مقدمه
اهمیت مسئله تقریب، بر هیچ کس پوشیده نیست؛ حتی عالمان پیشین شیعه و سنّی، با بررسی مبانی فقهی، تفسیری، کلامی و...، در جهت تحقق آن کوشیده اند، چراکه آنها به این نکته اساسی واقف بودند که یکی از راه های مهم در تقریب بین مذاهب، بررسی منابع و مبانی فقه تطبیقی است.کشف این واقعیت که اختلاف زیادی میان نظرات پیشوایان مذاهب گوناگون وجود ندارد، نقش مهمی در تقریب بین مذاهب ایفا می کند. در این نوشتار، موانع و راه های تقریب مذاهب اسلامی بررسی و نقد می شود.
تقریب مذاهب
مقصود از تقریب این است که علمای هر مذهب، درباره مذاهب دیگر مطالعه کنند تا به این نتیجه برسند که همه آنها در اصلِ اعتقادات، یعنی اسلام، اشتراک نظر دارند. همه مسلمانان در اصلِ اسلام، یعنی اعتقاد به خدا و وحدانیت او، نبوت پیامبر و اعتقاد به معاد با یکدیگر مشترک اند. بنابراین، تقریب بین مذاهب اسلامی تقریب بین آنها، از راه بحث های علمی ، کلامی، تفسیری، حدیثی، اصولی، فقهی و... است. تحقق این امر به اجتماع عالمان مذاهب اسلامی در مکانی واحد، و طرح مسائل نظری اجتهادی در محیطی صمیمی، برای دستیابی به حقایق و واقعیت های اسلامی، و نشر نتیجه بحث ها بین پیروان است. هدف از تقریب مذاهب اسلامی این است که مسلمانان خود را امت واحده بدانند: «ان هذه امتکم امة واحده و انا ربکم فاعبدون».1
پیشینه وحدت و تقریب
سابقه وحدت اسلامی، به آغاز دین اسلام باز می گردد که میان صحابه رسول خدا اختلاف و منازعه پیدا می شد و قرآن، مسلمانان را از آن منع می کرد. از جمله در جنگ احد که خداوند در سوره آل عمران فرمود: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا».2 تأکید بر وحدت و پرهیز از اختلاف نشان وقوع تفرقه میان آنهاست.
تاریخ اسلام پس از رسول اکرم(ص) تا به امروز، شاهد اختلاف و تفرقه میان مذاهب اسلامی بوده است. در واقع،
تاریخچه تقریب در بعد علمی، فرهنگی و عقایدی، به اواخر سده سوم3 و پس از آن باز می گردد. عالمان آن زمان، اهمیت مسئله را درک کرده، بر آن تأکید زیاد داشته اند.
تقریباً از اواخر سده سیزدهم به بعد، چند تن از علمای بزرگ، مسلمانان را به وحدت دعوت کردند که در میان آنها مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی و شاگردان او شاخص اند. حدود نیم قرن پیش در قاهره، مرکزی به نام دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه تأسیس شد و به جای وحدت یا اتحاد اسلامی، عنوان تقریب بین مذاهب را برگزیدند که گویای حفظ مذاهب و نزدیکی آنهاست.
در واقع جنبه مذهبی، علمی و فرهنگی آن پررنگ تر از جنبه سیاسی اش است.
عناصر تقریب
در واقع می توان، اهمّ عناصر تقریب را بدین صورت بیان کرد:
1. پیروان مذاهب، دارای دین واحدی هستند و در اصول اساسی اسلام(توحید، نبوت، معاد) اختلافی ندارند؛ ولی اگرچه در بحث های کلامی، اصولی، فقهی، حدیثی و تفسیری اختلاف دارند؛ اما اختلاف آنها در اصول اعتقادی نیست. بر این اساس، می توان به این مطلب اشاره کرد که اختلاف عالمان مذاهب در مسائل نظری فرعی است که بر اساس اجتهاد، تجویز شده است؛ چراکه «ان للمجتهد المصیب اجران و للمخطی اجر واحد»؛ اگر نظر مجتهد مطابق با واقع باشد، دارای دو پاداش و اگر مطابق با واقع نباشد، دارای یک پاداش»4. بنابراین هر یک از آنها باید یکدیگر را در مسائل اختلافی معذور دارند و برابر یکدیگر صف آرایی نکنند. علاّمه شرف الدین موسوی، نویسنده المراجعات5، اختلاف میان شیعه و سنی را اختلاف میان دو مجتهد از یک مذهب، در استنباط یک حکم از منبع اجتهادی می داند.
