انگار بیآبی و نبود بهداشت و آموزش و به سرنوشت اهالی گشت و سراوان سنجاق شده است؛ مردمی که برای زندگیشان سختیهای زیادی میکشند اما هنوز با تمام پیشرفتهایی که در شهرهای بزرگ و کوچک شده است، از امکانات اولیه محروم هستند.
به گزارش ، روزنامه فرهیختگان نوشت: رانندهای که در جاده سراوان به گشت کار میکند، در مورد وضعیت جوانان این شهر گفت: «ما هم دلمان کار میخواهد، ما هم دلمان میخواهد در آسایش و رفاه باشیم نه در این که جاده بیآب و علف کار کنیم. انگار ما فراموششدگان هستیم.» شاید این درددل خیلی از اهالی شهرهای گشت و سراوان باشد، جوانهایی که درس خواندهاند اما مجبورند برای امرارمعاششان کارهایی انجام بدهند که دوست ندارند.
اولینهای گشت
اولین مدرسه یا همان کلاس دولتی غیررسمی گشت سال 1316 توسط علیاکبر حسینبر افتتاح شد. در آن سالها حسینبر هم کار مستخدمی انجام میداد، هم مدیر بود، هم معلم. این شیوه تا سه سال ادامه داشت تا اینکه در مهر 1319 اولین دبستان دولتی به صورت رسمی به نام خیام در شهر گشت افتتاح شد.
اولین فضای آموزشی چهار کلاس به صورت خشتی و گلی در سال 1336 توسط رئیس فرهنگ وقت، به پیشنهاد پسند ملکزاده مدیرآموزگار وقت ساخته شد.
در سال 1338 اولین مدرسه دولتی به سبک جدید با مصالح سیمان و آجر و سقف آجری با تیرآهن ساخته شد. از آنجا که این شهر، یک شهر مذهبی بود، والدین از فرستادن فرزندان دختر و آموزش توسط مردان جلوگیری میکردند.
اولین آموزگاران زن به نامهای بهجت زهرایی و گلی ریگی در سال 1350 مشغول به کار شدند.
به داد کودکان سراوان برسید
دلش با تک تک کودکان سراوان است، همانهایی که با مشکلات اوتیسم، ناشنوایی و... به دنیا میآیند و هیچکس به دادشان نمیرسد. مرضیه رحمانی یکی از معلمهای سراوان است، که دغدغه حال و روز دانشآموزان سراوان را دارد. رحمانی گفت: «کاش اینجا هم مانند مرکز استانها امکاناتی برای شناسایی کودکان اوتیسم وجود داشت، شاید باورتان نشود اما من خودم از کتابهایی که خوانده بودم، کودکان اوتیسمی سراوان را شناسایی کردم اما متاسفانه قانون اجازه نمیدهد آنها در مدارس عادی ثبتنام شوند، به همین خاطر ترک تحصیل کردهاند.» او ادامه میدهد: «سراوان مشکلات زیادی دارد، یکی از آنها نبود شنواییسنج برای کودکانی که تازه به دنیا میآیند، است. این در حالی است که اگر از طرف بهزیستی این کار انجام شود و از ابتدا بدانیم که دانشآموزی شنواییاش ضعیف است به سمت درستی هدایت میشود نه اینکه وارد مدارس عادی شوند و به دلیل اینکه نمیشنوند از درس فراری شوند.» دانشآموزان سراوان با محرومیتهای زیادی روبهرو هستند، محرومیتهایی که باعث میشود پسران به سمت کار و دختران هم به سمت ازدواج در سن کم بروند. سرنوشتی که خیلی از اهالی سراوان به آن دچار شدهاند و بسیاری از آنها معتقدند که اگر آموزش درستی بود یا وضعیت بهداشتی بهتری داشتند آیندهشان با گذشتگان متفاوتتر بود نه اینکه همان کار و همان سرنوشت را داشته باشند.


برای دیدن در سایز واقعی بر روی عکس ها کلیک کنید