر با علامه نائینی و شیخ فضلالله نوری بودم و در این
جریان ما متوجه شدیم که چقدر استدلالها و لحن فیلمر در مخالفت با مشروطه
مشابه لحن و استدلال شیخ است و اشکالات این دو از انتقال سلطنت به دولت
مدرن مشابه است و این نشاندهنده اشتراک در توجه به رابطه دین و دولت از
منظر هر دینی است. ما تا زمانی که نتوانیم رابطه دین و دولت مدرن را درک
کنیم، جامعه و دولت دموکراتیک بدون تنش نخواهیم داشت.
نفی تجدد، نفی سنت، آشتی میان این دو
وی
افزود: یک گروه دولت مدرن را نفی میکنند. این گروه به تجدد و دولت مدرن
علاقه ندارند و طرفدار سلطنتاند و شیخ فضلالله از این جمله است. گروه دوم
علاقهای به دین ندارد و به دنبال تفکیک دین و دولت است. هر دو جریان
ایرادی دارند. جریان سلطنتطلب اصل ضرورت زمانه دولت مدرن و زندگی را
نمیداند و نظریههای دوم هم مشکل را حل نمیکنند بلکه با جامعه مذهبی
درگیر میشوند.
فیرحی ادامه داد: نائینی به جریان سومی تعلق داشت و
معتقد بود عبور از سلطنت به دولت مدرن شرعی و ضروری است. نائینی دولتهای
سلطنتی را دولتنما دانسته و ذات دولت را امانتی و ذاتا مشروطه میپنداشت.
نائینی دولت، ملت و مذهب تشیع را مورد توجه قرار داده و از این رو توجه به
او برای نوشتن تاریخ معاصر ضرورت دارد.
استاد دانشگاه تهران با بیان
اینکه نائینی فقیهی اهل اصطلاح بود، گفت: فرض او این بود که مخاطباناش هم
همین طور بوده و از این رو تعابیرش موجز بوده و خواننده را دچار مشکل
میکرد. تلاش من این بود که قفل این کتاب را باز کنیم. این کتاب برای
دانشجویان و طلاب علاقهمند به سیاست نوشته شده است.
وی افزود: تلاشم
این بود که دیدگاهها و اصطلاحات نائینی را روشن بکنم تا وارد گفتگو با نسل
جدیدی شود که دولت مدرن برای او مهم است. انگیزه دوم من این بوده است که
به لسان و زبان کتاب فقهی و اصولی او توجه دهم. اندیشمندان معاصر ما بیشتر
با فلسفه و اخلاق گره خوردهاند، در حالی که نه اخلاق و نه فلسفه نمیتواند
قانونساز باشد. هنر نائینی این بود که فقه را به قانون بدل کرد و راهی
باز کرد که دانشهای فقهی به حقوقهای موضوعه منجر شوند. نائینی راه این را
باز کرد که قانون نوشته شود و به فتوا یا فرمانهای سلطنتی اکتفا نگردد.
فیرحی
افزود: نائینی معتقد بود که ما چارهای جز قانونمند شدن نداریم. نائینی
در آستانه تجدد است و این یعنی او یک نگاه به سنت و یک نگاه به تجدد دارد،
نائینی از درون سنت متجدد و از منظر تجدد، سنتی است.
نائینی، مانیفیستی دینی مشروطه
در
ادامه حجتالاسلام قاضیزاده، گفت: درباره نائینی و کتاب تنبیهالامه
همانطور که دکتر فیرحی فرمودند واقعیت این است که این کتاب مانیفیستی دینی
برای مشروطه بود. شاید بتوان گفت در قرون اخیر گاهی نگارش و نگرشهای فکری
متاثر از عرصههای عملی بوده است. برای مثال وقتی مصریها دیدند
نمیتوانند زیر سلطه عثمانی باشند، علی عبدالرزاق کتابی نوشت که امتناع از
خلافت را مورد نظریهپردازی دینی قرار دهد، همانطور وقتی نائینی با
استبداد روبرو شد، به عنوان فقیهی مبارز، خود را موظف به نظریهپردازی دید و
استدلالهای نائینی در این خصوص بدیع است.
وی افزود: اینکه او برای رای
اکثریت دلیلی شرعی میجوید و با اشاره به مقبوله عمر بنحنظله، حجیت رای
اکثریت را تحلیل میکند و خصوصا در دوران فعالیت نائینی، مخالفتهایی با او
میشود. به صورت عینی جامعه فعلی ما نیز میتواند کاملا با آن دوره مشابه
باشد و دیدگاههایی که امروز در خصوص رای مردم مطرح میشود را نوعی
بازتولید گفتمان رایج در دوران نائینی دانست.