2. توجه پیروان مذاهب به اشتراک آنان بر اعتبار منابع و مبانی اجتهادی کتاب و سنت که در زمان رسول خدا وجود داشته و احکام شرعی حوادث واقعه از آنها استخراج می شده است.
3. اعتقاد به این مسئله که تقریب مذاهب اسلامی در عصر کنونی امری ضروری است؛ چرا که دشمنان اسلام از هر سو مسلمانان را احاطه کرده اند.
4. انتخاب شیوه های پسندیده پیشوایان مذاهب، در بحث ها و مناظره ها، از سوی پیروان مذاهب.
5. اذعان به این مطلب که در شرع، بی دلیل قاطع و روشن، نمی توان پیروان دیگر مذاهب را تکفیر کرد، چراکه همه به اسلام اعتقاد دارند.
6. جمع آوری روایات و احادیثی که از نظر سند، مورد پذیرش است. همچنین گردآوری روایاتی که در الفاظ یا مضمون اشتراک دارند و در مبانی و مصادر همه مذاهب موجوداند و نیز شناسایی راویان ضعیف و جاعلان حدیث در مذاهب و نقد و ابطال آنها. همچنین عرضه روایات متعارض بر کتاب خدا و اصول مسلّم شریعت.
عوامل مطلوبیت تقریب
در تحقق تقریب، عوامل گوناگونی دخیل اند که برای نمونه می توان به این موارد اشاره کرد:
1. ارتباط مستمر و همیشگی بین عالمان مذاهب و مطرح کردن مسائل علمی، اعتقادی، فقهی، حدیثی و...
2. ایجاد فرصت برای پیروان مذاهب، برای طرح آرا و نظرات.
3. دوری علمای مذاهب از جمود، تحجر و ...، نیز برخورداری از حسن نیت و سعه صدر، در مقام تخاطب و تبادل آرا و نیز مراجعه به مبانی اسلامی که بر اقامه اجتماعات، بر اساس برادری تأکید دارند: «انماالموءمنون اخوة»6.
4. اعتبار قضیه تقریب به عنوان مسئله ای جدی و نه صوری، و نیز عوامل دیگری همچون پیروی از سیره عملی پیشوایان مذاهب و پیروان آنها و... که این مجال کوتاه،فرصت پرداختن به آنها نیست.
موانع تقریب مذاهب اسلامی
عوامل بازدارنده تقریب و وحدت مسلمانان دوگونه اند:
الف. موانع داخلی
ب. موانع خارجی
دسته نخست ناشی از خود مسلمانان است که عبارت است از:
1. تعصب شدید؛ مذهب گرایی افراطی که عامل مهمی در دور نگه داشتن مسلمانان از تلاش برای نزدیک ساختن دیدگاه هایشان است.
2. جهل و ناآگاهی مسلمانان از مذاهب دیگر که مانعی عمده، بر سر راه وحدت آنان به شمار می رود.
3. سیاست های حاکم بر دنیای اسلام در گذشته و حال، و نیز پیدایش حکمرانان متعدد و سلسله های رقیب، طی سده های مختلف در جهان اسلام.
اما درباره دسته دوم (موانع خارجی)، در گذشته به علت نفوذ و مداخله ادیان دیگر، برخی احادیث جعلی به کتاب های اسلامی راه یافته و بیگانگان از همین روزنه، در تشدید اختلافات میان مسلمانان بهره می بردند.
