امروز در جریان اصلاحات شخصیت های مختلف درباره ضرورت
گفتوگو با ارکان و نهادهای حاکمیتی و جریان سیاسی رقیب صحبت می کنند. به نظر من امروز
آن طور که باید بین جریانات سیاسی به دلایل مختلف اعم از رقابت، گفتوگو وجود ندارد.
اگر گفتوگویی در میان آنها برقرار باشد بسیاری از مسائل و مشکلات کشور در مسیر توأم
با تفاهم ملی می تواند حل شود. اما وقتی گفتوگویی نیست نه تنها این
مشکلات حل نمی شود، بلکه ابعاد آن روز به روز به علت شکاف های اجتماعی گسترش پیدا
می کند و حل مشکلات با ناهمواریهای جدیتری مواجه می شود.
گفتوگوی جریانات سیاسی با یکدیگر به نقاط مشترک
در دیدگاه ها، تفاهم و همدلی می انجامد و این اتفاق می تواند راهکار رفع بسیاری از
چالش ها و مشکلات جامعه را تسهیل و هموارتر کند. متأسفانه سیاسی شدن همه امور در کشور
ما خودش مسئله است. حال آنکه بیکاری، فقر، اعتیاد، بحران آب و معضلات محیط زیستی
از جمله موضوعات و مباحثی هستند که جناح های سیاسی می توانند بنشینند و با گفت و گو و
تفاهم به راهکار مشترک برسند.
اگر نگاه و رویکرد ما تقویت منافع و امنیت ملی کشور باشد، گفتوگوی ملی بین جریانات منجر به استفاده از مجموعه کسانی می
شود که می توان از ظرفیت و توان آنها برای خدمت به ملت و کشور استفاده کرد. اما در
مقابل، اولین نتیجه تقابل حذف و گوشه نشین کردن این ظرفیت ها است.
اگر واقع بینانه بنگریم متوجه می شویم، از کدام
طریق قادر به رفع چالش های کشور خواهیم بود. قطعا رسیدن به درک مشترک از ظرفیت ها
برای مواجهه با مشکلات، شکافهای داخلی، چالش های منطقه و توجه به اولویت های کشور با
گفتوگوی ملی محقق می شود. براساس این درک مشترک، رسیدگی به مسائل، معضلات و آسیب
های مختلف از اولین کانونهای اجتماعی کشور یعنی خانواده شروع و سپس همه حوزه ها را در
بر می گیرد. در واقع به هم افزایی ملی می انجامد و نهادهای حاکمیتی برای رفع
مشکلات و چالش های سیاست داخلی و سیاست خارجی و رفع تهدیدات داخلی و خارجی کمک
خواهند شد.
*عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی
27214