قاضیزاده تصریح کرد:
نائینی نظریههای جدیدی در حوزه شرع و سیاست داشت. حرف نائینی به خاطر
جایگاه حوزوی که داشت به سادگی نمیشد نقد شود. شرح در دوران معاصر
میتوانست هم از سوی دوستان سنتی صورت گیرد و هم دانشگاهی و ویژگی آقای
فیرحی این است که دانش آموخته دانشگاه و حوزه است و از جهتی خود ایشان آشنا
با ادبیات حوزه و مجموعه دیدگاهها در دوران جدید نسبت به امر سیاسی
هستند.
فراتر از شرح است
در
ادامه نصری گفت: دو بحث اهمیت نائینی و ارزیابی شرح آقای فیرحی را باید از
هم تفکیک کرد. بحث نسبت دین با مدرنیته، صد سال است که مطرح است و حتی
امروز شدیدتر مطرح است. یکی از خلطها در این مسئله، خلط بین غرب فکری و
غرب سیاسی است. برخورد با غرب سیاسی با غرب فکری متفاوت است. مدرنیته در دو
حوزه اندیشه و عینیت وجود دارد و باید این دو را تفکیک کرد. این سوال مطرح
است که آیا از بعد فکری، تجدد یک کل است یا کلی؟
وی افزود: فردید به
کلی بودن غرب اعتقاد داشت که نحوه مواجه خاصی میطلبد و نائینی غرب را کل
وی دانست. برخی میگویند پذیرش امری غربی از قبیل اکل میته است. مواجهه
فکری با غرب کار سادهای نیست از دکارت تاکنون متفکران بزرگی وجود
داشتهاند و برخی اوقات ملاحظه میشود برخی متفکران غربی را مورد اهانت
قرار میدهند که آنها در واقع از این راه نان میخورند.
این استاد
دانشگاه ادامه داد: برخی نیز خوانش کهنهای از تجدد را دارند و تحول زمانی
آن را نمیبینند، نائینی مقتضیات جهان جدید را شناسایی میکند. مقولات
سازنده مدرنیته از جنس مقولات اعتباری هستند و این طور نیست که مشروطه
مثلا یک چارچوب فکری ثابت مانند مقولات اولیه داشته باشد.
وی افزود:
برخی مخالف اخذ مقولات غربی هستند در حالی که این مفاهیم اعتباری بوده و
اجزائی اصلی و فرعی دارند که میتوان اصول را پذیرفت و فروع را تغییر داد.
نائینی و آخوند متوجه شدند مشروطه اعتباری است و رکنهایی مانند
قانونگذاری دارد و دلیلی ندارد که کل مشروطه پذیرفته نشود.
نصری ادامه
داد: کار نائینی در میراث سنتی بسیار مهم است. ما فیلسوف قوی سیاسی
میبینیم، بحثهای ملاصدرا در خصوص سیاست بکر نیست. شما نهایتا از صدرا
مبانی هستیشناسی استخراج بکنید اما نخواهید توانست با این فلسفه به سوالات
اصلی سیاسی جواب دهید. کتاب نائینی یک شاهکار است و جای افسوس دارد که چرا
حوزههای ما به این کتاب توجه نکردهاند. حتی دانشگاههای ما هم توجه
نکردند. من میخواستم شرحی بنویسم دیدم آقای فیرحی این کار را انجام
میدهند که بسیار خوشحال شدم و میخواهم در این خصوص نکاتی را بگویم.
این
استاد دانشگاه ادامه داد: شرح فیرحی جامعیت دارد و فراتر از شرح است. یکی
از ضعفهای اساسی ما نشناختن متفکرانمان است. کتاب دکتر فیرحی صرفا شرح
نیست، بلکه نوعی تفسیر از منظر هرمنوتیکی است. بین خوانش یک فیلسوف و مورخ
فرق هست و خوانش ایشان فلسفی است. خوانش فلسفی مقید به متن نیست. کتاب
فیرحی تلاش کرده تا نائینی را با نائینی تفسیر کند و به متن امانتدار
باشد.
وی افزود: فیرحی به شرح مفاهیم پرداخته و مصطلاحات اصولی یا فقهی
را بر اساس برداشت خود نائینی بیان میکند. اشاره گذرای نائینی به تاریخ
جهان در این شرح به صورت دقیق مورد بحث واقع شده و خطوط نانوشته اثر نائینی
خوانده شده است و نگاه نائینی به تاریخ و تمدن مورد تدقیق واقع شده است.