در عصر حاضر، دشمنان خارجی به هر وسیله ای متوسل می شوند، تا اختلافات و فاصله میان مسلمانان را زیاد سازند. برای این منظور، امکانات گوناگون را در اختیار پیروان مذاهب قرار می دهند تا در مقابل یکدیگر صف آرایی کنند.
راه های تقریب مذاهب
برای اینکه تقریب مذاهب به صورت عملی جلوه گر شود، در آغاز باید مردم را آگاه ساخت؛ به گونه ای که اشخاص حس کنند که پیروان سایر مذاهب، همانند او مسلمان هستند؛ در این صورت، تفرقه از میان رفته، اختلاف دیدگاه ها جایگزین آن می گردد.کسانی که با طرح مسائل اختلافی، بین مسلمین بدبینی ایجاد کرده، آنها را متفرق می سازند، بی تردید عملی ضداسلامی انجام داده اند و به تعبیر امام خمینی(ره): «او نه شیعه است و نه سنّی».7
از آنجا که اسلام از این درگیری ها و فرقه گرایی ها، صدمات بسیاری دیده، باید برای رفع آنها کوشید. در اینجا به برخی رویکردها در تقریب اشاره می شود:
1. تکیه بر مشترکات و ترک اختلافات؛ باید مسائل مورد اشتراک را گرفت و تمامی موضوعاتِ اختلافی را دور ریخت.
2. مکتب سلفیّه: این راه که قدمتی هزارساله دارد، نیز برای اتحاد مسلمانان مطرح شده و در عصر ما نیز عده ای از علمای اهل سنت بر آن تکیه می کنند.منظور از سلفیّه، همان صحابه پیامبر و تابعین آنها هستند. می گویند پیش از اینکه مذاهب پیدا شود، مسلمانان به چه اصول و اعتقادی باور داشتند و عمل می کردند. ما نیز باید همان را اخذ کنیم و مذاهب را رها کنیم.
3. ترجیح و اختیار یک مذهب؛ غالب پیشوایان مذاهب در گذشته و حال، طرف دار آن هستند.
4. ادغام مذاهب و مصالحه میان آنها. راه های یاد شده، مبنای علمی ندارند.
5. تبیین و توضیح اختصاصات مذاهب برای دیگران، توسط علما و احتراز از شایعات و تهمت های رایج درمیان پیروان یک مذهب، نسبت به دیگر مذاهب.
فواید تقریب
با حصول وحدت و تقریب مذاهب اسلامی، ثمرات و فواید ذیل بر آن مترتب می شود:
1. فراهم گشتن شناخت مبانی و منابع اجتهادی (استحسان، مصالح مرسله و...)که پس از عصر تشریع به وجود آمد و موجب اختلاف آرا شد.
2. فراهم شدن زمینه دستیابی به حقایق و واقعیت های اسلامی در ابعاد گوناگون، از راه تبادل افکار و اندیشه های مختلف عالمان مذاهب اسلامی.
3. نزدیکی آرا و نظریات عالمان اسلامی در اغلب مسائل نظری و اختلافی، در ابعاد گوناگون علمی، فرهنگی، فقهی و...
4. تبدیل دشمنی ها به دوستی، و دورشدن انگیزه های غیر علمی، در مقام تحقیق و پژوهش.
در پایان به پیام امام خمینی(ره) در آستانه مراسم حج سال 1401 اشاره می شود که فرمودند: «طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی از جنایاتی است که به دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود می برند، و عمال از خدا بی خبر آنان، از جمله وعاظ السلاطین ریخته شده و هر روز بر آن دامن می زنند».
در جای دیگر هم فرمودند: «ما می خواهیم که حکومت اسلامی را مطابق اصول اساسی، آن طور که بر پیامبر نازل شده است، برقرار سازیم و در نزد ما شیعه و سنی فرق ندارد؛ چراکه این مذاهب زمان پیامبر وجود نداشته اند».10
|