ریشههای تاریخی فقه تنبیهالامه مورد توجه بوده و سیر تاریخی طرح مسئله
دیده شده است.
نصری تصریح کرد: توجه به بحث ملاک مشروطیت نائینی در این
کتاب بسیار مهم است که به پشتوانه مطالعات فیرحی در فلسفه سیاسی غرب است.
اصطلاحاتی مانند امانت، امانت نوعی و وکالت که اهمیت زیادی در اندیشه سیاسی
دارد، در این کتاب مورد توجه قرار گرفته و ماهیت حکومت که بحثی کلیدی است و
خوشبختانه نائینی به این مساله پرداخته مورد توجه فیرحی بوده است.
استاد
دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: بر اساس انصاف، کار بسیار دشوار بوده و
مفاهیمی گسترده در پیشزمینههای اخلاقی، اصولی و فلسفه بررسی شده است.
اختلاف مشروطه و مشروعهخواهان در فهم دین و تجدد به خوبی بررسی شده است.
ریشه هرمنوتیکی اختلافات دینی که بسیار مهم است مطمح نظر بوده است.
ناکامی نائینی در آشتی سنت و تجدد
قاضیزاده
در ادامه نشست گفت: من نکات مثبت کتاب را تیتر وار بر میشمارم، نام زیبای
کتاب، طرح این مطلب در دوران پختگی یک استاد، انتخاب تیترهای کمکی برای
فهم کتاب، منابع گسترده مورد استفاده، سرک کشیده به رشتههای مختلف علوم
انسانی که توانایی استاد را نشان میدهد، در نظر داشتن آثار مختلف مرحوم
نائینی، تقریر خوب و ریشههای دیدگاههای ایشان و استفاده از منابع در
تحلیل آرا فقهای دیگر از نکات حسن کتاب است.
وی ادامه داد: به لحاظ
شکلی یافتن یک شرح در کتاب دشوار است. بعضا نقد در صفحهای غیر از صفحه
متن آمده است و ای کاش نقد در ذیل متن شروع میشد.
این استاد دانشگاه
آزاد افزود: توضیحات استاد نسبت به خود کتاب خیلی زیاد و تقریبا ده برابر
کتاب است که سبب نمیشود کسی که میخواهد فقط کتاب را بخواند، راحت بتواند
این کار را انجام دهد. شرح بیشتر متناسب با شرح یک دوره فقه سیاسی است و ای
کاش برخی از توضیحات طبقهبندی میشد. بعضی از مطالب استاد هرچند خوب است،
اما شرح حساب نمیشود. مباحثی مانند اقسام حکمت، مبحث مبادی، ضروری دین و
... بسیار پرداخته شده است که در این میان تقریبا یک رساله از نراقی هم
آمده است. بحث زیارت جامعه جامعه، یقین و حقالیقین، ذکر علامت حقیقت و
مجاز آمده است که این مورد آخر مثلا ذیل حقیقت استبداد نائینی ذکر شده و
توضیحات زیادی از مباحث اصولی آمده که بهتر بود برخی از این مطالب نیاید تا
بتوان استفاده بیشتری شود. البته این انتقادات در مقابل حسنها به چشم
نمیآید.
وی ادامه داد: نائینی متاثر از شرایط اجتماعی زمان خود بود و
همین شرایط بود که اجازه نمیداد او در خصوص مشروعیت اصل حکومت سخن بگوید و
مشروعیت سلطنت را بررسی کند. از این رو نظریهپردازی نائینی با گذار از
سلطنتی است که به هر حال صورت گرفته و در این خصوص که چه کسی حکومت کند
نظریهپردازی نکرده و به این پرداخته است که چگونه باید حکومت شود. عنوان
کامل کتاب همین را میگوید، ترجمه این عنوان این است که تنبیه مردم و طریق
دینی در لزوم مشروطیت دولت منتخب برای اینکه ظلم کم شود و جامعه ارتقا
یابد. ایشان به اصل مشروعیت ادلهای ارائه نداده است و متاثر از اندیشه
مسلط شیعی بوده که امامان منصوب از جانب خدا حق حکومت دارند و در غیاب
ایشان هر حاکمی غاصب است.
قاضیزاده افزود: خیلی از نوشتههای کلامی
بحث حکومت غیرمعصوم در دوره غیبت را طرح نکرده و شرایط مورد نظرشان برای
حکومت شرایط امام معصوم است. نائینی به دنبال کم شدن ظلم بوده است و لذا در
اندیشه نائینی ولایت در حد حسبه در مقابل رای مردم قرار میگیرد. ما نباید
نظریه امامت در اندیشه شیعه را فراموش کنیم و باید ببینیم مواجهه با تجدد و
نظریه غدیر چگونه جمع میشود.
کتاب یک فهرست موضوعی جامع میخواهد
نصری
در ادامه گفت: یک کتاب خلاصه کوچک برای کسانی که نیازمند توضیحات کمترند
میتواند مشکل را کم کند. برخی معتقدند کتاب نائینی توجیهگر مشروطه بوده
است. من با این نظر مخالفم. آیا ما میتوانیم بگوییم حکومت آرمانی نائینی
چیست؟ کار مهم نائینی نظریه تقسیم حکومت است. او حکومت را به ملکیه و
ولایته تقسیم میکند. نائینی هم به چه کسی حکومت بکند و هم چگونه حکومت شود
توجه کرده است و همین باعث اضافه شدن حجم کتاب است. نائینی معتقد به تفکیک
به بحث امام و عصر غیبت بود که در اینجا شخص مشخص نشده و تنها صفات حاکم
ذکر شده است. هرچند نائینی نحوه انتخاب را توضیح نداده است. اگر نائینی
امروز بود به استقلال قوا و اذن فقیه به قوا معتقد بود.
وی ادامه داد:
در خصوص حجم کتاب باید دید مخاطبانش چه کسانی هستند. اما باید فهرست موضوعی
مفصلی برای کتاب تهیه شود تا مخاطب را راهنمایی کند.
وی ادامه داد:
اشاره به توپ بستن شدن مجلس و جزییات در این خصوص نیامده است که این واقعه
انگیزه نائینی برای نوشتن این کتاب شد. همچنین در برخی جاها مانند بحث
شورا، یا نقش شیخ در متمم قانون اساسی بایدبیشتر توضیح داده میشد. نائینی
میخواست کتابی در شرح نامه به مالک بنویسد.
کامیابی اندیشه نائینی
در
ادامه فیرحی گفت: قدما از توحید به بحث نبوت، امامت و مباحث سیاسی
میپرداختند که این بحث در نائینی وارونه شده و بحث از سیاست شروع میشود و
از طبقهبندی تملیکی و امانتی آغاز کرده و به امامت میرسد. او جز
مدرنهاست، زیرا اصالت را به جامعه میدهد و امامان و عصمت را بهترین کسان
برای اخذ امانت عنوان کرده و میگوید چون چنین کسی وجود ندارد، بحث قانون
ذکر میشود و از همین رو امامت را به استقلال بحث نمیکند.
فیرحی در
پاسخ به سوال خبرنگار ایکنا مبنی بر اینکه ارزیابی او از نظریه نائینی در
توفیق نسبت به آشتی سنت و تجدد، گفت: تلاش نائینی موفق است، چون او بحث را
در آن دوره به سمت قرارداد میبرد. مرحوم شهید نوری اعتراض میکند قرارداد
شدنی نیست و نائینی ایده قرارداد ناقص را مطرح میکند. جالب است که همین دو
سه ماه قبل اولین جایزه نوبل به اقتصاددانانی داده شد به این خاطر که
قرارداد ناقص را مطرح کرده بودند و نائینی این را صد و بیست سال پیش گفته
بود.
وی ادامه داد: او معتقد بود معصوم هم به واسطه عصمت محق حکومت است
نه شخص. نائینی روی قانون اساسی متمرکز میشود، نائینی البته ایرادهایی
داشت. مشکل نائینی اینجاست که نسبت قوه قانونگذاری و قضایی را مشخص نکرده
است. نائینی برداشتی از شورا دارد که من جایی ندیدهام، او شورا را به امام
معصومِ حاکم هم تسری داد و شرط حکومت امام را به شورا دانست و اینکه در
حکومت نظر شورا باید بر نظر امام حاکم مسلط باشد و او این را با استناد به
آیه شورا در قرآن بیان کرده است. از نظر نائینی امام هم باید به رای شورا
عمل کند و نتیجهای که نائینی میگیرد، این است که مکانیسم تصمیم اهمیت
دارد نه درستی تصمیم. نائینی جزو متفکران به غایت فرمالیست است. او معتقد
است اگر اکثریت رای دادند حاکم ملزم است. ادبیات رای نائینی حتی مدرنتر از
ادبیات طالقانی و صدر است.
گفتنی است این نشست عصر دیروز، 10 بهمن برگزار شده بود.